گفت‌وگو با ناصر فرهودی درباره پشت پرده و معضلات صدابرداری و صداگذاری در ایران

صدابرداری گوشه‌ای پنهان از موسیقی است

فرهنگی /
شناسه خبر: 57017

نخستین فردی که هنگام شنیدن یک قطعه موسیقی در یاد و ذهن مخاطب برجسته می‌شود، خواننده یا سازنده اثر است و اغلب، سایر افرادی که سهمی در ساخت مجرا و مسیر صدا و مخاطب دارند، نادیده گرفته می‌شوند.

ایران آنلاین /آیا تاکنون به این اندیشیده‌ایم که صدای با کیفیت و شفاف خواننده‌ای معروف یا ملودی‌های یک ترانه از کجا نشأت می‌گیرد، و چه کسی است که صدای خواننده را بر ملودی می‌نشاند، به‌ شکلی که علاوه بر رسایی صدای خواننده، صدای ظریف سیم‌ها و کوبه‌های ادوات موسیقی هم برای‌مان دلنشین‌تر شود؟ در واقع صدا‌بردار و صدا‌گذار گوشه پنهان و گم شده و شاید کم توجه یک اثر موسیقایی هستند  که کمتر مخاطبی به نام و تجربه آنها توجه می‌کند؛ اما اگر بدانیم که تأثیر کار این متخصصین در کیفیت شنیدن آثار باکلام و بی‌کلام تا چه‌اندازه است، قطعاً، توجه به این مؤلفه مهم را در اولویت تهیه یک آلبوم موسیقی قرار خواهیم داد. این عرصه هم البته خالی از مشکل و معضل نیست و این روزها بسیاری از کارشناسان باسابقه این حوزه، با دشواری‌های زیادی دست به گریبان هستند؛ چراکه هرچقدر کار حرفه‌ای‌تر و با ارزش‌تر ضبط و تولید شود هزینه بالاتری خواهد داشت و بسیاری به خاطر هراس از بازگشت سرمایه یا عدم اعتماد به صدابرداران داخلی، کمتر سراغی از صدابرداران حرفه‌ای و داخلی می‌گیرند. همه اینها سبب شد تا با «ناصر فرهودی» یکی از شناخته‌شده‌ترین صدابرداران و صداگذاران موسیقی و صدابردار آثاری چون «از کرخه تا راین»، «بوی پیراهن یوسف»، «روز واقعه» و...(مجید انتظامی)»‌، «سلطان و شبان، ولایت عشق (زنده‌یاد بابک بیات)» و همچنین‌ ردیف‌نوازی تار و سه‌تار و موسیقی فیلم «گبه» و... گفت‌و‌گوکنیم.

در کشور ما اصطلاحات و مباحث فنی و هنری، علاوه بر تعریف اصلی، یک تعریف کاربردی هم برای شخص کاربر دارد؛ به طوری‌که هر کس، تعاریف‌ خاص خودش را با تعاریف اولیه پیوند می‌زند و در نتیجه اثر منتشر شده به شناسنامه شخص گره می‌خورد. با این تفاسیر تعریف شما به‌عنوان یک پیشکسوت عرصه صدا، از صدا‌برداری و صداگذاری چیست؟
اصولاً صدا‌گذاری در خصوص فیلم‌ها انجام می‌شود که در این زمینه فعالیت چندانی نداشته‌ام و غالباً فعالیتم در حوزه ضبط موسیقی بوده است. در یک فیلم، صدای دیالوگ یا صدای افکت که روی آن قرار می‌گیرد به علاوه موسیقی و صداهای مختلفی که قرار است با هم میکس شود به صورت تک‌تک انتخاب می‌شود. این‌ کار را در اصطلاح فیلم صداگذاری می‌گویند اما در موسیقی، تنها ضبط صدا، میکس و مستر وجود دارد.
صدا‌برداری نیز در مورد قطعات موسیقی صورت می‌گیرد که اصولاً باید در یک محیط آکوستیک انجام شود که این فضا در اکثر استودیو‌ها طراحی شده است اما متأسفانه از زمانی که سیستم دیجیتال راه‌اندازی شده دسترسی به کار صدابرداری براحتی انجام می‌گیرد وهرکسی به خودش اجازه می‌دهد با یک میکروفن معمولی و امکانات بسیار جزئی در این حوزه فعالیت کند؛ اما اصول درست صدابرداری به این صورت است که در یک محیط آکوستیک و با میکروفن حرفه‌ای و یک صدا‌بردار متبحر انجام شود.


