قرار عصرگاهی پارکوربازها و فری استایلرهای جوان در میدان ولیعصر(عج)

جشن پارکور در ایوان انتظار

گزارش /
شناسه خبر: 477862

چند میله،‌ تعدادی مانع و یک توپ همه اسباب کار پسرهای جوانی است که دور هم جمع شده‌اند تا حرکات نمایشی اجرا کنند. عصرهای ماه رمضان ایوان انتظار میدان ولیعصر (عج) محل قرار پارکوربازها و فری استایلر‌های جوان و مطرح کشور بود و حالا آخرین روز این اجراها است که با برنامه‌های ویژه‌تری به پایان می‌رسد.

خبری از تاتامی یا امکانات خاص برای اجرای حرکات نمایشی نیست. روی همین سنگفرش‌های ایوان حرکت می‌زنند و سرتا پا خاکی می‌شوند، اما این برایشان اهمیت ندارد. همین‌که رهاتر و بی‌وزن‌تر از هرزمانی غرق تشویق رهگذرانی شده‌اند که از این اجراها استقبال می‌کنند، کافی است. حتی اینکه بعد از گذشت 10 سال همچنان برای ورزش محبوب‌شان فدراسیونی وجود ندارد و در همه مسابقات با هزینه شخصی شرکت می‌کنند، مانع حال خوب‌شان نیست، قصد هم ندارند ورزش دیگری را جایگزین کنند.
نمونه‌اش احسان موسوی که از سال 2008،‌ یعنی همان زمانی که فری استایل فوتبال (فوتبال نمایشی‌‌) در سطح جهان شناخته شد، به این هنر توپی علاقه نشان داد و با وجود سختی‌های زیادی که در این سال‌ها متحمل شده،‌ همچنان بی‌چون و چرا طرفدار فوتبال نمایشی است و دست‌بردار هم نیست. البته دیگر کسی احسان صدایش نمی‌کند؛ این مربی با سابقه میان دنبال‌کنندگان فوتبال نمایشی در دنیا و حتی در جمع خانواد‌ه‌اش به «اِسیمو» معروف شده و به دلیل سه عنوان قهرمانی کشور، یک عنوان قهرمانی آسیا و یک مقام پنجمی جهان، رقابت با این جوان 30 ساله کار ساده‌ای نیست.
خودش که دلیل این موفقیت را سختی‌های این مسیر 11 ساله می‌داند: «سالی که من این رشته رو شروع کردم فقط 16 نفر بودیم،‌ سال بعدش کمتر شدیم و حالا توی ایران 120 تا 130 نفر هستیم که به صورت حرفه‌ای فوتبال نمایشی کار می‌کنیم؛ کم‌سن‌ترین ما 9 ساله و بزرگترین‌شان من هستم. خوشبختانه با پیشرفتی که در این رشته داشتیم کار به جایی رسیده که در رنکینگ مسابقات آسیایی سال 2019، اول کشور ژاپن و دوم کشور ایران قرار گرفته و در سطح جهان هم شانزدهمین کشور هستیم.
این اصلاً کار ساده‌ای نبود. خود من که سختی‌های زیادی کشیدم. اوایل به چشم یک ورزش مفرح بهش نگاه می‌کردم ولی بعد از چند سال وضعیت فرق کرد و فوتبال نمایشی شد عشق من. تا حدی که به جرأت می‌گم وقتی پای توپ وسط میاد یه آدم دیگه می‌شم و یادم می‌ره کلی‌دغدغه و غصه داشتم. من اون آدم رو خیلی بیشتر دوست دارم. چون با وجود همه سختی‌ها وقتی پا به توپ می‌شه همه دنیاش میشه فضای دو در دویی که چشم‌هاش می‌بینه و فکر می‌کنه بقیه جهان خوابیدن.»
اینها را جوانی می‌گوید که مهندسی معدن خوانده، اما فقط 10 روز در این حوزه تخصصی کار کرده و باقی روزهای بعد از فارغ التحصیلی‌اش را با فوتبال نمایشی گذرانده. به قول خودش توپ دنیایی برایش ساخته که درآن خبری از ناامیدی و غصه نیست، معنی حرف‌هایش این نیست که تا امروز با فری استایل فوتبال، روزهای گل و بلبلی داشته؛ به این معنی است که از این شاخه به آن شاخه نپریده و با وجود مشکلاتی که سر راهش قرار گرفته،‌ به واسطه پشتکارش، حالا اسیموی شناخته شده‌‌ای در سطح آسیا و جهان است: «نق زدن رو دوست ندارم. همینقدر سربسته بگم که اوایل 12 ساعت توی کافه کار می‌کردم و 12 ساعت تمرین،‌ اما کفاف نمی‌داد تا اینکه به سرم زد بیام همین میدون ولیعصر، کلاهم رو بذارم وسط، حرکت بزنم و پول جمع کنم.
