مریم رسولیان رئیس انجمن روانپزشکان در گفت و گو با «ایران» عنوان کرد

شکایت به جای نزاع یک گام نزدیک به گفت وگو

اجتماعی /
شناسه خبر: 425052

نزاع و درگیری در کوچه و خیابان صحنه‌ای است که هریک از ما بارها و بارها دیده‌ایم. برخی از ما از کنار این درگیری‌ها می‌گذریم و برخی دیگر سعی می‌کنیم با دوربین‌های موبایلمان برای شبکه‌های مجازی خوراکی دلچسب فراهم کنیم.

 البته در این میان هم کم نیستند افرادی که با نیت حل و فصل وارد مرافعه شده و گاهی موفق از این آزمون خارج می‌شوند و گاهی هم از آسیب آن بی‌بهره نمی‌مانند. اما نکته مهم و قابل تأمل این است که بخش اعظمی از این نزاع‌های خیابانی به دلایلی بسیار پیش پا افتاده اتفاق می‌افتد. این درحالی است که آشنایی با دلایل ایجاد خشم در افزایش آستانه تحمل و پیشگیری از بروز خشونت در جامعه بسیار مؤثر است.
 
دکتر مریم رسولیان روانپزشک در گفت‌و‌گو با «ایران» می‌گوید: احساس خشم تجربه یک هیجان ناخوشایند درونی است که با افکار منفی در مورد حادثه خاص و تنش درونی همراه است. احساس عصبانیت ممکن است با تغییرات فیزیولوژیک مانند طپش قلب، لرزش صدا و برافروختگی صورت هم همراه شود. این تجربه، یک تجربه واقعی و همه‌گیر است، اما پرخاشگری اشاره به نحوه ابراز خشم از طریق رفتار یا کلام خشونت‌آمیز دارد. مانند داد زدن، ناسزا گفتن یا درگیری فیزیکی، اوج پرخاشگری فیزیکی آسیب جسمی و مرگ است. وقتی این جمله را می‌شنویم که چون خشمگین بود، کتک زد یا ناسزا گفت به این معنی است که بین احساس خشم و رفتار پرخاشگرانه تفکیک قائل نشده‌ایم.
بدیهی است که بین تجربه احساس خشم و پرخاشگری تفاوت وجود دارد و این تفاوت بهتر است برای همه روشن باشد. در برخی موارد رفتار نادرست دیگری را دلیلی برای توجیه رفتار خشونت‌آمیز تلقی می‌کنیم، در حالی که این یک توجیه بیش نیست و هرکس مسئول رفتار خودش است و اگر هرکس دلیل رفتار نادرست خود را رفتار نادرست دیگران بداند، چرخه خشونت و رفتار نادرست ادامه خواهد یافت.
این روانپزشک در ادامه به علل احساس خشم اشاره می‌کند: احساس خشم علل متعددی دارد و موضوعی چند وجهی است، اما اگر به ریشه آن توجه کنیم یکی از مهم‌ترین حس‌های درونی که منجر به احساس خشم می‌شود، احساس محرومیت، تبعیض و بی‌عدالتی است. همه انسان‌ها وقتی در معرض محرومیت یا حس تبعیض قرار می‌گیرند، هیجان ناخوشایند خشم به سراغ شان می‌آید. بی‌عدالتی هم یک نوع محرومیت و تبعیض است و افراد نسبت به محرومیت، تبعیض و بی‌عدالتی احساس خشم می‌کنند. اما موارد متعدد دیگری از جمله مسائل محیط‌ زیستی مانندِ ترافیک، آلودگی و گرمای زیاد هوا، عوامل فیزیولوژیک و سرشتی مانندِ گرسنگی، تکانشی بودن و تحریک‌پذیری، عوامل دموگرافیک مانند جوان بودن، مرد بودن، تحصیلات پایین، فقر و عوامل فرهنگی مانند پذیرش خشونت به‌عنوان یک صفت مردانه، نقش‌های جنسیتی سختگیرانه و با انعطاف کم همه می‌توانند زمینه ساز خشم و پرخاشگری باشند.این متخصص می‌افزاید: خشونت فرهنگی هم از دیگر مصادیق بارز و زمینه‌ساز بروز انواع خشونت‌های بین فردی است. باورهای فرهنگی در زمینه پذیرش خشونت به‌عنوان یک ویژگی مثبت مردانه و باورهای خرافی، از مصادیق بارز خشونت‌های فرهنگی هستند. خشونت‌ ساختاری که ساختارهای رسمی قانونی و ساختارهای غیرقانونی را شامل می‌شود و همچنین قوانین تبعیض‌آمیز از بارزترین مصادیق این نوع خشونت‌ها هستند. خشونت‌های ساختاری و فرهنگی از انواع خشونت‌های اجتماعی محسوب می‌شوند.
