محیط زیست از شمال غرب ایران انتقام گرفت

شوربختی به دل پارک ملی دریاچه ارومیه افتاد

اجتماعی /
شناسه خبر: 407172

خشک شدن دریاچه ارومیه برای آذربایجان غربی و شرقی، آبستن «شوربختی» بود. ماسه‌های شنی در طول 10 سال خیز برداشتند و به جان باغ‌ها و زمین‌های کشاورزی این دو استان افتادند.

ایرن آنلاین/      جغرافیای آذربایجان غربی که شانه به شانه سرزمین مدیترانه‌ای لبنان می‌زد، رو به سوی سومالیایی شدن گذاشت. آغاز زایش بیابان در اطراف دریاچه ارومیه مصادف با آغاز دولت احمدی‌نژاد بود. دولتی که گوشش بدهکار آنچه به سر محیط زیست شمال غرب می‌رفت، نبود. همان زمان بود که مرحوم «محمدباقر صدوق» محیط زیستی‌ترین مرد پردیسان و معاون محیط طبیعی آن روز سازمان حفاظت محیط زیست کشور، درباره خشک شدن دریاچه ارومیه هشدار داد تا گزینه اخراجش روی میز دولتمردان وقت برود. اعتراض‌های رسانه‌ای و کارشناسان محیط زیست هم نتوانست جلوی خروج صدوق از سازمانی که سلامتی و عمرش را به پایش ریخته بود، بگیرد. اخراج صدوق اما جلوی خشک شدن دریاچه ارومیه را نگرفت. خشک شدن «چی چست» (ارومیه) آغاز انتقام دریاچه از ساکنان شمال غربی کشور بود.

