شوخی بهارستانی

فرهنگی /
شناسه خبر: 465391

چند وقت قبل نمایندگان مجلس آمدند و با چاشنی سه چهار فوریت، طرح تحریم شرکت «آیفون» را رسانه‌ای کردند. مدیران اپل بعد از شنیدن این خبر حال‌شان خیلی بد شد و گفتند «ای بابا یعنی ما فقط می‌تونیم به ایرانی‌ها آی‌پد بفروشیم؟ نکنه اون گوشی که راحت از جیب در میاد کل بازار رو بگیره دستش؟!» اما یک دفعه آقای علیرضا رحیمی، نماینده تهران آمد و گفت این طرح بیشتر شبیه یک «شوخی بهارستانی» است.

یعنی ما قبلاً فکر می‌کردیم که کلاً شوخی‌ها به شوهر‌عمه‌ای و پسرانه و... تقسیم می‌شوند که یک دفعه دیدیم ای دل غافل! بهارستانی‌ها هم برای خودشان شوخی دارند، فقط فرقش با مال ما این است که طنز نویس جماعت با ترس و لرز یک ستون می‌نویسد که با حق التحریرش بتواند نهایت دویست سیصد گرم گوشت بخرد و بخورد، ولی هر شوخی بهارستانی، حدود سیصد چهارصد میلیون تومان هزینه دارد.
احتمالاً فرآیند شکل‌گیری این شوخی بهارستانی به این شکل است که صبح یکی از نمایندگان می‌آید و به دوستانش می‌گوید «بچه‌ها امروز خیلی بی‌حالین! یه شوخی خیلی باحال دارم براتون!» بعد لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان را می‌آورد و می‌گوید «امروز اینو تصویب بکنیم؟!» و همکاران همگی باهم در حالی که از شدت خنده دلشان را گرفته‌اند، می‌گویند «از دست تو! ده ساله‌داری این شوخی رو می‌کنی ولی هیچ وقت تکراری نمی‌شه!». البته ما اصلاً با اینکه مجلسی‌ها شوخی‌های خاص خودشان را داشته باشند مشکلی نداریم و حتی می‌خواهیم پیشنهاد بدهیم یک روز آقای آذری جهرمی را به بهانه استیضاح دعوت کنند مجلس، بعد ایشان با کلی گزارش از عملکرد وزارت ارتباطات بیایند در صحن علنی، یک دفعه یکی از نمایندگان پِخی بزند زیر خنده و بگوید «می‌خواستیم یه وزیر دیگه رو استیضاح کنیم، آدرس رو اشتباه فرستادیم! حالا تا اینجا اومدی بیا یه فیلتر شکن خوب بریز! چند وقته این خرگوشه اصلاً خوب کار نمی‌کنه!» و بعد نمایندگان به این شوخی نابِ بهارستان بلند بلند بخندند. حتی مجلسی‌ها می‌توانند این شوخی‌های بهارستانی را خیلی هدفمندتر اجرایی کنند و دور جدید مسابقه «زمانی برای خندیدن» را ببرند بهارستان. آنجا بیایند طرح‌ها و قوانین پیشنهادی‌شان را مطرح کنند و با کمک یک ستاره مربع، رأی‌گیری را انجام دهند. طرح هرکس هم بیشتر رأی آورد، مستقیم به مجلس یازدهم راه پیدا کند. به هرحال نمایندگان که شوخی شوخی قوانین را تصویب می‌کنند و ما جدی جدی در فشار اقتصادی زندگی می‌کنیم، حداقل این وسط کنداکتور برنامه‌های سیما هم یک جوری پر می‌شود.