ونزوئلا گرسنه است

بین الملل /
شناسه خبر: 219748

کودک یک ساله‌ای است که صورتش چون پیرمردی خشکیده است و گریه‌هایش چیزی بیشتر از گریستن‌های کودکانه است. دنده‌هایش از زیر پوستش بیرون افتاده است. او فقط کمی بیش از 5 کیلو وزن دارد. مادرش، ماریا پلانچارت، با هرچه که در سطل آشغال‌ها پیدا می‌کند، از پوست مرغ گرفته تا ته‌مانده‌های سیب‌زمینی او را تغذیه می‌کند. پس از مدتی ناچاراً او را به بیمارستانی در پایتخت ونزوئلا می‌برد و آنجاست که پسرش به کمک معجون شیر برنج زنده می‌ماند.

ایران آنلاین /خانم پلانچارت که بتازگی 34ساله شده می‌گوید: «کودکم را می‌دیدم که همیشه می‌خوابید، روز به روز ضعیف‌تر می‌شد، همیشه وزنش در حال کمتر شدن بود. هرگز تصور نمی‌کردم روزی اوضاع مان در ونزوئلا اینگونه شود.»ونزوئلا، ثروتمندترین کشور امریکای لاتین بود و تولیدات مواد غذایی‌اش آنقدر بود که آن را صادر هم می‌کرد؛ اما امروزه آنقدر سطح تولید پایین آمده که حتی نمی‌تواند مردم خودش را سیر کند. امروزه ونزوئلا بالاترین نرخ تورم در جهان را دارد ( براساس گزارش‌های جهانی امسال تورمش 730 درصد شده است.) از سال 2013 اقتصاد این کشور 27 درصد کوچک‌تر و واردات غذا 70 درصد بیشتر شده است. گروه‌هایی از مردم، با کودکانی به دنبالشان، سطل آشغال‌ها را می‌گردند، تصویری که تا سال گذشته غیرعادی بود. مردم حاشیه کشور شب‌ها به سراغ  باغ‌ها و مزارع می‌روند، همه‌چیز از میوه‌های آویزان روی درخت گرفته تا کدوهای کاشته شده در زمین، را می‌دزدند و به بدبختی کشاورزانی که از کمبود دانه و کود رنج می‌برند، اضافه می‌کنند. عده‌ای دیگر به چپاول فروشگاه‌های موادغذایی دست می‌زنند. خانواده‌ها ناچاریخچال‌هایشان را قفل می‌زنند.

براساس تحقیق سالانه دانشمندان علوم اجتماعی مرکز «نظرسنجی ملی وضعیت زندگی» از هر چهار ونزوئلایی، سه نفر می‌گویند طی سال گذشته به طور میانگین 9 کیلو وزن از دست داده‌اند. مردم ونزوئلا در آمیزه‌ای از خشم و شوخ‌طبعی، این کاهش وزن جمعی را رژیم مادورو می‌نامند که از آغاز دوران ریاست‌جمهوری او گرفتارش شده‌اند. نزدیک به 2 ماه است که ونزوئلایی‌ها علیه افزایش قدرت و استبداد دولت مادورو تظاهرات می‌کنند.لیوی ماچادو، متخصص تغذیه کودکان می‌گوید: «در نظر دولت هیچ کودک مبتلا به سوء‌تغذیه‌ای وجود ندارد. اما واقعیت این است که این یک اتفاق فراگیر است و همه باید به آن توجه کنند و هشیار باشند.»


دکتر ماچادو و تیمش، در محل کارشان، یعنی بیمارستان دومینگو لوسیانی در کاراکاس شاهد رشد چشمگیر لاغری غیرطبیعی کودکان هستند. در شهرهای دیگر مانند یر در جنوب کاراکاس، جایی که جناح چپگرای حکومت از دیرباز در آنجا پایگاه محبوب و مهمی داشته، وضعیت بهتر از این نیست.سرجیو عیسی سورجاس، پسر11 ساله ونزوئلایی می‌گوید: «گاهی به قصابی می‌روم و می‌گویم آقا استخوانی دارید که به من بدهید؟ یک ماه بیشتر است که گوشت نخورده‌ام، گاهی هم که اصلاً چیزی نمی‌خورم.»یک خیریه کاتولیکی و تیمی که توسط سوزانا رافالی، متخصص تغذیه که تاکنون در کشورهایی چون گواتمالا، آفریقا و دیگر کشورهای قحطی‌زده کار کرده مدیریت می‌شود،  درباره این وضعیت تحقیق می‌کنند. نتایج تحقیقات بسیار وحشتناک است. مثلاً نتایج این تحقیقات نشان می‌دهد که در ماه فوریه گذشته، 11درصد از کودکان از سوء‌تغذیه شدید رنج می‌بردند، که اگر با نرخ 8.7 درصد ماه اکتبر مقایسه شود، دربرگیرنده پیام تلخی است. این خیریه اعلام کرده است که اگر جلوی این بحران گرفته نشود، زندگی یک نسل نابود می‌شود.

