علی اکبر فرازی در گفتگو با "ایران"نشست گروه ۲۰ را بررسی کرد

ترامپ؛ مخرج مشترک اختلافات

بین الملل /
شناسه خبر: 483106

نشست دو روزه سران گروه 20 با حضور رهبران، آمریکا، اتحادیه اروپا، فرانسه، انگلیس، آلمان، ایتالیا، چین، ژاپن، روسیه، عربستان، اندونزی، استرالیا، ترکیه، برزیل، آرژانتین، کانادا، هند، کره جنوبی، آفریقای جنوبی و مکزیک در حالی عصر شنبه29 ژوئن به کار خود پایان داد که از یک سو به نظر می رسد اکثر اعضای این گروه اختلاف نظر جدی با سیاست ها و نگاه دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا دارند.

به گونه ای که این مسئله در بیانیه پایانی هم به شدت مشهود بود. از سوی دیگر هم مسئله افزایش تنش واشنگتن و تهران بعد از اقدام ایران در ساقط کردن پهپاد آمریکایی بر این دور از نشست گروه ۲۰ سایه جدی انداخته بود؛ در این راستا "ایران" برای بررسی چهاردهمین نشست سران گروه ۲۰، گفتگویی با علی اکبر فرازی، سفیر پیشین ایران در رومانی، مجارستان و قبرس و کارشناس مسائل بین الملل ترتیب داده است که در ادامه می خوانید:

 

  • چهاردهمین نشست سران گروه ۲۰ در حالی عصر شنبه 30 ژوئن در شهر اوساکای ژاپن  به کار خود پایان داد که به نظر می رسد نتوانست برای حل اختلافات پررنگ اعضای خود با مخرج مشترک دونالد ترامپ اتفاق خاصی را صورت دهد، به گونه ای که این اختلاف نظرها در بیانیه پایانی هم مشهود بود. در سایه این میزان از گسل سیاسی و دیپلماتیک میان رئیس جمهوری ایالات متحده با اعضای گروه 20، آیا میتوان گفت که جایگاه واشنگتن در مناسبات جهانی با یک تزلزل و انزوای جدی، آن هم در آستانه انتخابات 2020 روبه روست؟

خیر من چنین اعتقادی ندارم، چرا که دونالد ترامپ با یک نگاه اقتصادی به مناسبات سیاسی و دیپلماتیک نگریسته است. پیرو این نکته وی از همان لحظه آغاز به کار خود تا به امروز بر این عقیده استوار بوده است که هر کشوری از هر نقطه جهان که به دنبال گسترش چتر امنیتی و حمایتی ایالات متحده آمریکا از خود ست باید بهای آن را بپردازد و هیچ فرقی نمی کند که این کشور از آسیای جنوب شرقی باشد، یا خاورمیانه یا کشورهای اروپایی.

با این نگاه ترامپ دست به فروش سلاح در سطح کلان و گسترده به عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت، قطر و نظایر آن دارد یا کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی و تایوان باید بهای حضور آمریکا در برابر چین را در شرق آسیا بپردازند، کما این که اختلاف نظر اروپایی ها در مسئله ناتو و نیز جنگ تعرفه ای قاره سبز و چین هم با ترامپ در همین قالب می گنجد. از این رو اگرچه اکثر قریب به اتفاق اعضای گروه ۲۰ در این دوره و دوره‌های پیشین اختلاف‌نظر پررنگ در ابعاد مختلف با دونالد ترامپ داشته و دارند اما نمی‌توانیم مسئله را باعث نگرانی رئیس جمهوری امریکا بدانیم. شما به ارتباط مخرب و تاثیر سوء گسل اعضای گروه 20 بر جایگاه ترامپ در انتخابات 2020 آمریکا اشاره داشتید، اتفاقا این نگاه رئیس جمهوری آمریکا اکنون و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۰ به شدت کارایی خود را نشان داده است، چون ترامپ یقیناً از دل این نوع نگاه توانسته است اقتصاد آمریکا را در یک نگاه نسبی متحول کند و  به تبع آن مسئله اشتغال و مسکن را تا حدی حل نماید. لذا افکار عمومی آمریکا واکنش منفی به این اختلاف نظر دونالد ترامپ با جامعه جهانی ندارند.

