معاون آموزشی وزیر علوم در گفت وگو با «ایران » از رویکرد جدید این وزارتخانه خبر داد

پایان کمیت گرایی در توسعه دانشگاه ها

اجتماعی /
شناسه خبر: 472564

چند سالی است که مسئولان وزارت علوم عزم خود را جزم کردند تا مراکز آموزش عالی را ساماندهی کنند. آنها که خود را وارث رشد بی‌رویه آموزش عالی می‌دانستند برای سروسامان دادن به کیفیت دانشگاه‌ها برنامه‌ها نوشتند و طرح‌ها ارائه کردند.

 یکی از برنامه‌های جدی مسئولان آموزشی ساماندهی دانشگاه‌های آموزش عالی بود. به این معنی که مراکز آموزش عالی کشور باید همگی در ذیل یک برنامه مشخص فعالیت کنند، مسئولان آموزشی خواستند، وضعیتی که در دولت قبل بوجود آمد را مهار کنند، مجوزها را تحت کنترل درآورند، تا بتوانند رشد بی‌رویه مراکز آموزش عالی را مهار کنند و البته به ارتقای کیفی دانشگاه‌ها دست پیدا کنند. موضوعی که مجتبی شریعتی نیاسری معاون آموزشی وزیر علوم هم بر آن تأکید می‌کند و بر این باور است: باید تلاش کنیم تا کیفیت دانشگاه‌ها را بالا ببریم. او به تعداد مراکز آموزش عالی در سال 92 اشاره می‌کند و تأکید دارد: «سال 92 وزارت علوم 2 هزار و 850 مرکز آموزش عالی داشت که ما این تعداد را به 2 هزار و 200 مرکز رساندیم. یکی از اقدامات اصلی ما موضوع ساماندهی مؤسسات است که یکی از بندهای طرح آمایش است. ما مانعی برای افزایش مراکز آموزش عالی نداریم اما بر این باوریم که استانداردهای لازم را باید داشته باشند. اعتقاد دارم که اگر هر گوشه‌ای از کشور یک دانشگاه تهران، شریف، امیرکبیر داشته باشیم این برای وزارت علوم یک افتخار است. اما اگر این مراکز آموزش عالی استاندارد نداشته باشد یک افت بسیار بدی است.»

شما اشاره کردید در شرایط امروز حدود 2هزار و 200 مرکز آموزشی در کشور داریم. از این تعداد چقدر از مراکز، استانداردهای آموزش عالی را دارند؟
 این عدد ترکیبی است از مراکزی که در زیرنظام‌های مختلف فعالیت دارند. ما 143 دانشگاه دولتی داریم که پذیرش دانشجوی روزانه دارند. همچنین نزدیک به 353 مؤسسه غیرانتفاعی در کشور داشتیم که البته امروز به کمتر از 300 مورد کاهش یافته است. اینها اغلب در سطح استانی و محلی عمل می‌کنند. برخی دیگر از دانشگاه‌های ما هم در سطح ملی عمل می‌کنند و شعب زیادی دارند مانند دانشگاه پیام نور، دانشگاه جامع علمی کاربردی، فنی و حرفه‌ای و فرهنگیان همچنین مراکز وابسته به جهاد دانشگاهی که در سطح کشور پراکنده هستند. همچنین برخی از مراکز آموزشی هم مربوط به واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی هستند. با احتساب مجموع این مراکز می‌توان با تخمین چنین گفت که حدود 50 درصد از مراکز دولتی و حدود 70 درصد از مراکز غیردولتی با استانداردها فاصله دارند و به همین علت دنبال راهکارهایی هستیم تا بتوانیم به این مراکز کمک کنیم. اینکه در شرایط کنونی، ارتقای کیفی را فقط به خودشان واگذار کنیم کفایت نمی‌کند چرا که امکانات، اختیارات و منابع مالی محدود است