خلیفه حفتر در حالی به طرابلس حمله کرده که مردم لیبی از سال ها جنگ خسته شده اند

حرکت آخر ژنرال شطرنج باز

بین الملل /
شناسه خبر: 461771

ژنرال خلیفه حفتر و بواقع قوای نظامی او که ارتش ملی لیبی (LNA) خوانده می‌شود از 15 فروردین وارد مراحل اجرایی مأموریت تازه خود، حمله به طرابلس، پایتخت لیبی و براندازی دولت کنونی شده ‎است.

  این ادامه فرآیندی است که او از 5 سال پیش با مأموریتی مشابه، یعنی حمله به بنغازی با گرد هم آوردن گروه‌های مختلف شروع کرد. وی در همان زمان نیز تأکید کرد که قدم‌های بعدی‌اش در راه تملک سایر نقاط لیبی و بویژه مناطق استراتژیک و کلیدی آن خواهد بود. با این اوصاف آیا شروع حمله اخیر وی به طرابلس قدم آخر و مهم‌ترین اقدام در راه نیل به هدف فوق نیست و همه چیز مسیر طبیعی خود را برای حفتر و همراهان وی طی نمی‌کند؟

نفس‌های حبس شده
آنچه قطعی است، حبس شدن نفس‌ها پس از شروع تهاجم اخیر حفتر است زیرا نزدیک شدن نیروهای مسلح وی به دروازه‌های طرابلس این گمان را قوت بخشیده که شاید دولت مرکزی هم توان ایستادگی مقابل بارزترین نیرو و قوی‌ترین تشکیلات در میان حکومت‌های منطقه‌ای در سطح لیبی را نداشته باشد و حکومت‌های خان‎خانی در لیبی از طریق به قدرت رسیدن حفتر به سوی، نیستی و مرگ به حرکت در آیند. حرکت حفتر نفی‌کننده احتمالاتی هم هست که بعد از به‌توافق رسیدن نسبی برخی جناح‌های درگیر طی ملاقات‌های اخیرشان به‌وجود آمده بود و گمان می‌رفت در اجلاس ملی قریب‌الوقوع لیبی بر آن مهر تأیید زده و از این طریق امکان یک تقابل بزرگ و خونبار خنثی شود.
منفور در غرب
همه اینها این پرسش را الزامی می‌سازد که چرا باید تهاجم حفتر شکل گیرد و چه بهره‌هایی برآن متصور است و محتمل‌ترین اتفاق و قابل دستیابی‌ترین وضعیت در پایان چنین ستیزی چه خواهد بود؟ حفتر برای گیج‌کردن سایر جناح‌های درگیر در جنگ‌های داخلی لیبی در میتینگ‌های اخیرش با قاطعیت هرچه بیشتر به سخنرانی پرداخته و به‌گونه‌ای از آزادسازی طرابلس سخن گفته که گویی هیچ فرجامی بجز توفیق برای خودش و «LNA» متصور نیست. درست است که حفتر از شرق کشور لیبی می‌آید و به تبع آن در غرب به سبب ضربه زنی‌های مؤثرش به جناح‌های مختلف منفور است، اما واقعیت مسلم‌تر و بارزتر این است که مردم لیبی از سال‌ها جنگ داخلی خسته و بیزار شده و از تکرار و استمرار آن رویگردانند. برای آنها امنیت و آرامش حیاتی‌ترین الزام، مهم‌ترین هدف و بزرگ‌ترین هدیه است. ستیزهای داخلی در لیبی از سال 2011 که معمرقذافی سرنگون شد و حکومت دیکتاتوری وی پایان گرفت، آغاز شد. مردمی که فکر می‌کردند پس از اتمام دیکتاتوری قذافی دروازه‌های بهشت به رویشان گشوده شده، با شوک‌هایی اساسی مواجه شده‎اند. تقسیم قوا و غنایم بین ایل‌ها و سازمان‌های مختلف و رسیدن حداقل یک ایالت و ولایت به هر یک از آنها، تسلط دولت مرکزی و مستقر در طرابلس را بر امور کشور سست کرده و یک ملوک‌الطوایفی واقعی را به‌وجود آورده که در آن هیچ‌کس ایمن نیست و هیچ نیرو و سازمانی به تنهایی بر چیزی تسلط و مالکیت ندارد. با فرض پیروزی حفتر در مأموریت تازه‌اش باید گفت، هرچند این پیروزی احتمالی از وضعیت هرج و مرج فعلی و تعدد خان‌ها و فرماندهان خواهد کاست اما کشور را کاملاً یکپارچه نخواهد کرد. زیرا لیبی از سال 2011 به این سو دو پاره بوده ‎است و هر دو گروه حامیان خود را دارند.