خانم رافالی می‌گوید: «مسأله جدی این نیست که ما در آستانه یک بحران هستیم، بلکه این است که چطور با این سرعت به اینجا رسیده‌ایم.»با کمک به استانداردهای سازمان سلامت جهانی، این خیریه سازوکاری را فراهم آورده تا از دولت بخواهد کمک‌های بین‌المللی را بپذیرد. اما مقامات تاکنون در برابر کمک‌های مواد غذایی کشورهای دیگر، مقاومت کرده‌اند.
وضعیت سوء‌تغذیه در ونزوئلا با درهم‌شکستن نظام مراقبت‌های سلامتی و بهداشتی بدتر هم شده است. از یک سو بیماری‌ها رو به افزایش است و از سوی دیگر تجهیزات پزشکی نایاب شده‌اند.

خواسته زیاد
بلکیز دیاز نوزادش دنی ناوا را نگاه می‌کرد که تابستان گذشته از کمبود غذا، جان سپرد. هیچ غذای کودکی پیدا نمی‌شد و بنا به گفته مادربزرگش، خانم دیاز نمی‌توانست کودکش را شیر بدهد. آلبرتینا هرناندز مادربزرگ دنی می‌گوید: «هیچ شیری پیدا نمی‌شد، غذا گیرمان نمی‌آمد، نوزاد شروع به وزن از دست دادن کرد و هی گوشت‌های تنش آب می‌شد.» بعد از آنکه دنی سرفه‌های سختی می‌کند، به بیمارستان می‌برندش اما مدت کوتاهی پس از آن فوت می‌کند. مادربزرگش زیر لب می‌گوید: «خیلی کوچک بود، خیلی.»
در سال‌های گذشته کشاورزان جنوبی با تمام ظرفیت کشتزارهایشان به پرورش مواد غذایی پرداخته‌اند، از پرورش مرغ گرفته تا کشت لوبیا و برنج. آلبرتو تریوانی مرد 48 ساله‌ای که هنوز روی مزرعه پدرش که مهاجری ایتالیایی بود، کشاورزی می‌کند. کار و کاسبی‌اش به دلیل گرانی، کمبود امکانات و گنگ‌های مجرم، با بحران رو‌به‌رو شده است. مزرعه 200 خوک ماده از دست داده که هر کدام ضربه سهمگینی بر پیکر کار او فرود آورده است. مابقی خوک‌های به جا مانده، به جای 120 پوند، 90 پوند وزن دارند. او که تصمیم گرفته همراه با مادرش که یک زن ایتالیایی 69 ساله است، وطنش را ترک کند، می‌گوید دیگر مشتری ندارد و اطرافش پر از مزرعه‌هایی است که صاحبانشان رهایشان کرده‌اند و دزدها هر آنچه که به جا مانده را غارت می‌کنند.
اقتصاددانان ونزوئلا می‌گویند از شرکت‌های کشاورزی‌ای که دولت تصاحب شان کرده، از جمله کارخانه‌های لبنیات، دیگر چیزی باقی نمانده است. آلبرتو کادموس یکی از اعضای انجمن مزرعه‌داران ملی می‌گوید: «دولت بقایش را در کمونیسم می‌بیند، نه در ما و نه با تولید؛ اما اشتباه می‌کنند.» او و همسرش نادیا کادیز دو فرزند دارند که برای غذا دادن به آنها نیازمند پول هستند. در یکی از روزهای اخیر، آقای آلزولی مشغول سرخ کردن ساردین بود. برای آنکه غذا به همه برسد، گاهی چندنفر از اعضای خانواده‌اش مجبور می‌شوند غذا نخورند، بعضی روزها هم غذای کافی نمی‌خورند تا بتوانند برای روز بعد غذا داشته باشند. کادموس می‌گوید: «به گریختن از کشورم فکر کرده‌ام اما به خاطر فرزندان کوچکم نمی‌توانم. رسیدن به این بدبختی باعث می‌شود گریه‌ام بگیرد.»

براساس داده‌ها، از هر 10 خانه، 9 خانه نمی‌توانند از پس هزینه‌های خرید غذا بربیایند. سال گذشته تنها 12 درصد از مردم نمی‌توانستند در روز غذای کافی بخورند اما امسال نزدیک یک‌سوم ونزوئلایی‌ها طی روز یک یا دو وعده بیشتر غذا نمی‌خورند و از هر پنج نفر، چهار نفر از مردم در فقر به سر می‌برند.
در بیمارستان دومینگو لوسیانی، خانم پلانچارت وقتی یادش می‌آید که چطور از بین زباله‌ها برای ژان پیر و چهار فرزند دیگرش، غذا پیدا می‌کرد، گریه‌اش می‌گیرد. او به میان زباله‌ها می‌رفت و به دنبال ذره‌ای ذرت یا تکه‌ای نان می‌گشت. می‌گوید: «نخستین بار کنار زباله‌ها ایستاده بودم و به خودم می‌گفتم «نه نمی‌توانم این کار را بکنم»، می‌ترسیدم همسایه‌ها من را ببینند. بعد به خودم گفتم «اگر این کار را نکنی، بچه‌هایت گرسنه می‌مانند؟» او می‌گوید، روزی همسایه‌اش را دید که سگی را پخت و از آن غذا درست کرد.خانم پلانچارت که پیش از این شغل‌های متعددی داشته، از آرایشگر و صندوقدار گرفته تا کارگر و آشپز، درباره پسرش می‌گوید: «هنوز کاملاً خوب نشده. باید وزن اضافه کند و مدتی هم اینجا بماند، متابولیسم اش تنظیم شده اما همچنان لاغر است.»/ روزنامه ایران 
 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.