خالد مجر، مدیرعامل مؤسسه رسانه‌ای «الوحده» سوریه در گفت‌و‌گو با «ایران»:

ایران، روزنه امید سوریه است

سیاسی /
شناسه خبر: 236509

«خالد مجر» مدیر عامل مؤسسه رسانه‌ای «الوحده» سوریه هفته گذشته بازدیدی از مؤسسه فرهنگی- مطبوعاتی «ایران» داشت. در حاشیه این بازدید با او گفت‌و‌گو کردیم درباره آخرین تحولات سیاسی و میدانی سوریه.

ایران آنلاین /او از حمله موشکی ایران به مقر تروریست‌ها در دیرالزور دفاع و تأکید کرد که مردم سوریه هم از این اقدام استقبال کرده‌اند. به گفته این فعال رسانه‌ای دولت سوریه برای تحقق هر چه سریعتر صلح در این کشور حتی از حق خود نیز در بسیاری موارد کوتاه می‌آید.

یکی از اتفاقات مهم روزهای اخیر حمله موشکی ایران به مواضع داعش در دیرالزور بود، بازتاب این اتفاق طبیعتاً غافلگیرکننده در رسانه‌ها و افکارعمومی سوریه چه بود؟

مردم سوریه از عملیات موشکی ایران علیه مقر تروریست‌های داعش استقبال کردند. زیرا آنچه اتفاق افتاد پاسخ ایران به تحرکات تروریستی در تهران و در منطقه و نیز تأکیدی بر همبستگی بسیار بالای ایران و سوریه در جنگ با تروریسم بود.روابط ایران و سوریه روابط عمیقی است. فراتر از روابطی که در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به طور معمول میان کشورها جریان دارد. به تعبیری می­‌توان گفت که رابطه تهران و دمشق به رابطه‌ای خونی و خویشاوندی تبدیل شده است که دیگر بالاتر از آن مرتبه‌ای وجود ندارد. این رابطه‌ای نیست که طی یکی دو سال یا یک دفعه پدید آمده باشد. ما از آغاز انقلاب اسلامی، در جنگ تحمیلی و در ادوار تحریم در کنار مردم ایران بودیم و با تصمیمی که از روز اول برای ایستادن در کنار ایران گرفتیم در برابر دیگر کشورهای عربی منطقه ایستادیم. زمانی سوریه روزنه‌ای برای ایران بود و امروز ایران به روزنه امید سوریه تبدیل شده است. بنابراین آنچه به‌عنوان «محور مقاومت» شناخته می‌شود، امری جدید نیست. بلکه بر اساس مصالح و منافع مشترکی است که در طول تاریخ به وجود آمده است. بر این اساس حمله موشکی ایران به مواضع داعش برای مردم سوریه اتفاقی مبارک و رضایتبخش بود و تأکیدی بود بر استحکام روابط دو کشور.

موشک‌های سپاه در مناطق اشغال شده سوریه توسط داعش فرود آمدند و بحث‌هایی درباره دقت هدف‌گیری این موشک‌ها مطرح شد. نظر کارشناسان سوری درباره این موضوع چه بود؟
من نظامی نیستم؛ اما کارشناسانی که در این زمینه فعال هستند ارزیابی خوبی از دقت این عملیات داشتند. این عملیات اهداف متعددی چه در داخل سوریه و چه فراتر از مرزها داشت. اما در نهایت تأکیدی بود بر پیشرفت توانمندی‌های نظامی ایران. هرچند به باور من قدرت نظامی ایران نیازمند اثبات نیست.

تأثیرش در عملیات میدانی علیه داعش و در وضعیت جبهه مقاومت چه بود؟
جنگ با داعش جبهه النصره و همه گروه‌های تروریستی شبیه آن یک نبرد مستمر است و متأسفانه در یک جبهه و مکان مشخص نیست. بلکه در مناطق مختلف و گاه دور از هم در حال انجام است. ما در دیرالزور با توجه به نبرد سنگینی که در جریان است نیاز به اقدام کمکی داشتیم. نقطه‌ای که برای حمله موشکی انتخاب شد از این جهت اهمیت داشت و به همین دلیل با عکس‌العمل بسیار مثبت سوری‌ها همراه شد.

