مدرک گرایی چهره دانشگاه را آلوده کرده است

اجتماعی /
شناسه خبر: 472565

پدیده‌ای که امروز مدرک‌گرایی نام گرفته برای کشور چالش ها یی را به دنبال داشته که ، نیازمند موشکافی عمیق است. به عبارتی مدرک‌گرایی بازی کنشگران اجتماعی در میدانی است که آنها را در این بازی مشغول و درواقع سرگرم می‌کند.

  اتفاقی که ناشی از خلق این میدان صورت می‌گیرد، یک پدیدار یا نمود عینی از آسیب و اشکالات اساسی در زمینه اجتماعی است.
در واقع در جامعه ما، ارزش‌های فرهنگی در حوزه کار و اشتغال دچار اختلال شده و ملاک‌های ارزشمندی، ذات کار و میزان فعالیت افراد نیست. بهره‌وری و سیستم ارتقا به جای اینکه کار فرد را مدنظر قرار داده باشد، بهانه‌های مختلفی پدید می‌آورد تا اصلی‌ترین عنصر ارزشمند سیستم‌های کاری معمول گردد.
از سوی دیگر زمینه اجتماعی ما شاهد ابعاد عاطفی شدیدی در زمینه ارزش‌های منزلتی است؛ ارزش‌هایی که برای افراد پیشوند و پسوند می‌تراشد و به جای اسم و شهرت، القاب و عناوینی را جایگزین می‌کند. این آسیب هم ناشی از نفوذ ارزش‌های ظاهرگرایی است که از قدیم در جامعه ارباب و رعیتی رواج داشته است.
از طرفی دانشگاه یک نهاد جامعه بنیان نیست، بلکه به صورت نخبه‌گرا و دولتی در ایران تأسیس شده و ماهیت آن و ماهیت مدرک، با عناوین و القابی که به افراد می‌دهد، بسیار جادویی تصور شده است.
مثلاً جامعه‌ای که با ارزش کار کم و ارزش‌های منزلتی بالا به دانشگاه می رسد و افراد جامعه هم برای ارتقا و تشخص به آن مراجعه می‌کنند، درحالی که نقش‌های کار بیش از عنوان و سواد، به تعهد و فایده‌مندی نیازمند است که در جامعه ما نادیده گرفته می‌شود.از طرفی اگر سیستم‌های اقتصادی، فرهنگی و نهادهای آموزشی را پیش رو قرار دهیم متوجه خواهیم شد که  خود فرد، در اقتضای بازی‌های پیش‌رو به فرایند مدرک‌گرایی تسلیم می‌شود.
البته بازی به قدری دچار بی‌نقشی و نحیف شده که اگر سیستم‌ها و نهادها توجه نکنند لازم است کنشگر عادی به بی‌فایدگی این بازی توجه کند.
هرچند برای ما مقاومتی لازم است در برابر بازی‌های بی‌تناسب، بازی‌هایی که اصل بازی زندگی یعنی فرد بودن، متشخص بودن و مفید بودن را زیر سؤال می‌برد و چه بسا آن را به قهقرا ببرد.
شاید بپنداریم که مسئول مستقیم این رویدادها نهادها و سیستم‌ها هستند، بله زمینه‌ها موجب شکل‌گیری این فرایند می‌شوند، اما یک راه انتخاب هم برای ما به‌عنوان کنشگران عادی جامعه وجود دارد و آن پذیرش یا عدم پذیرش این گوی و میدان است.
بازی زندگی با ارزش‌های متظاهرانه راه به جایی نمی‌برد، ارزش‌های ذاتی دانشگاه هم برخاسته از بازی‌های زندگی است و نیازمند تعهد، ریاضت و پیشرفت فوت و فن است، نه تظاهر به تشخص و منزلت طلبی و ساده‌اندیشی.
از طرفی مدرک‌گرایی پرچم دانشگاه را چرکین کرده و بدتر از آن پرچم زندگی و اصالت‌های ما را هم با تردید و اضطراب مواجه کرده است. شاید اگر انتخاب‌های بهتری میان ارزش‌ها و تشخص‌مان داشتیم امروز این همه مشکلات پیچیده و انباشته نداشتیم و در سال‌هایی که به فترت و سستی و در پوشش منزلت و القاب سپری کرده‌ایم آنها را یکی یکی حل کرده بودیم.
اینک باید به خود برگردیم و انتخاب‌های دشوار و ناصحیح را بررسی کنیم اما بد نیست بدانیم که منطق سیستم‌ها و نهادها هم به‌دست خردورزی و پایمردی تک تک ما حل خواهد شد نه سست‌گیری، عافیت طلبی و منزلت‌جویی.
دانشگاه یک نهاد تسهیل‌گر برای تغییر ارزش‌های هویتی به ارزش‌های خردورزانه و سودمندانه است. درحالی که دچار چنین پدیده ناگواری شده و در این گیرودار از سویی باید ارزش‌های اقتصادی، فرهنگی و علمی را تغییر و تحول بخشیده و موجب پویایی سیستم کار و شخصیتی شود و از سوی دیگر، با رخنه ارزش‌های سنتی مواجهه کند. لذا نقش آن بخش از کنشگران جامعه که درون نهاد دانشگاه کار و زندگی می‌کنند در انتخاب‌های دشوار و صحیح از اهمیت بالایی برخوردار است.

کلمات کلیدی

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.