خیلی‌ها به من می‌گفتن گدا، خیلی‌ها می‌گفتن تنش سالمه خب جای روپایی زدن بره کار کنه،‌ خیلی‌ها هم به اندازه لذتی که از اجرا می‌بردن توی کلاهم پول می‌ریختن. روزهایی بود که 10 هزار تومان کاسب می‌شدم و به اندازه 10 میلیون تومان برام ارزش داشت، روزهایی هم بود که 2 میلیون تومان پول درمی‌آوردم. کم کم استقبال بیشتر شد و به جاهای دیگه شهر رفتم. بعد از چند وقت هم یکی از پاساژهای تهران برای این کار از من دعوت کرد. هرچی وضعم بهتر می‌شد مطمئن‌تر می‌شدم که فوتبال نمایشی داره جای واقعیشو پیدا می‌کنه تا اینکه دستگیر شدم و مدتی به جرم اینکه کار خیابانی انجام می‌دادم بازداشت بودم،‌ اما خود فوتبال نمایشی یادم داد که از پس اون روزهای سخت بربیام؛ توی فوتبال نمایشی برای انجام یه حرکت خوب حدود یک سال زمان لازمه، 9 ماه هم زمان نیازه تا حرکت روی بدن بشینه. خب مسلمه این صبر توی زندگی هم به کارم اومده و همیشه دنبال این بودم که بچه‌های علاقه‌مند به این رشته رو همراهی کنم تا مثل من به کمک یک توپ و به پشتوانه تلاش خودشون بهترین حال ممکن رو تجربه کنن.»
ماحصل این خواسته «اسیمو»،‌ محمد است که بین بچه‌های پارکور‌کار و فری استایلرها به «ام تی تری» معروف است و اولین دشت هنرش را از همین «اسیمو» گرفته.
21 ساله است و با خنده چهره آفتاب‌سوخته‌اش را نشان می‌دهد و می‌گوید: «فکر کن بچه برزیلم. پنج سال و چند ماهه که فوتبال نمایشی کار می‌کنم حداقل روزی سه ساعت. هم شاگرد دارم هم دوتا آکادمی توی پارک آب و آتش و شهرری،‌ اما خیلی که به زندگیم فشار بیاد، توی خیابون کلاه می‌ذارم،‌ حرکت می‌زنم و پول جمع می‌کنم.
با همین وضع شده یک روز 50 هزار تومن درآوردم،‌ شده یک روز یک میلیون و 50 هزار تومان. اوایل این کارم توی فامیل داستان شده بود ولی از وقتی گفتم هر وقت من بی‌پول بودم و فامیل مشکلم رو حل کردن اون وقت بیان منو قضاوت کنن، دیگه دست از سرم برداشتن. خب واقعاً هم حق دارم.  فوق دیپلم تربیت بدنی می‌خونم و باید کار کنم تا خرج دانشگاهم رو بدم،‌ البته قصد ادامه تحصیل ندارم چون برج شش که از مسابقات برگردم، می‌رم خدمت.»
از ام‌تی‌تری که نایب قهرمانی آسیا را در سنگاپور کسب کرده و مثل اسیمو همین اواخر در برنامه «عصر جدید» هم شرکت داشته، دلیلش برای انتخاب این اسم را می‌پرسم وجواب‌ می‌دهد: «اسم و فامیل من محمد تاجیک هستش. بعد از سه سال فهمیدم میشه از این رشته پول درآورد برای همین این سه رو به اسم هنری خودم اضافه کردم تا همیشه اون روز یادم بمونه.
همین اسیمو که توی آسیا و حتی جهان رقابت باهاش ترس داره،‌ اون روز وقتی فهمید برای حرکت زدن استرس دارم و پام می‌لرزه، اومد جلو یه 50 تومنی گذاشت توی کلاه و گفت منم این کاره‌ام نترس پسر،‌ حرکت بزن. حرفش از بس قوت قلب بود کلی انرژی گرفتم و همین انرژی باعث شد به قدری خوب کار کنم که یه پیرمرد یک جا 700 هزار تومان گذاشت توی کلاه و یک رفتگر هم سه تا از اون 10 تومنی صورتی‌های قدیمی‌ که هیچ‌کدومش رو فراموش نمی‌کنم.»
 
