نقد و بررسی فیلم ارغوان ساخته کیوان علی محمدی و امید بنکدار

تأثیری که می‌گیریم یا می‌گذاریم...

فرهنگی /
شناسه خبر: 24811

با توجه به خطی نبودن قصه می‌توان گفت روایت و ساختار در فیلم، کلاسیک نیست. فیلم از میانه شروع می‌شود و پایان آن با پایان قصه همراه نیست. یکی از المان‌های فیلم‌های پست مدرن «فلش بک» است که در این فیلم وجود دارد و زمان به گذشته، حال و آینده در حال می‌رود.

ایران آنلاین / ارغوان

کارگردان ها: کیوان علی محمدی و امید بنکدار
تهیه کننده: کیوان علی محمدی
نویسندگان: علی اکبر حیدری، امید بنکدار، کیوان علی محمدی
بازیگران: مهتاب کرامتی در نقش آوا، مهدی احمدی درنقش فربد یگانه، شقایق فراهانی در نقش مادر ارغوان- افروز، آزاده صمدی در نقش لی لی، الهام کردا در نقش خاله ارغوان، یاسمین پازوکی، نسیم ادبی، رابعه مدنی، مریم بوبانی، مرتضی اسماعیل کاشی در نقش مهندس فرهاد، نیکی نصیریان در نقش کودکی ارغوان
نخستین اکران: 5 آبان 94

بیوگرافی کارگردانان:
کیوان علی محمدی فارغ‌التحصیل مترجمی انگلیسی  است. به جز کارگردانی در زمینه‌های تدوین و تهیه کنندگی  آثار خود نیز فعالیت دارد. یار همیشگی فیلمسازی دیگر به نام امید بنکدار است.

امید بنکدار: او با همراهی یار دیرینش کیوان علی محمدی پیش از این دو فیلم سینمایی، یک سریال و چند فیلم کوتاه و تجربی و... داشته‌اند. «ارغوان» سومین فیلم آنها پس از «شبانه» و «شبانه روز» است.

