اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • پنج شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۹

کشف نسخه اصل رمان «ظلمت در نیمروز» پس از 75 سال

کشف نسخه اصل رمان «ظلمت در نیمروز» پس از 75 سال

نسخه اصلی رمان «ظلمت در نیمروز» به زبان آلمانی نوشته آرتور کوستلر پس از 75 سال در دفتر «امیل اپرشت» ناشر سوئیسی این نویسنده کشف شد.

ایران آنلاین / نسخه اصلی رمان «ظلمت در نیمروز» به زبان آلمانی نوشته آرتور کوستلر پس از 75 سال در دفتر «امیل اپرشت» ناشر سوئیسی این نویسنده کشف شد.

این موضوع زمانی بیشتر توجه محافل ادبی و منتقدان ادبیات را به خود جلب کرد که رمان مذکور تاکنون به بیش از سی زبان ترجمه شده که همه آنها از متن انگلیسی برگردانده شده‌اند.

این مسأله شامل ترجمه نسخه آلمانی رمان هم می‌شود که خود کوستلر در سال 1944 از روی ترجمه انگلیسی کتاب به قلم دافنه‌ هاردی آن را به آلمانی برگرداند.

آرتور کوستلر که متولد بوداپست و تحصیلکرده وین بود و بیشتر به عنوان خبرنگار در خاورمیانه، پاریس و برلین برای روزنامه‌های آلمانی کار می‌کرد، در تابستان 1938 زمانی که در فرانسه کار می‌کرد به فکر نوشتن این رمان افتاد. علت این تصمیم ضربه شدیدی بود که دادگاه‌های نمایشی گروه کثیری از بلندپایگان حزب کمونیست شوروی ازجمله بوخارین در دوران استالین بر او وارد آورده بود.

سال 1940 زمانی که این رمان منتشر شد، واقعیت‌های تلخ و تکان دهنده‌ای را از درون اتحاد جماهیر شوروی آشکار کرد که کسی در جهان آزاد از آن اطلاع نداشت: دادگاه‌های نمایشی، اعتراف‌گیری زیر فشارهای روحی و روانی، شکنجه، خودکامگی دست‌اندرکاران حکومت، فساد سیاسی و...

داستان این رمان پس از انتشار، سرنوشت چپ‌های بریتانیایی را متزلزل کرد و عمیقاً بر منتقدان چپ مانند جورج ارول و مایکل فوت تأثیرگذاشت و در سال 1946 زمانی که به نظر می‌رسید کمونیست‌های فرانسه در شرف برنده شدن در رفراندوم قانون اساسی پس از جنگ بودند. این رمان در تیراژ چهارصدهزار نسخه به فروش رفت و باور عمومی بر آن است که همین دلیل شکست کمونیست‌ها بود.

آرتور کوستلر در زمان نوشتن این رمان عاشق دختری انگلیسی و مجسمه ساز به نام دافنه هاردی می‌شود. آن دو ابتدا به پروانس می‌روند هاردی به مجسمه‌سازی مشغول می‌شود و کوستلر به نوشتن رمان می‌پردازد. تا آنکه پیمان نبود خشونت میان نازی‌ها و رژیم شوروی آنها را روانه پاریس می‌کند، جایی که کوستلر به اتهام جاسوسی برای شوروی دستگیر و روانه زندان می‌شود. در زندان دور از چشم مأموران نوشتن رمان را ادامه می‌دهد و پس از آزادی و بازگشت به پاریس در ژانویه 1940 رمان را تمام می‌کند. از آنجا که کوستلر انتظار حوادث بدتری را داشت تصمیم می‌گیرد به انگلستان بگریزد و هاردی را که به خاطر شغل پدرش –دیپلمات- در مدرسه آلمانی‌ها تحصیل کرده بود، واداشت پیش از آنکه اوضاع وخیم‌تر شود رمان را به انگلیسی ترجمه کند. هاردی هم با سرعت هرچه تمام‌تر این کار را کرد. وی که هیچ تجربه‌ای در ترجمه نداشت وقتی با مشکل مواجه می‌شد از کوستلر راهنمایی می‌گرفت که در آن زمان زبان انگلیسی‌اش هم چندان خوب نبود. آن دو توانستند پیش نویسی از رمان به انگلیسی سر هم کنند و برای ناشر انگلیسی –جاناتان کیپ- در لندن بفرستند و این درست 10 روز پیش از اشغال فرانسه توسط نازی‌ها بود.

کوستلر و هاردی در فرار سرآسیمه خود از پاریس یک نسخه تایپی از متن آلمانی رمان را روی میز آشپزخانه جا می‌گذارند و در مسیر خود به سمت جنوب فرانسه نسخه دیگری را به دوستی در لیموژ می‌سپارند؛ چیزی نگذشت که این دوست از ترس پیشرفت آلمانی‌ها خود نیز مجبور به فرار می‌شود و نسخه دوم کتاب را در آپارتمانش جا می‌گذارد.

در این زمان کوستلر از ترس دستگیری مجدد به لژیون خارجی فرانسه می‌پیوندد و دافنه هاردی با پاسپورت انگلیسی‌اش به لندن می‌رود.

در این ایام هارت دیویس ویراستار انتشارات جاناتان کیپ ویرایش رمان را آغاز می‌کند اما از ترجمه مذکور نگران و ناراضی است از نظر او این نسخه ترجمه خامی بود و در نامه‌ای به اپرشت (ناشر سوئیسی) در تاریخ 1940 از او درخواست کمک می‌کند چون نسخه‌ای از این رمان در دست اوست. بنابراین به او می‌نویسد: «برای ویرایش کامل و تحویل نسخه‌ای منقح از کتاب نیازمند اصل آلمانی رمان هستیم.»