و البته جمعیت متقاضی جذب هیأت علمی و جذب دانشجو هم در مناطق مختلف کشور یکسان نیست. البته این سیاست، بدین معنی نیست که اگر یکی از واحدهای غیردولتی بخواهد خودش را ارتقا دهد، ما جلوی فعالیتش را بگیریم. راهکاری که دنبال می‌کنیم این است که می‌خواهیم به سمت ایجاد فضای هم افزا، بین دانشگاه‌ها برویم تا این مراکز بتوانند از ظرفیت‌ها و امکانات یکدیگر استفاده کنند. باید بستر قانونی آن فراهم شود. نمی‌توان به آسانی گفت که مثلاً دانشجوی یک مرکز از سالن تربیت بدنی دانشگاه دیگر استفاده کند یا مؤسسه‌ای از آزمایشگاه دانشگاه دیگری استفاده کند. هر دانشگاهی حوزه استحفاظی خودش را دارد و می‌خواهد حریم خودش را حفظ کند. لذا باید ضوابط قانونی استفاده مشترک از امکانات یکدیگر – لااقل در یک زیرنظام- را فراهم کرد. برنامه ساماندهی ما هم در همین راستاست. وزارت علوم موظف است با استناد به مفاد ماده 3 طرح آمایش، ساماندهی مؤسسات را پیگیری کند. این موضوع البته مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی هست. باور ما این است که هیچ راهی جز ساماندهی برای ارتقای آموزش عالی نداریم. برای رسیدن به این هدف هم از دو سال پیش بحث ساماندهی را طراحی و دنبال کردیم و طرح آن در آستانه تصویب نهایی است. انتظار دارم در سال 98 اجرایی شود.
 شما بحث ساماندهی را مطرح کردید. در ساماندهی می‌خواهید همه مراکز را تجمیع کنید. این استقلال واحد را زیر سؤال نمی‌برد و موجب نمی‌شود که موجودیت و فعالیت آنها کاهش پیدا کند؟
اجازه بدهید موضوع را بیشتر باز کنم. در حال حاضر هر یک از مراکز آموزش عالی به تنهایی با بخش‌های مختلف وزارت ارتباط می‌گیرند و مطالبات خود را مطرح می‌کنند. این در شرایطی است که غالباً از استانداردهای لازم برای اجابت درخواست‌هایشان برخوردار نیستند. لذا وزارت را هم به‌دلیل داشتن استانداردها و شاخص‌ها تک تک بررسی می‌کنیم. اگر هم مرکزی بخواهد یک رشته راه‌اندازی کند قطعاً از او می‌خواهیم تا هیأت علمی مطلوب با هرم مناسب، آزمایشگاه و فضای ورزشی و رفاهی و دیگر تجهیزات را تأمین کند. چون اکثراً امکانات حداقلی را ندارند مجوزی هم نخواهند گرفت. ما در بحث ساماندهی می‌گوییم این مراکز آموزش عالی متعدد و پراکنده که هم تراز یا هم اندازه هستند می‌توانند در کنار هم تعریف شوند و یک دانشگاه بزرگ را شکل دهند. این ساماندهی موجب نمی‌شود که موجودیت و فعالیت آنها کاهش پیدا کند بلکه موجب اقتدار و بزرگی یک مرکز آموزش عالی می‌شود و یک مدیریت واحد در رأس آن قرار می‌گیرد. از این پس اگر این مجموعه جدید بخواهد رشته‌ای را تأسیس کند، ما سرجمع امکانات را برای بررسی درخواست‌ها مدنظر قرار می‌دهیم. همچنین امکان صدور مجوز راحت‌تر و زمینه قانونی بهره‌برداری مشترک از ظرفیت‌ها بیشتر فراهم می‌شود. به عبارت دیگر در چنین شرایطی مؤسسات از یک مدیریت یکپارچه و متمرکز برخوردار خواهند بود. این همان مدل تجمیعی است که در طرح ساماندهی مطرح است.
