بریتانیا به سوی آینده‌ای تیره‌تر می‌رود

بین الملل /
شناسه خبر: 474066

درست است که ترزا می‌ رفته و عامل اصلی بحران‌ساز و ماجراهای برگزیت دیگر در صحنه نیست اما بریتانیا با مشکل اصلی‌تری روبه‌رو است و آن مدیریت کردن نظام اداری و اقتصادی‌ای است که در سال‌های اخیر چنان درگیر ماجراهای جدایی از اتحادیه اروپا بوده که دیگر نه هویت مستقل گذشته خود را دارد و نه شبیه به نهادی اروپایی و قاره‌ای است که اتحادیه اروپا در تمامی سال‌های تبلیغ کردن یک زندگی مشترک به اعضای خویش نوید تشکیل و حیات آن را می‌داد.

اکنون سؤال پیش‌رو برای دولتمردان باقی مانده انگلیس و هر کسی که زمامدار بریتانیا شود این است که در ارتباط با برگزیت چه بکند. آیا از مردم و احزاب بخواهد که به کلی به برگزیت نه بگویند یا شرایط جدایی از اتحادیه اروپا را به گونه‌ای طراحی و اجرا کنند که عقلایی باشد و ترزا می‌ آشکار از انجام آن عاجز بود.
«می» در سخنرانی وداعش که بیرون از ساختمان معروف نخست‌وزیری انگلیس (عمارت شماره 10 خیابان داونینگ) خطاب به مردم و احزاب و رسانه‌ها انجام داد، ترکیبی از دو راه فوق را پیشنهاد کرد که قدری پرانعطاف‌تر و لطیف‌تر از تمامی نسخه‌های قبلی توصیه‌ شده توسط وی بود. وی گفت: «زندگی برپایه تعامل و قرارها پیش می‌رود و باید تفاهم کرد و مثل نیکولاس وینتون (یک قهرمان ورزشی) ظاهر شد و سایرین را از ورطه بیرون کشید.» از می‌ شنیدن این شعارها عجیب بود زیرا وی از زمان کفالت نخست‌وزیری بریتانیا جز سرسختی و اصرار روی ایده‌های خودش و دوری از تعامل و نشنیدن آرای سایرین کار دیگری انجام نداده بود و پیوسته روی چیزهایی مانور می‌کرد که فقط برای خود او ایده‌آل به نظر می‌رسید.
می به سبک دونالد ترامپ بارها گفته بود که «اصلاً معامله نکردن بهتر از تن دادن به یک معامله بد» است اما او در میدان عمل تمام زمان حضورش در دفتر نخست‌وزیری بریتانیا را صرف اجرای ناقص یک قانون بد کرد و به معامله نادرست و بدی که پیوسته آن را نکوهش می‌کرد، وفادار ماند. «می» در این راه ماه‌ها با مجالس بریتانیا جنگید و شب را روز جلوه داد و همیشه سعی در تخطئه کسانی داشت که می‌گفتند جدایی بریتانیا از اتحادیه اروپا از اصل و ریشه اشتباه بوده و اگر قرار است اصلاحیه‌ها و بندهای متفاوتی به قانون جدایی ضمیمه شود تا ضررهای جدایی کمتر شود، چه بهتر که جدایی به کلی منتفی شود. هواداران «می» بدون توجه به این حقایق از حالا مشغول کوبیدن جانشینان او شده‌اند و می‌گویند اگر بوریس جانسون سکاندار نخست‌وزیری شود، بسرعت به این حسرت می‌رسید که «ای کاش می ‌را حفظ می‌کردیم.»
  نخست‌وزیر جدید باید تصمیمات تازه ای بگیرد تا مردم نفسی بکشند و کابوس می ‌و کل حزب محافظه‌کار را به فراموشی بسپارند و مثلاً آزادی تجارت بین‌الملل را همان‌گونه معنا و اجرایی کند که پیش از ماجراهای برگزیت بود. جانسون که از سایر نامزدها پیشی گرفته است، آخرین مردی بود که به بروکسل محل اتحادیه اروپا رفت و چیزی را برای انگلیس به ارمغان آورد ولی امروز عده‌ای او را نیز یک شارلاتان از نوع دونالد ترامپ می‌دانند و مردی که حاضر است روی هر چیزی معامله کند. آینده بریتانیا به همین سبب است که بسیار تیره‌ تر از روزهای ترزا می‌ نشان می‌دهد و هنوز چنین چیزی پس از همه آن رنج‌های غیرممکن، واقعاً سخت است.
 منبع: گاردین

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.