میکس و مسترینگ از چه سالی به صورت جدی وارد ایران شد؟
در گذشته چون سیستم‌های مولتی تراک وارد ایران نشده بود کار با سیستم‌های معمولی دوتراک در استودیو صورت می‌گرفت و افراد با وصل شدن به یک دستگاه میکس معمولی کار ضبط را انجام می‌دادند اما با ورود مولتی تراک، سازها به صورت مجزا ضبط شدند و بعد از آن با توافق تنظیم کننده و صدابردار آنها را با هم میکس می‌کردند. در آن دوران مسترینگ روی قطعات انجام نمی‌شد تا اینکه بعد از پیدایش سیستم دیجیتال به این نتیجه رسیدند که برای بالا بردن کیفیت و بهتر شنیدن کار باید تغییراتی در آن انجام گیرد. پس از تحقیقات متوجه شدند سیستمی به نام مسترینگ ساخته شده که صداها را تقویت می‌کند.


شما دانش‌آموخته دانشکده صدا‌و‌سیما هستید و در آن دانشکده رشته‌های دیگری هم وجود داشت. چطور شد که در میان بسیاری از رشته هایی که حتی می‌توانست جذابیت ظاهری هم داشته باشد سراغ این رشته رفتید؟
بعد از اخذ دیپلمم، متوجه شدم دانشکده صدا‌و‌سیما برای رشته‌های فنی و تولید، نیرو جذب می‌کند و چون به رشته‌های هنری علاقه‌مند بودم ثبت‌نام کردم و در قسمت فنی قبول شدم. پس از گذراندن  یک دوره شش‌ماهه از دروس عمومی، دوره‌های مختلفی از رشته‌هایی چون تدوین، صدا‌برداری، فرستندگی و... را در خود رادیو و تلویزیون آموزش ‌دیدم و بعد از آن هر فردی رشته مورد علاقه خود را انتخاب می‌کرد و به صورت تخصصی‌تر آن را پی می‌گرفت. در آن دوران به ضبط صدا و موسیقی بسیار علاقه‌مند بودم و این مسیر را انتخاب کردم و از سال 1355 تا به امروز در استودیو پاپ مشغول فعالیت هستم. در واقع اگر در این کار علاقه و عشقی وجود نداشته باشد، واقعاً نمی‌توان آن را ادامه داد.
شاید به نظر کسانی که به اتاق فرمان می‌آیند این کار بسیار جذاب و شیرین باشد اما گوش دادن بیش از 10 بار به یک قطعه موسیقی نیمه‌تمام با حوصله بعضی افراد سازگار نیست و به نظرشان کار خسته‌کننده‌ای است.


این عشق و علاقه آن‌قدر هست که در مواجهه با مشکلات اقتصادی هم فرد را مصمم به ادامه کار کند؟
به طور‌کلی کار هنری از نظر مالی چندان تأمین مالی ندارد و بیشتر عشق و علاقه است. در واقع سرمایه‌گذاری و زحمتی که در این راه کشیده می‌شود، خیلی بازخورد اقتصادی ندارد.


اخیراً شاهد آن هستیم که بسیاری از هنرمندان شخصاً وارد میدان شده‌اند و خودشان کارهای مربوط به ضبط آلبوم‌شان را به عهده گرفته‌اند. به اعتقاد شما این عمل به منزله کاهش دادن هزینه‌های تولید است یا عدم اعتماد به استودیوها؟
کارهایی که این روزها در بازار موسیقی به چشم می‌خورند بندرت فروش خوبی دارند، مگر تعداد محدودی از خواننده‌ها، اما ما‌بقی آثار و شرکت‌های تولید موسیقی چون دخل و خرج‌شان با هم یکی نیست به مرور زمان به ورشکستگی و در نهایت تعطیلی می‌رسند، آن هم به دلیل این است که امروزه تعداد خواننده‌ها و کسانی که در حوزه موسیقی فعال هستند، افزایش یافته اما پخش آن رو‌به کاهش است؛ بنابراین بسیاری از کارها نه تنها فرصت شنیده شدن پیدا نمی‌کنند بلکه فروش ‌و پخش آن هم به درستی صورت نمی‌گیرد. به همین دلیل برای تولید یک کار با حداقل قیمت، آهنگسازی، ترانه‌سرایی و صدابرداری آن را به شخصه برعهده می‌گیرند.