 در ساماندهی، روش‌های دیگری هم مطرح است از جمله مدل الحاقی. در این مدل یک دانشگاه کوچک که امکانات لازم را ندارد و در مجاورت دانشگاه بزرگتری واقع شده است، به‌عنوان پردیس آن دانشگاه بزرگتر، به کار خودش ادامه می‌دهد. نمونه عینی آن دانشگاه تهران است که چند پردیس دارد. دانشگاه‌های کوچکتر در این صورت با نام دانشگاه بزرگتر و با استفاده از ظرفیت دانشگاه بزرگتر رشد می‌کنند و اعتبار بیشتری پیدا می‌کنند و سریع‌تر هم ارتقا می‌یابند و اشتهار ملی و بین‌المللی آن بیشتر می‌شود و در رده دانشگاه‌هایی که دارای استاندارد مطلوب هستند قرار می‌گیرند.
این مراکز باید نزدیک به هم باشند؟
خیر. هیچ کدام از این مراکز لزوماً محدود به مؤلفه مکانی و گستره جغرافیایی مشخصی نیستند. نزدیکی مراکز به هم می‌تواند مفید باشد ولی خیلی تأثیرگذار نیست. برای اینکه این موضوع قابل درک باشد مثالی می‌زنم. دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی، یک دانشگاه مطرح کشور محسوب می‌شود که ارتباطات بین‌المللی و اشتهار ملی بسیار خوبی یافته است. اگر تاریخچه این دانشگاه را بررسی کنید، متوجه می‌شوید چند مرکز آموزشی پراکنده با هم جمع شدند و دانشگاهی به‌نام خواجه نصیرالدین را به وجود آوردند که هم‌اکنون حرف برای گفتن دارد و از دانشگاه‌های برتر و مطرح کشور است. اما اگر این مراکز هر کدام جداگانه به فعالیت ادامه می‌دادند، قطعاً اقتدار فعلی را نداشتند. مراکز این دانشگاه هم بعضاً به یکدیگر نزدیک نیستند. دانشگاه تهران هم اینگونه است. چندین پردیس در شهرهای مختلف دارد که در ذیل دانشگاه تهران فعالیت می‌کنند. اگر واحد کیش، قم، فومن، رضوانشهر، ارس و... جملگی ذیل نام پرآوازه دانشگاه تهران فعالیت می‌کنند، طبعاً تصمیم‌گیری ستاد نیز سهل‌تر و با تکیه بر نظام مدیریتی یکپارچه دانشگاه صورت می‌گیرد.
این استانداردها درباره دانشگاه آزاد هم صدق می‌کند؟
 درباره استانداردهای آموزشی، یکسان برخورد می‌کنیم. اما در بحث ساماندهی در واحدهای دانشگاه آزاد، اجرای این مدل کمی متفاوت است. دانشگاه آزاد بخش غیردولتی و البته مورد حمایت ماست و به نوعی سرمایه ملی محسوب می‌شود. فعلاً در بحث ساماندهی اولویت و تمرکز ما بیشتر بر دانشگاه‌های دولتی است چون دولتی‌ها بیشتر، سربار دولت هستند. ضمن اینکه دانشگاه آزاد هم برنامه خود را برای کوچک‌سازی و حذف واحدهای بی‌کیفیت، با رویکرد هزینه فایده و با تکیه بر مفاد طرح آمایش آموزش عالی مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی دنبال می‌کند که یقیناً با وزارت عتف نیز هماهنگ خواهند بود.
