تئاتر مجانی

فرهنگی /
شناسه خبر: 483151

آمار تفکیکی اطلاعات فروش و تعداد تماشاگر تماشاخانه‌های اداره‌کل هنرهای نمایشی تا روز جمعه ۳۱ خرداد نشان می‌دهد تعداد زیادی از بلیت‌های آثار نمایشی بلیت میهمان بوده‌اند.

اقتصاد تئاتر یک مقوله تخصصی است و من بر اساس تجربه شخصی یک کارگردان و نویسنده خدمت‌تان عرض می‌کنم. از آنجا که این رشته فعالیت را در جریان خدمات تأمین‌اجتماعی و وزارت کار و روال اداری با عنوان شغل نمی‌شناسیم، مقتصد تئاتر نداریم یا جریانی پژوهشی برای آسیب‌شناسی اقتصاد در این رشته به طور مستمر و جدی نداریم پس باید براساس تجربه‌های شخصی صحبت کنیم. چرا که ما تئاتری‌ها حتی خودمان ارزش مادی اثر را جدی نمی‌گیریم. بار‌ها شنیده‌ام که تئاتری‌ها خود می‌گویند باید برای معیشت، شغل دیگری داشت و تنها از تئاتر لذت برد. بله تئاتر لذتبخش است اما اگر طبق واقعیت تئاتر را عاملی فرهنگساز و فرهنگ را مقوله‌ای آموزشی و ضروری برای جامعه علاقه‌مند به پیشرفت بدانیم، اهمیت آرامش زندگی اهل آن بر ما روشن می‌شود و اقتصاد درست اعتماد می‌آورد. تا به حال ندیده‌ام پزشکی از دوستان خود حق ملاقاتش را نگیرد یا کسی علاقه‌مند باشد که به دیگران خدمات مجانی ارائه دهد. اما در تئاتر ما این موضوع بسیار دیده می‌شود که گروه اجرایی سرویس‌هایی ویژه همچون بلیت مجانی یا همان بلیت میهمان دارند.اما این اتفاق برای تئاترهای صحیح و با کیفیت صدق نمی‌کند چون گاهی بلیت آنها گیر اعضای گروه هم نمی‌آید چه برسد به میهمان‌ها. پر کردن سالن در شهری مثل تهران که نمی‌دانیم از هشت و نیم میلیون جمعیت آن چند نفر اصلاً می‌دانند تئاتر چیست و ضرورت بر صحنه بودن تئاتر به جز یک سرگرمی شبانه در چیست؟ هزینه‌های اطلاع رسانی، کمبود مدیران روابط‌عمومی کارآزموده، معدود بودن مدیرتولید و تهیه‌کننده تئاتر و تولید بدون برنامه استراتژیک اقتصادی تئاترها، سرمایه‌گذاری کلان در سیرک‌هایی شبیه به تئاتر و عدالتی که میان گروه‌های خودی جریان دارد، می‌تواند عوامل آسیب اقتصادی در تئاتر ما باشد. اگر بر این باور باشیم که تئاتر صرفاً برای تئاتری‌ها روی صحنه نمی‌رود و به جای در نظر گرفتن کسر زیادی از بهترین صندلی‌ها برای میهمانانی که عموماً از اقوام کارمندان سالن یا افراد غیر مرتبط هستند، برای استادان و افرادی که دوست داریم نمایش ما را ببینند و احتمالاً آنها توان یا فرهنگ خرید بلیت ندارند خودمان دست به جیب شده و بلیت میهمان خود را تهیه کنیم وگرنه کیفیت کارمان را آنقدر بالا ببریم که همچون یک خوراک لذیذ از جنس آگاهی و به قول هملت در نمایشنامه شکسپیر «... همچون خاویار که به مذاق عوام الناس خوش نمی‌آید اما چون داروی روان بر آگاهان آگاهی می‌افزاید...» کار معیشتی و شورانگیز خود را به صحنه ببریم.