اشاره داشتید بسیاری از خوانندگان، صدابرداری موسیقی را خودشان انجام می‌دهند. شما از جمله افرادی هستید که انتقاد بسیاری به استودیو‌های حرفه‌ای داشته و دارید. به نظر شما اگر امکانات لازم را داشته باشند چه فرقی می‌کند که کار در کجا ضبط شود؟ به تعبیری اگر یک استودیوی خوب، میکروفن حرفه‌ای و ملزومات کار باشد چه اشکالی وجود دارد؟
این افراد نمی‌توانند چنین سرمایه‌گذاری داشته باشند به این دلیل که برای ضبط و تنظیم یک کار درست و حرفه‌ای باید چند صد‌میلیون تومان هزینه کنند و قطعاً این هزینه برای آنها مقرون به صرفه نیست. در حالی که این دوستان برای صرفه‌جویی در این کار گوشه‌ای از خانه خود را با پتو و شانه تخم‌مرغ می‌پوشانند و یک قسمت از دیوار را آکوستیک می‌چسبانند و با یک میکروفن معمولی این‌کار را انجام می‌دهند. بنابراین باعث افت کیفیت‌ آثار‌ و افول موسیقی می‌شود. باید توجه داشته باشید فقط تجهیزات و آکوستیک برای صدابرداری کافی نیست کسی که موسیقی میکس را انجام می‌دهد حداقل باید 10 سال در زمینه شنیداری موسیقی و ضبط آثار کار کرده باشد.


  غالباً این افراد هراس از عدم بازگشت سرمایه و هزینه تولید آلبوم را دارند. به نظر شما نباید بترسند؟ آیا شما این حق را به این افرادی که به نوعی تازه‌کار هستند و آغاز کارشان با ریسک هم همراه است نمی‌دهید؟
بله نباید این موضوع را انکار کرد. وقتی هزینه یک آلبوم حدود پنجاه میلیون تومان می‌شود، آنگاه بازگشت مالی آن به نوعی غیرممکن خواهد بود. به همین خاطر کسی چنین سرمایه‌گذاری‌ای را انجام نمی‌دهد. به علاوه اینکه وقتی به همه‌چیز به صورت حرفه‌ای نگاه کنید باید صدابردار حرفه‌ای هم داشته باشید که آن هم قیمت خودش را دارد. البته این فرهنگ ما ایرانی‌ها است که اغلب به دنبال کارهای ارزان‌‌قیمت هستیم و هیچ‌گاه هم به آینده کار فکر نمی‌کنیم.
من بازنشسته رادیو و تلویزیون هستم و به خاطر عشق و علاقه، صدابرداری را انتخاب کردم و اگر این علاقه نبود حاضر نبودم این همه دردسر را به جان بخرم و سرمایه‌گذاری کنم چون برای خودم هم واقعاً برگشت مالی ندارد.


به هرحال این واقعیتی است که در سال‌های اخیر باب شده و هنرمندان به ضبط یک موسیقی حرفه‌ای کمتر توجه می‌کنند. به‌ویژه خواننده‌های نسل امروز!
بله درست از زمانی که پای دستگاه‌های دیجیتال و رایانه در این مملکت باز شد موسیقی‌های حرفه‌ای روز به‌روز کمر‌نگ‌تر شد. در گذشته امکانات قابل استفاده صدا‌برداری، میکسر آنالوگ و ریکورد آنالوگ بود که امکان خرید و دسترسی‌اش برای همگان‌ فراهم نمی‌شد؛ بنابراین باید کارهایشان را در استودیو جمع‌آوری می‌کردند اما امروزه ‌با داشتن ‌یک رایانه ضبط موسیقی براحتی ‌انجام می‌شود. در واقع این اتفاقات به دلیل شرایط بازار موسیقی است به‌گونه‌ای که کم اهمیتی به آثار موسیقی سبب شده مردم به سمت استودیوهای خانگی و ارزان‌قیمت کشیده شوند. به شکلی که امروزه شاهد آن هستیم که حتی موسیقی‌هایی که کمی جدی‌تر هستند به این کار روی آورده‌اند.