مذاکرات دولت سوریه و معارضان در آستانه به پنجمین دور خود رسید. تحلیلی که در سوریه از همکاری سه کشور ایران، روسیه و ترکیه در این مذاکرات و پیشرفت آن وجود دارد، چیست؟
دولت سوریه هیچ وقت مخالف گفت‌و‌گوهایی که سبب کمک به حل بحران می‌شود، نبوده است. چنانکه در این مذاکرات پای گفت‌و‌گو با گروه‌هایی نشسته است که سابقه اقدامات تروریستی هم داشته‌اند. البته داعش و النصره خارج از این چارچوب قرار دارند و از نظر ما غیر قابل گفت‌و‌گو به شمار می‌روند. ما تلاش می‌کنیم که با نظارت ایران و روسیه در این مذاکرات از شدت بحران بکاهیم. حتی برای تحقق این هدف حضور ترکیه را پذیرفتیم و این در حالی است که شاهد اقدامات مداخله‌جویانه ترکیه علیه سوریه هستیم. آنچه در نهایت می‌خواهیم حمایت مردم سوریه است و هر راهی که باعث جلب حمایت مردم و حفظ آنها شود را ادامه می‌دهیم.

تأثیر تنش میان کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و قطع رابطه امارات، بحرین و عربستان با قطر را در موضوع سوریه چگونه ارزیابی می‌کنید؟
اشتباه است اگر بخواهیم تحلیل کنیم که این بحران، بحران میان چند کشور است. اینها هنوز پایین‌تر از سطح دولت قرار دارند. این کشورها بر اساس انتقام‌های طایفه‌ای و نزدیکی و دوری به امرا زندگی می‌کنند. شما چنین رفتاری را در دولتی که دارای مشخصات واقعی یک دولت باشد نمی‌بینید. نمی‌خواهم تحلیل کنم اما به باور من این کشورها یک آقابالاسر دارند که هر وقت اراده کند آنها را تأدیب می‌کند و هر وقت بخواهد آنها را به جان هم می‌اندازد. دلیل آنچه امروز می‌بینیم، نبود دولت‌های مرکزی قوی در این کشورها است. درگیر شدن سوریه و عراق در مسائل داخلی و جا ماندن مصر از ایفای نقش تاریخی‌اش فرصت عرض اندام را برای عربستان سعودی در جهان عرب فراهم کرد.عربستان به‌دنبال بر عهده گرفتن نقشی است که هیچ گاه به آن نخواهد رسید زیرا دولت سعودی هیچ گاه رهبر جهان عرب نبوده است؛ حتی در این روزهای سخت. اینها محکوم به شکست‌اند. چون هیچ طرحی ندارند و نمی‌دانند چه کار می‌کنند. هر روز نظری می‌دهند. بنابراین تعجب نکنید اگر ببینید قطر در همنشینی دوباره با عربستان باشد. این بحران را نمی‌شود در چارچوب معمول بحران میان کشورها تحلیل کنیم. بلکه این یک بحران قبیله‌ای است که اتفاق افتاده است.

شاهد این هستیم که دولت جدید امریکا تحرکاتی برای نقش بیشتر در سوریه و دخالت نظامی داشته است. سیاست جدید امریکا را چطور ارزیابی می‌کنید؟
ایالات متحده پیشترهم تلاش‌هایی از این دست داشت. چنانکه در سال 2013 ناوهای جنگی‌اش تا سواحل سوریه آمدند، اما عقب نشینی کردند. جنگ امریکا علیه سوریه جدید نیست. ابتدا قطر بحران علیه سوریه را بالابرد و پس از آن عربستان پرچم را تحویل گرفت. در حالی که هر دو چرخ‌هایی هستند که موتور محرکه امریکا آنها را می‌گرداند و در پشت امریکا هم اسرائیل قرار دارد. اخیراً شاهد عملیات نظامی امریکا علیه یک پایگاه هوایی در سوریه بودید. ممکن است نقاط دیگری را هم هدف حمله قرار دهد. ولی امریکا می‌داند که در سوریه مقاومتی است که براحتی شکست نمی‌خورد. هر چقدر اسلحه بیشتری از سوی امریکا به‌کار گرفته شود، این مقاومت بیشتر خواهد شد. ارتش سوریه الان در حال بازکردن یک راه به سمت عراق است و در سمت مقابل هم نیروهای حشد الشعبی (بسیج مردمی عراق) به سمت مرز پیشروی کردند و به هم رسیدند. بدون شک دولت امریکا، دولت قوی است اما این قدرت هیچ گاه بر اراده ملت‌ها فائق نیامده است.
من ایران را مثال می‌زنم. سال‌ها امریکا در مسأله هسته‌ای با ایران جنگید اما در نهایت دیدیم که چه شد و اصرار ایران بر حقوقش نتیجه داد. ما فرزندان این سرزمین هستیم. اگر امریکا آمد یا خارج شد، در نهایت ما در این سرزمین می‌مانیم و پیروزی نهایی با ماست. این را تاریخ به ما یاد داده است. امپراتوری‌ها و کشورگشایان همه رفته‌اند و مردم باقی ماندند.