کشاورزان همه چیز را از چشم شور زمین خشک شده «دریا» می‌دیدند. آنها و باغداران به دریاچه ارومیه، دریا می‌گویند. دریا باد شور را به جان زمین‌ها و باغ‌هایشان انداخت تا هر سال بار کمتری روی زمین بگذارند. تا قبل از این کابوس سفید از هر درخت بین 400-300 کیلو زردآلو، هلو و سیب برداشت می‌شد، اما حالا به کمتر از یک جعبه میوه رسیده بود. یک دهه طول کشید تا دیو شن‌های روان خود را با باغ‌های میوه رخ‌به‌رخ کند و تراژدی تلخی را رقم زند که بدون شک و بدون هیچ اغماضی نتیجه فعالیت‌های توسعه‌ای ناپایدار در سال‌های گذشته بوده است. زمین‌ها شوره‌زار شده و آب کاهش یافته است. شوری آب به لوله‌های آب شرب خانه‌ها هم رسیده است. ریزگردها داخل خانه‌ها را هم به تصرف درآورده‌اند. براساس آماری که «مجید موسی‌‌پور» مدیر اجرایی پروژه دریاچه ارومیه در بحث منابع طبیعی به  روزنامه ایران می‌دهد پنج کانون بحرانی ماسه‌های شنی به جان محیط زیست آذربایجان غربی افتادند. کارشناسان می‌گویند تهدید این ماسه‌های شنی اما به سه استان آذربایجان غربی، شرقی وکردستان ایران محدود نمی‌شود. آنها احتمال می‌دهند این زخم شور از مرز ایران هم بگذرد و به ارمنستان، ترکیه و نخجوان هم برسد. موسی‌پور یک خبر تلخ دیگر هم می‌دهد و می‌گوید:«این ریزگردها با ریزگردهایی که از سمت عراق و سوریه می‌آید، فرق دارد. اینها عناصر سنگین از جمله «آرسنیک» با خود دارند.» سازمان جنگل‌ها ابتدای ورود «حسن روحانی» به پاستور مکلف شد تا کانون‌های بیابانی ارومیه را مهار کند. «مجید موسی‌پور» طرح ایجاد کمربند در مقابل پیشروی ماسه‌های شنی را در چندسال گذشته موفق ارزیابی می‌کند و می‌گوید:«گونه‌های کاشته شده امروز به جنگل تبدیل شده‌اند.» او بیابانی شدن بخش‌هایی از استان در ارومیه، سلماس و میاندوآب را نتیجه پسروی آب دریاچه ارومیه می‌داند. چی چست(دریاچه ارومیه) آنقدر پسروی می‌کند تا نام یکی از شهرهای مهم آذربایجان غربی را هم به چالش بکشاند. میاندوآب همان‌طور که از اسمش مشخص است در میان دو آب قرار دارد؛ زرینه‌رود و سیمینه‌رود. دریاچه ارومیه پیش از سدسازی‌ها، چاه‌های عمیق و گسترش اراضی کشاورزی و باغات، بیشترین سهم خود را از این دو رود می‌گرفت. حالا نه دریاچه ارومیه حال خوبی دارد نه اسم میاندوآب با بیابان‌هایش می‌خواند. موسی‌پور می‌گوید:«سعی کردیم در تثبیت ریزگردها حداقل زیستگاه‌ها را حفظ کنیم.» به گفته موسی‌پور حرکت شن‌های روان فرسایش را چندین برابر می‌کند. هرچند موسی‌پور تثبیت کانون‌های ریزگردهای اطراف دریاچه ارومیه توسط سازمان جنگل‌ها را موفق ارزیابی می‌کند اما خبر از گسترش بیابان به داخل پارک ملی دریاچه ارومیه می‌دهد و می‌گوید:«سازمان جنگل‌ها دارد بیابان داخل پارک ملی را هم مهار می‌کند.» او از متوقف ماندن حرکت شن‌های روان در روستای جبل کندی شهر ارومیه خبر می‌دهد و می‌گوید:«بادشکن‌های ایجاد شده اجازه حرکت به ماسه‌های شنی را نمی‌دهند واین مسأله با سرچ در «گوگل ارت» هم کاملاً قابل اثبات است.» به گفته موسی‌پور این بادشکن‌ها اجازه حرکت ماسه‌ها به سمت باغات را هم نمی‌دهد. البته انتقام دریاچه ارومیه به دنبال خشک شدنش، تنها محدود به ایجاد بیابان‌های ماسه شنی نبود. حتی آب آشامیدنی روستاییان هم شور شد. موسی‌پور از بازی فصلی بیابان‌های ماسه شنی حوزه دریاچه ارومیه حرف می‌زند و می‌گوید:«حرکت‌ها بستگی به کاهش رطوبت و افزایش دما دارد. این کاهش و افزایش ایجاد باد می‌کند که هر بار خود را در یکی از پنج کانون بیابانی آذربایجان غربی نشان می‌دهد.»به گفته او سازمان جنگل‌ها برای درمان بیابان‌های داخل پارک ملی دریاچه ارومیه هم نسخه کاشت گیاه «قره داغ» را تجویز کرده است. این گیاه بومی شمال غرب کشور و شورزیست است اما موسی‌پور مدیر اجرایی پروژه دریاچه ارومیه درمان تمامی پهنه بیابانی پارک ملی دریاچه ارومیه را با گیاه قره داغ و ایجاد بادشکن ممکن نمی‌داند. زور این راهکارها در همه جای پارک به ماسه شنی‌ها نمی‌رسد. او می‌گوید:«بعضی از نقاط خشک شده پارک ملی، بوته‌های قره داغ کاشته شده به دلیل زهکش‌های ایجاد شده، جواب نمی‌دهد.» البته موسی‌پور وسعت بیابان ایجاد شده در پارک ملی را اعلام نمی‌کند و فقط می‌گوید:«خیلی زیاد است.» به گفته او فقط از دل پارک ملی دریاچه ارومیه تا روستای جبل کندی ارومیه که نزدیک دریاچه است وسط بیابان ایجاد شده 7 هزار و 600 هکتار است. کارشناسان با سرشاخه‌های گز خشک، سرعت‌گیر درست کرده‌اند. موسی‌پور می‌گوید:«این سرشاخه‌ها سرعت باد را می‌گیرند و نمک‌های بلند شده در داخل سرشاخه‌ها به آنها گیر و رسوب می‌کند.» به گفته این کارشناسان سرعت‌گیرهای ایجاد شده در پارک ملی از پس بدترین طوفان‌ها هم برآمده‌اند. آذربایجان غربی فروردین امسال طوفان سختی را تجربه کرد اما موسی‌پور می‌گوید:«بادشکن‌ها از پس آن طوفان برآمدند. حتی کانکس‌های کارگروه احیا هم در این طوفان کوفته شدند. سقف بعضی از خانه‌ها را هم باد برد اما بادشکن‌های پارک ملی پیروز طوفان شدند.» او قرق حوضه آبی دریاچه ارومیه را هم یکی دیگر از روش‌ها برای کنترل و تثبیت ریزگردهای نمکی آرسنیک‌دار می‌داند اما اعتقاد دارد در نهایت تنها گزینه احیای دریاچه ارومیه می‌تواند این جغرافیای بیابانی در دل سرزمین پر برگ و بار شمال غرب کشور را محو کند.