شهری با دو رویکرد
تصور می‌رود نیمی از اهالی طرابلس از ورود حفتر به این شهر استقبال کنند واین بخصوص در صورتی است که حس کنند این ورود و تفوق‌جویی حفتر به جنگ‌های مستمر داخلی سالیان اخیر لیبی پایان خواهد بخشید اما نیمی دیگر پای مأموران دولت مرکزی ایستاده و با مردان LNA خواهند جنگید.
شاید هم حفتر در دل می‌داند که تسخیر طرابلس برای او هنوز هم امکان پذیر نیست ولی بهره تبلیغاتی و سروصدایی که بابت قدرت نمایی لشکر او در رسانه‌ها به‌راه می‌افتد، اعتبار وی را بیشتر ساخته و برشهرت جهانی او خواهد افزود و چنین مسأله‌ای از دید حفتر دستاورد کوچکی نیست. با این حال او نباید فراموش کند، یک شکست احتمالی و عقب‌نشینی نیروهایش موجب تضعیف جایگاه او در سلسله مراتب قدرت در لیبی خواهد شد و اگر تبلیغات رسانه‌ها پیرامون او خوب و مثبت باشد، پخش خبر شکستش از این هم مضرتر خواهد بود.

یک پاسخگویی سریع
کارشناسان می‌پرسند آیا حفتر با انتخاب تاریخ فعلی گزینش درستی برای زمان اجرای تهاجم نهایی‌اش داشته است؟ در پاسخ باید گفت، عوامل متعددی در انتخاب این تاریخ از سوی حفتر نقش داشته‌اند و یکی از آنها لزوم یک پاسخگویی سریع و قاطع به مخالفانش در جامعه سیاسی لیبی است. این مخالفان در جریان اجلاس اخیر احزاب رسمی کشور حفتر و هواداران او را «مشتی تندرو» توصیف کردند و به پیروزی‌های او در برخی جبهه‌های مهم جنگ بذل توجه نکردند. با این اوصاف حمله اخیر به طرابلس حتی اگر یک حرکت صوری و بدون جان و دل و فقط برای وادار کردن مخالفان به احترام گذاشتن به حفتر و همراهانش باشد، یک توفیق تلقی شده و اثرگذاری فوق حاصل خواهد‌آمد و بزرگی کار و تلاش LNA، سایرین را به تحسین این سازمان وا خواهد داشت.
با این حال باید این پرسش را مطرح کرد که آیا بهای پرداختی حفتر و گروهش برای خلق چنین احترامی در ذهن سایرین بیش از حد نیست و آیا بهتر نبود راه عقلایی‌تر و کم‌ تاوان‌تری را برای رسیدن به مقصود خود انتخاب می‌کردند؟

تقابل با سارقان خرده پا
قدر مسلم اینکه حفتر یک استراتژیک جنگی موفق است و حتی اگر نیروی زمینی او نتواند مواضع خاکی و ملکی مورد نظر را تسخیر کند، خود وی خوب می‌داند چه بکند تا مواضع استراتژیک تازه‌ای را به‌دست بیاورد و برتر از سایرین به‌نظر برسد. در سال 2016 که حفتر بر سر معادن نفت منطقه «کرسنت» ستیز می‌کرد، به‌جای رویارویی نظامی مستقیم با رقیبش که یک فئودال بزرگ به‌نام ابراهیم جدران بود، تعدادی از نفرات کلیدی ارتش وی را خرید و رشوه‌های کلانی در این راه داد. این رشوه‌ها سبب شد حامیان اصلی جدران رنگ ببازند و در غوغای زمان گم شوند. درست است که جدران طی دو سال بعد از آن واقعه سه‌بار معادن فوق را پس گرفت اما روش‌کار او در تقابل با سیستم‌های حسابگرانه و توأم با حیله حفتر، مثل دزدی‌های جزء و همسو با سارقان خرده‌ پا بود.

فرقی نمی‌کند
در دسامبر گذشته هم که معدن بزرگ نفت «صحرا» واقع در جنوب غرب لیبی بسته شد، قوای مسلح حفتر در محل حضور یافته و با رسیدن به توافق مالی با قبایل محلی تملک معدن را در دست گرفت. خیلی‌ها به سیاست‌هایی از این دست اعتراض کرده و آن را تزویر‌آمیز خوانده‌اند. اما حفتر در حمله جاری‌اش به طرابلس هم نشان داده است بیش از آنکه خاک یا متاعی را ضمیمه امپراطوری خود کند و بر سر آن بجنگد و کشته بدهد، مایل است مثل یک شطرنج باز ماهر و حرفه‌ای با تعویض مهره‌هایش روی صفحه بازی به مقصود برسد. حفتر بواقع‌ زاده اتفاقات و رویدادهایی است که پس از رفتن قذافی تحقق یافته و لیبی را به‌سوی تفرقه سوق دادند و رنجی گران را به مردم تحمیل کردند، با این اوصاف فرقی نمی‌کند که حفتر طرابلس را می‌گیرد یا خیر، زیرا او در این راه مواضع سیاسی مهمی را تصاحب کرده که فراتر از مواضع جنگی و مشتی خاک است و دیر یا زود وی را به مالک پایتخت لیبی تبدیل خواهد کرد.
*‌ منبع: Al-Monitor

کلمات کلیدی