printlogo


استعفای حریری کمک به پیشبرد اهداف ریاض، واشنگتن و تل آویو در لبنان

کد خبر: 512148تاریخ: 1398/8/9 10:00
صباح زنگنه در گفت و گو با «ایران» بررسی کرد
استعفای حریری کمک به پیشبرد اهداف ریاض، واشنگتن و تل آویو در لبنان
استعفای ناگهانی سعد حریری، نخست وزیر لبنان پس از تظاهرات ۱۳ روزه مردم در این کشور تحلیل‌های متعددی را از علل این اقدام حریری و سناریو‌های پیش روی لبنانی ها به دنبال داشته است. برای بررسی بیشتر این سناریوها، « ایران » گفتگویی را با صباح زنگنه، کارشناس و پژوهشگر مسائل منطقه صورت داده است که در ادامه می خوانید.

با توجه به اینکه در مقام قیاس با روزهای ابتدایی اعتراضات مردمی در لبنان به نظر می رسد که از شدت تجمعات و درگیریها کاسته شده است و به موازات آن نیروهای امنیتی و نظامی این کشور در حال کنترل و مدیریت بهتر و وضعیت بودند، چرا به ناگاه سعد حریری اقدام به استعفا از مقام نخست وزیری کرد؟

استعفای سعد حریری از مقام نخست وزیری بیش از آن که ناشی از جریان اعتراضات مردمی و فشارهای داخلی افکار عمومی در لبنان باشد به واسطه تحرکات منفی و مخرب برخی بازیگران بیرون از لبنان صورت گرفت.

در این خصوص و طی روزهای گذشته به موازات شکل‌گیری، تداوم و تا اندازه تشدید جریان اعتراضات مردمی لبنان و پیگیری مطالبات اقتصادی و معیشتی شان، برخی بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای با محوریت عربستان سعودی، امارات متحده عربی، رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا برنامه ریزی گسترده و مفصلی برای موج سواری بر جریان این اعتراضات به منظور پیگیری اهداف و منافع خود داشته و کماکان دارند.

پیرو این نکته این بازیگران از طریق موج سواری بر جریان اعتراضات، فشارهای جدی را به دولت سعد حریری وارد کردند که در نهایت به استعفای او از مقام نخست وزیری لبنان انجامید تا به تبع آن یک خلاء سیاسی طولانی مدت و نامعلومی را به موازات تنش های اجتماعی در این کشور ایجاد کرده و شرایط را به مراتب پیچیده‌تر از گذشته کنند.

چون اکنون وضعیت سیاسی و اجتماعی در لبنان پس از استعفای سعد حریری با یک دوگانگی یا چندگانگی رو به رو شده است که میزان تشتت را به شدت پررنگ تر از چند روز گذشته کرده است و این احتمال وجود دارد که شرایط به سمت برگزاری انتخابات زود هنگام پیش رود.

این شرایط پیچیده و مبهم همان بستر لازم را برای پیگیری اهداف و منافع این بازیگران منطقه لبنان فراهم خواهد کرد. پس طبیعی بود که سینرژی تحرکات این کشورها به سمت استعفای سعد حریری برود که چنین هم شد.

در کنار این نکته مهم شما آیا استعفای حریری تنها به واسطه بازیگری آمریکا، عربستان، امارات متحده عربی و اسرائیل صورت گرفته است یا این که می توان تاثیر پارامترهای داخلی در لبنان را هم مد نظر داشت؟

قطعاً پارامترهای داخلی نیز مکمل تحرکات بازیگران بیرون از لبنان بوده است. چون تا به اکنون تمام وعده‌ها و برنامه‌های سعد حریری برای آرام کردن اوضاع در لبنان و مدیریت شرایط، علیرغم مثبت و سازنده بودن آن نتیجه و دستاورد ملموسی در پی نداشته است. از طرف دیگر برخی شخصیت ها، جریانات و احزاب داخلی در لبنان هم در راستای اهداف و منافع همان بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه ای با برخی اقدامات خود مانند استعفای وزرای منتسب به جریان و حزبشان از کابینه، فشارهای جدی را به دولت حریری برای ناکام گذاشتن طرح های دولت و در نهایت استعفای نخست وزیر وارد کردند.