اما از اپرشت جوابی نگرفت، خود کوستلر هم که در این مقطع در زندان انگلیسی‌ها بوده نتیجه گرفت که تمام نسخه‌های رمان از بین رفته است.

هارت دیویس که موفق نشد نسخه آلمانی رمان را به دست بیاورد تصمیم گرفت ترجمه دافنه هاردی را بدون هرگونه دستکاری منتشر کند.

اما عنوان آن را از «روباشف» به «ظلمت در نیمروز» تغییر دهد که پیشنهاد دافنه هاردی بود.

آرتور کوستلر پس از آزادی از زندان وقتی از پیدا کردن متن آلمانی رمان خود مأیوس شد، براساس نسخه انگلیسی به قلم دافنه هاردی رمان خود را به آلمانی ترجمه می‌کند. در واقع کوستلر متن آلمانی منتشر شده «ظلمت در نیمروز» را از روی نسخه انگلیسی تهیه کرده است و برای مدیر انتشارات بزرگ آلمان – رودلف اشتاین- فرستاد. این ناشر متوجه شد که کوستلر در ترجمه‌اش دچار خطاهای فراوانی شده است. کوستلر هم پس از اطلاع از دیدگاه ناشر، به محدودیت‌هایش اعتراف کرد و از یک دوست آلمانی خواست که ترجمه‌اش را به کلی اصلاح و بازپیرایی کند. همین مسائل سبب شد که متن منتشر شده رمان با متن اصلی تفاوت‌های فاحشی داشته باشد.

کوستلر از سال 1940 که از فرانسه گریخت تا سال 1944 که متن آلمانی را (براساس ترجمه انگلیسی) منتشر کرد، در فاصله این چهار، پنج سال آموخته بود که به انگلیسی فکر کند و بنویسد و وقتی برای ترجمه این رمان دچار مشکل می‌شد از آلمانی های بومی مشورت می‌گرفت و از آنها کمک می‌خواست. «ظلمت در نیمروز» آخرین رمانی بود که کوستلر به آلمانی نوشت و پس از آن آثارش را به انگلیسی می‌نوشت.

سال گذشته یک دانشجوی دوره دکترای ادبیات به نام ماتیاس وسل در جریان پژوهشی برای پایان‌نامه تحصیلی خود، حین بررسی اسناد و مدارک ناشر سوئیسی کوستلر- امیل اپرشت- متن اصلی آلمانی «ظلمت در نیمروز» را پیدا کرد و با متن منتشر شده آلمانی مقایسه کرد و ماجرا رسانه‌ای شد. او در این پژوهش متوجه شد که موارد بی‌شماری از اختلاف بین دو متن وجود دارد و می‌گوید: هر چه صفحات بیشتری را مقابله می‌کنم اختلاف‌های بیشتری بین متن زوریخ سوئیس با متن آلمانی منتشر شده (ترجمه خودکوستلر) و ترجمه انگلیسی (به قلم دافنه ‌هارای) پیدا می‌کنم. تفاوت‌های فاحش این دو متن هم کمی هم کیفی است. مقایسه دو متن به قدری در محتوا و سبک زیاد است که بی‌تردید یک چاپ جدید آلمانی نه تنها قابل توجیه بلکه جداً ضروری است.

خاطرات دوران زندان کوستلر، گفت‌وگو با مرگ که در «شهادت‌نامه اسپانیایی» ادغام شد توسط جورج ارول و ژان پل سارتر و آلبرکامو و بسیاری دیگر از صاحبنظران مورد تحسین و تمجید قرار گرفت، در کنار دو رمان اصلی او «گلادیاتورها» و «ظلمت در نیمروز». ولی هیچ یک از این رمان‌ها مستقیماً به زبان اصلی (آلمانی) منتشر نشدند فقط برگردان آلمانی آنها از نسخه انگلیسی عرضه شدند. ماتیاس وسل می‌گوید: «سال‌ها پیش، زمانی که مشغول پژوهش برای زندگینامه کوستلر بودم چهار نسخه از متن اصلی و آلمانی «گلادیاتورها» را در آرشیو اتحاد جماهیر شوروی پیدا کردم ولی اجازه ندادند که از آنها نسخه‌برداری و از شوروی خارج کنم.» او حالا مصمم است این نسخ را به دست بیاورد و منتشر کند چرا که معتقد است انتشار متن آلمانی این دو رمان یعنی «گلادیاتورها» و «ظلمت در نیمروز» می‌تواند نظر اکثر منتقدان آلمانی را مبنی بر اینکه کوستلر مهم‌ترین آثارش را به انگلیسی نوشته، دگرگون کند.

با توجه به ترجمه و انتشار ناقص و پر ایراد «ظلمت در نیمروز» در تمام جهان حالا دیگر بهانه در دست نداشتن متن اصلی وجود ندارد و باید کسی اقدام به ترجمه آن کند تا کیفیت هنری این اثر به درستی به خواننده منتقل شود. متنی غنی‌تر و دقیق‌تر از روایت پیچیده کوستلر در اختیار جامعه قرار دهد. رمان «ظلمت در نیمروز» با پنج ترجمه در ایران منتشر شده نخستین ترجمه به قلم قلی نوذری در سال 1331 به بازار آمد و آخرین ترجمه توسط مژده دقیقی در سال 1392 منتشر شد. علی اصغر خبره‌زاده در دهه پنجاه، محمود ریاضی و علی اسلامی در سال 1361 و اسدالله امرایی در سال 1380 اقدام به ترجمه و انتشار این رمان کردند. باید دید حالا کدام یک از مترجمان برای ترجمه اصل اثر آستین بالا می‌زند مترجمی که زبان آلمانی بداند.

 

منبع: نیویورک ریویو آوریل 2016

کپی