---

 

  • در یک بررسی کلی سنگینی کفه کدام یک از تحولات می تواند باعث پیروزی و یا شکست دونالد ترامپ در انتخابات پیش رو شود؛ اقدامات مثبت وی در حوزه معیشت و اقتصاد آمریکا و یا شکست های دونالد ترامپ در حوزه سیاست خارجی؟

یقیناً سنگینی کفه افکار عمومی داخلی ایالات متحده آمریکا در انتخابات پیش رو بسیار موثرتر است تا جایگاه دونالد ترامپ در مناسبات جهانی، چراکه نوع واکنش و میزان استقبال رای دهندگان آمریکایی است که می تواند باعث پیروزی و یا شکست دونالد ترامپ در انتخابات پیش رو شود. در این راستا اقدامات و تصمیمات دونالد ترامپ در سه سال گذشته توانسته است تا اندازه ای نگاه مردم آمریکا را نسبت به خود تغییر دهد. لذا رئیس جمهور آمریکا وضعیت چندان بد وناامید کننده ای برای انتخابات سال ۲۰۲۰ ندارد. به نظر من اتفاقا هر چه به زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نزدیک‌تر شویم شدت این سیاست‌های دونالد ترامپ افزایش پیدا خواهد کرد، چرا که همین سیاست‌ها باعث ورود سرمایه به ایالات متحده آمریکا شده است. از این رو احتمال دارد که سطح گسل میان ایالات متحده آمریکا با چین، روسیه، کشورهای اروپایی، به خصوص تروئیکای قاره سبز(آلمان، فرانسه و انگلستان) و دیگر بازیگران فرامنطقه ای افزایش پیدا کند که البته برای دونالد ترامپ چندان اهمیتی ندارد.

 

  • اما این نوع راهبرد و استراتژی دونالد ترامپ می تواند آثار مخرب خود را هم به دنبال داشته باشد، طوری که سنگینی کفه اقدامات مثبت ترامپ در حوزه اقتصاد و معیشت آمریکایی ها را هم تحت الشعاع قرار دهد. این مسئله در جنگ تعرفه ای پکن – واشنگتن مشهود است؟

پیش از پاسخ به سوال لازم است عنوان کنم که تمام نکات یاد شده من دال بر تایید دونالد ترامپ نیست، بلکه من در این گفته‌های خود به دنبال تبیین شرایط و جایگاه رئیس جمهور آمریکا هستم. اما در پاسخ به سوال شما من هم منکر برخی از آثار مخرب و سوء سیاست ها ونگاه دونالد ترامپ بر مناسبات و معادلات جهانی نیستم. ولی در عین حال من معتقدم که راهبرد رئیس جمهوری‌ آمریکا علیرغم تمام کاستی ها و معضلات ریز و درشت دارای یک امتیاز به نام بازسازی و انعطاف پذیری است. یعنی دونالد ترامپ این توانایی را دارد که در لحظه و متناسب با اقتضائات، سیاست و راهبرد خود را در سطح تاکتیکی تغییر دهد و این مسئله را بارها شاهد بوده ایم. چنانی که در جنگ تعرفه ای واشنگتن – پکن شاهد هستیم که دونالد ترامپ در چند مقطع با تغییر مواضع خود از شدت یافتن آن جلوگیری کرد. در این راستا زمانی که دونالد ترامپ تعرفه های سنگین روی کالای تجاری چینی وضع کرد از آن سو چین هم با اشراف به مناسبات تجاری خود با ایالات متحده آمریکا در یک مقابله به مثل تعرفه های خود را بر روی کالاها، به خصوص کالاهای مصرفی وضع کرد. همین مسئله باعث شد ایالتهایی از آمریکا که کانون تولید و صادرات مواد و کالاهای تولیدی کشاورزی و دامی به چین هستند با مشکلاتی روبه رو شوند که به اعتراض وانتقاد به کاخ سفید کشیده شد. اما دونالد ترامپ برای حفظ جایگاه خود در میان رای دهندگان آمریکایی یقینا در آینده با برخی تصمیمات مانند کاهش فشار بر چین، به خصوص در مسئله هواوی باعث تعدیل نگاه پکن خواهد شد. به هرحال چین هم یک فرصت طلب به معنای واقعی است و بعد از جنگ جهانی دوم برای توسعه و گسترش نفوذ خود در حوزه تجاری و اقتصادی به دنبال حفظ راهبرد احترام متقابل و سیاست کاهش تنش بوده است. اتفاقاً دیدار شی جین پینگ، رئیس جمهور چین با دونالد ترامپ در حاشیه نشست سران گروه ۲۰، آن هم در روزهایی که جنگ تعرفه ای که واشنگتن و پکن در حال شدت یافتن است، می تواند نشانه ای از این تحلیل باشد. البته یک نکته بسیار مهم را نباید فراموش کرد که یک بُعد دیگر تنش چین وایالات متحده علاوه بر جنگ تعرفه ای به مناسبات امنیتی و نظامی، به خصوص در مسئله دریای جنوبی چین باز می گردد. در این راستا یقیناً دونالد ترامپ همان راهبرد سنتی خود را برای کسب هزینه از ژاپن، کره‌جنوبی و تایوان برای تداوم و گسترش چتر امنیتی خود در برابر چین خواهد داشت.