البته به نظر نمی‌رسد که سعد حریری از نظر شخصیتی دارای پتانسیل و توان بالایی در جهت کنترل و مدیریت شرایط باشد. این ویژگی وی هم مزید بر علت بود تا برابر برخی فشارهای جریانات داخلی حتی همسو با حریری، به موازات تحرکات خارجی، نخست وزیر نهایتا چاره را در استعفا ببیند.

موید این نکته خوشحالی و استقبال ایالات متحده، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، رژیم صهیونیستی و برخی از احزاب و شخصیت های داخلی لبنان از استعفای آقای حریری بود که نشان می دهد مجموعه تلاش های بیرونی و فشارهای داخلی در یک هماهنگی، نخست وزیر و مهمتر از آن لبنان را وارد یک برهه پیچیده و سخت سیاسی کرده است.

در این میان نکته بسیار مهم به بازی سعد حریری باز می گردد. آیا نخست وزیر لبنان با این استعفای خود را به صورت خواسته و یا ناخواسته به عنوان مکمل طرح جریان ۱۴ مارس با محوریت القوات البنانیه و شخص سمیر جعجع و نیز سوسیالیست های ترقی خواه و دروزی ها با محوریت ولید حنبلاط به موازات تحرکات آمریکا، عربستان، امارات و اسرائیل عمل کرده است؟

اگر چه این نکته شما درست به نظر می رسد، اما نمی‌توان به طور قاطع گفت که آقای سعد حریری به عمد و خواسته با استعفای خود سعی کرده است برنامه و طرح این بازیگران را در لبنان تکمیل کند و به تبع آن این کشور را به یک ورطه بسیار پیچیده سیاسی بکشاند.

اما با این وجود یقیناً حریری با استعفای خود در راستای ریل گذاری این بازیگران داخلی و خارجی لبنان گام برداشت. البته این نکته را هم نباید نادیده گرفت اکنون وضعیت نابسامان سیاسی در رژیم صهیونیستی و از آن سو کینه سیاسی شخص محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان از سعد حریری به واسطه پس گرفتن ادعای استفعایش بعد از آزادی وی از بازداشت سعودی ها و بازگشت به لبنان و در ادامه اعلام حمایت پررنگ رئیس جمهور لبنان، حزب الله و برخی جریانات ۸ مارس از نخست وزیری سبب شد که حریری گزینه  مناسبی برای پیگیری منافع این کشورها در لبنان نباشد.

لذا در سایه این نکات یقیناً خود آقای سعد حریری نیز با اشراف بر این واقعیت به این یقین رسیده بود که هرگونه طرح و برنامه‌ای از جانب وی و دولتش برای حل مشکلات و چالش های اقتصادی، مبارزه با فساد و نظایر آن در لبنان به شکست کشیده می شود.

چون اکنون بازیگران داخلی و خارجی مخالف حضور حریری در قدرت با یک هماهنگی و انسجام به دنبال حذف وی بودند. البته دوباره بر این نکته هم تاکید می کنم که خود آقای حریری هم شخصیت چندان قدرتمند و باثباتی نیست که بتواند از پس این فشارها بر آید؛ حال اینکه خود سعد حریری هم تمایل داشته است که استعفا بدهد یا خیر، نکته ای نیست که در این میان چندان اثرگذار باشد.

با این تفاسیر جریانات داخلی و خارجی مذکور برای طرح تکمیلی خود در لبنان پس از استفعای حریری چه برنامه‌ای در نظر دارند؛ آیا میشل عون را به سمت انتخاب و انتصاب گزینه مدنظر آنها در به عنوان نخست وزیر آتی لبنان خواهد کشاند و یا اینکه مسئله برگزاری انتخابات زود هنگام اجتناب ناپذیر است.

