روابط ایران و روسیه از زاویه‌ای دیگر

بین الملل /
شناسه خبر: 442203

با وجود پیروزی انقلاب اسلامی که چهلمین سالگرد آن جشن گرفته می‌شود و فروپاشی شوروی که بیش از 28 سال از آن می‌گذرد، برخی پندارهای گذشته در روابط ایران با کشورهای همسایه هنوز پابرجاست. این پندار گاهی به اعماق تاریخ گذشته می‌رود و از آن خارج نمی‌شود و نوعی تضاد با محیط بین‌الملل به وجود می‌آورد.

 هنگامی که سخن از قفقاز می‌رود، برخی از ما ایرانی‌ها به یک نوستالژی می‌اندیشیم و با حسرت و اندوه می‌گوییم که این سرزمین زیبا را روس‌ها از ما گرفته‌اند و از این نقطه نگاه منفی به روابط با روسیه سایه می‌افکند. شاید به آسیای مرکزی که آن هم در دهه پایانی سده نوزدهم به روس‌ها واگذار شد، که برسیم باز این پندار نوستالژیک نمایان می شود. جمهوری آذربایجان و گرجستان و ارمنستان در قفقاز را هنوز از آن خود می‌دانیم و بر این باوریم که این سرزمین ها برای مدت 100 سال به آنها واگذار شده بود و حالا باید به ما برگردانده شود.
این نوع پندار‌های نوستالژیک گاهی در ما چنان قدرت می‌گیرد که می‌خواهیم به گونه‌ای قدرتمند شویم که توانایی بازگرداندن همه سرزمین‌های از دست رفته از هرات در شرق تا سمرقند و بخارا در شمال شرق، مرو در شمال و باکو و گنجه و تفلیس و ایروان و نخجوان در شمال غربی را داشته باشیم. سخن از دریای خزر که می‌رود، نیمی از آن را سهم خود می‌دانیم. ولی اکنون مدت‌ها از آن دوره می‌گذرد و نه ایران کشور درمانده دوره پایانی قاجاریه است و نه روسیه، امپراطوری تزاری. هر کدام در منطقه و در نوع خود به قدرتی مبدل شده‌ایم که در این میان به برکت انقلاب اسلامی، ایران به رشد قابل توجهی در تبدیل شدن به قدرتی منطقه‌ای، دست یافته است. نگاه دیگر به دوره جنگ سرد و جهان دوقطبی مربوط می‌شود و روسیه همچون سدی در برابر ترکتازی‌های ایالات متحده و جهان سرمایه‌داری یا به اعتباری، «استکبار جهانی و امپریالیسم» در نظر گرفته می‌شود و هر زمان که این موازنه رفتار نشود و روسیه کشور دوست و همسایه و هم پیمان ما بر خلاف پندارها و خواسته‌های افکار عمومی یا حتی حلقه تحصیلکردگان و روشنفکران ما به نفع و تمایل و خواسته‌های ما حرکت نکند، بر می‌آشوبیم. دلمان می‌خواهد همه کشورهای همسایه و قلمروهایی که زمانی از آن ما بوده است، به دلخواه ما حرکت و منافع ما را بر منافع خود ترجیح دهند. در حالی که مناسبات بین المللی نه براساس احساس و قرابت‌های فرهنگی قومی و دینی، بلکه بر اساس منافع و تهدیدات تنظیم می‌شود. رفتار چند لایه و متکثر ما با فدراسیون روسیه در این چارچوب‌های فکری و عقیدتی دور می‌زند.
اکنون مدت هاست جنگ سرد پایان یافته و بزرگترین اشتباه تاریخ بر ملا شده است. اینکه شوروی ابرقدرت و یک امپراطوری بود، دهه آغازین فروپاشی شوروی نشان داد که ابرقدرتی که جلوی امپریالیسم امریکا و جهان سرمایه‌داری از منافع کشورهای هم پیمان و ضعیف دفاع می‌کرد، خود چنان دچار بحران های پیچیده‌ای شد که تا آغاز سال 2000 که پوتین رهبری کشور را بر عهده گرفت دچار آشوب و نا امنی و حکمفرمایی گروه های مافیایی شده بود.