هنر وایکینگ‌ها
حسین رومشکانی هم 24 ساله است و این تابستان دهمین سالی است که پارکورکار می‌کند. اوایل فوتبال را دوست داشت اما معتقد است شروع فوتبال پول زیادی می‌خواهد چون این رشته مافیا دارد، برای همین پارکور را که تازه روی کار آمده بود انتخاب کرد و این طور که خودش می‌گوید جزو نفرات یک تا پنجاهم کشور در این رشته ورزشی است. مثل امیرحسین آخوندی که به امیر وایکینگ معروف است و از پاکدشت ورامین آمده. شش سال از آغاز تمرین‌هایش می‌گذرد.
در شهرستان دنبال کردن چنین رشته‌ای کار سختی بود، وقتی هم که دستش شکست، کار سخت‌تر شد. برای اینکه پدرش به عنوان تنبیه، پول تو جیبی‌اش را قطع کرد و با کار کردن در مکانیکی پدر، آن هم روی ماشین‌های سنگین و دیزلی مثل خاور و لیلاند خرج خودش را درآورد و حالا که  وارد دوره جوانی شده راحت‌تر به تهران رفت و آمد می‌کند: «برعکس خیلی‌ها نمی‌خوام از مشکلات صحبت کنم. از خوبی‌های پارکور می‌گم که به معنی هنر جابه‌جاییه و از وقتی دیدم یه حسی توی وجودم قل‌قل می‌کنه که نمی‌تونم با کلمات تعریفش کنم، به دادم رسید تا احساسم رو در قالب هنر بیان کنم.
به کمک این ورزش کمک هم زیاد کردم. از کیف و موبایل قاپ‌هایی که گیرشون انداختم و چیزایی که دزدیده بودن رو به صاحباشون برگردوندم تا قفل درهایی که بسته بوده و از دیوار یا حتی نمای ساختمون‌ها بالا رفتم و از راه تراس در اصلی رو برای کسی که پشت در مونده بوده، باز کردم. به غیر از این دانشجوی گرافیک هستم و با خوندن کتاب‌های مربوط به هنر شرق و کتاب‌های فلسفه، یاد گرفتم همه چیز توی این دنیا به هم ربط داره و من می‌تونم بین پارکور و رشته دانشگاهیم ارتباط ایجاد کنم. خوشبختانه همینطور هم شد و با کمک یه تیم، با زمینه هنری و پس‌زمینه ورزشی تولید محتوا می‌کنیم. البته فعلاً کارمون فقط  توی فضای مجازی و صفحه‌های شخصی مطرح شده و لایک جمع می‌کنه.»
امیر وایکینگ به نبود فدراسیون ورزشی برای رشته پارکور هم نگاه جالبی دارد: «خیلی از ورزش‌ها با داشتن فدراسیون، درگیر مافیا و سیاست شدن،‌ چه بهتر که ورزش ما پاک بمونه. حکیم ابوالقاسم فردوسی نمونه بارز هنر، 30 سال عمرش را  گذاشت برای شاهکار شاهنامه بدون اینکه فکر کنه کسی هنرش رو می‌بینه،‌ می‌خونه یا حتی می‌خره. ما هم که انگشت کوچیکه‌‌‌اش نمی‌شیم برامون مهم نیست کسی ما رو ببینه،‌ مهم اینه که دنیا ما رو دیده و همین چند وقت پیش بود که رئیس فدراسیون wfpf  گفت دیگه دوره روس‌های پارکورباز تموم شده و دوره ایرانی‌ها رسیده.»
 
سرزمین فرصت‌ها و آدم‌‌های خوب
ریحانه آنچنان ذوق کرده و با صدای بلند پسرها را تشویق می‌کند که انگار سال‌ها‌ است می‌شناسدشان. تعجبم را که می‌بیند جلو ‌می‌آید و می‌گوید: «این فرصت توی شهر من خیلی کمه و جوان‌هایی که بتونن اینطوری هنرنمایی کنن هم کم‌تر.
 برای همین با جون و دل تشویق‌شون می‌کنم تا هم خودم انرژی بگیرم هم این جوان‌ها.»
 ریحانه اهل ورزش‌های مهیج، توپی و قدرتی است،21 سال دارد و سال آخر مدیریت بورس است. به قول خودش دلش می‌خواست داد بزند و به پسرها بگوید که چقدر از شاخ‌های اینستاگرام هم بهتر اجرا کرده‌اند، اما در میان تشویق‌های حضار صدایش به صدا نمی‌رسید و از اینکه قرار است جمله‌هایش اینجا منعکس شود استقبال می‌کند: «لطفاً این رو حتماً بنویس که کار این بچه‌ها از جوان‌های کشورهای دیگه که توی اینستاگرام یا میان‌برنامه‌های کانال چهار تلویزیون می‌بینم خیلی مهیج‌تر و متنوع‌تره. برای کسی مثل من که عاشق ایرانم این یک آرزو هست که ای‌کاش این جوا‌ن‌های با استعداد تشویق بشن و مسئولین از اونها دعوت کنن توی گوشه‌ گوشه کشور حرکات نمایشی اجرا کنن تا امثال من بتونیم سرزمین خودمون رو که سهم و حق خودمون هست به بهترین شکل ببینیم. اینجا پر از آدم‌های خوبه به شرطی که همدیگرو ببینیم. این فرصت‌ها کمک می‌کنه که این اتفاق بیفته.»

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.