سیطره زاغه نشینی فکری

اجتماعی /
شناسه خبر: 479414

پیشتر به حال مسیحیان قرون وسطی رحم مان می‌آمد که زمین‌های بهشت را می‌خریدند؛ حال این اتفاق به نحو تازه تری در ایران رخ می‌دهد.

  این بار بسیاری از جوانان ایرانی سواد «شایستگی» را با پول می‌خرند، چرا که عیار شخصیت و پرستیژ این روزها جای خود را به داشتن مدارک دکترا و فوق‌لیسانس داده است. اگرچه دفاع از پایان نامه‌های سفارشی خیلی عجیب است و معلوم می‌شود تاکنون اساتید محترم حفظ ظاهر کرده و آنها را پذیرفته‌اند. 
این اتفاق محتاج ریشه‌یابی اساسی در زمینه‌های اجتماعی حال حاضر است که ظهور چنین پدیده‌ای را منجر شده است. این اتفاق احتمالاً از مدت‌ها پیش رواج پیداکرده و اینک به صورت یک مسأله طرح می‌شود و نیاز اساسی به دقت و بررسی جامعه‌شناسان، انسان‌شناسان اجتماعی و حتی فلاسفه علم دارد. 
نخست به ویژگی‌های اجتماعی اشاره می‌شود. بافت جامعه ایرانی پیشتر به شکل قبیله‌ای و شفاهی بود. یک قبیله حتی اگر با قبیله همسایه درگیر می‌شد، در درون خود همبستگی، احترام و نظم اجتماعی خاصی داشت. اما با رشد شهرنشینی و سرریز شدن روستاها به شهر آنها به صورت غریبه در کنار هم زندگی را آغاز کردند. آنها از هویت‌های پیشین خود تنها کار یدی و دادوستد را به یاد می‌آورند و از آن همه رشادت‌ها و سختکوشی‌ها در دامن کوه و جنگل برای آنها چیزی نماند. در نتیجه، در شهری که همه حاضرند، به جهت دوری فرهنگی، همه با هم احساس بیگانگی می‌کنند و یک جور تنهایی را تجربه کردند. در این بیگانگی گسترده‌ای که شهرها را فراگرفته، همه چیز قابل مبادله و هر فرصتی مناسب قاپیدن است. البته به مدد قوانین رسمی به برخی اصول و مقررات بخصوص در امور قضایی و مالی توجه می‌شود. اما می‌بینیم که این قواعد در امر پایان نامه، همچون بسیاری امور دیگر مغلوب شده است. 
اما این آدم‌های غریبه و بیگانه از هم، میراثدار فرهنگ ارباب و رعیتی و تجربه‌های نازل هستند، یعنی هنوز حافظه و زبانشان از طبقه پایین بودن خالی نشده است، هر چند این روزها رفاه نسبی هم دارند. همین‌ها موجب می‌شود که آن احساس اضطراب و نگرانی سال‌ها تحمل فقدان قدرت، ناتوانی، کمیابی و محدودیت‌های زمانه در ضمیرها بماند. 
دومین مشکل، مسأله بودن خود «دانش» در ایران است. گروه زیادی در جامعه ما مشتری بالقوه خدمات علمی و تخصصی‌اند، اما هنوز به جای خریدن درمان جسمی و روانی به وسیله متخصصان، روش‌های سنتی و جادویی همچون طبّ گیاهی و فال... را بر می‌گزینند. این بی‌اعتمادی نسبت به مصرف دانش و تخصص که اشتباهات علمی را هم به گردن خود علم می‌گذارند و به دنبال نظارت بر سره و ناسره نیستند. حتی نظم و انضباط نظام آموزشی نیز وارد دنیای فال و تجارت شده تا به جای یادگیری و کوشش، روش‌های پریدن از مرحله‌های سخت و دشوار را تسهیل کند.