اگر این‌کار صرفه اقتصادی ندارد چرا بسیاری از خوانندگان آلبوم‌های خود را خارج از ایران ضبط و صدابرداری می‌کنند و تأکید بسیاری دارند این کار خارج از کشور جمع‌آوری شده است؟
افرادی که  این‌کار را انجام می‌دهند یا آثارشان خریداری می‌شود یا اینکه اوضاع مالی خوبی دارند وعلاقه‌مندند پول‌هایشان را در این راه خرج کنند و پزش را بدهند. از سوی دیگر اشخاصی هم هستند که در بازار موسیقی مطرح هستند و با این‌کار می‌خواهند برای خودشان وجهه بهتری به دست بیاورند در صورتی که ثابت شده این اتفاق نمی‌افتد و هزینه چند میلیونی عملاً جواب نداده است.


این اتفاق می‌تواند دلایل دیگری همچون تخصصی نبودن ابزار استودیوها در ایران هم داشته باشد؟
پیش از انقلاب اغلب هنرمندان ترکیه و سوریه  کار ضبط  و صدا‌برداری آلبوم‌های خود را در ایران انجام می‌دادند حتی در سال 56 یکی از خوانندگان معروف زن ترکیه آلبوم خود را در ایران ضبط کرد. البته دستگاه‌های ضبط ایران در مقایسه با اروپا و امریکا چندان پیچیده و آنچنانی نبود اما نسبت به ترکیه که خیلی ابتدایی‌تر از ما عمل می‌کرد بسیار با کیفیت کار انجام می‌گرفت. در همان دوران به یک استودیوریال 32 ترک یک میلیون دلاری را سفارش داده بودیم و حتی تا مرحله وارد کردن هم پیش رفتیم اما چون در بحبوحه انقلاب قرار گرفت، این کار به سرانجام نرسید.
در همان ابتدای انقلاب با توجه به‌تعطیلی موقتی موسیقی کشور و مشخص نبودن شرایط آینده در این عرصه، اما موضوع صدابرداری مورد توجه بود و در آستانه انقلاب تعدادی سرودهای انقلابی مثل «بوی گل سوسن و یاسمن آمد» را ضبط کردیم که از رادیو و تلویزیون پخش می‌شد. آن زمان چون ارکستری نبود وقتی تنظیم کارها را آقای میرزاده انجام می‌دادند در جاهایی از قطعات سکوت‌هایی وجود داشت ‌که باید با یک ساز پرمی‌شد و چون نمی‌دانستند چه‌کار باید انجام دهند، مترونوم می‌گذاشتند. بعد از آن هم چند‌سالی خواننده‌ها و آهنگسازان در انتخاب ساز بلاتکلیف بودند تا اینکه کم‌کم تولید آثار کودک را شروع کردند و یک ساز و آوازی هم روی آن گذاشتند؛ بعد از آن یعنی در سال‌های 64-63 به ضبط موسیقی فیلم روی آوردند که اتفاقاً آثار خوبی تولید شد تا اینکه سیستم‌های دیجیتال و کیبورد وارد بازار شد و کم‌کم کار را با سینتی‌سایزر شروع کردند و همین امر موجب کم کاری بسیاری از هنرمندان از جمله مجید انتظامی شد. چراکه بیشتر خواننده‌ها ‌‌کارهایشان را به کسانی  واگذار می‌کردند که در خانه کار سمپل و کامپیوتری انجام می‌دادند.  بعد از آن  در حدود سال‌های 78 -77 که بازار موسیقی پاپ کم‌کم در راه رونق گرفتن بود، هنرمندان و برنامه‌ریزان این عرصه احساس کردند که خوراک موسیقایی مردم داخل ایران از سوی خوانندگان لس‌آنجلسی تأمین می‌شود، از این رو به فکر تولید کارهای ارزشمند و با برنامه‌تری افتادند که علاوه بر ساز وکار درست، برای مخاطبان جذابیت داشت. البته در یک بخش‌هایی موفق بودند اما متأسفانه چون حمایت دولتی آن را پشتیبانی نکرد از حالت‌های ارزشی خارج شد. در واقع اگر در تولیدات سال‌های 79-78 دقت داشته باشید متوجه می‌شوید که از لحاظ کیفیت و ارزش قابل قیاس با موسیقی امروز نیست به این علت که در پس ذهن هنرمندان آن دوران‌ فکرهایی وجود داشت و همین امر باعث انتشار کارهای با ارزش می‌شد اما امروزه هر بی‌سواد و هر فرد فعال در پشت کیبورد عروسی‌ها، ادعا می‌کند که می‌تواند کار ضبط و میکس موسیقی را انجام دهد و همین امر باعث شده کار موسیقی به سطح نازلی کشیده شود.

