حقِ حق داشتن

حقوقی /
شناسه خبر: 455043
 «شیما بیگم» یکی از آن سه دختر نوجوان بریتانیایی بود که فرارشان از بریتانیا برای پیوستن به داعش، چند سال پیش، خبرساز شد. او در پایتخت دولت خودخوانده داعش ازدواج می‌کند و چندی پیش در یکی از کمپ‌های پناهندگان در سوریه، فرزند خود را به دنیا می‌آورد. در پی درخواست او برای بازگشت به بریتانیا، دولت بریتانیا اعلام می‌دارد که شهروندی او که به ظن بریتانیا، دو تابعیتی است لغو خواهد شد. اما دولت بنگلادش در بیانیه‌ای اعلام می‌دارد که شیما بیگم، هرگز درخواست شهروندی بنگلادش را نکرده و از نظر این دولت؛ شهروند بنگلادش محسوب نمی‌شود. این بیانیه سبب می‌شود که دولت بریتانیا با چالش جدی تری روبه‌رو شود، آیا با لغو شهروندی شیما بیگم، او بی‌دولت می‌ماند؟! امری که از دیدگاه حقوق بین‌الملل بشر، پذیرفتنی نیست. داستان بیگم در سر خط خبرها قرار می‌گیرد، در حالی که این چالش تنها محدود به او و دولت بریتانیا نیست. برای بیشتر کشورهای اروپایی و همچنین ایالات متحده، تصمیم در خصوص چگونگی برخورد با شهروندانشان که به داعش پیوسته‌اند و اکنون در کمپ‌های پناهندگی به سر می‌برند، یک بحران اساسی است.
برخی آمار بیان می‌کند که حدود هشتصد جنگجوی داعش، تابعیت احتمالاً اروپایی دارند، این آمار زمانی بیشتر می‌شود که همسران و فرزندان این هشتصد نفر نیز در صف ادعای تابعیت اروپایی قرار می‌گیرند؛ امری که برای بیگم هم روی داده، همسر هلندی او، که خود نیز سرباز داعش بوده است، درخواست داده که همسر و فرزندش اجازه ورود به هلند را بیابند. بحران تابعیت، اقامت و دولت داشتن، چالش پناهندگی، مهاجرت و بی‌خانمانی، به داستان جنگجویان داعش محدود نمی‌شود. مهاجرت، پناهندگی و بی‌خانمانی به‌دلیل جنگ، بحران‌های اقتصادی و سیاسی چالش جدی عصر ماست. این بحران، بیش از نیم قرن پیش، توجه یک اندیشمند بزرگ را به خود جلب کرده بود، هانا آرنت که خود در پی اقدامات رژیم نازی، بی‌تابعیت و مجبور به فرار به ایالات متحده شده بود. تبدیل شدن انسان‌ها به افرادی(بی‌حق) آرنت را در معرض پرسش‌های فلسفی، سیاسی و حقوقی عمیق قرار داده بود، به شکلی که عبارت «حق برخورداری از حقوق» یا «حقِ حق داشتن» را ابداع می‌کند.  آرنت چنان که کتاب «حق حق داشتن» بخوبی نشان می‌دهد با درک این بحران، پرسش‌های جدی در خصوص حقوق بشر، حقوق شهروندی و حق  برخورداری از حقوق مطرح می‌کند. عبارت ابداعی کوتاه او و دیگر نظرات انتقادی اش در خصوص کاربردی بودن حقوق بشر، سبب می‌شود با گذشت چند دهه، همچنان اندیشه ورزان بسیاری درصدد تفسیر عبارت آرنت برآیند، حق برخورداری از حقوق به چه معناست؟
کتاب حق حق داشتن، حاصل تلاش ۵ متفکر برای پاسخ به این پرسش است، که در حقیقت تبدیل به خوانشی عمیق از افکار هانا آرنت در زمینه حقوق و بویژه حقوق بشر و ارتباط آن با عضویت در یک جامعه سیاسی شده است‌.حق حق داشتن از معدود کتاب‌هایی است که ترجمه‌اش به فارسی، بسرعت انجام شده و از این‌رو تلاش مترجم که با مهارت، متن گاه پیچیده را بخوبی به فارسی برگردانده قابل تقدیر است. این کتاب درسال ۲۰۱۸ منتشر شده و بحران مندرج در حقوق بشر را عمیق و جدی دیده و تنها به مسأله مهاجرت و بی‌خانمانی اکتفا نکرده، بلکه در جایی مسأله ممنوعیت سفر شهروندان چند کشور (که کشور ما را هم شامل می‌شود) را نیز بخشی از این بحران تلقی می‌کند، بحرانی که به نظر برخی از نویسندگان کتاب (با محوریت اندیشه آرنت) ریشه در خود مفهوم حقوق بشر دارد. ارجاع نویسندگان به آثار کسانی چون سیلا بن حبیب، اگامبن و جودیت بالتر، مباحثات فلسفه حق و تکثرگرایی را در بطن مفاهیم مطرح شده، قرار می‌دهد. این کتاب هرچند نوشته چند نویسنده است، اما شیوه همکاری در نگارش، به گونه‌ای است که گویی یک نفر نوشته و به همین دلیل، کتاب یک مجموعه مقالات نیست، بلکه متشکل از فصولی است که نویسنده هر فصل بخوبی به بهم پیوستگی مطالب اهتمام داشته و مطالب سایر نویسندگان را مد نظر قرار داده است. این کتاب بدون شک می‌تواند ما را با مفهوم حق، شهروندی و بشر بهتر و عمیق‌تر آشنا کند. او می‌توانست حق اساسی بشر را که مورد نظر او بود حق شهروندی یا دست کم حق عضویت در یک جامعه سیاسی بخواند، اما او آن را حق برخورداری از حقوق نامید. آرنت می‌گوید حقوق بشر را به شکلی که افراد بشر از ابتدا دارا هستند و تنها خواسته‌شان احترام به آن حقوق توسط نهادهای موجود است ننگریم، بلکه آن را بخشی از برنامه سیاسی خود برای خلق جهانی که در آن حق مداری برای هر فرد انسانی ممکن است ببینیم. کتاب حق حق داشتن با ترجمه حسین پیران بوسیله انتشارات فرهنگ نشر نو منتشر شده است.