صورت معنوی صوت

فرهنگی /
شناسه خبر: 472302

آیا موسیقی در ذات خود ماهیتی معنوی دارد؟ اگر ریشه صوت و موسیقی در جامعه انسانی را جست‌و‌جو کنیم می‌تواند پاسخ مثبت باشد. مطالعات موجود در زمینه فرگشت و تکامل انسان و یافته‌های باستان شناسی تصدیق می‌کنند که موسیقی از ابتدای شکل‌گیری حیات اجتماعی انسان روی کره زمین، مأمنی برای پناه بردن از ترس‌ها و اضطراب‌های جهان ناشناخته پیرامون بوده

و در نخستین نشانه‌های باور به عالمی دیگر و در آیین‌های ابتدایی مذهبی در جوامع اولیه انسانی، نقشی تعیین‌کننده یافته است. در هزاره‌های بعد، با پیدایش ادیان ابراهیمی، آیین‌های مذهبی عمیقاً وابسته به حضور موسیقی و صوت شدند. بخش‌هایی از کتاب مقدس در سنت یهودی و مسیحی همواره با سرودهایی خوانده می‌شود که در مجموعه کلیسای قرون وسطی با نام آوازهای گریگوری سامان یافته است. در اسلام توسعه قلمرو سیاسی و ایجاد امپراطوری بزرگ اسلامی فرصتی متفاوت ایجاد کرد که آیین‌های بومی فرهنگ‌های بسیار متنوع این قلمرو وسیع، از چین تا اندلس، با باورهای بنیادی اسلام درآمیزد و تنوع وسیعی از فرهنگ‌های مذهبی اسلامی را به‌وجود آورد. در نتیجه موسیقی مذهبی اسلام از تنوع قابل توجهی برخوردار است. در چنین شرایطی، آیین‌های دینی و نغمات وابسته به آنها، در برگیرنده باورها و سنت‌های مذهبی فرهنگ‌های مختلف شده‌اند. به‌عبارت دیگر گوناگونی و جلوه‌های متعدد فرهنگی متضمن حیات تنوع باورها و ویژگی‌های منحصر به هر قوم یا فرهنگ نیز هست.
در روند طبیعی تغییرات فرهنگی، اصوات و نغمات دینی، به پشتیبانی مذهب از تغییرات مصون می‌مانند یا تغییرات کمتری می‌یابند. نمونه آن را می‌توان در مقام‌های «حقانی» موسیقی تنبور در کرمانشاه یا ملودی های حلقه ذکر «چشتی» در بلوچستان جست‌و‌جو کرد که چند صد سال در حلقه ذکر طریقت محفوظ مانده است.
اما در مسیر تغییرات غیرطبیعی، شتاب زده یا عامدانه فرهنگ، نخستین تغییرات را در همین بخش از فرهنگ می‌توان مشاهده کرد. ایران امروز یکی ازپرشتاب‌ترین دوران تغییرات فرهنگی تاریخ خود را تجربه می‌کند. این شتاب دامن فرهنگ موسیقی مذهبی را نیز گرفته است. به طوری که  طی سال های گذشته، صورت معنوی صوت کنار رفته و ارزش‌های معنوی نغمات وابسته به کلمه شده و به توصیف در کلام و شعر محدود مانده است. در نتیجه سخیف‌ترین انواع موسیقی با کلامی مزین به سطحی‌ترین بخش باورهای مذهبی در می‌آمیزد و با حمایت رسانه، به صوت قالب مذهبی و نغمات دینی امروز ایرانیان بدل می‌شود.
در دو دهه اخیر، تغییرات ناشی از این دخالت سازمان یافته، بخش اعظمی از ویژگی‌های فرهنگی نغمات دینی در ایران را تحت‌الشعاع قرار داده یا آن را به کلی از صحنه حیات فرهنگ بیرون رانده است. سیستم‌های یکسان‌سازی فرهنگی، تنوع فرهنگی را برنمی‌تابد و با تولید سازماندهی شده خرده فرهنگ‌های برساخته از یک سو و به‌کارگیری قدرت رسانه از یک سوی دیگر، فرهنگ صوتی جدیدی را به گوش و هوش جامعه تزریق می‌کند که بیش از آنکه مذهبی باشد، ایدئولوژیک و سیاسی است.
خیل انبوه نغمات عاریه از فرهنگ‌های غیر بومی و عموماً وارد شده از حوزه‌های عربی، جای نغمه‌های بومی و موسیقی مذهبی اقوام ایرانی را گرفته است. امروزه مناجات‌ها، ذکرها، چاووشی‌ها و بسیاری از انواع موسیقی مذهبی نزد فرهنگ‌های قومی در زیر سیطره و سلطه موسیقی‌های وارداتی عربی قرار یافته است. در دورترین دهات ایران کانون‌های مذهبی که با حمایت مستقیم نهادهای تصمیم گیرنده درحوزه فرهنگ دینی فعالیت می‌کنند، مبلغ تواشیح عربی شده‌اند که خود ریشه در آوازها و موسیقی کلیسای سریانی داشته است! کلام نیز متأثر از این تغییرات به کلی دگرگون شده و لحن‌های عربی، جایگزین گویش‌ها و لهجه‌های بومی در بیان ذکرها و مناجات مذهبی شده است. غافل از اینکه اگر اذان مؤذن‌زاده به گوش ایرانیان زیبا و بدیع بود یا ذکر‌ها و مناجات ذبیحی جانها را تسخیر می‌کرد، به سبب ریشه‌ای بود که در فرهنگ ایرانی داشت. هیچ درختی بی‌ریشه باقی نمی‌ماند؛ همان‌طور که نمی‌توان با پول و اسلحه هیچ نهالی را وادار به حیات در اقلیمی کرد که به آن تعلق ندارد!

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.