دولت و چهار رویکرد صحیح در مذاکرات

سیاسی /
شناسه خبر: 44

بیش از 14 ماه تلاش دولت روحانی پس ‌از امضای موافقتنامه مقدماتی ژنو در پاییز 92 به انضمام چند ماه تلاش قبل از آن، که به امضای آن موافقتنامه منجر شد، نهایتاً شامگاه پنجشنبه گذشته (سیزدهم فروردین 94) به یک نتیجه مرحله‌ای قابل توجه منجر شد.

پرچم سه‌رنگ ایران در میان پرچم‌های قدرت‌های جهانی در کنفرانس مطبوعاتی مشترک ظریف- موگرینی (هماهنگ کننده سیاست خارجی اتحادیه اروپایی) حاکی از دستیابی به یک توافق تاریخی در عرصه دیپلماسی جهانی بود که به سختی می‌شد تصورش را کرد. این موافقتنامه از جنبه‌های متفاوتی قابل بحث است و بدون تردید روزها و هفته‌های آینده شاهد کارزار گسترده رسانه‌ای و سیاسی در مورد تحلیل بخش‌های مختلف آن در داخل و خارج خواهیم بود. در این نوشته سعی دارم رویکردهای اصلی دولت روحانی و روشی را که این دولت در طی یک سال و نیم گذشته در پیش گرفت تا به این نتیجه افتخارآمیز دست یابد، تحلیل کنم.

1-‌ عزتمندی
دولت روحانی از ابتدا الگوی عزتمندی و گفت‌وگو از موضع برابر با قدرت‌های جهانی را در دستور کار خویش قرار داد. پیش از این قدرتهای غربی با دو پرونده هسته‌ای دیگر نیز درگیر بوده‌اند. یکی کره شمالی و دیگری دولت قذافی در لیبی. در مورد نخست کره‌ای‌ها در مقطعی به توافق با قدرت‌های غربی دست پیدا کردند، توافقی که در آن ذخیره انفجاری هسته‌ای خویش را در برابر کمی در حدود 300 میلیون دلار کنار گذاشته و نهایتاً پس از مدتی با خروج از پیمان NPT و تن دادن به یک انزوای درازمدت تاریخی برای خود نوعی غرور هسته‌ای را به قیمت فقر و فلاکت ملی انتخاب کردند. در مورد دوم نیز رژیم قذافی دست‌ها را کامل بالا برد و تمام دستگاه‌ها و امکانات هسته‌ای خویش را ذلیلانه بار کشتی کرد و به غربی‌ها تحفه داد. در ازای این رویکرد حقیرانه آنچه قذافی دریافت کرد یک رابطه شکننده و لرزان با کشورهای غربی بود که هرگز با احترام و اقتدار واقعی در جامعه جهانی همراه نبود و نهایتاً با وزش تندباد مخالفت‌های داخلی، حکومت قذافی پاداش خود از غربی‌ها را با یورش هواپیماهای ناتو دریافت کرد.
رویکرد وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران در دولت یازدهم از ابتدا گفت‌وگو از موضع یک قدرت منطقه‌ای متکی بر مردم که با اعتماد به نفس و منطق قابل درک سیاسی سخن می‌گوید، بوده است. جملات منطقی آقای روحانی که «با مردم ایران به زبان تکریم سخن بگویید نه زبان تحریم»، حاکی از این رویکرد کلیدی است. شواهد نشان می‌دهد دولت ایران به‌کمک دیپلماسی توانمندی که به کار گرفت توانست این منطق را به قدرتهای غربی بقبولاند که «هر راه حلی که توأم با تحقیر ایران باشد هرگز به نتیجه نخواهد رسید.» فراموش نکنیم هنوز که هنوز است تندروهای محافظه‌کار امریکایی به تحریک شرکای اسرائیلی خود بر این گمانند که با استفاده از زبان تحقیرآمیز و استفاده از قدرت نظامی کور می‌توانند سیاست‌های خود را در گوشه و کنار دنیا به پیش ببرند. هرچند این نگاه به روابط بین‌المللی در نهایت محکوم به شکست است اما لااقل در مورد ایران، دولت یازدهم توانست این پیام جدی را به طرف‌های غربی بخوبی منتقل کند که چنین رویکردی در این پرونده خاص کارآمدی ندارد. شاهد جدی بر این ادعا جمله کلیدی آقای اوباما است که اخیراً نیز در سخنانی که پس از اعلام موافقتنامه بیان کرد، بر این مبنا که ما باید واقعیت‌ها را بپذیریم، ما اگر از طریق دیپلماسی با ایران به توافق نرسیم، تنها گزینه دیگرمان جنگ است.»
2- لحن سیاسی دولت
دولت روحانی از نخستین روز کار و حتی قبل از انتخابات ریاست جمهوری، زبان رسمی دیپلماتیک کشور را تغییر داد و در واقع زبان متعارف دیپلماتیک جهانی را پذیرفت. تا پیش از دولت یازدهم، زبان دیپلماسی خارجی ایران نوعی گفتمان معترضانه نسبت به نظام تقسیم قدرت در جهان بود که بیشتر به کار خطابه‌های انتخاباتی یا بیانیه‌های چپگرایانه دانشجویی دهه 60 می‌آمد. این زبان اساساً ماشین سیاست خارجی ایران را از کار انداخته بود و کارآمدی آن را به حوزه‌ های کوچکی از کشورهای کم اهمیت در عرصه روابط بین‌المللی محدود می‌ساخت.
سفر آقای روحانی در پاییز سال 92 به نیویورک و ایراد نطق وی در مجمع عمومی سازمان ملل در کنار ملاقات‌های متعدد آقای ظریف و تیم دیپلماتیک همراه وی به همراه زبان و ادبیات کاملاً متفاوت این تیم با تیم‌های گذشته به مرور ناظران و سیاستمداران غربی را به این نتیجه رساند که این دولت با زبان دیگری سخن می‌گوید. به عبارت دیگر، ظریف و روحانی و دیگر دیپلمات‌های درگیر در پرونده هسته‌ای قبل از هر چیز توانستند این حقیقت را به دنیا بقبولانند که در ایران دولتی روی کار آمده است که قابل مذاکره است و با دیگران به زبان ادب و دیپلماسی سخن می‌گوید.»
3- صداقت و وفای به عهد

یکی از مشکلات اساسی ما در پرونده هسته‌ای جلب اعتماد کشورهای دیگر است. سال‌ها چالش سیاسی در منطقه و جهان در کنار تبلیغات گسترده مخالفان جمهوری اسلامی ایران در خارج  از کشور در کنار برخی اقدامات و سخنان نسنجیده گذشته که اینجا جای بحث آنها نیست، فضایی  از بی‌اعتمادی و احساس عدم صداقت نسبت به کشورمان در میان قدرت‌های غربی و حتی کشورهای متعارف دیگر به وجود آورده بود. کار خطیری است که بتدریج به جهانیان بقبولانیم که صادقانه صحبت می‌کنیم و به پیمان‌هایی که با کشورهای دیگر می‌بندیم، پایبندیم. این کار مستلزم زمان است و یک شبه حاصل نمی‌شود. در پی امضای موافقتنامه مقدماتی ژنو و دوره 6 ماهه اجرای آزمایشی توافق‌های انجام شده گزارش‌های مثبتی که از سوی آژانس در زمینه اجرای توافق‌های انجام شده صادر شد، حکایت از اجرای صادقانه مفاد تعهدات سپرده شده توسط ایران داشت.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.