به‌ بهانه اکران فیلم «قهرمان آخر» در شب مسعود کیمیایی در تورنتو

همدلی با قهرمان‌های وسترن

فرهنگی /
شناسه خبر: 472625

چند روز دیگر قرار است در «تورنتو»ی کانادا برنامه‌ای با عنوان شب سینمای مسعود کیمیایی برگزار و ضمن اکران یک مستند، نکوداشتی برای این کارگردان صاحب‌نام ایرانی تدارک دیده شود.

در این نشست ابتدا مستند «قهرمان آخر» ساخته جواد طوسی پخش خواهد شد و پس از آن محمدمهدی دادگو تهیه‌کننده سینما و تلویزیون، حسین معززی‌نیا منتقد، نویسنده و مدرس سینما و عارف محمدی منتقد و مستندساز با محوریت موج نو در سینمای ایران، سینمای کیمیایی و نقش آثار او در تاریخ سینمای ایران صحبت خواهند کرد. «قهرمان آخر» پیش‌تر در بخش هنر و تجربه اکران شده بود و حالا این فیلم در کنار دو فیلم‌ دیگر سه‌گانه‌ای را تشکیل می‌دهد که به‌ لحاظ فرم و اجرا نسبت به دو فیلم دیگری که درباره کیمیایی ساخته شده حائز تفاوت‌ها و امتیاز‌های ویژه‌ای است. طوسی در این فیلم شمایل نگاری یک فیلمسازمؤلف وبررسی دغدغه ها و نشانه‌های اصلی دنیا و جهان‌بینی او را از زبان خودش به تصویر کشیده و شاید همین‌ها تفاوت فیلم طوسی با دو فیلم دیگر است. جواد طوسی به بهانه اکران فیلمش در تورنتو درباره این فیلم توضیحاتی به «ایران» می‌دهد.

جواد طوسی
منتقد و فیلمساز
پیش‌ترها سه فیلم مستند درباره مسعود کیمیایی به کارگردانی امیر قادری، احمد میراحسان و المیرا مقدم ساخته شده که در این فیلم‌ها کارگردان‌ها سعی کرده‌اند نگاهی به شخصیت‌ او در حوزه سینما، داستان‌نویسی و مؤلفه‌های آثارش داشته‌ باشند. دو فیلم میراحسان و مقدم از آن دست مستند پرتره‌هایی هستند که کارگردان ضمن گفت‌و‌گو با مسعود کیمیایی با چند نفر دیگر هم پای صحبت می‌نشیند و با تدوین این صحبت‌ها را در روایت اصلی خرد می‌کند و این فرم و ساختارهای گفت‌و‌گو محور شکلی از مستند بود که خیلی برای من به لحاظ تکراری بودنش جذابیت نداشت. من از این چنین گفت‌و‌گوهایی که در یک دور تسلسل قرار می‌گیرند پرهیزکردم و با وجود محدودیت‌هایی که موضوع اصلی و سوژه مشخص برای کارگردان ایجاد می‌کند سعی کردم فیلم را با جاذبه‌های تصویری و نمایشی پیش ببرم و روایتی دیگرگونه ارائه بدهم. به همین خاطر اگرچه نکته مرکزی فیلم پرداختن به مسعود کیمیایی است حدود یازده ساعت گفت‌و‌گو را در یک فیلم صد دقیقه‌ای جا دادم و در کنار آن از محیط‌ها و شرایط بیرونی مثل قدم زدن‌های او در خیابان جمهوری و فردوسی استفاده کردم و پرسه‌زنی‌های او را به تصویر کشیدم. این پرسه‌زنی‌ها و حالت‌های فردی کیمیایی در نمایشی محیطی می‌تواند مخاطب را به جهان بینی شهری کیمیایی برساند. او ذاتاً فیلمسازی شهری است و فیلم‌های او چه پیش از انقلاب و چه پس از انقلاب در این بستر اتفاق می‌افتد. پیش از انقلاب ما شهر را در وجهی رئالیستی می‌بینیم و پس از انقلاب ما آن را در محیطی استرلیزه و دفرمه؛ و نگاه کارگردان در هر دو دوره به شهر نگاهی متفاوت است و در فیلم‌های پس از انقلاب خود مثل «محاکمه در خیابان» به آن واکنش نشان می‌دهد. به هر صورت بخشی از میزانسن و زیباشناسی قهرمان آخر هم براساس همین نگاه و ورود به همین نگاه او به شهر و سینما شکل می‌گیرد. از طرف دیگر کیمیایی را در سرفصل‌هایی مثل محله، مرگ آگاهی و وسترن روایت کرده‌ام و ادبیات، لهجه و کلام او را به جاذبه‌های تصویری و ناگاه ساختاری کیمیایی به سینما آورده‌ام. اگر بپذیریم او پایمردترین کارگردان در ژانر مستند است پس این نگاه در فیلم من هم آنچنان نقش دارد که نام فیلم هم به این موضوع نزدیک شود. او در روزگاری که ژانر وسترن در غبار فراموشی قرار گرفته همچنان و شاید بتوان گفت آخرین فیلم‌ساز به‌جا مانده از این ژانر و این دنیاست که در فیلم‌هایش با قهرمان‌هایش همدلی می‌کند و در کنار آنها می‌ماند. او در ذات و زبان سینمای خود، همچون ذات سینمای وسترن همچنان بر قهرمان و ضدقهرمان‌هایش زندگی می‌کند و روایت‌گر آنها در دنیای امروز است.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.