اینکه چرا ما ایرانیان انتظار داریم که در روابط با دیگر کشورها، همیشه همه آنها در روابط خود با ما، منافع ایران را تأمین کنند و اگر خلاف آن شد یا اینکه خواسته‌های حداکثری ما تأمین نشد، بر می‌آشوبیم و از بخت بد خود و نامهربانی شرکا گله‌مند می‌شویم. مسأله‌ای مهم و قابل بررسی است. اگر طرف دیگری که با ما رابطه دارد بخواهد منافع خود را حفظ و بیشترین بهره را ببرد و نصیب ما کمتر از آن شود، آنگاه سبب کدورت ما می‌شود و انتقادها آغاز می‌شود.روسیه کشوری بزرگ است و جغرافیای آن دیکته می‌کند که از نظر نظامی قدرتمند باشد. باید در نظر داشته باشیم که ماهیت رفتار غرب با روسیه ماهیتی سلطه طلبانه است. در این میان روس ها گاه چاره ای جز واکنش نشان دادن به این بدسگالی ها ندارند. واکنش هایی که گاه این بهانه را به غرب می‌دهند که در راستای روش‌های دربرگیری دوره جنگ سرد و تئوری جورج کنان حرکت کنند. 
روسیه امنیت ملی خود را در مرزهای دوره شوروی جست‌و‌جو می‌کند. بنابراین در آسیای مرکزی حضوری قدرتمند دارد(پایگاه های نظامی روسیه در تاجیکستان). در قفقاز پایگاه و زرادخانه هسته‌ای در ارمنستان دارد، قره باغ را ازجمهوری آذربایجان به گروگان گرفته است، در گرجستان «استان اوستیای جنوبی» و «جمهوری خودمختار آبخازیا»(از قلمرو حاکمیتی جمهوری گرجستان) را به اشغال نظامی در آورده و آنها را به‌عنوان کشورهای مستقل مورد شناسایی قرار داده است. شبه جزیره کریمه را از حاکمیت ملی اوکراین، به خاک خود ضمیمه کرده است و اوکراین را تحت سیطره خود دارد، در منطقه ترانس دنیستر در مولداوی نیروهای نظامی را نگهداشته و به بحرانی شدن منطقه اقدام کرده است. در حال تشکیل دولتی جنینی در شرق اوکراین در مناطق روس نشین است. با بلاروس که در جبهه غربی با پیمان ناتو رویاروست، در برابر غرب جبهه گرفته است. ایران با چنین کشوری روابط نزدیک دارد.
روسیه با ابزار قدرتمند حق وتو، برای خود و هم پیمانان خود سدی دفاعی در برابر «در بر گیری» غرب ایجاد کرده است. روسیه اگر چه روابط نزدیک با ایران دارد ولی در صحنه روابط بین‌الملل به همه قطعنامه‌های شورای امنیت علیه پرونده هسته ایران رأی مثبت داده است. موضع روسیه در برابر ایران برقراری موازنه مثبت است، به سخنی دیگر، پشتیبانی از ایران در عین بهره‌گیری و امتیازگیری از کارت ایران در بازی با دیگران بویژه غرب است. این یک حرکت در بازی است که هر دو طرف را راضی می‌کند و منافع روسیه را تأمین می‌کند، اگرچه سهم ما خیلی کمتر از سهم روسیه است، ولی درعین حال بازی حاصل جمع صفر هم نیست. گاهی ما به آن هم خشنود می‌شویم. این همان موردی است که در پرونده هسته‌ای پیش رفت که سرانجام به برجام رسید که در نوع خود همه طرف‌ها با کاستن مقداری از خواسته‌های خود، به مصالحه تن دادند. همه راضی بودند و خارج شدن ایران از فصل هفت منشور ملل متحد، که «اقدام در موارد تهدید علیه صلح، نقض صلح و اعمال تجاوز» را در پی داشت، نکته‌ای اساسی بود. بر اساس این مفاد این فصل زمانی که شورای امنیت بخواهد تهدیدی جدی علیه کشوری را مطرح کند، آن کشور را ذیل فصل هفتم قرار می‌دهد. بدین ترتیب خطر جنگ از ما دور شد، در این فرآیند بی‌شک روسیه نقش اساسی داشت و مانع از رفتارهای تند و زیان آور دیگر اعضای دائم شورای امنیت علیه ایران شد. با این حال روسیه به‌عنوان یک قدرت هسته‌ای، با دیگر قدرت های هسته‌ای عضو باشگاه اتمی، علاقه‌ای به ورود عضوی جدید چون ایران به این باشگاه ندارند و ما بر ورود به این باشگاه پافشاری داریم. این نقطه تضاد ما با روسیه است، زیرا روسیه تلویحاً مخالف به ظهور رسیدن یک قدرت هسته‌ای در جنوب خود است.
