به بهانه درگذشت نیومی کویین (Naomi Quinn)

قهرمان انسانشناسی شناختی

اندیشه /
شناسه خبر: 484522

نیومی کویین، متولد ٢٢ جولای ١٩٣٩ استاد بازنشسته دپارتمان انسان شناسی دانشگاه دوک آمریکا است که ٢٣ ژوئن ٢٠١٩ چهره در نقاب خاک کشید.او از چهره های معروف و موثر در حوزه انسانشناسی شناختی و روانشناسی بود که می توان جایگاه او در این حوزه را با جایگاه آنتونی گیدنز در جامعه شناسی معاصر مشابه دانست. نام نیومی کویین چند سالی است که با آثار تالیفی و ترجمه ای دکتر لیلا اردبیلی به گوش علاقه مندان به حوزه انسان شناسی و زبان شناسی شناختی در ایران رسیده است.

گروه اندیشه:

خبر درگذشت نیومی کویین (Naomi Quinn) نه تنها اندوه عمیقی را بر دل من و سایر دوستانش گذاشت، بلکه بهانه ای شد به معرفی کوتاه او بپردازم. آغاز آشنایی من با نیومی کویین به ارتباط مجازی ما از سه سال پیش یعنی جولای 2016 بازمیگردد. این آشنایی به حضور من در دانشگاه دوک و کار کردن در دفتر شخصی نیومی کویین برای مدت چهار ماه منجر شد. در این یادداشت کوتاه سعی می کنم باتوجه به تجربه زیسته ام به معرفی کوتاهی از ویژگی های فکری و شخصیتی او بپردازم. 

نیومی کویین، بیش از هرچیز برای من مصداق واقعی یک «دانشگاهی کنشگر» بود. منظور من از دانشگاهی کنشگر کسی است که اولا، میان اندیشه ها و کنش هایش پیوندی ارگانیک برقرار است، و ثانیا، برای نقد شرایط موجود و ایجاد تغییر در هر دو بعد نظر و عمل تلاش می کند. 
 اولین جنبه از کنشگری نیومی کویین در نوآوری های تئوریک و روشی او در حوزه انسان شناسی شناختی و مدل های فرهنگی بازتاب یافته است. کویین در ایمیلی برای من نوشته بود، «من تمام سال های تحصیلات تکمیلی ام را صرف تحلیل خویشاوندی کردم. جای چیزی در بین آن تحلیل ها خالی بود، اما سال ها طول کشید تا فهمیدم جای چه چیزی!». نیومی کویین در مقاله خود در کتاب «درآمدی بر انسان شناسی شناختی» توضیح می دهد که در دهه 70 و 80 میلادی در کنار سایر انسان شناسان شناختی با بازاندیشی انتقادی در رویکردهای تئوریک و روشی موجود، تحولات پارادایمی این حوزه از دانش را رقم زد. کویین در جستجوی یافتن «معانی فرهنگی»، از تحلیل سطحی اصطلاحات خویشاوندی گذر کرد و به سراغ تحلیل مدل های تصمیم گیری رفت. اما پس از مدتی نتیجه گرفت که «تصمیماتی که افراد می گیرند، نوک قله یک کوه یخ است» در حالی که او می خواست «کوه یخ» را تحلیل کند. این تردید به تحول بنیادینی در حوزه کاری او یعنی کشف طرحواره های زیرین دانش فرهنگی از طریق تحلیل الگوهای استعاری و استدلالی موجود در گفتمان منجر شد. بنابراین، نیومی کویین در مقابل نارسایی و نابسندگی پارادایم موجود به شکل فعالانه ای به کنشگری علمی پرداخت. بخش مهمی از این کنشگری، تمایل و تلاش او برای اتخاذ رویکردهای میان رشته ای بود. این تمایل او را، در شرایطی که انسان شناسی کلاسیک تحت سیطره رویکرد ضد روان شناسانه کلیفورد گیرتز بود، به سوی رویکردهای روان شناختی و عصب شناختی سوق داد. کتاب مشترک او و کلودیا استرواس تلاشی برای ارایه تحلیلی شناختی از معانی فرهنگی براساس رویکرد ارتباط گرایی به عملکرد مغز بشر است. نیومی کویین در جدیدترین مقاله خود (منتشر نشده) به بازخوانی نتایج پژوهش خود بر روی مدل فرهنگی ازدواج در امریکا براساس رویکرد روان شناسی تکاملی می پردازد و استدلال می کند که ویژگی های مدل فرهنگی ازدواج در میان امریکاییان، تنها برآمده از فرهنگ امریکایی نیست، بلکه از مکانیسم های روانی و عام نوع بشرنیز تاثیر پذیرفته است. 
فعالیت های متعدد نیومی کویین در جهت ارتقای موقعیت زنان و دفاع از حقوق زنان بخش مهم دیگری از کنشگری روشنفکرانه او بود. نیومی کویین نه تنها به نگارش در حوزه زنان می پرداخت (بعنوان مثال مقاله: چرا تعداد بسیار اندکی از مدیران انجمن انسان شناسی زن هستند؟)، بلکه هم در زندگی شخصی و هم در حرفه دانشگاهی اش یک فمنیست عملگرا بود. به اصطلاح خودش، در دهه های 80 و 90 میلادی که شکاف جنسیتی بالایی در دانشگاه های امریکا وجود داشت، همواره بعنوان یک شخصیت «دردسر ساز» شناخته می شد. کسی که یا در حال راه اندازی کمپین ها و جنبش هایی علیه آزار و اذیت جنسی زنان در دانشگاه بود، و یا در حال تلاش برای اصلاح قوانینی مثل اختلاف درآمدی استادان مرد و زن در دانشگاه، مرخصی زایمان و غیره. تماشای بازی های بسکتبال زنان دانشگاه دوک در کنار نیومی کویین برایم از به یادماندنی ترین لحظه های زندگی هستند. هر سال برای حمایت از ورزش زنان، گران قیمت ترین بلیط ها را خریداری می کرد. کتاب های نویسندگان زن جوان را بصورت مجزا بر روی میز کوچکی در دفتر کارش چیده بود و بصورت خاص به افراد معرفی می کرد، تا فعالیت های دانشگاهی زنان را حمایت و تشویق کند.

کنشگری های نیومی کویین می تواند لیست بی انتهایی داشته باشد؛ از به فرزند خواندگی پذیرفتن نوزادی سیاه پوست گرفته، با هدف به چالش کشیدن ارزش های نژاد پرستانه جامعه امریکا، تا صرف زمان و انرژی بسیار برای خواندن و ارزیابی نوشته های ارسالی محققان و نویسندگان خارج از امریکا، با انگیزه توسعه علمی برای همه جهانیان.