اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۸
گوشه‌های کم ‌پیدای سینمای ایران و نکوداشت منوچهر فرید

برای اینکه از یاد نبریم

برای اینکه از یاد نبریم
امیر پوریا منتقد سینما

دومین نشست از سری نشست‌های «گوشه‌های کم پیدای سینمای ایران» به منوچهر فرید اختصاص داشت. عنوان این برنامه گویای مفهوم و ضرورت آن است و دیروز هم در مراسم این بازیگر برجسته ایرانی مقیم استرالیا به این نکته اشاره کردم که این عنوان و صفت به معنی کم فروغی چهره‌های مهجور سینمای ایران نیست و اتفاقاً دلیل این کم پیدایی غفلت ماست.

برنامه اول این نشست را به علی مزینایی تهیه‌کننده و فیلمبردار فیلم‌هایی همچون «عقاب‌ها» و «خواستگاری» اختصاص دادیم که او نیز با وجود ویژگی‌های بارزی که دارد نامش در سینمای ما مهجور مانده است. همه هدف برنامه این است که با وجود شعارهایی که می‌دهیم و اصولاً از انتشار یک پست در اینستاگرام فراتر نمی‌رود بیاییم و قدر کسانی که در گوشه و کنار برای هنر سینمای ایران زحمت‌ها کشیده‌اند را بدانیم و از آنها یادی کنیم و به بحث و تحلیل درباره اهمیت حضور آنها بنشینیم و اگر زنده و در قید حیات هستند پاسداشتی به دور از پاسداشت‌های کلیشه‌ای (که اغلب تعریف و تجمید بدون جزئیات و صرفاً کلی گویی است) از آنها داشته باشیم و اگر هم در قید حیات نیستند هم به همین شکل به بررسی و تحلیل پرونده و حضور مؤثر آنها در سینمای ایران بپردازیم. 
مثلاً وقتی تصمیم گرفتیم برنامه اول را به آقای مزینایی اختصاص بدهیم، حتی درست نمی‌دانستیم و خبر نداشتیم که ایشان ایران هستند یا نه. بعدتر که با او حرف زدم می‌گفت: «برای من این سؤال و معضل شده بود که بعد از نسل ما این‌همه فیلمبردار وارد سینمای ایران شد و همه جایزه یا تقدیری گرفتند ولی هیچ‌کس از ما یادی نکرد.» 
شاید علاقه مندان جوان سینمای ایران ندانند که مزینایی از آن نسل فیلمبردارهای شاخصی بود که به‌صورت غریزی، حسی و تجربی کار با دوربین را یاد گرفته بود و هیچ مطالعه یا دانش آکادمیکی در این حوزه نداشت و  به چهره‌ای شاخص در این حوزه تبدیل شد اما کمتر کسی از او یادی کرد. برنامه و نیازهای آن را خودم شخصاً پیگیری کردم و هر چه نیاز بود را جمع آوردی کردم و آقای فخیم‌زاده و صدرعاملی هم آمدند و از علی مزینایی و تأثیر حضورش در سینمای ایران سخن گفتند. 
برای نشست دوم هم خانه سینما به لطف آقایان منوچهر شاهسواری - مدیرعامل - و ناصر صفاریان - دبیرکانون فیلم خانه سینما - قدم جلو گذاشتند و واقعاً همکاری بسیاری کردند. منوچهر فرید چهل است که استرالیا زندگی می‌کند و کارنامه حرفه‌ای او نشان از این دارد که در بخش‌های مهمی از سینمای ایران حضور داشته و حالا در مهاجرتی ناگزیر عمر می‌گذراند. در برنامه دوم  پای گفت‌و‌گویی مفصل با او نشستم و وقتی از مهاجرتش می‌گفت با حس و حالی غریب از زندگی‌اش تعریف می‌کرد که حالا سال هاست تکنسین برق بوده و بازنشسته شده و این مسأله را برای خودش این طور حل کرده که انگار این چهل سال را در نقش یک بازیگر سابق که حالا ناچار بازیگری را رها کرده و تکنسین برق شده، ایفای نقش کرده است. 
در این برنامه علاوه بر این گفت‌و‌گوی تصویری، عکس‌های بسیاری از آلبوم شخصی‌اش را نشان دادیم و نکته قابل تأمل این بود که بسیاری از دوستان منتقد و رسانه‌ای به این نشست آمده بودند اما  از به اصطلاح چهره‌های سینمایی حتی یک‌نفر هم نیامده بود و گویی فراموششان شده که یک روز خیلی نزدیک ممکن است این اتفاق برای آنها نیز بیفتد؛ یعنی نیاز به تقدیر و یادآوری داشته باشند.
این عبارت «مهجور ماندن» برای من تعریف مشخصی دارد: این چهره‌ها با تمام اهمیتشان در هنر این مملکت اگر روزی اتفاقی برایشان بیفتد نه برایشان مراسم بزرگداشتی گرفته می‌شود و نه یادی از آنها می‌شود که آنها که بوده‌اند و چه کرده‌اند. نباید بگذاریم کسانی چون فرید ، محمد مطیع و هادی اسلامی به مهجوری عمر بگذرانند. 
این جلسه‌ها با این امید و هدف برگزار می‌شود و اگر نشست‌های «گوشه‌های کم پیدای سینمای ایران» به حوزه‌های دیگر مثل ادبیات و موسیقی هم راه پیدا کند و دوستان دیگر نیز چنین کارهایی انجام دهند فکر می‌کنم به هدف خود رسیده‌ایم. این‌طور نشست‌ها برای آنکه تلاش کنیم این افراد شاخص و تأثیرگذار مورد غفلت قرار نگیرند و آنها را در حافظه زیستی هنر امروز به فراموشی نسپاریم.
کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.