اخــــبار

حوادث /
شناسه خبر: 473394

سرنوشت نامعلوم پسر بچه روستایی گروه حوادث/ پسر 7 ساله که برای رفتن به‌خانه پدربزرگش در یکی از روستاهای شازند از خانه خارج شده بود به طرز مرموزی ناپدید شد.

سرهنگ «محمود خلجی» معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان مرکزی در تشریح این خبر گفت: حدود ساعت 23:30 روز بیست و نهم فروردین گزارشی از گم شدن پسربچه‌ای 7 ساله به‌نام محمد سپهر نقدی در یکی از روستاهای شهرستان شازند به مرکز فوریت‌های پلیس 110 اعلام و بلافاصله تحقیقات تخصصی پلیس برای بررسی این موضوع آغاز شد. در تحقیقات اولیه از والدین پسربچه مشخص شد که با توجه به نزدیکی خانه پدربزرگ شان به خانه آنها در روستای محل زندگی شان، آنان گمان می‌کردند که او به آنجا رفته است و در ساعات پایانی شب متوجه گم شدن او می‌شوند که بلافاصله موضوع را از طریق تلفن 110 به پلیس گزارش می‌کنند.
این مقام انتظامی تصریح کرد:‌ از زمان ناپدید شدن این بچه تحقیقات تخصصی و گسترده پلیس برای یافتن او آغاز شده است و چندین تیم از کارآگاهان پلیس در حال پیگیری این موضوع هستند.


محاکمه عامل نزاع خونین در پارک

گروه حوادث- معصومه مرادپور/ پسر 20 ساله‌ای که در جریان درگیری در یک پارک هم محلی‌اش را با ضربه چاقو به قتل رسانده بود صبح دیروز پای میز محاکمه ایستاد.به گزارش خبرنگار حوادث «ایران»، این جنایت از شامگاه بیست و پنجم اردیبهشت سال گذشته در جریان درگیری خونین در بوستان بهار واقع در منطقه شهران اتفاق افتاد و مأموران کلانتری منطقه کن وقتی به پارک رسیدند، با پیکر خونین جوان 30 ساله‌ای به نام «فرید» روبه‌رو شدند که بر اثر اصابت چاقو بشدت زخمی شده بود.پیکر خونین این جوان به بیمارستان منتقل شد اما ساعتی بعد به خاطر شدت خونریزی جان سپرد.کارآگاهان جنایی در جریان تحقیق دریافتند فرید به خاطر درگیری با پسرجوانی به نام میثم کشته شده است که پس از دستگیری به جرم خود اعتراف کرد.صبح دیروز متهم از زندان به شعبه هفتم دادگاه کیفری یک استان تهران که به ریاست قاضی کیخواه و با حضور یک مستشار تشکیل جلسه داده بود، منتقل شد و پای میز محاکمه ایستاد.
در آغاز جلسه مادر مقتول خواستار قصاص متهم به قتل شد و سپس میثم پای میز محاکمه ایستاد و به شرح ماجرا پرداخت. وی به دادرسان دادگاه گفت: روز حادثه در خانه‌مان مشروب خورده بودم که دوستم پرهام تماس گرفت و از من خواست تا از خانه‌مان در شهرری به محله آنها در شهران بروم، من هم قبول کردم و با پرهام در پارک قرار گذاشتم. من با موتور وارد پارک شدم و در آنجا با پرهام و چند نفر دیگر از دوستان مشروب خوردیم و من از حال طبیعی خارج شدم.دوستانم می‌گویند در حال عربده‌کشی بودم که فرید، مقابل من ایستاد و اعتراض کرد.یادم می‌آید فرید برای تفریح و گردش با خانواده‌اش به پارک آمده بود می‌گفت نباید مقابل زن و بچه مردم نعره بکشم و فحاشی کنم و من که حال خودم را نمی‌فهمیدم با او درگیر شدم. او چند سیلی به صورتم زد و من هم چاقویی را که در جیبم داشتم بیرون آوردم و یک ضربه به گردن فرید زدم.من همان موقع با موتور فرار کردم اما چند ساعت بعد دوستانم با من تماس گرفتند و گفتند فرید در بیمارستان مرده است.این متهم در حالی که از کرده خود ابراز پشیمانی می‌کرد به قضات گفت: باور کنید من اصلاً فرید را نمی‌شناختم و هیچ خصومتی با او نداشتم.وی در پاسخ به سؤال قاضی درباره اینکه چرا چاقو حمل می‌کردی گفت: موتور گرانقیمتی خریده بودم و چون در محله‌مان خفت‌گیری زیاد بود، می‌ترسیدم موتورم را از من به زور بگیرند.به همین خاطر برای دفاع از خودم و حفظ موتورم همیشه یک چاقو در جیب داشتم. من واقعاً پشیمان و شرمنده خانواده فرید هستم و از آنها تقاضا دارم مرا ببخشند.در پایان جلسه دادگاه، هیأت قضایی وارد شور شدند تا حکم شان را صادر کنند.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.