در این خصوص حتی گزینه هایی مانند  بهاء حریری (برادر سعد حریری)، اشرف ریفی، فؤاد سنیوره و...  به عنوان نخست وزیر بعدی از سوی این جریانات مطرح هستند؟

یقیناً استعفای آقای حریری تنها بخش آغازین ایجاد مشکلات و چالش ناشی از تداوم و تشدید خلاء سیاسی در لبنان است. پس هر کدام از این دو گزینه (انتخاب و انتصاب گزینه نزدیک تر به جریان عربستان و آمریکا به عنوان نخست وزیر آتی لبنان و تحمیل آن به میشل عون و یا مسئله برگزاری انتخابات زود هنگام) که بتواند به پیگیری هر چه بیشتر منافع  و اهداف این بازیگران کمک کند، آن را در دستور کار قرار می دهند.

چرا که مجموعه بازیگران داخلی و خارجی که قبل تر از آنها نام بردیم به دنبال ایجاد آشوب بیشتر و ناکارآمدی هر چه پررنگ تر در ساختار سیاسی لبنان هستند.

لذا علاوه بر مقام حمله به نخست وزیری که در نهایت به استعفای او انجامید، امکان حمله و اتهام زنی به میشل عون، رئیس جمهور لبنان و نبیه بری، رئیس پارلمان این کشور وجود دارد، به خصوص اینکه هر دو نفر از شخصیت‌های مهم در جریان 8 مارس و همسو با حزب الله لبنان هستند.

حال باید دید که در نتیجه گفتگوهای سیاسی میان جریانات و احزاب متفاوت و متنوع لبنانی و همچنین در سایه تحرکات بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای چه گزینه ای به عنوان نخست وزیر از سوی میشل عون معرفی می شود.

البته در این میان چند نکته مهم را نباید فراموش کرد. نخست این که اکنون وضعیت مسیحیان در لبنان به شدت وابسته به جایگاه و نفوذ حزب الله در ساختار سیاسی و اجتماعی در این کشور است. لذا اگر طرح عربستان سعودی و آمریکا برای ایجاد دولت نزدیک به آنها با تحمیل گزینه نخست وزیری مدنظرشان به میشل عون تحقق پیدا کند، یقیناً جایگاه خود مسیحییان در لبنان و شخص میشل عون با مخاطرات جدی روبرو خواهد شد.

در لایه بعدی حتی اگر ما احتمال این فرض را هم بدهیم که انتخابات زودهنگام برگزار شود، یقیناً در سایه بازی جریانات داخلی و خارجی در لبنان دیگر شخص میشل عون و نزدیکان او مانند جبران باسیل هرگز به این میزان از آراء و کرسی‌های پارلمانی دست پیدا نخواهند کرد و به تبع آن در دولت آتی احتمالی جایی نخواهند داشت، از این رو احتمال دارد که آقای میشل عون برخلاف آقای سعد حریری مقاومت و تقابل بیشتری با فشارهای جریان های داخلی و خارجی لبنانی به منظور تحمیل گزینه مدنظر آنها به عنوان نخست وزیر بعدی و یا برگزاری انتخابات زودهنگام از خود نشان دهد.

نکته مهم تر این است که ما نباید تاثیرات سرنوشت ساز تحولات میدانی در لبنان را نیز فراموش کنیم. چون شدت و میزان این اعتراضات مردمی می‌تواند روند سیاسی در لبنان دگرگون گند. از این رو هر جریانی که بتواند اثرگذاری و نفوذ بیشتری در میان اعتراضات داشته باشد، دست برتر را در میدان سیاست خواهد داشت.

از این رو دولت و شخص رئیس جمهور به هر میزان که بتواند کنترل بیشتر و اشراف کامل تری بر وضعیت میدانی تظاهرات و اعتراضات مردمی داشته باشد از موضع قدرت با جریان های سیاسی داخلی و خارجی مخالف برخورد خواهد کرد.

حال باید دید که در روزها و هفته‌های آتی چه تحولاتی در این کشور رقم خواهد خورد؛ آیا عربستان سعودی، امارات متحده عربی، آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند که با صرف میلیاردها دلار خواهند توانست که جریان اعتراضات مردمی را در کف خیابان‌های لبنان به منظور تحقق مطالبات، اهداف و منافع خود نگاه دارند و یا اینکه دولت و میشل عون خواهد توانست شرایط را کنترل کند و طرح آنان را ناکام بگذارد./ ایران آنلاین


لینک مطلب: http://www.ion.ir/News/512148.html