روسیه و خاورمیانه
همکاری ایران و روسیه در سوریه، فضای دیگری از تعامل دو کشور در یک صحنه عملیاتی ترسیم کرده است. به نوعی می‌توان گفت روسیه برای خروج از انزوای بحران شبه جزیره کریمه حضور خود در سوریه را تحکیم کرد تا به نحوی با ایجاد بحران جدید، بحران قبلی را تحت الشعاع قرار دهد. در این صحنه ایران و روسیه هر کدام با منافع و نگرانی‌های متفاوت خود که در برخی موارد تاکتیکی بوده با هم همکاری داشته‌اند و منافع آنها با هم گره می‌خورده است. در برخی موارد هم تضادهایی بروز کرده است. ایران در این صحنه با نزدیکی به مرزهای جنوبی سوریه، خود را به مرزهای اسرائیل نزدیک و موجب ایجاد تهدید علیه این دشمن خود شده است. در حالی که روسیه روابط نزدیکی با اسرائیل دارد. ایران نمی‌تواند به روسیه در این مورد اعتراضی داشته باشد، زیرا روابط نزدیک روسیه با اسرائیل در چارچوب منافع ملی روسیه تعریف می‌شود.
در واقع حضور روسیه در سوریه در گام نخست، امکان ادامه حضور و بهره‌ برداری از پایگاه دریایی طرطوس است که تنها پایگاه نظامی روسیه در ماورای بحار در شرق مدیترانه در قلمرو حاکمیتی سوریه است که از دوره شوروی تا کنون روسیه از آن بهره‌برداری می‌کند. نکته دیگر اعلام رسمی ورود به صحنه سوریه از نگاه نماینده روسیه در شورای اروپا، انهدام باندهای تروریستی قفقاز شمالی در خاک روسیه بوده که از این منطقه به گروه‌های تروریستی در سوریه پیوسته بودند. ولی در واقع حمایت روسیه از حکومت سوریه، ترس از سقوط بشار اسد و احتمال روی کار آمدن دولتی هوادار غرب بود که می‌توانست به بهره‌برداری روسیه از تنها پایگاه دریای ماورای بحار روسیه خاتمه دهد و به انزوای بیشتر روسیه در صحنه آب های بین‌المللی بینجامد. از طرفی، کاسته شدن از اهمیت خاورمیانه در سیاست خارجی امریکا، توجه به شرق آسیا و حوزه اقیانوس آرام است که در آنجا درگیری‌های احتمالی چین با ایالات متحده بر سر جزایر مورد مناقشه اسپراتلی بین هم پیمانان امریکا و چین، ایجاد جزایر مصنوعی روی جزایر غیرمسکونی، کم وسعت و متعدد مرجانی در دریای چین جنوبی و ساخت تأسیسات نظامی در آنها و مهم تر از همه حمایت از جزیره تایوان در برابر قدرت‌گیری و توسعه ارضی چین است. بنابراین خروج امریکا از خاورمیانه طبق یک نقشه استراتژیک است تا بخشی از توان اقتصادی روسیه در این منطقه به‌کار گرفته شود و در داخل سرمایه‌گذاری در زیر ساخت‌ها و خدمات‌رسانی عمومی را با کمبود مواجه سازد که به نارضایتی مردم منجر شود. این همان استراتژی سرمایه‌داری در کشیدن شوروی به مسابقه تسلیحاتی بود که در نهایت به سقوط شوروی منتهی شد. در سال 2018 ایالات متحده امریکا معادل نیمی از کل تولید ناخالص داخلی روسیه را صرف بودجه نظامی خود کرده است، در حالی که این بودجه تنها 4 درصد از تولید ناخالص داخلی امریکا را تشکیل می‌دهد. روسیه ناگزیر وارد این مسابقه شده است و چون نمی‌تواند به همان میزان بودجه نظامی داشته باشد، توازن استراتژیک خود را با اختراع و ساخت تسلیحات محیرالعقولی جبران می‌کند که با نمایش قدرت تخریب آنها قصد به رخ کشیدن توازن نظامی خود را دارد، هرچند بسیاری از آنها از جمله اس 400 هنوز در میدان عمل به‌کار گرفته نشده است و بیشتر به یک بلوف شبیه است تا تاکتیک. این همان چیزی است که از روسیه انتظار دارند و صحنه را به روسیه واگذار کرده‌اند. غرب بر این باور است که خاورمیانه متکی بر فروش انرژی است و از این بابت با روسیه اقتصادهای تکمیلی ندارند. این غرب است که مصرف‌کننده انرژی خاورمیانه است و بازارهای آنها به هم وابسته است و روسیه کالایی بجز تسلیحات و تکنولوژی هسته‌ای برای فروش به خاورمیانه ندارد. این همان موردی است که غرب آن را از قبل با واردات نفت اشباع کرده است و جایی برای روسیه باقی نمانده است.