ان‌شاء‌الله روزی بحران سوریه پایان خواهد پذیرفت. اما یک نگرانی جدی چگونگی انسجام یافتن مردم سوریه در دوره پس از بحران است. اینکه آیا معارضان، منتقدان و مخالفان دولت آقای اسد در آینده خواهند توانست در قالب یک امت واحده در کنار یکدیگر زندگی کنند؟ یا دست کم نوعی تقسیم فدرالی ضروری خواهد شد؟
این سؤال در ذهن خیلی‌ها مطرح است. سوریه در حالت طبیعی شبیه یک موزائیک است و صدها سال است که به همین شکل است. الان بازی با اختلافات طایفه‌ای و مذهبی در کل منطقه صورت می‌گیرد. همه تلاش‌هایی که با حمایت اسرائیل در منطقه انجام می‌گیرد با هدف تقسیم منطقه بر اساس شکاف‌های مذهبی است. زیرا اسرائیل تنها دولتی در منطقه است که صرفاً بر اساس یک دین و حول محور صهیونیسم به وجود آمده است و برای اینکه خودش را تبرئه کند، می‌خواهد کشورهایی شبیه و نظیر خودش ایجاد کند. اما سوریه در برابر چنین طرحی مقاومت می‌کند. علاوه بر اینکه در سوریه همنشینی ادیان و مذاهب بسیار متداخل است. یعنی منطقه‌ای وجود ندارد که در آن تنها یک دین و مذهب یا یک طایفه اکثریت داشته باشد. در حقیقت وجود بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه ضمانتی است برای اتفاق نیفتادن این تقسیم. سؤالی که شما مطرح کردید چند بار در برابر ایشان مطرح شد و همواره یک پاسخ به آن دادند؛ اینکه سوریه قابل تقسیم نیست.

با وجود این آیا برنامه و نقشه راه ویژه‌ای برای آینده سوریه و ایجاد وفاق میان مردمی که در این جنگ داخلی نزدیکان خود را از دست داده‌اند، پیش‌بینی شده است؟
ما به هفتمین سال جنگ در سوریه وارد شده‌ایم و دیگر کشوری باقی نمانده است که به نحو مستقیم یا غیرمستقیم دستش را به ماجرای سوریه وارد نکرده باشد. این باعث خرابی‌های مادی و انسانی بزرگی در سوریه شده است و طبیعتاً جبران آسیب‌های انسانی خیلی سخت‌تر از ضررهای مادی است. ما در سوریه از سال‌ها پیش مسأله مصالحه و آشتی ملی را مطرح کرده‌ایم. در این مصالحه حتی دولت از حقوق خود گذشت می‌کند تا این جنگ تمام شود. در بسیاری از مناطق این مصالحه‌ها به نتیجه رسیده است. چنانکه شهر«حُمص» با آشتی ملی تبدیل به شهری امن شد. وقتی درباره آشتی و مصالحه ملی صحبت می‌کنیم یعنی همه طرف‌ها از مواضع خود عقب‌نشینی می‌کنند. نمی‌شود که یک سوری بر سوری دیگر پیروز شود که اگر چنین شود به معنای پایان یافتن دولت و حاکمیت ملی سوریه است. دولت در سوریه اما در برابر اشتباهات جریان‌ها و گروه‌های مختلف صبر زیادی دارد تا سوریه را به نقطه پایان بحران برساند. این سرنوشت تاریخی بوده است که سختی‌هایی را تحمل کند که هیچ کشوری در منطقه مشابه آن را تحمل نکرده است. در جنگ امریکا علیه عراق، دو میلیون عراقی به سوریه آمدند. در جنگ سال 2006 رژیم صهیونیستی علیه حزب‌الله لبنان نزدیک یک میلیون لبنانی به سوریه آمدند و دولت سوریه تمام هزینه‌ها و خدمات‌شان را بر عهده گرفت. سرنوشت سوریه این است که همواره با همسایه‌های خود همراهی کند. توقع ما این است که دیگران هم در این مراحل سخت با ما همراه باشند. آنچه می‌خواهم بگویم این است که سوریه در مراحل سخت و آسان کشوری بوده که به دیگران مقروض نبوده و در عین حال رشد اقتصادی قابل قبولی داشته است. آموزش از اول ابتدایی تا پایان دانشگاه و نیز بخش سلامت در سوریه کاملاً رایگان است. حتی در شرایط جنگ هم وضعیت بر همین منوال است و این خدمات برای همه مردم سوریه بدون استثناء وجود دارد. این مثال‌ها گمانم برای توضیح چرایی اینکه می‌گوییم سوریه قابل تقسیم نیست کافی باشد./ روزنامه ایران 
 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.