صبر استراتژیک ایران

سیاسی /
شناسه خبر: 465343

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری امریکا در جدیدترین اقدام از معافیت شماری از مهم‌ترین خریداران نفتی ایران سرباز زد تا این سؤال مطرح شود که او در واقع چه هدفی را از این سیاست فشار علیه ایران دنبال می‌کند

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری امریکا در جدیدترین اقدام از معافیت شماری از مهم‌ترین خریداران نفتی ایران سرباز زد تا این سؤال مطرح شود که او در واقع چه هدفی را از این سیاست فشار علیه ایران دنبال می‌کند. زمانی ما درباره ترامپ به عنوان یک شخص حقیقی و زمانی به عنوان رئیس جمهوری امریکا صحبت می‌کنیم. ترامپ شخصاً به دنبال مذاکره با ایران است. یعنی فشارهایی که او وارد می‌کند با هدف مهیا کردن شرایط برای واداشتن ایران به مذاکره و در نهایت تغییر رفتار ایران در برخی از حوزه‌های مورد نظرش است. اما اگر سیاست امریکا را از منظر جایگاه ریاست جمهوری او در نظر بگیریم، شاهد خواهیم بود چند ترکیب در دولت امریکا وجود دارد؛ یعنی از یک سو ترامپ مایل به مذاکره است و از سوی دیگر شماری از چهره‌های تندرو و افراطی معتقدند رفتار ایران اصلاح‌پذیر نیست و باید رژیم تغییر کند. این دسته معتقدند افزایش فشار بر ایران به بروز اعتراض و شورش‌های خیابانی و در نهایت تغییر رژیم یران منجر خواهد شد. این موضع در تعدادی از نزدیکان ترامپ و به طور مشخص جان بولتون، مشاور امنیت ملی ترامپ و رودی جولیانی، وکیلش که چهره‌ای نزدیک به او به شمار می‌آید، دیده می‌شود. بنابراین اینک پالس‌های متعدد و ضد و نقیضی از سوی واشنگتن در رابطه با ایران ارسال می‌شود.
ترامپ یکسری پروژه‌ها را در سیاست خارجی تعریف کرده که در برخی موارد موفق بوده است مثلاً در ارتباط با اسرائیل یا انتقال سفارت به بیت‌المقدس و به رسمیت شناختن حاکمیت اسرائیل بر بلندی‌های جولان موفق بوده است یا در حوزه‌های تجارت خارجی با مکزیک و کانادا توافق جدیدی را امضا کرد یا در ارتباط کره جنوبی و عربستان به موفقیت‌هایی رسید اما در یکسری از پروژه‌هایی که کلید زده، هنوز موفقیت حاصل نشده است و یکی از آن موارد ایران است. سرمایه‌گذاری زیادی هم درباره آن کرده است و به لابی ضد ایرانی در امریکا اطمینان خاطر داده است که ایران در نهایت تن به مذاکره می‌دهد و تسلیم می‌شود. اگر این اتفاق نیفتد به عنوان یک نقطه ضعف در کارنامه سیاست خارجی ترامپ خواهد بود همان طور که فعلاً بحث کره شمالی این گونه است. برخلاف موضوع ایران که مذاکره مستقیمی صورت نگرفته است در مورد کره شمالی دو بار در بالاترین سطوح دیدار شده اما هیچ تغییری حاصل نشده است و نتیجه مشخصی به دست نیامده است  بنابراین حل نشدن مسأله ایران و کره شمالی می‌تواند به عنوان نقطه ضعف دولت ترامپ قلمداد شود و منتقدین از این موضوعات استفاده کنند و در انتخابات به دولت جمهوریخواه خواهند تاخت که یا دچار توهم است یا مرتکب خطای محاسباتی و برهم زننده قواعد نظام بین‌المللی شده که در نهایت امنیت ملی امریکا را به مخاطره می‌اندازد.
در واقع ایران و امریکا یک رابطه خاصی با هم دارند هر دو طرف علاقه‌مند هستند که تنش‌ها را کم کنند اما هر دو طرف برای رسیدن به یک نقطه تعادل دچار تردید هستند. دولت ترامپ رویکردی را برای رسیدن به اهدافش در پیش گرفته که برای ایران چاره‌ای جز مقاومت نگذاشته است. فشار دولت ترامپ از دولت اوباما نیز بیشتر شده و امکان مذاکره در چنین شرایطی وجود ندارد و عملاً نمی‌تواند به نتیجه مطلوبی منجر شود. دولت امریکا به خواسته اصلی‌اش یعنی ایجاد آشوب و اعتراض خیابانی در ایران و در منگنه قرار دادن حاکمیت آن برای مذاکره نخواهد رسید. بنابراین به نظر می‌رسد ایران رویکرد صبر استراتژیک را در پیش گرفته با این امید که تحولات دیگری در انتخابات امریکا رقم بخورد یا شرایط بین‌المللی‌ باعث شود امریکا از این تصورکه با اعمال فشار می‌تواند به خواسته خود برسد، دست بکشد.