وارث درد پدر بودن

فرهنگی /
شناسه خبر: 472273

از پخش مجموعه رمضانی «دردسرهای عظیم 2» به‌عنوان آخرین سریال رمضانی طنز شبکه پربیننده سه درست چهار سال می‌گذرد، با ناکامی آن مجموعه که دنباله‌ای ناموفق بر فصل درخشان اول به شمار می‌آمد، شبکه سوم سیما تولید این قبیل آثار را از سیاست نمایشی خود خارج کرد، سیاستی که دست کم تا امسال همچنان مورد تأکید شبکه بوده و مجموعه «برادر جان» که بعد از دو سریال رمضانی «نفس/ 1396» و «رهایم نکن/1397» روی آنتن رفته از مصادیق استمرار این سیاست محسوب می‌شوند.

 «برادر جان» درامی است پرمایه که در قالب کدورت دیرینه دو خانواده سنتی مفاهیم بسیاری در آن گنجانیده شده است از خیانت در امانت گرفته تا مفهوم رنگ باخته «برادری»، از ظلم ستیزی تا صبر و تعهد و حرمت بزرگتر و...که با متن خوب سعید نعمت الله در جای جای سریال تزریق شده‌اند. یکی از چالش‌های همیشگی متوجه آثار نمایشی بخصوص سریال‌های مناسبتی همین تناسب محتوای کار با مناسبات واقعی در مقیاس‌های خانوادگی و اجتماعی است که مجموعه با مخزنی غنی از محتوا و تناسب از این نظر نمره خوبی می‌گیرد.
ساخته اخیر آهنج از بُعد پرداخت و چگونگی پیشبرد درام هم قابل قبول به حساب می‌آید. تا همین جای کار که حدود نیمی از پخش سریال سپری شده اگرچه روشن است که با یک اثر درخشان روبه‌رو نیستیم ولی روایت چه در فصل معرفی و طرح موضوع و چه در مرحله بسط و گسترش آنگونه پیش رفته که بیننده مأیوس از قاب شیشه‌ای را به‌دنبال کردن هر شبه داستان امیدوار کرده است، همین که بر خلاف عرف رایج اکثریت قریب به اتفاق مجموعه‌های تلویزیونی، تعداد سکانس‌های تکراری و فاقد قدرت پیش برندگی مجموعه از اندازه محدودی فراتر نمی‌رود و همین که مخاطب با از دست دادن تماشای یکی دو قسمت از سریال، عملاً از روایت عقب می‌افتد، جنبه‌های غیرقابل انکاری هستند که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت.
از منظر شخصیت پردازی، عنصر باور‌پذیری برجسته‌ترین عنصر دراماتیک اثر محسوب می‌شود. غالب کاراکترها قهرمانانی چند لایه و دارای مابه ازاهای واقعی هستند که همه ما در مناسبات واقعی نمونه‌هایی نزدیک به آنها را لمس کرده‌ایم. در یک سوی درام، پرسوناژ «چاوش» قرار دارد که در عین اقرار شفاهی به خیانت ولی بنا به آنچه که مصلحت خود و خانواده قلمداد می‌کند خیانتش را توجیه کرده و در عین حال همسری مهربان، برادری دلسوز و پشتوانه‌ای محکم برای خانواده‌اش محسوب می‌شود. در سویه دیگر روایت کاراکتر «کریم بوستان» با نقش آفرینی مثل همیشه حیرت انگیز علی نصیریان که اگرچه خوشنام و اهل حلال و حرام است ولی در پرداخت شخصیت یک وجه کله شق باور پذیر هم به او افزوده شده تا آن قدر خودرأی و کمال‌گرا باشد که تنها وسیله امرار معاش خانواده‌اش را فدای غرور و مناقشه مالی اش با چاوشی‌ها کند و البته نمونه‌های متعدد دیگر...
و اما نکته آخر شیوه خاص دیالوگ‌نویسی مجموعه است که مخالفان و موافقانی دارد. طیف موافق احتمالاً با دیالوگ‌های آهنگین فیلمسازانی نظیر زنده یاد علی حاتمی و مسعود کیمیایی خاطرات خوبی دارند و مخالفان این شیوه سنگین و پرتکلف ادای دیالوگ را در تضاد با عنصر باورپذیری و شیوه ارتباطی انسان‌های زمان حاضر می‌دانند. شاید نگاه جامع‌تر به قضیه این باشد که هر چند می‌توان صاحب هر اثری را در خلق جهان داستانی آن اثر محق دانست اما زمانی که پای تلویزیون به‌عنوان یک مدیوم با حجم مخاطب گسترده از یک سو و غلظت گاهی بیش از حد تکلف دیالوگ‌های مجموعه را از سوی دیگر در نظر آوریم انتقادات مخالفان این شیوه دیالوگ ثقیل و شعاری آن قدرها هم بی‌راه به نظر نمی‌رسند.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.