نوزادربایی نخستین گام پایمال شدن حقوق کودک

اجتماعی /
شناسه خبر: 481642
 اخیراً خبری در خصوص ربودن کودکی در یکی از بیمارستان‌ها در رسانه‌ها آمده بود، خبری که قبلاً نیز مواردی از آن را شنیده بودیم. گرچه می‌توان آن را به یک عمل مجرمانه فردی تقلیل داد و خواهان پیگیری پلیس برای یافتن کودک ربوده شده شد که قطعاً امری است واجب و لازم به پیگیری. اما در کنار این پیگیری توجه به ابعاد اجتماعی و حقوقی این مسأله نیز حائزاهمیت است.
مطابق ماده 35 پیمان نامه جهانی حقوق کودک، که به تصویب مجلس و شورای نگهبان رسیده است و بدین واسطه در حکم قانون داخلی است، «کشورهای طرف کنوانسیون تمام اقدامات ضروری ملی، دو یا چند جانبه را برای جلوگیری از ربوده شدن، فروش یا قاچاق کودکان به هر شکل و به هر منظور عمل خواهند آورد.» بنابراین دولت‌ها وظیفه دارند که شرایط حفاظت از کودکان در مقابل ربوده شدن را فراهم آورند و در مقابل این جرم پاسخگو باشند. در این مورد خاص لازم است مسئولان بیمارستان نیز در چارچوب وظایف خود در این خصوص پاسخگو باشند و فرآیندهای اجرایی در بیمارستان در جهت پیشگیری از تکرار چنین اتفاقاتی مورد بازنگری قرار گیرد.
 از نظر دیگر مفاد مرتبط با حقوق کودک نیز این مسأله قابل توجه است؛ مواردی مانند حق کودک از زندگی با خانواده، ثبت تولد بلافاصله بعد از تولد و برخورداری کودک از امکانات رفاهی مناسب و.... مواردی که حداقل در وهله اول به نظر می‌رسد این حقوق از کودک ربوده شده سلب می‌شود اما انگیزه‌های این ربودن می‌تواند بر این مسأله اثر‌گذار باشد گرچه به‌طور قطع خود این اقدام (ربودن کودک و جدا کردن او از خانواده) گام نخستین بر پایمال شدن حقوق آن کودک به شمار می‌رود.
از نظر تبیین دلایل این ربایش بواسطه نبود پژوهشی مشخص در این زمینه حتی به‌صورت مورد کاوی(مطالعه موردی) به نظر می‌رسد گمانه‌های زیادی برای این مسأله می‌توان در نظر گرفت. نخست آنکه کودکان توسط باندهای خلافکار برای سوء استفاده از آنان در اقدامات مجرمانه ربوده می‌شوند. این بدبینانه‌ترین نگاه به این مسأله است. دلیل دیگر این ربودن که احتمال بیشتری بر آن متصور است ربودن و فروش کودکان به خانواده‌هایی است که بچه دار نمی‌شوند و برای داشتن فرزند حاضر به چنین معامله‌ای هستند. گرچه ممکن است از شرایط پیشینی آن کودک خبر نداشته باشند. مثلاً به آنها گفته می‌شود که خانواده‌ای امکان نگهداری کودک را ندارند و حاضرند در قبال وجهی کودکشان را به ایشان بسپارند. البته وجه دیگری نیز ممکن است که به وجه دوم بسیار نزدیک است؛ ربودن کودک توسط خانواده بدون کودک به‌طور مستقیم.
گرچه در مورد اول حقوق کودک ربوده شده به وجه شدیدتری مورد تعرض قرار می‌گیرد اما در هر دو صورت خود ربودن کودک و جدا کردن او از خانواده اصلی کاملاً مغایر با حقوق کودکان است. اگرچه این منطق را نیز می‌توان در نظر داشت خانواده‌ای که بچه را تحویل گرفته‌اند تمامی تلاش خود را برای زندگی بهتر کودک به‌کار می‌برند و شاید بتوان آینده خوبی برای آن کودک متصور شد اما مبنای این زندگی خود در مغایرت با حقوق اولیه آن کودک به‌شمار می‌رود.
در پایان ذکر این نکته ضروری است که باید آگاهی و آموزش‌های لازم به خانواده‌ها داده شود که در مراقبت بیشتر از فرزندانشان در هر سنی بتوانند نقش مؤثرتری بازی کنند. این آموزش‌ها در کنار آموزش‌های فرزند پروری می‌تواند در آغاز تشکیل خانواده توسط نهادهای مرتبط ارائه شود و در کنار آن رسانه‌های مختلف نیز بنا به وظیفه‌ای که در این زمینه دارند در بسط این آموزش‌ها اقدام لازم را به عمل آورند.