کارهایی که این روزها در بازار موسیقی به چشم می‌خورند بندرت فروش خوبی دارند، مگر تعداد محدودی از خواننده‌ها، اما ما‌بقی آثار و شرکت‌های تولید موسیقی چون دخل و خرج‌شان با هم یکی نیست به مرور زمان به ورشکستگی و در نهایت تعطیلی می‌رسند

روی واژه بی‌سوادی تأکید بسیاری داشتید، در حوزه صدابرداری چقدر نیاز به سواد وجود دارد و چه میزان از کار تجربی است؟
سال‌های 48-47 کار صدابرداری به صورت تجربی انجام می‌شد و ریشه علمی نداشت. در همان دوران  آقای قطبی مدیرعامل رادیو و تلویزیون ملی ایران با این هدف دانشکده صدا و سیما را راه‌اندازی کرد که بتواند تعدادی افراد فنی را برای کارهای سینما و تلویزیون مانند تدوین، کارگردانی، فیلمبرداری، صدابرداری و... آموزش بدهد. دانشجویانی که در سال 47 جذب آن دانشکده شده بودند، در سال 50-  فارغ‌التحصیل‌ شدند و همین گروه از دانش آموخته‌ها باعث شدند تا سیستم فنی در حوزه تصویر و صدا حرفه‌ای‌تر و همچنین علمی‌تر شود.


امروزه در دانشگاه‌ها به این رشته به طور جدی نگاه می‌شود؟
زمانی در دانشگاه سوره این حرفه تدریس می‌شد. اما هنوز هم در دانشکده صدا‌و‌سیما رشته صدابرداری وجود دارد. در واقع افراد زیادی علاقه‌مند هستند دنبال این کار بروند البته نه برای بازار کار، بلکه برای کار در منزل!


به عنوان یک پیشکسوت عرصه صدا آیا فکر می‌کنید که کشور ما توانسته در زمینه میکس و مسترینگ حرفه‌ای عمل کند؟
انجام این‌کار علاوه بر اینکه نیازمند دانشی مجزاست، نیازمند یکسری نرم‌افزار و سخت‌افزار است که با سرمایه‌گذاری می‌توان سطح آن را ارتقا داد. البته سطح کیفی حال حاضر میکس و مسترینگ در کشور ما به نسبت کارهای تولیدی خوب است، ولی ما در هیچ زمینه‌ای قابل قیاس با استودیوها و تجهیزات خارج از ایران نیستیم.


