printlogo


فانوسی که در کرانه های خیال سوسو می زند

کد خبر: 467770تاریخ: 1398/2/16 03:45
خیال پردازی جوانان؛ سپری برای ناکامی و واقعیت های خشن یا نیرویی برای تصاحب آینده؟
فانوسی که در کرانه های خیال سوسو می زند
خیال، هپروت، غرق شدن در دنیای دیگر. هرکسی اسمی برایش دارد. خیره شدن به یک نقطه و گشتن در دنیایی که توی ذهنت ساخته‌ای و به جای دنیای سخت و خشن دور و برت چند دقیقه یا حتی چند ساعت را در آن می‌گذرانی.

 بعضی‌ها می‌گویند جوان‌های امروز کمتر اهل رؤیاپردازی و خیال هستند اما برعکس کسانی هم هستند که معتقدند آنها فقط در خیالات‌شان زندگی می‌کنند و افکارشان ربطی به دنیای واقعی ندارد. شما که جوان این دوره و زمانه‌اید خیالبافید یا اهل دنیای جدی و گاهی سخت واقعیت؟

با خیال جوان می‌مانیم
خیالبافی از آن چیزهایی است که شاید کسی نتواند ادعا کند دم به تله‌اش نداده است. از بازی‌های کودکانه‌مان بگیر تا تصور دانشگاه و رشته و کارمان یا زندگی عاشقانه‌ای که آرزویش را داریم. اما بیشتر بزرگترها این خیالبافی را که برای بعضی‌ها راه فرار از سختی‌هاست و برای بعضی ابزار خلاقیت، منع می‌کنند. انگار یادشان رفته روزی خودشان هم 21، 25 یا 30 ساله بوده‌اند و رؤیا می‌ساخته‌اند. مثل خیلی چیزهای دیگر جوانی که یادشان رفته است. البته از این هم نمی‌شود گذشت که پدر و مادرهایی هم هستند که رؤیاهای بچه‌هایشان را جدی می‌گیرند و پر و بالش می‌دهند.
بعضی متولدان دهه‌های قبلی اما معتقدند خودشان ذهن بازتری داشته‌اند و رؤیاپردازتر بوده‌اند اما جوان‌های این زمانه آنقدرها تصویر خاص و عجیب از خودشان و دنیا در ذهن‌شان نمی‌سازند و همین‌طور تلاش برای به دست آوردن چنین رؤیایی. اما مثلاً نیوشا از آن جوان‌هایی است که اتفاقاً خیلی هم رؤیا می‌بافد و به قول خودش یکسره توی خیال است. وقتی می‌خواهم با او حرف بزنم چند قدم عقب می‌رود و می‌گوید: «نه من بلد نیستم، سخت است.» راضی‌اش می‌کنم که اینطور نیست و بعد می‌پرسم درباره چه خیالبافی می‌کنی و جواب می‌دهد: «بعضی‌هایش درباره درسم است یا شغلی که در آینده دارم و بعضی‌هایش درباره ازدواج و زندگی آینده. مثلاً فکر می‌کنم کار دارم و از سرکار برمی‌گردم و این چه حسی دارد.»
چند سالی هم هست که رؤیاپرداز شده و از اول این طور نبوده و حالا به چیزهایی که در واقعیت شاید به آنها نرسد یکسره در خیالش فکر می‌کند اما اینطور هم نیست که خیال‌هایش همه دور از دسترس باشد و فکر رسیدن به آنها نباشد: «دارم تلاش می‌کنم به چیزهایی که درباره‌شان خیال می‌بافم برسم. اصلاً وقتی به آنها فکر می‌کنم انگیزه پیدا می‌کنم که بهشان برسم. مخصوصاً در زمینه درسم.»
خیال‌پردازی برای بعضی‌ها خیلی لذتبخش است اما همیشه این طور نیست و گاهی وقتی از دنیای خیال بیرون می‌آیی و با واقعیتی روبه‌رو می‌شوی که شباهتی به رؤیاهایت ندارد خستگی و دلزدگی آوار می‌شود روی سرت. اما نیوشا با تخیل درباره چیزی که به آن علاقه دارد انگیزه و حس خوب می‌گیرد.
وقتی می‌پرسم دوستانش مثل خودش هستند یا نه تا من و شما بفهمیم جوان‌ها اهل تخیل هستند یا نیستند، می‌خندد و می‌گوید: «آنها که افتضاحند. کلاً توی خیالاتند. من فقط در مواردی که احساس می‌کنم نتیجه مثبت دارد فکر می‌کنم اما آنها درباره همه چیز خیال می‌بافند.» آخرش می‌گویم دیدی سخت نبود؟ می‌خندد و می‌گوید: «نه اصلاً کاری نداشت.»