وی در پاسخ به این سؤال که آیا ابراز خشم مساوی با پرخاشگری است، می‌گوید؟ مسلماً خیر. انسانی که مهارت‌های زندگی و هوش اجتماعی خوبی دارد، قادر است که احساس خشم خود را کنترل کرده و این حس مخرب را به یک رفتار سازنده تبدیل کند. ابراز کلامی خشم و نارضایتی، تلاش برای رفع عوامل ایجاد‌کننده نارضایتی و احساس تبعیض، شناخت از موقعیت‌های برانگیزاننده خشم و دوری از آنها، مواردی هستند که از بروز رفتار پرخاشگرانه جلوگیری می‌کنند.
دکتر رسولیان با تأکید بر نقش نیاز‌های مادی و اقتصادی در کاهش آستانه تحمل و افزایش پرخاشگری افراد تصریح می‌کند: تأمین نیازهای اولیه و فیزیولوژیک انسان‌ها شرط اساسی در احساس آرامش یا کنترل خشم است. سیاست‌های اجتماعی، تأمین حداقل‌های معیشتی برای همه مردم از اصول اولیه سلامت روان و رفتار متعارف در جامعه است. همان‌طور که قبلاً هم اشاره شد به هر میزانی که نگرانی از معیشت روزمره و نا امنی اقتصادی بیشتر باشد، سلامت روان کاهش یافته و در سلامت روان پایین، یکی از رفتارهای رایج، افزایش پرخاشگری است. تحقیقات نشان داده‌اند که مشکل در تأمین نیازهای اساسی زندگی، به همراه احساس بی‌عدالتی و نابرابری در جامعه منجر به مشکلات سلامت روان خواهد شد، اگرچه وضعیت اقتصادی بالا مساوی با سلامت روان خوب نیست و به عبارتی رابطه بین میزان درآمد از سطح پایین تا متوسط با سلامت روان یک همبستگی منفی معنی‌دار است. اما در وضعیت اقتصادی بالاتر از حد متوسط این همبستگی وجود ندارد.
سال گذشته حدود 544 هزار و 470 نفر در کشور به علت نزاع به پزشکی قانونی مراجعه کردند که در این میان تهرانی‌ها با 93 هزار و 295 مورد در صدر آمار بودند. رکوردی که نه تنها جای افتخار ندارد، بلکه نشان دهنده واقعیتی تلخ است. این روانپزشک عوامل بروز خشونت در کلانشهر تهران را چنین برمی شمارد: از عوامل بروز خشونت در تهران که یک کلانشهر است، عوامل محیط زیستی، تبعیض و بی‌عدالتی بیشتر از شهرهایی با جمعیت کمتر است. موضوع دیگر افزایش جمعیت حاشیه‌نشین در اطراف شهرهای بزرگ است. حاشیه‌نشینی باعث شده فرد به‌دلیل جابه‌جایی زیاد محل سکونت با محله خود پیوندی برقرار نکرده و احساس تعلق و وابستگی به شهر و محله خود نداشته باشد، به همین دلیل جایگاه اجتماعی و کنترل‌های بیرونی در او ضعیف است. موضوع فقر و بیکاری حس محرومیت و بی‌عدالتی را در این گروه تشدید کرده و زمینه ساز بروز رفتارهای پرخاشگرانه خواهد بود. آسیب‌های اجتماعی که فقر، اعتیاد، بیکاری، طلاق و خشونت است در همه دنیا در جمعیت حاشیه‌نشین شیوع بیشتری دارد و این موضوع تنها به کشور ما اختصاص ندارد.این استاد دانشگاه در پاسخ به این سؤال که برای کاهش خشم و نزاع و درگیری باید چه اقدامات اورژانسی و چه اقدامات بلند مدتی صورت گیرد، می‌گوید؟ در سطح فرهنگی و نگرشی تفکیک احساس خشم از پرخاشگری و توجه به راه‌های غیررفتاری ابراز خشم و نارضایتی از جمله بیان کلامی نارضایتی یا اعتراض کلامی یکی از راه‌های کاهش نزاع و درگیری در بین مردم است.
در سطح مسئولان نیز کاهش تبعیض و نابرابری اقتصادی و اجتماعی، تعریف و تنظیم مسیرهای اعتراض قانونی و دستیابی به حق، مسیرهایی است که از احساس ظلم و تبعیض کاسته و از بروز پرخاشگری جلوگیری می‌کند.