اشاره داشتید در یک دوره مثلاً‌ آقای انتظامی برای 7-6 فیلم در طی سال موسیقی تولید می‌کرد در مقابل شما هم در کنار ایشان فعالیت می‌کردید. به نسبت اینکه کارهای ایشان کمتر شده مراجعه کننده‌های شما هم کمتر شده است؟ در واقع  تاریخ مصرف این‌گونه کارهای حرفه‌ای به پایان رسیده یا اینکه کارهای سطحی بیشتر مورد توجه قرار گرفته است؟
اگر آقای انتظامی مثل گذشته فعالیت خود را ادامه می‌داد الان همسطح جامعه بود و کارهایش با سمپل یا سینتی‌سایزر جمع‌آوری می‌شد و اوضاع  کاری خوبی داشت اما چون از لحاظ هنری به جایی رسیده بود که کار خودش را بخوبی می‌شناخت علاقه‌مند بود کاری انجام بدهد که فقط رضایت خودش را جلب کند. در واقع اگر کسی با این طیف که در حال چرخش است همرنگ نشود مطمئناً کنار گذاشته خواهد شد. وقتی  یک خواننده با آهنگسازی کار می‌کند که سه میلیون تومان دستمزد می‌گیرد چرا باید کار خود را به آقای انتظامی که پنجاه میلیون تومان می‌گیرد، بسپارد؟! زمانی در استودیوی ما 40 – 50 تا از کارهای موسیقی آقای علیقلی، انتظامی، میرزمانی، شهبازیان و.. ضبط می‌شد که اغلب خوب و با‌کیفیت بودند اما امروزه شما بسختی می‌توانید دو کار موسیقی خوب بشنوید.


به نظر شما خوانندگان موسیقی سنتی و جدی به مسأله صدابرداری نگاه حرفه‌ای دارند؟
بله به نسبت کسانی که به شکل جدی در حوزه موسیقی کار می‌کنند، اهمیت بیشتری می‌دهند. به عنوان مثال آقای انتظامی چون به کارش علاقه‌مند است، هرگز در یک استودیوی بی‌کیفیت کار نمی‌کند.


خواننده‌های پاپ چطور؟
هنرمندان موسیقی پاپ هم به صدابرداری نگاه ویژه و حرفه‌ای دارند اما آنقدر تعدادشان زیاد است که کمتر مشخص می‌شود. البته هنرمندان یک نسل قبل‌تر اعتقادشان به ضبط و یک استودیو حرفه‌ای‌ خیلی بیشتر بود اما هر‌چه که زمان می‌گذرد متأسفانه کم‌‌رنگ‌تر می‌شود.


ارزش این‌کار برای خواننده‌ها مهمتر است یا آهنگسازان؟
هر دو؛ هم آهنگساز و هم خواننده. البته در یک بخش‌هایی خواننده‌ها بیشتر تصمیم می‌گیرند اما مشکل این است که تهیه‌کننده‌ها تعیین‌تکلیف می‌کنند و سعی دارند با هزینه‌ کمتر کار را جمع‌آوری کنند.
برخی خوانندگان با وجود اینکه استودیوی شخصی دارند اما بازهم شنیده می‌شود برای ضبط آثارشان به کشورهای حوزه خلیج فارس می‌روند. نظر شما در این باره چیست؟
کار این افراد فقط دست‌ و پا زدن است. با اینکه کارم صدابرداری است و به کیفیت اهمیت می‌دهم، همیشه سعی‌ام این بوده که بهترین باشم اما متأسفانه در موسیقی، اصل ماجرا را که ملودی است، فراموش کرده‌ایم یعنی دیگر کمتر ملودی خوب می‌شنویم؛ به همین علت نظر همه این است که می‌توانیم با کیفیت صدابرداری آن را به خورد مردم بدهیم در صورتی که این‌گونه نیست. مثلاً کار در ابیرود ضبط شده اما هیچ اتفاقی برایش نیفتاده اما کاری چون «علی سنتوری» که در یک استودیوی معمولی ضبط شده‌ و با آنکه کیفیت بالایی ندارد اینقدر سرو صدا می‌کند. اما یک عده فکر می‌کنند که اگر ضبط موسیقی‌شان را در ترکیه یا شاخ آفریقا انجام بدهند برایشان یک امتیازاست‌ در صورتی‌که اگر ملودی خوب نباشد هر‌جا هم که ضبط شود هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.


برای شما هم فرقی می‌کند با چه خواننده‌ای کار کنید؛ اینکه موسیقی سطحی باشد یا جدی؟
سعی ما این است کارمان را به درستی انجام بدهیم. اما اگر کسی هم  آلبوم اولی باشد با وجود بازار و حجم کم کار مجبوریم قبول کنیم.


