یک جامعه برای حفظ پویایی و شکل‌گیری جامعه مدنی نیازمند ساز و کارهایی برای تمرین گفت‌وگو است و «پاتوق‌های فکری» عرصه را برای چنین گفت‌وگو‌هایی فراهم می‌کنند. اهمیت گفت‌وگو در شرایط امروز را می‌توان در ایجاد و تقویت همبستگی و صمیمیت در جامعه دید. به نظر می‌رسد که از خلال این گپ‌وگفت‌ها در پاتوق‌های فکری است که می‌توان نیروهای متضاد و مخالف را در جامعه به همدیگر نزدیکتر کرد

1. عقبه پاتوق‌های فکری در غرب، به نیمه دوم قرن بیستم بازمی‌گردد و اولین نمونه‌های آن در ایران را نیز می‌توان در گعده‌های فکری همچون «کافه نادری» ردگیری کرد. اما این پاتوق‌ها و گعده‌های فکری، بعد از انقلاب خصوصاً در دهه اول، تا حدودی فروکش کرد و به حاشیه رانده شدند ولی مجدداً بعد از جنگ به نسبت‌های متفاوت خود را بازسازی کردند؛ برای مثال، کانون فکری کودکان و نوجوانان، انجمن‌های مختلف ادبی، بعضاً حتی گپ‌وگفت‌ها و گعده‌هایی که به‌صورت غیررسمی در منازل افراد گوناگون و صاحب تفکر تشکیل می‌شد، نقش این پاتوق‌های فکری را ایفا می‌کردند.
پاتوق‌های فکری در طول تاریخ در همه جوامع وجود داشته‌اند، در گذشته جلساتی که در باب تفسیر قرآن، تفسیر نهج‌البلاغه، تفسیر اشعار مولوی، حافظ یا گپ‌وگفت‌های مختلفی که در حوزه‌های مختلف علوم‌انسانی و مسائل سیاسی روز درمی‌گرفت نیز به نوعی پاتوق فکری محسوب می‌شدند.
در یک دهه اخیر، بیشتر «انجمن‌های علمی» هستند که داعیه‌دار این پاتوق‌های فکری به شمار می‌آیند، برای مثال، امروز از «انجمن جامعه‌شناسی ایران» می‌توان به‌عنوان یکی از پاتوق‌های فکری فعال سخن گفت که در کنار یک سری سازوکارهای رسمی، مثل سخنرانی‌ها و نشست‌ها، حلقه‌های مطالعاتی هم دارد و این حلقه‌های مطالعاتی الزاماً همیشه برای گپ‌وگفت‌شان در ساختار رسمی انجمن قرار نمی‌گیرند؛ مثلاً، ممکن است در یک کافه تریا یا در منزل یکی از اعضا دورهم جمع شوند.

2. کار دیگری که پاتوق‌های فکری انجام می‌دهند، شناسایی حلقه‌ها و شبکه‌هایی است که تا حدودی می‌توان در این حلقه‌‌ها و شبکه‌ها همفکری کرد البته به این معنا نیست که این پاتوق‌ها، اساسنامه دارند یا افراد در این حلقه‌ها الزاماً به یک شیوه فکر می‌کنند یا مثلاً به یک حزب واحد تعلق دارند اما شاید وجه اشتراک آنها یک سری مفاهیم، مسائل و مشکلاتی باشد که در کشور یا در سطح جهان وجود دارد و در واقع می‌توان گفت که آنچه افراد را در پاتوق‌های فکری گرد هم جمع می‌کند، دغدغه‌های مشترک آنان است.
3. حال ممکن است این پرسش مطرح شود که تبدیل شدن جایی به پاتوق فکری منوط به داشتن چه ویژگی‌هایی است؟ واقعیت این است که مهم‌ترین خصیصه و ویژگی پاتوق‌های فکری باید «غیررسمی بودن» و «استقلال» آنها از ساختارهای رسمی باشد. اگر پاتوق‌ها بتوانند از این دو خصیصه تا حدی فاصله بگیرند، می‌توانند کارکرد خود را بدرستی در جامعه ایفا کنند. واقعیت این است مادامی که این پاتوق‌های فکری گرفتار ساختارهای رسمی هستند، پیوسته با فشارهایی در زمینه دریافت منابع، بودجه و اولویت پرداخت به موضوعات مواجه خواهند بود؛ اما اگر در قالب ان.جی.اوها و به صورتی دموکراتیک مدیریت و اداره شوند، می‌توانند موفق‌تر باشند.
4. امروزه وضعیت پاتوق‌های فکری ما، به‌دلیل وضعیت اقتصادی خاصی که در آن بسر می‌بریم، آنچنان که باید ایده‌آل نیست؛ چراکه برای تأمین هزینه‌های خود ناچارند به برخی نهادهای رسمی وابسته باشند و در این راستا، با تلاطم‌هایی مواجه می‌شوند.
پاتوق‌های فکری به مثابه خون در بدن هستند و مخالفت با آنها دقیقاً مصداق این را دارد که بخواهیم به یکباره جلوی شریان خون را در یکی از قسمت‌های بدن‌بگیریم، در این وضعیت است که بی‌تردید دچار مشکلات جدی می‌شویم. واقعیت این است که یک جامعه برای حفظ پویایی و شکل‌گیری جامعه مدنی نیازمند ساز و کارهایی برای تمرین گفت‌وگو است و این پاتوق‌های فکری، عرصه را برای چنین گفت‌وگوهایی فراهم می‌کنند.
اهمیت گفت‌وگو در شرایط امروز را می‌توان در ایجاد و تقویت همبستگی و صمیمیت در جامعه دید. به‌نظر می‌رسد که در خلال این گپ‌وگفت‌ها در پاتوق‌های فکری است که می‌توان نیروهای متضاد و مخالف را در جامعه به همدیگر نزدیکتر کرد و این نیاز امروز جامعه ما است. در این راستا، حضور پاتوق‌های فکری می‌تواند در سلامت جامعه آن هم در شرایطی که جامعه از درد بی‌تفاوتی اجتماعی رنج می‌برد، بسیار اثرگذار باشد.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.