بازی روسیه در غرب آسیا

سیاسی /
شناسه خبر: 434094

بازی روسیه در غرب آسیا چیست؟ کشوری که به توصیه و تشویق ایران وارد کارزار سوریه شده است، چگونه کنش‌های سیاست خارجی خود، بویژه در غرب آسیا را تنظیم می‌کند؟ نسبت این کشور و ایران چیست؟ این روزها که تنش‌ها در منطقه رو به کاهش می‌رود، این پرسش‌ها پررنگ‌تر از پیش مطرح می‌شوند.

 
 
 
 
به طور کلی، شعار روسیه در سیاست خارجی، عملگرایی و کنش‌های «مورد به مورد» است. به عنوان مثال گاه این کشور تمایل دارد در سوریه با ایران همکاری راهبردی داشته باشد، چه بسا در بحران دیگری این آمادگی از سوی روسیه دیده نشود. باوجود این، تجربه بحران سوریه و نقش مهمی که جمهوری اسلامی ایران در متقاعد کردن روسیه برای ورود جدی‌تر در کارزار و تقابل با تروریست‌ها ایفا کرد، این احتمال را ایجاد می‌کند که اگر از سوی ایران اراده جدی به نمایش گذاشته شود و با طرح و برنامه پیشنهاداتی داشته باشیم، روسیه به تناسب منافع خود، در سایر موضوعات نیز نقش آفرین شود.
در این میان برخی این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا ارائه نقش قوی‌تر به روسیه با منافع ایران سازگار هست یا نه؟ تجربه نشان داده است در مناطقی که جمهوری اسلامی ایران با روسیه اشتراک منافع داشته است، بخوبی توانسته به یک کار و رویکرد مشترک دست یابند. 
همچنین در مواقعی که شاهد تداخل منافع دو کشور بودیم، ایران و روسیه توانستند درک صحیحی از طرف مقابل کسب کنند. مجموعه این شرایط نشان می‌دهد تجربه کسب شده از همکاری‌های ایران و روسیه در چند سال اخیر، می‌تواند نقطه عزیمتی باشد تا این دو کشور مهم و تأثیرگذار به درکی از اشتراکات برسند. 
افغانستان شاهد مثال خوبی از این اتفاق است. برخی بر این باورند که ایران و روسیه می‌توانند در جهت ارتقای صلح و ثبات در افغانستان تلاش کنند، زیرا این دو کشور در اواخر دهه 90 میلادی توانستند صلح را در تاجیکستان تأمین و به جنگ داخلی این کشور پایان دهند. الگویی که نقشی که ایران و روسیه در تاجیکستان از خود بروز دادند، اتفاقاً نقطه عزیمتی برای بحران سوریه بود. به عبارت دیگر، آن تجربه موفق بود که باعث شد در اوج بحران سوریه این امید ایجاد شود که شاید همکاری ایران و روسیه بتواند به حل مسأله در این کشور کمک کند. 
به همین دلیل، مشاهده شد که روسیه نیز انعطاف لازم را از خود نشان داد و وارد معرکه شد. از این رو، امروز با نگاهی به این تجارب می‌توان گفت این الگوهای موفق می‌تواند به مدلی برای همکاری‌های بیشتر ایران و روسیه تبدیل شود.در چنین شرایطی، برخی در داخل و بسیاری از کارشناسان غربی به این مسأله دامن می‌زنند که روسیه سعی می‌کند با کارت ایران بازی کند.
 آنان بیش از هر چیز به تحرکات اسرائیل در سوریه و موضعگیری‌های روسیه در این باره اشاره می‌کنند. در پاسخ به چنین شبهاتی، باید توجه داشت که اولاً، سیاست خارجی، حوزه منافع است و منافع هم متأثر از مؤلفه‌های مختلفی است که می‌تواند تغییر کند.  
از سوی دیگر جمهوری اسلامی ایران در سوریه حضور دارد و برنامه‌های خود را برای تثبیت صلح و بازسازی این کشور دنبال می‌کند. مهم‌تر از همه اینکه این روسیه نبود که ایران را به سوریه فراخواند که حالا مطابق خواست این کشور از سوریه خارج شود، بلکه عکس این اتفاق رخ داده است. از این رو به نظر می‌رسد با یک فضای رسانه‌ای مواجه باشیم که تمایلی ندارند قدرت‌های منطقه‌ای الگوهای جدید همکاری‌ها را با هم تمرین کنند. 
این درحالی است که تجربه سوریه و همکاری‌های ایران و ترکیه و روسیه، نشان می‌دهد بازیگرانی که حتی تزاحم منافع هم دارند با گذشت‌ها و همکاری‌های خود، به ابتکار عمل‌هایی دست یابند که حتی نشست ژنو هم از دستیابی به آن ناتوان بوده است.
آنچه در رابطه ایران و روسیه محل پرسش است، سطح مبادلات اقتصادی دو کشور است. سطح ارتباط اقتصادی به مراتب پایین‌تر از سطح مبادلات سیاسی دو کشور است. این درحالی است که ایران و روسیه، 539 سال سابقه روابط رسمی دیپلماتیک با یکدیگر دارند. تجربه تاریخی همچون دوره شاه عباس صفوی نشان داده است که هرگاه روابط اقتصادی دو کشور مستحکم بوده، روابط دیپلماتیک هم مستحکم بوده است. 
اما امروز عکس این امر صادق است. به عنوان مثال، پس از تنش بوجود آمده در روابط روسیه و ترکیه به دنبال سقوط هواپیمای جنگی این کشور در سوریه، روسیه ابراز تمایل کرده بود تا ایران جایگزین بخشی از نیازهایی شود که این کشور از ترکیه وارد می‌کرد. اما به دلیل بین‌المللی نبودن تجار ایرانی، نبود استانداردهای یکسان و نیز نبود روابط تجاری قوام یافته، ایران نتوانست در این زمینه بخوبی نقش آفرینی کرده و از این فرصت بهره ببرد. البته گسترش روابط اقتصادی، نیازمند فعال شدن بخش خصوصی تجارت در ایران است، همچنان که باید این اراده در سطوح میانی مدیریت کشور نیز دیده شود.