قصه فیلم:
داستان این فیلم در سه پاره زمانی مختلف می‌گذرد.(سال‌های 1354، 1386، 1392)
قصه اول: در سال 54 «فرهاد» دخترش «ارغوان» را به کلاس موسیقی می‌برد. در آن جا با معلم موسیقی اش روابطی پیدا می‌کند که دخترش پس از چندی متوجه می‌شود و همین مسأله پس از مرگ مادر، ارغوان را از پدر دور می‌کند.
قصه دوم: در سال 86 در شبی بارانی «فربد یگانه» (شوهر ارغوان) در مغازه سی دی فروشی به «آوا» بر‌می خورد که هر دو یک سی دی را انتخاب کرده‌اند. (سی دی ای از اجرای ویولونیستی مشهور که به تازگی فوت کرده) «فربد» دست خالی قصد بازگشت دارد که «آوا» پیشنهاد می‌دهد با توجه به‌شدت باران، او را تا منزلش برساند. «فربد»، «آوا» را برای صرف چای به منزلش دعوت می‌کند. پس از گپ و گفت و مرور خاطرات، یکی به سمت خانه اش بر‌می‌گردد و دیگری در خانه به فکر فرو می‌رود. («فربد» شوهر ارغوان است. ارغوانی که چهارده سال پیش بر اثر بیماری ام اس فوت کرده.)
قصه سوم: در سال 92 «فربد» «آوا» را در پیاده رو بیرون سالن کنسرت صدا می‌زند. یاد گذشته‌ها می‌کنند. و این بار «فربد» پیشنهاد می‌دهد «آوا» را تا منزل برساند. در راه گفت‌و‌گوی آنها هر دو را دگرگون می‌کند. جوری که وقتی از ماشین پیاده می‌شوند. یکی می‌دود به سوی خانه؛ و دیگری بین برف و سکوت به تماشا می‌ایستد.
بررسی شخصیت‌ها در فیلمنامه:
زمان: 1354
- مادر: مریض و ام اس دارد (ولی این بیماری شناخته شده نیست) و در پایان این قسمت می‌میرد.
- ارغوان: دختر خانواده، به موسیقی علاقه دارد و پیگیر است، تصمیم می‌گیرد.
- پدر(مهندس فرهاد): تنهاست، دنبال همدم و کمی درک شدن، خیانت می‌کند و طرد می‌شود از سوی فرزند.
- لی لی: معلم جدید ارغوان، تنها، دنبال همدم و درک شدن، تمایل به ازدواج با مهندس فرهاد.
زمان: 1386
- ارغوان: به بیماری مادرش مبتلا شده و 14 سال قبل فوت کرده (حضور ندارد ولی تأثیرگذار است)
- فربد یگانه (شوهر ارغوان): در پی فوت موزیسین مورد علاقه اش با زنی آشنا شده و تمایل به برقراری رابطه دارد. (پس از سال‌ها فوت همسر) یاد ارغوان هنوز برایش وجود دارد.
- آوا: زنی غریبه که در پی فوت موزیسین مورد علاقه اش با مردی آشنا شده و تمایل به برقراری رابطه دارد. (پس از 4 سال جدایی همسر) او فربد را تا منزلش می‌رساند. دیدار اولش با فربد داخل مغازه سی دی فروشی
- پدر (مهندس فرهاد):  بعد از فوت همسرش، زندگی مشترک را با لی لی آغاز کرده. در سنین پیری با لی لی به سر می‌برند.
- لی لی: در سنین پیری با مهندس فرهاد به زندگی مشترک ادامه می‌دهند.
زمان: 1392
- فربد: اتفاقی آوا را پس از کنسرت می‌بیند. این دفعه اوست که او را تا به منزلش می‌رساند. (او باری دیگر آوا را در کنسرت دیده اما در میان جمعیت او را گم کرده بود.)
- آوا: در سال 86 با شوهر سابقش مجدد ازدواج می‌کند (بعد از آشنایی با فربد). حاصل این ازدواج فرزندی است که به موسیقی علاقه دارد. بعد از چند سال زندگی مشترک دوباره از شوهرش جدا می‌شود. او با تنها فرزندش زندگی می‌کند.
ساختار و روایت در فیلم
در این فیلم ارغوان نه شعری از هوشنگ ابتهاج است نه درختی با برگ‌های قلبی شکل. هر چه دیده می‌شود واقعیت درونی است و مابه ازای بیرونی ندارد.
با توجه به خطی نبودن قصه می‌توان گفت روایت و ساختار در فیلم، کلاسیک نیست. فیلم از میانه شروع می‌شود و پایان آن با پایان قصه همراه نیست. یکی از المان‌های فیلم‌های پست مدرن «فلش بک» است که در این فیلم وجود دارد و زمان به گذشته، حال و آینده در حال می‌رود. فیلم به نوعی روایت کانونی را پی می‌گیرد و تا حدودی هم روایت شبکه‌ای. قصه فیلم از زبان سوم شخص غایب و شوهر ارغوان روایت می‌شود. یعنی دو راوی متفاوت قصه گوی داستان هستند، در سه پاره زمانی با چند شخصیت مختلف. حرکت دوربین دراین فیلم سبک میزانسن پیچیده است. یعنی اینکه دوربین بدون کات درون صحنه به گردش در می‌آید. نماهای برداشت بلند که بیشتر در سبک میزانسن کاربرد دارد. در صحنه‌های داخلی در پاره زمانی اول(1354) کاربرد زیبایی شناسانه دارد. این نماها که عموماً همراه با اوج و فرود صدای بازیگران یا موسیقی جریان دارد. چنان سحر‌آمیز است که هر بیننده‌ای را با خود همراه می‌کند. نماهای اورشولدری فیلم ارجاعی است به سینمای وونگ کار وای و سینمای کلاسیک هالیوود. معمای فیلم می‌توانست این باشد که: - چرا ارغوان پدر خیانتکارش را نمی‌بخشد؟