 

  • نکته بسیار مهم دیگر به تصمیم و اقدام 24 ژوئن(3 تیر) شورای اروپا در خصوص لغو تحریم ها علیه روسیه باز می گردد که پس از بالا گرفتن تنش‌ها در اوکراین در سال ۲۰۱۴ این شورا تحریم‌هایی را علیه مسکو وضع کرده بود. آیا این اقدام شورای اروپا، آن هم 4 روز پیش از برگزاری نشست گروه 20 نتیجه مستقیم رفتارها و اقدامات دونالد ترامپ نیست؟

 

یقینا به هر میزان سیاست های دونالد ترامپ به افزایش گسل میان قاره سبز با ایالات متحده آمریکا بینجامد از آن سو بین کشورهای اروپایی، به خصوص تروئیکای اتحادیه اروپا  (لندن، پاریس و برلین) به دنبال پیگیری سیاست موازنه سازی با بازیگری به نام روسیه هستند. در این راستا قاره سبز به این نتیجه رسیده است که امنیت جمعی خود را بعد از اختلاف نظر آمریکا و اروپا بر سر مسئله ناتو در یک همزیستی با روسیه پیدا کنند. از این رو قاره سبز به دنبال کاهش تنش با مسکو است. لذا شاهدیم که مسئله اوکراین دیگر آن حساسیت سابق را ندارد و فقط برخی اتفاقات مانند ترور سرگئی اسکریپال در انگلستان حواشی را به دنبال داشت که البته با دیدار ترزا می و ولادیمیر پوتین در حاشیه اجلاس گروه ۲۰ این مسئله تا اندازه‌ای حل شد.

ولی در این میان نکته بسیار مهمی که نباید فراموش کرد به این مسئله باز می‌گردد که اساساً اروپا همسویی و خوانش پررنگ‌تری با ایالات متحده آمریکا دارند تا با روسیه. از این رو  فارغ از مناسبات انرژی و گازی اروپا و روسیه، قاره سبز همواره از نظر سیاسی، دیپلماتیک و اقتصادی خود را متعهد به سیاست‌های آمریکا می داند. با این وصف این دست اقدامات شورای اروپا در لغو تحریم های روسیه می‌تواند در حوزه اقدامات تاکتیکی و مقطعی قلمداد شود تا دوران دونالد ترامپ پایان یابد.

---

 

  • در خصوص خرید سامانه موشکی اس - ۴۰۰ ترکیه از روسیه چطور، چون این مسئله سبب شده است که اختلاف نظر جدی میان اردوغان و دونالد ترامپ شکل گیرد، به گونه‌ای که اکنون واشنگتن از تحویل هواپیمای اف - ۳۵ به آنکارا خودداری می‌کند. این مسئله در دیدار روسای جمهور دو کشور هم در حاشیه اجلاس گروه ۲۰ مطرح شد. آیا آنکارا هم مانند قاره سبز به واسطه نگاه واشگتن به سمت مسکو نرفته است؟

نکته بسیار مهم سوال شما به شباهت سیاست‌های پراگماتیک اردوغان و دونالد ترامپ باز می گردد. من معتقدم که رئیس جمهور ترکیه هم با نگاه فرصت طلبانه، سعی دارد از همه حوزه های قدرت در جهان به منظور افزایش نفوذ خود کمال استفاده را ببرد. یعنی به همان اندازه که به دنبال افزایش مناسبات خود با ناتو و همچنین ایالات متحده آمریکا است، در تلاش است با پیگیری سیاست و راهبرد نگاه به شرق، مناسبات خود را هم با افزایش روابط با بازیگرانی مانند پکن و مسکو بیش از پیش محقق کند.  