سوم، امتیازی بود که سیاست‌های آموزشی به عموم ایرانی‌ها داد تا باقی اشخاصی که آرزوی نشستن روی نیمکت دانشگاه را دارند آن را بخرند و در آغوش علم پناه گیرند. نیمکت‌ها زیاد و حتی خالی شد، اما اخلاق مبادله، احساس ناتوانی و ضمیر مضطرّ تاوان این گشودگی را نداشته، می‌خواست روی نیمکت ننشسته، اما به آرزوها برسد. از سوی دیگر، چون خریداران این علوم، به جای محتوا به ظاهر آن قضاوت می‌کردند، فرق بین آن‌هایی که از روی نیمکت پریدند یا نشستند مشخص نشد. اینک ارزش مدرک دانشگاه و حتی مدرک‌های تخصصی هم تا حد تی‌شرت، اشیای دکوری و وسایل متفرقه پایین آمده است. 
نکته آخر این است که در طول عمر دانشگاه‌ها در جهان، اگر حوزه خود دانشگاه دچار افول ارزش‌ها شده، بخش حاشیه‌ای دانشگاه که شامل نویسندگان و محققان آزادند با مطالعات و نقدهای خود دانشگاه را از سستی به در می‌آورند. اما حاشیه دانشگاه‌های ما، توان رویارویی با این موتور ویرانگر ارزش‌ها را پیدا نکرد. چرا که شنیدن نقدهای آنها توسط ذهن‌های آلوده به جادو و فرصت‌های بادآورده بسیار سخت و دشوار است. در حالی که در تمام دنیا، ریاضت و سختکوشی زیربنای هر سرمایه تاریخی اعم از اقتصادی و فرهنگی بوده، بازار پایان‌نامه‌نویسی موجب شد جادوگرانی پیدا شوند که با آمارها و اعداد و کلمات انباشته شده در حافظه‌های کامپیوتری، مقاله، ترجمه، پایان نامه و حتی کتاب را به صورت آماده در اختیار شکارچیان فرصت و منزلت قرار دهند. 
اینک سال‌ها است افرادی تولید شده‌اند که می‌توان آنها را «زاغه‌نشین فکری» نامید؛ کسانی که امتیازهای والای شهروند دانشگاهی دارند، اما ذهن‌های ریاضت نکشیده و خام آنها برای تحلیل‌های سخت و دشوار آماده نیست. 
هم‌اینک تفکری به صورت پنهانی و در گوشی با دانشجویان رایزنی می‌کند که به جای ریاضت و درنگ و ساعت‌ها مطالعه، دنبال شکار موقعیت‌ها و امتیازات جادویی است و آنها را به گمراهی می‌کشد تا فکر کنند به راحتی می‌توانند به دکتر و مهندس تبدیل شوند. به جای حل تمرین و شب بیداری، سهل‌گیری و مراجعه به جادوگران منش دانشگاهیان را تصرف کرده است. 
شاید دهه‌ها است که به جای ریاضت‌پیشگی، زاغه نشینی فکری جایگاه‌ها و منزلت‌ها را تصرف کرده‌اند و در نتیجه قلعه علم و دانش را هم به صورت یک بنیان سست و ضعیف تبدیل کرده است. دلیل همین، بازتولید مداوم بیکاری و زاغه نشینی فکری در این سال‌ها را می‌توان ذکر کرد. به صورت تجربی، شما ممکن است با بسیاری از دانشگاه‌دیده‌هایی که نسبت به موجودیت و علم خود شک دارند و آن را بی‌فایده می‌دانند مواجه شوید. این نتیجه تبدیل شدن پریدن از روی سختی‌ها به ساختار مسلط جامعه و رونق بازار داغ جادوگران اطلاعات و ارقام است. به همین دلیل با وجود وااسفاها و مویه‌هایی که چندین سال است در مورد پایان نامه‌ها سر داده می‌شود، هنوز بازار دارد.