روسیه در روابط با ایران در صحنه خاورمیانه، از نفوذ ایران برای ورود و استقرار در منطقه بهره‌مند می‌شود. در حالی که در نقطه مقابل، با عضویت دائم ایران در شانگهای در شمال موافق نیست، چون جمهوری‌های مسلمان نشین مناطق ولگا و قفقاز شمالی و بخش های آسیایی، در کنار جمهوری‌های مسلمان آسیای مرکزی عضو شانگهای، از ایران قدرتمند اسلامی خشنود نخواهند شد، زیرا همکاری نزدیک در این منطقه موجب گسترش اسلام سیاسی در منطقه خواهد بود که هیچ یک از اعضای شانگهای با آن موافق نیستند.
روسیه علاوه بر روابط نزدیکی که با اسرائیل دشمن ایران دارد، روابط خود با عربستان را گرم نگهداشته است. درست زمانی که غرب و کشورهای منطقه با اقدامات نامناسب و دیکتاتور مآبانه بن سلمان ولیعهد عربستان قتل جمال خاشقجی، مخالف سعودی را به او نسبت می‌دهند و سنای امریکا بن سلمان را مقصر اصلی قلمداد می‌کند، در جریان اجلاس پاریس پوتین با این شاهزاده با صمیمیتی خاص و در جلوی ده ها دوربین‌ خبری جهان، دیدار می‌کند. از سوی دیگر روسیه در چارچوب کشورهای صادر‌کننده نفت خارج از اوپک همیشه به‌دنبال منافع خود بوده و با تولید زیاد و تبدیل شدن به بزرگترین صادر‌کننده نفت خام، منافع بسیاری از کشورهای عضو اوپک صادر‌کننده نفت را به خطر انداخته و موجب عدم النفع زیادی برای کشورهای صادر‌کننده نفت بویژه ایرانی شده است که بشدت به این درآمدها نیاز داشته است. بر اساس گزارش بی‌پی، ذخایر اثبات شده نفت روسیه 30 درصد کمتر از ایران است، ولی با صادرات بیش از 10 میلیون بشکه در روز بازار انرژی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
در خاتمه باید یاد آور شد که در معادلات روابط اروپا با دیگر کشورها، روسیه عاملی منفی به شمار می‌رود. احتمال دارد که کارشکنی اروپا برای حفظ برجام و بهره‌مندی ایران از آن و تعلل در ساماندهی نوع پرداخت های ارزی با ایران، می‌تواند به سبب نزدیکی هر چه بیشتر ایران به روسیه باشد. روسیه به سبب اشغال نظامی اوستیای جنوبی و آبخازیا در گرجستان، انجماد حل مسأله قره باغ بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان، اشغال شبه جزیره کریمه و حمایت از جدایی طلبی از سوی اروپا تحریم شده است. به همین سبب هر چه ایران به روسیه نزدیک‌تر می‌شود، سبب دوری هرچه بیشتر اروپا از ایران می‌شود. در حالی که آینده بازار انرژی ایران بویژه گاز در اروپا می‌تواند توسعه یابد، روسیه مانع از ورود گاز ایران به اروپا می‌شود و آن را رقیبی بالقوه برای خود می‌داند. با کشف ذخایر جدید گاز در پارس جنوبی اکنون ذخایر اثبات شده گاز ایران بیش از روسیه است و مقام اول را داراست. برای یافتن بازار ایران نیاز به تکنولوژی، سرمایه‌گذاری روی بازار مصرف دارد که هر سه مورد در اروپاست. روسیه همواره از صدور گاز ایران به سمت شرق به آسیا حمایت کرده تا آن را از بازار اروپا دور سازد. برای نمونه می‌توان از افتتاح خط لوله گاز ایران به ارمنستان در سال 2005 یاد کرد که ایران قصد ادامه خط لوله از ارمنستان به گرجستان داشت که گاسپروم (به دلیل دشمنی گرجستان با روسیه) همه زیرساخت های خط لوله و شبکه گاز‌رسانی ارمنستان را به بهانه بدهی دولت ارمنستان به خود مصادره و مانع ادامه خط لوله ایران به گرجستان شد.
از دیدگاه غرب، روسیه یک کشور خاطی به شمار می‌رود. هنگام پذیرش عضویت روسیه در گروه هفت و تبدیل آن به گروه هشت، کشورهای عضو یاد آور شده بودند که به سبب نقش روسیه در جهان، با وجودی که این کشور صنعتی و توسعه یافته نیست ولی عضویت آن در این گروه تثبیت می‌شود تا در وظایف جهانی به ایفای نقش بپردازد. ولی پس از مداخله روسیه در اوکراین و اشغال شبه جزیره کریمه از این گروه اخراج شد.
 

 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.