روزی که خرمشهر به روی فرزندانش آغوش گشود

فرهنگی /
شناسه خبر: 473374

درآبان1358دانشجویان شصتمین دوره دانشکده افسری ارتش عراق با خبری محرمانه مواجه می‌شوند که برایشان تعجب‌آور است.

 آنان از استادان خود می‌شنوند که افسران این دوره که رو به پایان بوده، فاتحان محمره (خرمشهر) ونام دوره آنان، دوره پیروزی نامیده شده است. این خبرحدوداً یک سال قبل از آغاز هجوم سراسری ارتش بعثی به ایران و درشرایطی دهان به دهان می‌شود که هنوز نشانه‌ای از تنش در روابط فیمابین بروز نکرده است.

در همان ایام صدام سفری به مناطق مرزی ایران وعراق کرده و جاده مرزی خانقین تا شلمچه را طی می‌کند و در منطقه‌ای روبه‌روی خرمشهر از اتومبیل پیاده شده وبا گشودن نقشه، انگشت روی نقطه‌ای می‌گذارد وخطاب به وزیر دفاع عراق که دراین سفر وی را همراهی می‌کرده، می‌گوید: «این منطقه برای پیشروی نیروهای زرهی مناسب‌تر است، این‌طور نیست؟»حسن العلوی نویسنده و روزنامه‌نگار مشهور عراقی از این صحنه عکسی گرفته که از اهمیت تاریخی فوق‌العاده‌ای برخوردار است .
صدام سرانجام در 31 شهریور 1359 به تصمیم خود جامه عمل پوشاند وشخصاً با شلیک اولین گلوله توپ، ایده تهاجم سراسری به ایران را کلید زد و تانک‌هایش را از خط مرزی به‌سمت عمق خاک کشورمان عبور داد.
حاکمیت عراق که بر مبنای برآوردهای خود قوای مسلح ایران را فاقد کارآیی لازم و ساختار مدیریتی کشور را به دور از انسجام ویکپارچگی فرض می‌کرد، راهبرد جنگ سریع و کوتاه مدت را با هدف دستیابی به مطلوب خود برگزید وبراین اساس هدف حداکثری خود را تصرف خوزستان و حداقل اشغال خرمشهر و آبادان و رسیدن به ساحل شمالی اروند تعیین کرد.
درفرض صدام و مشاوران نظامی‌اش خوزستان ظرف یک هفته پس از حمله سقوط می‌کرد وتسلیم تانک‌های مهاجم عراقی می‌شد.اما چنین نشد و سپاه سوم ارتش صدام ازپس این مأموریت برنیامد. ازاین‌رو صدام مجبور به تقویت قوای خود شده و تعداد لشکرهای رزمی‌اش را دوبرابرکرد.
بعلاوه با افزودن چند تیپ ازنیروهای مخصوص و پیاده، همچنین گردان‌های کماندویی، سعی کرد عرصه کارزار را به نفع خود تغییر دهد. اما مقاومت پیش‌بینی نشده مردم و نیروهای مسلح ایران مواجهه تن وتانک را رقم زد ومانع تأمین اهداف تجاوزکارانه بعثی‌ها شد.
دراین میان بیشترین مقاومت در خرمشهر شکل گرفت ومدافعان این شهر تا چهار هفته اجازه ندادند متجاوزان درشهر جای پایی بیابند و پس از آن نیز تداوم مقاومت تا 34روزادامه یافت و مانع از تثبیت حضور دشمن بعثی در شهر خرمشهر شد. جمع اندک مدافعان تا آخرین لحظات در شهر باقی ماندند ودست آخر با این استدلال که حضورشان برای سد کردن پیشروی دشمن به سوی نیمه شرقی خرمشهر و آبادان لازم است، درغروب پاییزی سوم آبان به آن سوی کارون رفتند و قبل از رفتن با سرانگشتان خود بردیوارهای شهرنوشتند «ما برمی‌گردیم».وبرگشتند در سومین روز از یک ماه بهاری – سوم خرداد- پس از 34روزعملیات و با فتحی بزرگ بر زخم سوم آبان و سوزهای 34روزه مقاومت مرهم نهادند.
آن روز پهنه ایران از غرب تاشرق و ازجنوب تا شمال با گلخنده «خرمشهر آزاد شد» عطرآگین گشت و واژه خرمشهر به جای خونین شهر نشست.
آن روز همه جای ایران جشن و خرمی برپا بود و تکرار نام خرمشهر نه تنها ملال آور نبود، بلکه بهانه ای بود تا حلقه های عاطفه گرد هم آیند و واژه خرمشهر را برای هم هجا کنند.
از آن روزخرمشهر نماد ونشانه غرور و غیرت ملی شده.
 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.