از هری پاترها تا اثر تازه الیف شافاک

چالش‌های ترجمه در غیاب کپی رایت

فرهنگی /
شناسه خبر: 479132

چاپ و نشر کتاب‌های پرفروش بین‌المللی در کشور ما همیشه با چالش‌ها و اما و اگرهای بسیاری همراه بوده و بخش عمده‌ای از این اما و اگرها به بحث عدم عضویت ایران در کنوانسیون جهانی حق نشر برمی‌گردد.

وجه مصداقی این ماجرا، از ترجمه آثاری منشأ می‌گیرد که در ایران چاپ و منتشر می‌شوند و نه نویسنده و نه ناشر بین‌المللی آن هیچ حقی در قبال اثری که از آنها در کشور ما ترجمه می‌شود ندارند و از طرفی دیگر، میدان نشر و ناشران ایرانی هم اصولاً به میدانی برای مسابقه تبدیل می‌شود و هر کس گوی سبقت را زودتر به‌دست بیاورد خود را به‌عنوان اولین ناشر معرفی می‌کند و قدر و منزلتی برای خود قائل می‌شود که تقریباً هیچ وجه حرفه‌ای ندارد جز بازار گرمی برای فروش.
مجموعه کتاب‌های هری‌پاتر از آن دست کتاب‌هایی بود که ناشران برای چاپ آنها و پیوستن به بازار کتاب‌های پرفروش صف می‌کشیدند و خود را ناشر رسمی این کتاب‌ها معرفی می‌کردند. از این نمونه‌ها کم نیستند. همه این تعددها و تکثرها کار را به‌جایی رساند که از یک کتاب چندین ترجمه مختلف در بازار وجود داشت و دارد و وقتی اهل فن کمی ذره‌بین روی این ترجمه‌ها گذاشتند، مشخص شد که بسیاری از آنها یا به‌صورت ماشینی و گروهی ترجمه شده‌اند یا از یک کتاب ترجمه به‌عنوان نسخه اساس الگو گرفته‌اند. نمونه نه‌چندان دور آن، ترجمه «ملت عشق» الیف شافاک است. ارسلان فصیحی که ترجمه آثار اورهان پاموک را هم انجام می‌دهد و مترجم مورد وثوق این نویسنده ترک‌ هم هست درباره ترجمه‌های رنگارنگ و بسیاری که از این کتاب منتشر می‌شود صراحتاً این موضوع را پیش کشید که «شافاک کتابی به‌نام ملت عشق ندارد و این اسم را من روی کتاب گذاشته‌ام و چطور ممکن است بقیه مترجمان نیز اسم کتاب را ملت عشق بگذارند.» این وضعیت و شرایط مواجهه ناشران ما با کتاب، به‌عنوان یک کالای فرهنگی است. کتاب «رمز داوینچی» دن براون هم دقیقاً با همین وضعیت روبه‌رو شد و آوردن لیستی از این نمونه کتاب‌ها، سیاهه‌ای است طول و دراز که تقریباً همه آنها بنا به آرزوی تیراژهای چند ده‌هزارتایی چاپ شده‌اند و مابه‌ازاهای فرهنگی از قبیل اصالت ترجمه و مسائلی از این دست آنچنان برای ناشرانشان مهم نبوده و نیست.
در این میان برخی از ناشران، با آنکه می‌دانند لزومی برای گرفتن اجازه از نویسنده اثر و ناشر بین‌المللی وجود ندارد اما این راه را می‌روند و پای مذاکره و گفت‌و‌گو با آنها می‌نشینند تا هم به لحاظ اخلاقی و هم به لحاظ بالابردن سطح کیفی کار، اصول حرفه‌ای را رعایت کرده باشند. نویسنده‌ها و ناشران آن‌طرف مرزی هم اصولاً کم پیش‌آمده‌ که بعد از کمی تحقیق درباره ناشر ایرانی، دست رد و مخالفت با ترجمه آثارشان در ایران به سینه ناشر زده باشند. از این نویسنده‌ها و ناشران نام‌های معدود و محدودی وجود دارد که مخاطبان حرفه‌ای کتاب با آنها آشنایی کامل دارند. اسدالله امرایی یکی از این مترجمان است که همین یکی دو روز پیش، دستخط نویسنده کتابی را آبتین گلکار ترجمه کرده منتشر کرد و کنارش نوشت: «از مزایای رعایت کپی‌رایت این است که نویسنده کتاب هم پابه‌پای مترجم در تبلیغ کتاب می‌کوشد. بگذریم البته برخی ناشرنماها که حقوق‌ نویسنده و مترجم هموطن خودشان را مراعات نمی‌کنند.» این‌رفتارها، علاوه بر آنچه امرایی در متن کوتاهش اشاره می‌کند، حتماً مزایای دیگری هم به‌دنبال دارد که می‌توان مهم‌ترین آن را احترام به مخاطب دانست وقتی با این دوستی و مراوده، می‌تواند مطمئن باشد که ترجمه کتاب حداقل ترجمه‌ای است مورد تأیید نویسنده.