انگار قرار است حرف‌های آنها که فکر می‌کنند جوانان با خیال بیگانه‌اند درست از آب درنیاید چون مرتضی هم می‌گوید خیال‌پرداز است، آن هم حسابی! در خیابان می‌بینمش و می‌خواهم با او حرف بزنم که می‌گوید باید برود مغازه‌اش. چند قدمی راه می‌رویم تا می‌رسیم به مغازه‌ای که پر از کفش و دمپایی است. روی دیوارها و در سبدهای چیده شده وسط مغازه. صدای موسیقی را کم می‌کند تا حرف بزنیم. می‌پرسم خیالاتت درباره چه چیزهایی است؟ جواب می‌دهد: «درباره زندگی؛ اینکه به جایی برسم. از اول همینطور بودم. من خواب نمی‌بینم و بیشتر با ذهنم خیال می‌کنم و زمانی که درخلوت خودم هستم توی دنیای دیگرم.»
خیالاتش بعضی وقت‌ها هم اتفاق می‌افتد، یعنی برایشان تلاش می‌کند. فقط هم درباره زندگی‌اش خیالبافی نمی‌کند و فکرهای عجیب و غریب را هم به ذهنش راه می‌دهد. به قول خودش دنیای تخیلی و مثلاً جادوگری!
می‌خواهم خودش بگوید این خیالات کمکش می‌کند یا به او و زندگی‌اش آسیب می‌زند که می‌گوید: «به نظر من خیلی کمک می‌کند و تأثیر دارد. الان و در این وضعیت تخیل در روحیه آدم خیلی تأثیر می‌گذارد. فکر آدم را آزاد می‌کند. آدم تخیل نکند افسرده می‌شود به نظرم، اما تخیل باعث می‌شود فشاری که در زندگی داریم کم و ذهن‌مان آزاد شود.»
«با این وضعیت» را خیلی از آنهایی که خیالبافند می‌گویند. اینکه با سختی‌های زندگی امروز خیال‌پردازی کمک‌شان می‌کند کمی آرامش پیدا کنند. مثل ملینا که می‌گوید: «وقتی درست تمام می‌شود مجبوری کلی بدوی تا کار پیدا کنی یا وقتی همه چیز گران شده و بیشتر چیزهایی را که دوست داشتی دیگر نمی‌توانی بخری و سفر نمی‌توانی بروی باید کمی خیالبافی کنی تا اینها کمتر اذیتت کند.»
برای همین ملینا از وقتی دانشگاه رفته و بیشتر در جریان زندگی قرار گرفته بیشتر هم اهل تخیل شده است. در خیالاتش سفر می‌کند، گوشی گران‌تر می‌خرد و حتی ماشینی که دوست دارد سوار می‌شود و با دوستانش می‌رود دور دور. برعکس نیوشا دوستان مرتضی مثل خودش خیالباف نیستند: «بیشتر جدی هستند تا خیالباف. به من هم می‌گویند تو خیلی گیجی و خیال‌پردازی و به هیچ جا نمی‌رسی اما من می‌گویم دوست دارم چون از بچگی کلاً انیمیشن نگاه می‌کردم و الان هم فیلم‌های تخیلی و انیمیشن دوست دارم.» یک تحلیل جالب هم دارد. او معتقد است با خیال‌پردازی آدم بیشتر جوان می‌ماند.
در رؤیای اینستاگرام
کسانی هستند که شغل و زندگی‌شان با خیالبافی ساخته شده و در واقع خیال شده پایه هرچه که الان دارند. محمد شکوهی فیلمنامه‌نویس است؛ فیلمنامه‌نویس انیمیشن. عجله دارد و قول می‌دهم زیاد وقتش را نگیرم. کیفش را روی دوشش 
جا به جا می‌کند و در پیاده‌روی شلوغ به دیوار تکیه دهد و می‌گوید: «به دلیل کارم خیلی خیال‌پردازی می‌کنم. البته از زندگی شخصی‌ام شروع کردم و به کار حرفه‌ای‌ام منجر شد. به نظر من بشر اولیه هم اگر خیال‌پردازی نداشت نمی‌توانست پیشرفت کند. ایده‌های ذهنی هستند که باعث می‌شوند پیشرفت کنیم. این تخیلات به روحیه‌مان هم کمک می‌کند و اگر خیال‌پردازی نباشد مشکلات زندگی اذیت‌مان می‌کند. خیال‌پردازی کمک می‌کند از آن مشکلات رها شویم و فرصتی داشته باشیم که درباره آرزوها و ایده‌هایمان فکر کنیم. همین‌ها هم باعث پیشرفت می‌شود.»
او درباره شغلی که الان دارد خیلی خیال بافته است. به قول خودش فکر می‌کرده چطور می‌شود با نوشتن پول درآورد. بعد نوشته و دیده که به خیالاتش پول می‌دهند. این فکر و خیالات فقط درباره کارش نبوده درباره تفریحاتی مثل فیلم و سریال دیدن هم گاهی خیالبافی کرده و حالا بعضی‌هایش واقعی شده: «قبل از اینکه سریال گیم آو ترونز را ببینم همیشه درباره یک سریال اساطیری فکر می‌کردم که خیلی شبیه شاهنامه باشد. خب خیال‌پردازی‌اش را کردم و بعد دیدمش.»