اما شما پیشکسوت صدابرداری هستید؛ امضای کارتان نباید پای هر اثری ثبت شود؟
بالاخره ‌باید کار هم بچرخد در غیر این صورت باید عملاً استودیو را ‌تعطیل کنیم.


در حال حاضر این‌گونه فکر می‌کنید و به این نتیجه رسیدید یا پیش از این هم به همین صورت بود؟
خیر. در یک دوران  وقتی بر روی آلبوم‌های درجه یک   کار می‌کردیم تا سه‌ماه بعد وقت‌مان پر بود و اصلاً کارهای درجه 2-3 را قبول نمی‌کردیم اما حالا اوضاع خیلی تغییر کرده، البته تا جایی که به حیثیت خودمان لطمه نخورد ‌و برای استودیو افت نداشته باشد، می‌پذیریم.


خلاقیت و نوآوری در صدابرداری و استودیوی ضبط به چه کاری می‌آید‌؟
صدابرداری یک بخش فنی، اپراتوری و کار علمی است اما در درصدی از بخش هنری آن باید دید این موسیقی چه سبکی و چه فرمی است و چگونه صدابرداری می‌شود. این خلاقیت‌ها در کیفیت کار و رنگ آن تأثیر دارد.


مگر نت‌ها از قبل مشخص نشده‌اند؟ پس خلاقیت در کجای کار صدابرداری قرار می‌گیرد؟
بله  نت، اجرا و نوازنده مشخص است اما برای این‌کار باید در ذهن شما طراحی وجود داشته باشد تا بدانید میکروفن صدابرداری برای ضبط سازها و تداخل با هم و افکت آن در کجا قرار بگیرد. به‌طور مثال می‌گویند رنگ میکس فلان آقا با فلان شخص فرق می‌کند. این همان سلیقه‌ای است که هر‌ کسی می‌تواند برای خودش داشته باشد حالا کسی که با تجربه‌تر است می‌تواند برای رنگ زیبای کار در این بخش‌ها به آهنگساز کمک کند.


امروزه در آثار ایرانی این خلاقیت وجود دارد؟
بله حتماً وجود دارد اما متأسفانه من کارهای موسیقی دیگران را کمتر گوش می‌کنم اما مسلماً در طی سال‌های آینده بیشتر به گوش می‌رسد.


به طور‌کلی اغلب استودیوداران باید دارای تخصص ویژه‌ای باشند یا آشنایی با نرم‌افزار‌ها کفایت می‌کند؟
پیش از ورود سیستم‌های دیجیتال، صدابرداری بسیار با کیفیت بود و کسی که کار صدابرداری انجام می‌داد با میکروفن، سیستم ضبط، میکسر و بخشی از موسیقی آشنایی داشت. اما امروزه بخش زیادی از آن اپراتوری است و با نرم‌افزارها صورت می‌گیرد و شما اگر صدابردار خوبی باشید اما نتوانید با این نرم‌افزار کار کنید عملاً جایگاهی نخواهید داشت.‌ اما به‌نظر می‌آید کار با نرم‌افزار و طرز کار آن نسبت به کار صدابرداری ارجح‌تر است.


آیا در کشور ما شرایط به‌گونه‌ای است که متصدیان و دست‌اندرکاران استودیوها به دنبال ارتقای سطح تخصص و سوادشان باشند؟
ما در استودیو به دنبال این‌کار هستیم و افرادی که این‌کار را انجام می‌دهند به تجربه آنها دقت داریم و مطمئن هستیم استودیوهایی که به این مسأله توجه دارند در این زمینه دقت خواهند کرد.