 افزایش شکایت مردم و تشکیل پرونده شکایت خصوصی در دادگستری نشانه تنش بالا در جامعه است اما از سویی می‌تواند نشانه این مورد هم باشد که افراد به جای درگیری به شکایت روی آورده‌اند، که از این منظر جای امیدواری وجود دارد. شکایت کردن در عوض درگیری و نزاع یک رشد فرهنگی محسوب می‌شود. البته امید است که روزی به جای شکایت کردن با گفت‌و‌گوی بین طرفین دعوا، خودشان مشکل را حل کرده و وارد فضای شکایت قانونی نشوند.
نکته مهم و قابل توجه دیگر این است که بسیاری از افراد جامعه با هر اتفاقی هرچند کوچک و پیش پا افتاده آمادگی درگیری و نزاع دارند، این متخصص معتقد است، عوامل سلبی مانند کاهش استرس در زندگی، تحصیل و کار برای گروه‌های مختلف مردم منجر به کاهش احساس محرومیت و خشم و در نتیجه کاهش رفتار پرخاشگرانه خواهد شد. در سطح اجتماع تغییرات در برنامه‌های یک اجتماع محلی مانندِ یک طرفه کردن خیابان، وضع عوارض برای بزرگراه، قوانین تردد، تغییرات در سیاست‌های اقتصادی مانند قیمت اجناس و مالیات با شفافیت و اطلاع‌رسانی مناسب و از قبل انجام شود، استرس را در جامعه کاهش خواهد داد. مدیریت شهری کاهش ترافیک و ازدحام در کاهش استرس و خشم مؤثر است. عوامل ایجابی مانند تأمین احتیاجات اولیه و مورد نیاز مردم، فضای شهری تمیز و با طراوت، فراهم کردن فرصت تفریحات متناسب با نیاز افراد با سلیقه‌های مختلف از عواملی هستند که احساس درونی آرامش و در نتیجه کاهش خشونت را به همراه دارند.
اما چگونه می‌توان مردم را به سمت نشاط اجتماعی سوق داد؟
به گفته دکتر رسولیان نشاط به معنای سرزندگی، شور زندگی، انگیزه برای کار و فعالیت و احساس در دست داشتن عنان زندگی است نه صرفاً شاد بودن. شرایط اجتماعی که در آن تأمین نیازهای اولیه، احساس آزادی، حق و قدرت انتخاب که احساس تعلق اجتماعی را به همراه خواهد داشت می‌تواند نشاط را به افراد جامعه بازگرداند. شرایطی که در آن فرد بتواند استعدادهای بالقوه خود را بارور کرده و امید داشته باشد که از طریق کار و تلاش خود می‌تواند به نیازهای مشروع خود برسد. نتیجه کار و تلاشش قابل پیش‌بینی و رهگشا خواهد بود. نشاط اجتماعی با تعریف فوق نیاز به زیرساخت‌هایی که ذکر شد، دارد.
مداخلات فردی به تنهایی کارساز نیست
وی در ادامه به نقش کم رنگ مداخلات فردی در مقابل نقش سیاستگذاری‌های اجتماعی اشاره و عنوان می‌کند: اصولاً وقتی صحبت از شیوع پرخاشگری در جامعه می‌شود و نقش عوامل اجتماعی در مقایسه با نقش عوامل فردی پررنگ‌تر است، هدایت مردم به سمت مراکز درمانی چاره ساز نیست، در این شرایط مداخلات فردی، اتلاف هزینه و انرژی است و سیاستگذاری‌های کلان باید تغییر کند. سرمایه‌گذاری بر آموزش و پرورش و فضای اجتماعی بسیار مؤثر‌تر از مداخلات فردی خواهد بود. در چنین شرایطی افرادی که نیاز به مداخلات فردی دارند حتماً وجود دارند، اما جامعه خشمگین با اصلاح سیاستگذاری‌های اجتماعی اصلاح خواهد شد؛ نه مداخلات فردی.
رسولیان در پایان می‌گوید: البته تردیدی نیست که عوامل فردی در بروز رفتار پرخاشگرانه نقش دارد و هر خشونتی توسط فردی انجام می‌شود که مسئولیت انجام رفتارش به عهده خودش است. در این موارد نیاز به مداخله و آموزش وجود دارد، در موارد بسیار کمتری اختلال روانپزشکی وجود دارد و پرخاشگری علامتی از یک اختلال است که نیاز به مداخلات اختصاصی و درمان دارد. اما عوامل اجتماعی در بروز رفتارهای پرخاشگرانه نقش جدی دارد.

 

مریم رسولیان رئیس انجمن روانپزشکان در گفت و گو با «ایران» عنوان کرد  شکایت به جای نزاع یک گام نزدیک به گفت وگو
مریم رسولیان رئیس انجمن روانپزشکان در گفت و گو با «ایران» عنوان کرد  شکایت به جای نزاع یک گام نزدیک به گفت وگو