 

  • به مناسبات مسکو و واشنگتن نگاهی داشته باشیم. در این رابطه دونالد ترامپ در مواضع عجیب در حاشیه نشست سران گروه 20 و در جریان دیدار با ولادیمیر پوتین، رئیس‌ جمهور روسیه خواهان عدم مداخله روس ها در انتخابات 2020 آمریکا شد. دلیل یا دلایل این مواضع ترامپ در دیدار یا همتای روسیش چه بود؟

به نکته بسیار مهمی اشاره کردید. من معتقدم که هنوز دموکرات ها و جریان مخالف با دونالد ترامپ برگ‌برنده پرونده مداخله روسیه در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ آمریکا را برای خود نگه داشته اند. یعنی احتمال دارد در روزها و هفته های نزدیک به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در سال ۲۰۲۰ نتایج آن تحقیقات منتشر شود و ضربه بسیار جدی و مهلکی به جایگاه دونالد ترامپ در میان افکار عمومی آمریکایی زده شود و در نهایت باعث شکست وی گردد. اتفاقا دونالد ترامب هم با اشراف و آگاهی بر این مسئله است که پیشاپیش با اعلام چنین مواضعی در عدم مداخله روسیه در انتخابات سال ۲۰۲۰، سعی در تطهیر خود داشته است.

---

 

  • علاوه بر مخرج مشترک تاثیر مخرب سیاست ها و نگاه دونالد ترامپ بر اعضای گروه ۲۰، نکته بسیار مهم دیگری که بر این دوره از نشست سایه انداخته بود، افزایش تنش تهران – واشنگتن، بعد از اقدام ایران در ساقط کردن پهپاد آمریکایی بود. این مسئله تا چه اندازه بر این نشست و نگاه اعضا سایه انداخته بود؟

اگر نگوییم مهمترین مسئله، یقینا یکی از مهم‌ترین مسائلی که نشست اوساکا را تحت الشعاع قرار داده بود مسئله افزایش تنش ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران بود. به خصوص این مسئله برای اعضایی مانند چین، ژاپن، کره جنوبی و هندوستان از آن جهت مهم است که هز گونه ناامنی و تنش در مناسبات ایران و آمریکا می تواند آثار سوء مخربی بر امنیت تنگه هرمز و خلیج فارس به عنوان یکی از مهم‌ترین راه‌های انتقال انرژی داشته باشد و به تبع آن هر گونه ناامنی در این تنگه به معنای افزایش نجومی قیمت نفت در بازارهای جهانی است که به هیچ وجه مطلوب نگاه این کشورها نیست. لذا این بازیگران در طول نشست سعی کردند به طور مستقیم و یا غیر مستقیم آمریکا را از افزایش تنش با ایران باز دارند. در کنار آن کشورهای اروپایی هم نگران اقدام ۱۶ تیرماه جمهوری اسلامی ایران در کاهش تعهدات هسته ای خود هستند، لذا اعضای اروپایی نشست گروه ۲۰ نیز در تلاش بودند که دونالد ترامپ را از هرگونه اقدام تنش‌زا با ایران منصرف کنند. در این میان تنها کشور عربستان بود که همراهی و همسویی خود را با نگاه دونالد ترامپ اتخاذ کرده بود و به دنبال یک اجماع و ائتلاف سازی علیه جمهوری اسلامی ایران در حاشیه این اجلاس بودند که نهایتاً با اختلاف‌نظر دیگر اعضا با ریاض و واشنگتن این ماموریت دونالد ترامپ و محمد بن سلمان با شکست روبه رو شد. اما به هر حال نمی‌توان اهمیت موضوع و مسئله ایران را از ابعاد مختلف بر نشست گروه 20 نادیده گرفت، چه از نگاه مسئله انرژی و چه از حوزه برجامی و امنیت سیاسی و دیپلماتیک برای اروپایی ها.

 

 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.