چرا در کشور ما توجه خاصی به صدابرداری و صداگذاری نمی‌شود، مگر این حرفه بخش مهمی از یک کار موسیقی نیست؟
به نظر من به این عرصه در حوزه فیلم  بیشتر از حوزه موسیقی اهمیت می‌دهند و در این چند سال اخیر نام صداگذاران ذکر می‌شود حتی جایزه هم می‌گیرند. در آلبوم موسیقی هم نام صدابردار و استودیوی ضبط برده می‌شود.
اما در همین سینما هم شاهد هستیم که برخی از کارگردان‌ها به صدابرداران داخلی اعتمادی ندارند و صدابرداری کارشان را به افراد غیر‌ایرانی می‌سپارند. مصداق آن هم فیلم «محمد رسول الله(ص)» است!
بخش بسیاری از این کار تبلیغاتی است اما انکار نمی‌کنیم خارج از ایران به لحاظ کیفیت مسلمآً بهتر خواهد بود و اگر کسی امکانات، پول و حمایت لازم را داشته باشد بهتر است کارهایش را خارج از ایران جمع‌آوری کند البته نه اینکه به‌کار ایرانی اعتمادی نیست بلکه آنها بهتر و تجربه بیشتری دارند.
یکی از مواردی که آثار غربی و امریکایی را نسبت به آثار ایرانی متمایز می‌کند کیفیت آثار و استودیویی بودن کارهاست. به طور مثال اگر به یک CD از «پینک فلوید» که مربوط به سال‌ها قبل است

گوش کنید می‌بینید هم کیفیت خیلی بالایی دارد و هم ماندگاری خود CD که دچار پرش نشده است. چرا در آثار ایرانی حتی خوانندگان حرفه‌ای هم شاهد این مسأله نیستیم؟
مسلما دستگاهی که در اروپا آلبوم‌ها را تکثیر می‌کند به روز و با کیفیت است، اما ما هنوز از دستگاه‌های بیست‌سال پیش استفاده می‌کنیم و چون مانند اروپا و امریکا درآمد بالایی از این‌کار ‌نداریم  نمی‌توانیم دستگاه‌های خود را به‌روز کنیم.


دولت یا معاونت هنری در این زمینه حمایتی نکرده‌اند؟
مشکل فقط تولید آثار نیست وقتی مواد اولیه ضعیف است نمی‌توان به خاطر دو کار خوب چندین میلیارد سرمایه را خواباند. اگر قرار باشد دولت در این زمینه سرمایه‌گذاری کند، ابتدا باید از موسیقی خوب و خواننده خوش‌صدا حمایت کند.


چشم‌انداز کار صدا در ایران را چگونه می‌بینید بخصوص در آثار خوانندگان و آثار سینمایی.
تا زمانی که حمایت درستی پشت‌سر آن نباشد چشم‌انداز من افول است. در سی‌و‌چند سالی که از انقلاب می‌گذرد نه تنها یک ریال هم کمک دولتی نداشته‌ایم بلکه کسی هم تاکنون نپرسیده که برای بهتر شدن کارها چه باید کرد؟! و هر‌کاری هم که تا به امروز صورت گرفته از سوی خود ما بوده.


اگر به گذشته برگردید بازهم این کار را انتخاب می‌کنید؟
اگر آینده‌اش را می‌دانستم و اینکه به اینجا کشیده خواهد شد قطعاً خیر. پیش از این ‌آینده ضبط و صدابرداری را روشن می‌دیدم اما در حال حاضر چشم‌اندازم فرق کرده است.


هیچ گاه به این نکته توجه کرده‌اید که شما به عنوان صدابردار حرفه‌ای سال‌هاست که صداهای بسیاری را هم به گوش مخاطبان رسانده‌اید اما صدای خود شما صدابردارها را هیچ‌کس نمی‌شنود و به نوعی کمرنگ‌تر از سایر حوزه‌های هنری دیده و شنیده می‌شوند؟!
واقعیت این است که تاکنون به این قضیه فکر نکرده بودم به این علت که علاقه‌مند نبوده‌ام که زیاد سر و صدا داشته باشم و کارم را در بوق و کرنا کنم. کار من صدابرداری است و دلیلی ندارد کسی صدای من را بشنود، حتی از مصاحبه هم فرار می‌کردم.(می‌خندد) خوانندگی یک حرفه خاص است ‌و من چون شخصاً به حرفه‌ای بودن کار اعتقاد دارم نظرم این است که اگر کسی می‌خواهد کاری انجام بدهد باید اصول آن را بداند.

کلمات کلیدی

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.