- هیچ وقت نخواست پدرش را بشنود، بفهمد، ببخشد و در کنار او آرام بگیرد. فیلم به دنبال کشف این معما نیست. «ارغوان» بیشتر فیلمی است ساختارگرا (ارجحیت روایت بر داستان) و به مؤلفه‌های سینمای پست مدرن نزدیک است تا فیلمی کلاسیک و داستان گو. «ارغوان» داستان سرراست و مشخصی ندارد. زمان هرچه جلوتر می‌رود، مسائل به جای اینکه روشن‌تر شوند مبهم تر می‌شوند. مانند فیلم «آگراندیسمان» از «میکل آنجلو آنتونیونی» کارگردان شهیر ایتالیایی، در این فیلم نیز شخصیت اصلی داستان هرچه عکسی را که اتفاقی گرفته، بزرگتر می‌کند به جای اینکه برایش قابل فهم تر شود، ابهامش بیشتر می‌شود. و در فیلم «مکالمه» اثر «فرانسیس فورد کاپولا» با بازی «جین هاکمن» هرچه شخصیت داستان به منبع صدا نزدیک تر می‌شود صدا گنگ‌ترمی شود. در فیلم ارغوان هم اثر هسته مرکزی و اتفاقات پیرامون آن طی مرور زمان کم و کم‌تر می‌شود. و در انتها، گویی میان سکوت و صدا محو می‌شود. (دویدن آوا در صحنه پایانی فیلم)
بر اساس تئوری بیگ بنگ (انفجار بزرگ) پس از انفجار مواد تجزیه، پراکنده و از مبدأ و ابتدای خود دور می‌شوند. نیروی جاذبه مرکز نسبت به خود را از دست می‌دهند...
در این فیلم هم اگر در پاره زمانی اول ارغوان هسته ماجراست، در پاره زمانی دوم حضور ندارد و فقط تأثیر گذار است،  در پاره زمانی سوم نه حضور دارد و نه تأثیر گذار است. چرا که شخصیت‌ها از او دور و دورتر شده‌اند. اساساً در فیلم‌هایی با ساختارهای زمانی نو، قصه اهمیت خود را از دست می‌دهد؛ فرم و بازی با فرم اهمیت می‌یابد. خط قصه بر اساس روایت کلاسیک سه پرده‌ای جلو نمی‌رود. چیزی که روایت را جلو می‌برد شخصیت‌ها هستند؛ حتی نام فیلم به کاراکتری تعلق دارد که ما مواجهه چندانی با او نداریم. او را نمی‌بینیم مگر در کودکی. در کودکی هم شخصیت اصلی ماجرا هست و هم نیست (درهم آمیزی الگوهای کلاسیک و مدرن).
جمع بندی:
تدوین ضرباهنگ مناسبی دارد. تصویر‌ روان و دایره‌ای است (مانند فیلم‌های ماکس اوفولس)؛ پر از رنگ و هارمونی؛ چیزی شبیه به قاب‌های نقاشی احساسی خوشایند را تداعی می‌کنند.
کارگردانی و بازی‌ها در جایی قوی و درجایی دیگر ضعیفند. لهجه بازیگران در زمان گذشته کمی اغراق‌آمیز است (خانواده بومی- شیرازی ارغوان و معلم‌های ارمنی کلاس موسیقی) طراحی لباس و دکور نسبتاً باور پذیر و منطقی است. انتخاب بازیگران (که تقریباً همه تئاتری هستند) خوب است ولی رابطه بین آنها از آب و گل درنیامده. واین خود اشتباه دیگری است که از ارزش‌های فیلم می‌کاهد؛ مریم بوبانی و آزاده صمدی - مادر و دختر ارمنی- نه به لحاظ قیافه و نه صمیمیت سنخیتی با هم ندارند.
نشانه‌ها در فیلم:
موسیقی نیز در این فیلم اهمیت ویژه‌ای دارد؛ شخصیت‌ها از آن به عنوان وسیله‌ای برای ایجاد رابطه استفاده می‌کنند. هر چقدر موسیقی عشق می‌آورد آلت موسیقی نگرانی و غم.
در پاره اول زمانی، جابه‌جایی آلت موسیقی از پیانو به ویولون سل برای ارغوان موجبات تصمیم تلخ کودک را فراهم می‌کند. در پاره دوم زمانی، حضور ویولون سل در خانه لی لی و فرهاد پا به سن گذاشته موجبات حسرت و اندوه را به بار می‌آورد. موسیقی در فیلم چیزی است که شخصیت‌ها تحت تأثیر آن هستند، بابتش هزینه می‌کنند و وقت و انرژی می‌گذارند. در پاره زمانی اول، موسیقی هم آدم‌ها را به هم می‌رساند هم دور می‌کند. در پاره زمانی دوم، موسیقی کارکرد پاره زمانی اول را دارد؛ آوا و شوهرش را به هم می‌رساند ولی آوا را از فربد دور و فربد را به خانواده همسرش نزدیک می‌کند. بحث همزادها نیز در این فیلم بسیار پر رنگ است؛ اگر افروز(مادر ارغوان) را اصل و ارغوان را همزادش بدانیم؛ از نظر بیماری به هم شباهت دارند؛ اگر رابطه مهندس فرهاد (پدر ارغوان) را با لی لی را اصل و رابطه آوا و فربد را همزاد بدانیم. به نظر می‌رسد سرنوشتی مشابه در انتظار آنهاست.
بیوگرافی بازیگران:
مهتاب کرامتی:
کارشناس میکرو بیولوژی. بازی در سریال مردان آنجلس. نقش آفرینی در فیلم سینمایی مردی از جنس بلور(سال 1377). نقش آفرینی در سریال‌ها و فیلم‌های متعدد از جمله مومیایی 3، مرد بارانی، مریم مقدس، بهشت از آن تو، خاک سرخ، ملاقات با طوطی، آدم، تردید، بیست، شبانه روز و...
مهدی احمدی:
فارغ التحصیل رشته گرافیک از دانشگاه هنر. او بازیگر فیلم‌هایی چون عروس آتش، تک درخت ها، هفت پرده، شب‌های روشن و یکی از تهیه کنندگان افسانه آه (اولین فیلم تهمینه میلانی) بوده است.
مرتضی اسماعیل کاشی:
دارای مدرک کارشناسی ارشد بازیگری از دانشگاه تربیت مدرس. او بازیگر سبک متد اکتینگ است..
آزاده صمدی:
او در چند فیلم از جمله طبقه حساس، سیزده، آفریقا، در چند سریال (حیرانی و راه بی‌پایان)و در چند تئاتر (بی شیر و شکر، دریاروندگان و...) ایفای نقش کرده است./روزنامه ایران

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.