در فقدان دستاوردهای دموکراتیک پیشرفته و ادغام امر سیاسی و امر فرهنگی، قدرت هر چقدر بزرگ‌تر و غیر قابل کنترل‌تر شود، خطر تخریب آن، چه نسبت به جامعه و چه نسبت به خودش بیشتر می‌شود و درست برعکس رشد و اعتلا در حوزه فرهنگ، جامعه را هر چه بیشتر خلاق، پویا و زایا می کند. دراین فضا می توان از امر فرهنگی می‌توانیم به مثابه یک فرایند «خودزایشی» صحبت کرد.

گروه اندیشه: 

دکتر ناصر فکوهی، استاد تمام انسان شناسی و فرهنگ دانشگاه تهران در صفحه شخصی خود بحث کوتاهی را در مورد «نسبت امر سیاسی و امر فرهنگی» منتشر کرده است و معتقد است افزایش قدرت سیاسی منجر به خود ویرانگری و افزایش قدرت فرهنگی زمینه ساز افزایش خلاقیت، پویایی و زایی در جامعه است و به تعبیری امر فرهنگی را بر امر سیاسی  برتری می دهد:

امر سیاسی بنا بر تعریف و براساس ذات خویش،‌ می‌تواند امری «خود ویرانگر» باشد، بدین معنا که به دلیل روش‌ها و رویکردها و سازوکارهایی که به اجرا در می‌آورد، سبب نابودی خودش شود. با افزایش قدرت، به صورت متناقضی، قابلیت «حفظ» آن کاهش یافته و امکان نابودی آن افزایش می‌یابد. هرچند باید دقت داشت که نابودی قدرت بیشتر از آنکه به گونه مطلق اتفاق بیافتد به صورت حرکتش به صوی آنومی روی ‌می دهد.

این در حالی است که دقیقا برعکس از امر فرهنگی می‌توانیم به مثابه یک فرایند «خودزایشی» صحبت کنیم، یعنی فرایندی که با رویکردها و سازوکارهای خویش، هر چه بیشتر سبب تقویت و رشد هر چه بیشتر آن می‌شود. به عبارت دیگر در فقدان دستاوردهای دموکراتیک پیشرفته و ادغام امر سیاسی و امر فرهنگی، قدرت هر چقدر بزرگ‌تر و غیر قابل کنترل‌تر شود، خطر تخریب آن، چه نسبت به جامعه و چه نسبت به خودش بیشتر می‌شود و درست برعکس رشد و اعتلا در حوزه فرهنگ، جامعه را هر چه بیشتر خلاق، پویا و زایا می کند. با این وصف، در جهان امروز، این «افزایش» نیز باید شکل شبکه‌ای و نه متمرکز و شکلی «ذره‌ای» و نه «یک‌پارچه» و شکل «خودانگیخته» و نه «ساختگی» داشته باشد. نظام‌های سیاستگزاری در هر دو مورد اگر در نقش  های تسهیل‌گر باقی بمانند اسباب  بهتر شدن وضعیت و اگر در مقام تصدی گری قرار بگیرند اسباب  سقوط خواهند شد