اجرای نافرجام قانون بدون عدالت

فرهنگی /
شناسه خبر: 481686

«سرخپوست» علاوه بر رویارویی مخاطب با دغدغه‌ای اجتماعی، به بررسی مفاهیمی بنیادین‌تر مانند عدالت، قانون و آزادی می‌پردازد. فیلم با زندان آغاز می‌شود و در ادامه با ورود مددکار، چالش‌هایی اساسی ایجاد می‌کند و ضمن تهییج عاطفی مخاطب، او را تا انتها، مشتاق و همراه خود پیش می‌برد.

این روایت آنچنان عواطف تماشاچی را درگیر می‌کند که داوری میان مجری قانون (زندانبان) و مجری عدالت (مددکار)، تبدیل به‌کار سختی شده و همین مسأله بارزترین نکته‌ای است که سرخپوست را از آثار اجتماعی چندسال اخیر متمایز می‌کند. کارگردان توانسته از زوایای متفاوت و با روایتی پدیدارشناسانه، نمادهای قدرتمندی برای ایجاد بحث پیرامون آزادی، عدالت و قانون را تولید کند. در بسیاری از سکانس‌ها،هنگام تصمیم‌گیری برای آزادی، شاهدیم که چگونه عدالت (مددکار) و قانون (مأمور زندان) که درگیر سوژه خود هستند، عدالت برای هریک از آن‌ها، شامل شیوه‌ متفاوتی می‌شود و هرکدام را در موضع تقابلی با یکدیگر قرار می‌دهد؛ به صورتی که ازهمان ابتدا، زندانبان دنبال پیدا کردن زندانی و مددکار به‌دنبال توضیح دلایل بی‌گناهی اوست و در نهایت مددکار با نشان دادن میزان اعتماد زندانیان به خودش و با دیالوگ«با مهربونی جهنم هم بهشت می‌شه» به زندانبان می‌فهماند که برای پیداکردن زندانی، باید به مددکار اعتماد کند. درواقع این روایت، نشان می‌دهد که اجرای قانون بدون همراهی عدالت، نافرجام است. فرصتی که مددکار برای فرار زندانی فراهم کرده باعث می‌شود زندانبان شاهد حقایقی درباره زندگی زندانی شود و ابعاد مختلف مجرم را با نگاه دقیق‌تری مشاهده کند. این مشاهده تا جایی پیش می‌رود که علاقه عاطفی و شخصی او به مددکار و شنیدن روایت‌ها، در نهایت حیرت، منجر به نجات زندانی از تعقیب و گریز زندانبان می‌شود و نشان می‌دهد که قرارداد اجتماعی می‌تواند غیرمطلق و در برخی مواقع ناعادلانه باشد و ابعاد مختلف شخصیت مجرم را نادیده بگیرد.