اما این دانشگاه‌های غیردولتی هستند که کیفیت و استاندارد لازم را ندارند و دستگاهی فقط برای صدور مدرک شده‌اند؟
 نه اینگونه نیست. بی‌کیفیتی اصلاً منحصر به غیردولتی‌ها نیست. این موضوع در افکار عمومی مطرح شده و غلط است. در همه زیر  نظام‌ها اعم از دولتی یا غیر دولتی، مصادیق ضعف کیفی و نیز مصادیق با کیفیت مشاهده می‌شود. در هر حال به‌دلیل آنکه دانشگاه دولتی از بودجه عمومی استفاده می‌کند، اجرای ساماندهی در این دانشگاه‌ها از اولویت برخوردار است. ضمن اینکه آقای رئیس جمهوری هم در این خصوص تأکید داشته‌اند. با این حال، اصل طرح شامل همه زیر نظام‌های آموزش می‌شود. فقط اولویت زمانی آن و شکل ساماندهی متفاوت خواهد بود. البته برای غیرانتفاعی‌ها طرح تجمیع مراکز غیردولتی را به‌عنوان یک برنامه پیشنهادی ارائه کردیم که خودشان داوطلبانه برای ارتقای کیفیت آموزشی اقدام کنند. جالب این است که استقبال هم کرده‌اند. دلیلش هم این است که اینها از جیب خودشان خرج می‌کنند و لذا هر راهی که اقتصادی‌تر باشد را انتخاب می‌کنند. این مطلب، قابل درک است که در عرصه رقابت واحدهای کوچک نمی‌توانند با واحدهای بزرگ رقابت کنند، اما اگر همین واحد کوچک با واحد بزرگ ادغام شود می‌تواند حرف‌هایی برای گفتن داشته باشد و در رقابت‌ها توفیقاتی به‌دست آورد. به این سؤال باید توجه کنیم که چرا دانشجویی که به‌صورت روزانه در یک واحد دولتی کمتر شناخته شده پذیرفته شده؛ حاضر است هزینه کند و با انصراف از آن واحد، وارد دوره شبانه یک دانشگاه بزرگتر که بیشتر مطرح است، بشود؟ چون می‌خواهد بگوید من دانشجوی دانشگاه سطح بالای کشور هستم. برایش چندان مهم نیست که با مرکز چقدر فاصله داشته باشد. اعتبار، امکانات قابل دسترس و اشتهار سازمان محل تحصیل برای جوانان ما و آینده شغلی آنها مهم است.
درباره ساماندهی دانشگاه‌ها خبرهای غیررسمی رسیده که برخی از نمایندگان مجلس مقاومت می‌کنند و اجازه این کار را نمی‌دهند. حتی گفته شده می‌خواستند موضوع را در مجلس مطرح کنند. شما با مقاومت‌های اینچنینی برخورد کردید؟
 برداشت من این است که نمایندگان محترم مجلس اینقدر فهیم و آگاه هستند که اگر ثمرات برنامه ساماندهی و خروجی این برنامه برایشان تبیین شود؛ حتماً در تحقق آن رقابت خواهند کرد. اما این واقعیت باید به خوبی مطرح شود که در این برنامه هیچ مرکزی قرار نیست تعطیل یا فعالیت آن متوقف شود بلکه به عکس ارتقای سطح فعالیت در مأموریت مؤسسه را در پی خواهد داشت.
 اگر دانشگاهی بگوید من نمی‌خواهم با دانشگاه دیگری ادغام شوم، آن وقت تکلیف آن دانشگاه چیست؟
مشکلی ندارد اما قطعاً فعالیت آن محدود به یک مأموریت معین و متناسب با ظرفیت‌ها و امکانات مستقلی که دارد خواهد شد.
