خواب‌های آشفته ترامپ برای ایران

سیاسی /
شناسه خبر: 479784

تردیدی وجود ندارد که ترامپ با خروج یکجانبه از برجام، خواب‌های بسیار بدی را برای ایران دیده بود؛ پیش‌بینی او حرکت احساسی و غیر معقول ایران و آتش زدن برجام بود. چنین واکنشی از سوی ایران، کلید تعبیر خواب‌های ترامپ بود، چرا که می‌توانست بار دیگر اجماع جهانی علیه ایران را موجب شده و قطعنامه‌های 16 گانه لغو شده علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل را احیا کند.

در چنین حالتی، ایران بار دیگر زیر فصل 7 منشور سازمان ملل قرار گرفته و زمینه حمله توجیه‌ پذیر به ایران در هر زمان و از سوی هر کشور یا ائتلافی از کشورها فراهم می‌شد. خویشتنداری ایران و رفتار منطقی و معقولانه آن با باقی ماندن در برجام، امریکا را در تقابل با ایران تنها گذاشت و برای اولین بار اروپا (هرچند در کلام) در کنار امریکا قرار نگرفت. غیر از کشورهای معدودی چون رژیم صهیونیستی، عربستان و امارات سایر کشورها اقدام امریکا را نامعقول دانسته و رد کردند. رفتار و اظهارات بعدی مقامات امریکایی نشان ازعصبانیت آنها داشت، به طوری که ترامپ در یکی از سخنرانی‌هایش وبا وجود تلاش‌های قبلی برای جدا سازی حساب مردم ایران از حاکمیت، مکنونات قلبی خود را فاش کرده و مردم ایران را تروریست خواند. البته تحریم‌های گسترده اعمالی از سوی امریکا نیز مستقیماً برای مجازات همین مردم بوده است.کلام و رفتار ترامپ و دولتمردان دیگر امریکا یادآور تهدید «کاسپار واینبرگر» وزیر اسبق جنگ امریکا در سال 1366 است که گفت: «ریشه ایرانیان را می‌خشکانیم.» ترامپ شخصی را به عنوان مشاور امنیت ملی به کار گرفته است که دست کمی از کاسپار واینبرگر ندارد و بارها حرف از تغییر نظام ایران زده و با تروریست‌ترین گروهی چون سازمان منافقین همپیمان است.
پمپئو، وزیر خارجه ترامپ هم در دشمنی با ایران، کمتر از کاسپار واینبرگر و بولتون نیست، وی با طرح شروط 12گانه برای مذاکره با ایران، نشان داد که به چیزی کمتر از فروپاشی و نابودی حاکمیت و مردم ایران رضا نمی‌دهد. ترامپ در کنار پیگیری چنین سیاستی علیه مردم کشورمان، برای مذاکره با ایران نیز اعلام آمادگی می‌کند. طبیعی است که ایران هرگز حاضر به مذاکره با کشوری نمی‌شود که به هیچ تعهدی پایبند نبوده و چشم‌اندازی برای پایبندی او بر تعهدات آتی هم نیست. هر چند طی چند هفته گذشته لحن ترامپ و پمپئو نرم شده و از حجم تهدیدات جنجالی بولتون کاسته شده است، ولی رفتار قلدرمآبانه آنها ادامه دارد.شاید برخی این امیدواری را پیدا کرده بودند که سخنان مثبت ترامپ در سفر اخیرش به ژاپن و موافقت او با سفر نخست وزیر آن کشور به ایران در کنار عقب‌نشینی پمپئو از شروط دوازده‌گانه خود، نشان از پیگیری جدی مذاکره با ایران است، ولی تحریم پتروشیمی ایران، مهر باطلی بر هرگونه امیدواری زد. می‌توان گفت سوء نیت، مشی اصلی دولت ترامپ است؛ در حالی که امریکا خود از برجام خارج شده و حق اظهار نظر در این مورد ندارد، در تازه‌ ترین موضعگیری علیه کشورمان اعلام کرده است که ایران به خاطر ذخیره مازاد اورانیوم غنی شده، برجام را نقض کرده است. این در حالی است که امریکا با لغو معافیت هسته‌ای، از صدور مازاد اورانیوم غنی شده (به عنوان حق ایران در قالب برجام) جلوگیری می‌کند.
در کل نمی‌توان تناقض میان «فشار حداکثری» و دعوت به مذاکره را نادیده گرفت و فراموش کرد که امریکا با دنبال کردن سیاست ایران هراسی، چه مشکلات عمده‌ای را در منطقه به وجود آورده است. ترامپ بر این تصور است که هر چه فشار بیشتری به ایران بیاورد، ایران برای مذاکره راغب‌تر می‌شود، ولی ایران با مقاومت در مقابل این فشارها و معرفی تحریم‌ها به عنوان «تروریسم اقتصادی»، مذاکره با امریکا را مساوی با مذاکره با تروریسم دانسته و اقدام به این کار نخواهد کرد. باید گفت: تروریسم اقتصادی فراتر از هر نوع دیگری از تروریسم است، چرا که قربانی آن انبوهی از انسان‌های بی گناه است.ترامپ باید فهمیده باشد که با شانتاژ راه به جایی نمی‌برد و ایران با دولتی که به دنبال آسیب‌رسانی عامدانه به شهروندانش است، مذاکره نمی‌کند. به نظر می‌رسد ترامپ و یارانش به دنبال مذاکره واقعی نیستند و تنها به این خاطر حرف از مذاکره می‌زنند که با متهم‌سازی ایران به فرار از مذاکره، افکار عمومی را تحت تأثیر قرار داده و برای تهاجم سنگین‌تر علیه ایران، کشورهای دیگر را نیز با خود همراه سازند. مذاکره زمانی معنا پیدا می‌کند که طرف مقابل به تعهدات خود پایبند باشد و چشم‌اندازی برای اجرای توافق ها وجود داشته باشد. 
زمانی می‌توان روی مذاکره یا توافق جدید حساب باز کرد که به قول وزیر امور خارجه کشورمان، «توافق کردن فایده‌ای داشته باشد.» بنابراین ابتدا باید امریکا به برجام بازگردد، تحریم‌های ظالمانه را لغو کند و تهدیدات علیه ایران را متوقف سازد؛ در این صورت می‌توان مذاکره با امریکا را مورد بررسی قرار داد. به نظر می‌رسد دولت و دستگاه دیپلماسی با پیروی از بیانات رهبری، مسیر خوبی را در مقابل امریکا پیش گرفته‌اند و انتظار بر این است که برخی از محافل داخلی دست‌کم در این موضوع در کنار دولت و دستگاه دیپلماسی قرار گیرند و اگر حمایتی به عمل نمی‌آورند حداقل با رفتار، گفتار و اقدامات‌شان در زمین دشمن بازی نکنند.