آنهایی که می‌گویند جوان‌ها مدام در خیالاتند یا به قول خودشان هپروت، معتقدند نمی‌توانند در زندگی‌شان موفق شوند و این خیالات نمی‌گذارد در زندگی عادی کاری کنند و به جایی برسند. البته این را محمد خیال‌پرداز هم تأیید می‌کند. اما نه برای همه خیال‌پردازی‌ها: «خیال‌پردازی‌هایی هست که بار منفی دارد. مثلاً طرف فقط یک جا می‌نشیند و خیال‌پردازی می‌کند. اما آن را انجام نمی‌دهد و برایش تلاش نمی‌کند و همین برایش مشکل به وجود می‌آورد. جوان‌هایی هستند که می‌گویند بیکاریم و گلایه می‌کنند و بعد می‌بینیم در خانه نشسته‌اند. یکی می‌گوید دوست دارم یک صفحه اینستاگرامی باز کنم و با آن پول دربیاورم. دو سال دیگر هم با این آدم حرف می‌زنی می‌بینی همین را می‌گوید و هیچ وقت فکر و خیالش را عملی نمی‌کند. اما از آن طرف جوان‌هایی را هم داریم که کار کرده‌اند و به آنچه درباره‌اش خیال بافته‌اند، رسیده‌اند.»
از علیرضا می‌پرسم خیالبافی یا نه که اخم می‌کند و می‌گوید: «نه بابا! اینها مسخره‌بازی است، هپروت است. نمی‌گذارد آدم زندگی کند.» او وقتی بچه بوده مثل بقیه خیالاتی داشته اما به قول خودش تا عقلش رسیده، از دنیای خیال دور شده: «زندگی واقعی یک چیز دیگر است. اگر بخواهی در خیالاتت بمانی از زندگی واقعی دور می‌شوی و آن وقت به هیچ‌کدام از چیزهایی که برایشان خیالبافی کرده‌ای نمی‌رسی چون زندگی واقعی تلاش می‌خواهد نه خیال.»
خیال؛ مکانیزم دفاعی
بخشی از ماجرای خیالبافی به نوعی واکنش روانی برمی‌گردد که معمولاً روانشناس‌ها درباره‌اش تحقیق می‌کنند. محسن ایمانی روانشناس بالینی و مدرس دانشگاه می‌گوید: «همه آدم‌ها از خیال استفاده می‌کنند چه در دوران کودکی و چه نوجوانی و جوانی. تخیل گاهی خوب است و لازم. مثلاً همه مخترعان و هنرمندان قدرت تخیل خوبی دارند و باید گفت که رابطه‌ای معنادار بین خلاقیت و تخیل وجود دارد. در واقع برای نوآوری باید از تخیل کمک گرفت.»
او حرف کسانی مثل علیرضا را درباره مخرب بودن بعضی تخیلات تأیید می‌کند چون به گفته او کسی که خیالبافی می‌کند انگار به خواب رفته است: «عالم خیال، خیلی زود ما را به آنچه دوست داریم می‌رساند ولی در واقعیت باید برایش خیلی تلاش کرد و اگر این حالت زیاد شود می‌شود گفت خطرناک است. چون فرد پیوسته از عالم واقع دورتر و دورتر می‌شود.»
اما چه کسانی زیاد خیال‌پردازی می‌کنند؟ به نظر ایمانی آدم‌ها وقتی به دنیای خیال می‌روند که در عالم واقعیت زیاد مشکل دارند و در واقع به فانتزی و خیال، مکانیزم دفاعی هم می‌گویند. مکانیزمی که با کمک آن فرد می‌خواهد آرامش پیدا کند. اما چرا بعضی جوان‌ها اینقدر خیالبافی می‌کنند؟ حسین ایمانی 
می‌گوید:
«یکی از مهم‌ترین دلایلش مشکلات امروز جوان‌ها مانند بیکاری است. وقتی جوان‌ها بیکارند فرصت خیال‌پردازی بیشتری دارند و درواقع به آن دنیای خیالی پناه می‌برند. چون می‌خواهند به چیزی که در واقعیت به آن نمی‌رسند در خیال‌شان برسند و آرامش پیدا کنند. راه حل این خیالبافی‌ها ساختن موقعیت‌های کار و کمک به جوان‌ها برای به دست آوردن چیزهایی است که به آن نیاز دارند. چیزهایی مثل خانه، ماشین و زندگی خوب که در خیالات‌شان به آنها فکر می‌کنند.»
به نظر او فضای مجازی هم شکلی از خیالات است که جوان‌ها این روزها حسابی در آن غرق می‌شوند. فضایی که با تخیل، بیشتر سازگاری دارد تا واقعیت و حتی در آن فضا هم سراغ چیزهایی می‌روند که بیشتر جنبه خیال دارد.

لینک مطلب: http://www.ion.ir/News/467770.html