یکی از انتقاداتی که به دانشگاه‌ها می‌شود این است که برخی از دانشگاه‌های ما باید مأموریت‌گرا باشند و یک هدف را پیش ببرند اما هم‌اکنون این اتفاق در بسیاری از دانشگاه‌ها نمی‌افتد و آنها هر کدام می‌خواهند همه رشته‌ها را باهم داشته باشند. برای مأموریت‌گرا کردن دانشگاه‌ها برنامه‌ای ندارید؟
اتفاقاً روش دیگر ساماندهی که به همین موضوع برمی‌گردد، مدل تبدیلی است. در این مدل مأموریت محوری یک مرکز آموزش عالی متناسب ظرفیت‌های درون سازمانی و نیاز جامعه بازتعریف می‌شود و در صورت لزوم به مأموریت دیگری تبدیل می‌شود. در این مدل اگر مرکزی می‌خواهد ادامه فعالیت دهد، باید در یک حوزه ویژه فعالیت کند. مثلاً پیشنهاد می‌شود که مرکزی که در حوزه کشاورزی یا فنی مهندسی فعالیت می‌کند، انرژی و توانش را صرف رشته‌های دیگر نکند. در این مدل تمرکز بر مأموریت مراکز آموزشی خواهد بود. بدین ترتیب از اتلاف منابع و نیروها کاسته خواهد شد.
در این ساماندهی آیا به بازار کار هم توجه می‌کنید؟
مهارت‌افزایی و اشتغال‌پذیری دانشجویان نیز یکی از محورهایی است که در دوره جدید مدنظر وزارت علوم قرار دارد و به‌عنوان یکی از مباحث کلیدی دنبال می‌شود. تشکیل کارگروه‌های تخصصی برنامه‌ریزی درسی در سطح کشور برای بازنگری و بازساماندهی سرفصل‌ها و برنامه‌های درسی نیز کمک‌کننده خواهد بود. در واقع بخشی از ساماندهی معطوف به رشته‌ها خواهد بود.
مهم‌ترین سیاست‌های کلانی که از سوی معاونت آموزشی در وزارت علوم دنبال می‌شود چیست؟
افزون بر مأموریت‌گرا کردن دانشگاه‌ها که مورد تأکید قرار گرفت، سوق دادن مراکز آموزش عالی به سمت دانشگاه جامعه  محور، کارآفرین و خلاق، بازنگری و ارتقای کیفی برنامه‌های آموزشی و درسی، توسعه آموزش‌های مهارتی در دانشگاه‌ها و نیز توسعه همکاری‌های بین‌المللی و تحقق طرح‌های اقتصاد مقاومتی از جمله ارتقای حداقل 5 دانشگاه و 5 واحد پژوهشی برتر به تراز بین‌المللی از جمله سیاست‌ها و برنامه‌هایی است که دنبال می‌شود. مضافاً اینکه یکی از برنامه‌های ما گسترش دامنه تفویض اختیار به دانشگاه‌هایی است که از ظرفیت لازم برخوردارند. دانشگاه‌های ما باید برنامه محور عمل کنند و روی ریل مأموریتی خود پیش روند تا بتوانند موفق شوند. در گذشته روی رشد کمی دانشگاه‌ها خوب کار شده اما در بحث کیفی، نظارت کافی و توجه به مأموریت‌گرایی خیلی مد نظر قرار نگرفته است. همین موجب شده تا خیلی از دانشگاه‌ها از ریل خود خارج شوند.
 در ارتباط با دانشگاه آزاد مطرح می‌شود که وزارت علوم بعد از آیت‌الله هاشمی نمی‌تواند با مسئولان دانشگاه آزاد وارد بحث شود و البته موافقان دانشگاه آزاد می‌گویند این دانشگاه کیفیت‌های لازم را دارد اما وزارت علوم، سیاسی برخورد می‌کند. برخی‌ دیگر هم می‌گویند با آمدن آقای ولایتی دیگر وزارت علوم نمی‌تواند خواسته‌های خود را اجرایی کند؟
 نه اصلاً چنین نیست. از نظر ما تفاوتی در دوره مرحوم هاشمی با دوره آقای ولایتی نیست. سیاست وزارت علوم به صورت یکپارچه، منسجم و متمرکز روی استانداردها در همه زیر نظام‌ها تأکید دارد و بودن این و آن، در برنامه‌های راهبردی وزارت تأثیری ندارد.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.