تو را می سپارم به دامان دریا...

حوادث /
شناسه خبر: 315248

چه کابوس دردآوری است دیدن تصویر مرگ عزیزانت در آهن گداخته ... گفته بودند خبری از مردان دریا می آورند اما آتش آنقدر بیرحم بود که امان نداد... که حتی نشانی، یادگاری بیاورند...

ایران آنلاین //چه تقارن نامیمونی است این روزها... حال خانواده های سرنشینان «سانچی» را بی شک مادران، پدران و همسران داغدار شهدای پلاسکو خوب می فهمند. چه کسی باور می کرد چند روز مانده به خاطره تلخ و فراموش نشدنی فاجعه خیابان جمهوری، «پلاسکو»یی دیگر در میان آب های چین، خون به دل ایران کند.

چگونه باید باور کرد پایان ماه ها جدایی دریانوردان ایرانی از خانواده هایشان، این چنین سخت و دردناک باشد...
«سانچی» 8 روز در آتش می سوخت اما امید خانواده حتی یک لحظه نیز نسوخته بود. آنها باور داشتند که عزیزانشان بازمی گردند...
***
...چند روزی بود سالن ساختمان ملی نفتکش شلوغ شده بود. اما هیچ کس بلند نمی گریست. فریاد نمی کشید. تنها اشک می ریخت و برای نجات عزیزانش دعا می کرد...
اما دیروز وقتی آخرین انفجارها نفتکش غول پیکر ایرانی را مانند گدازه های آتشفشانی زیر آب برد، غوغایی برپا شد. صدای گرفته زنانه ای در آن شلوغی فریاد زد؛ «آنها زنده اند. شما را به خدا نجاتشان بدهید...» زن و مرد، پیر و جوان از درد و داغ سنگین این مصیبت فریاد می زدند...
 ای کاش پیکر بی جانشان بازگردد... ای کاش و صد ای کاش دیگر... که دیگر هیچ التیامی مرهم داغ سنگین دل های داغدارشان نمی شود...  

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.