قصه زندگی

فرهنگی /
شناسه خبر: 472274

یکی از ویژگی‌های مهم دو مجموعه «دل‌دار» و «سایه‌بان» از ساخته‌های برادران محمودی، شبیه بودن آنها به زندگی واقعی است. موضوع، شخصیت‌ها، جنس روابط، مشکلات و... اغلب مجموعه‌های تلویزیونی از جنس زندگی نیست.

 به نظر می‌رسد مدیران تلویزیون اصرار دارند فاصله برنامه‌ها و مردم را بیشتر کنند. اما برادران محمودی در هر دو سریالشان، از مردم صحبت می‌کنند. از طبقه متوسط، مرفه، کارگران، دختران و پسران جوان، عشق‌ها و مشکلات بی‌پایان مالی و گرفتاری‌های اجتماعی. اگر در «برادر جان» نوع دیالوگ‌ها و تیپ‌سازی، بازی‌ها و فضای مجموعه را تصنعی و اغراق‌آمیز کرده و به کیفیت بازی سعید چنگیزیان، حسام منظور و کامران تفتی لطمه زده، (علی نصیریان به شکلی حیرت‌انگیز از این دام رهیده و به بخشی قابل ستایش در مجموعه تبدیل شده است.) در «دل‌دار» تلاش سازندگان مجموعه این بوده به معیارهای واقعی زندگی امروز (البته در چارچوب مقررات تلویزیون) نزدیک شوند. «دل‌دار» مجموعه کاملی نیست، اگرچه با سلیقه ساخته شده، بیشتر بازیگرها درست انتخاب شده‌اند. حسام محمودی در نقشی خاکستری، دور از تصویر آشنای همیشگی است. محمدرضا غفاری به پختگی رسیده و نیما رئیسی بدون خودنمایی و تلاش برای برونگرایی، یک شخصیت مثبت دوست داشتنی خلق کرده است. تصویربرداری خوب، بازی‌ها و موسیقی به اندازه و نظم و یکدستی بر ساختار مجموعه حاکم است، اما «دل‌دار» از اندازه‌های یک مجموعه معمولی تلویزیونی فراتر نمی‌رود. با اینکه از دو مجموعه «برادر جان» و «از یادها رفته» چند پله بالاتر و دیدنی‌تر است، اما تبدیل به یک اتفاق ویژه نمی‌شود. شاید به این دلیل که قصه و فیلمنامه، قابل پیش‌بینی است. می‌شود مرزهای شخصیت‌ها و کارکرد آنها در قصه را دریافت، می‌توان فهمید که هر گره یا نقطه عطف، در بخش‌های بعدی به کجا ختم می‌شود. کارگردانی «دل‌دار» بالاتر از فیلمنامه است و ضعف قصه را کمرنگ و این سریال را در فصل‌هایی به مدیوم سینما نزدیک کرده است. برخلاف مجموعه‌های «از یادها رفته» (بهرام بهرامیان) و «برادر جان» (محمدرضا آهنج) که کارگردانی و متن، به یک اندازه برای خروجی نهایی مشکل‌آفرین شده‌اند. با توجه به تجربه‌های اخیر برادران محمودی در تلویزیون، می‌توان حدس زد که آنها تلاش می‌کنند علایق، تجربیات و آورده‌شان از کار در سینما را به حوزه سریال‌سازی بیاورند، می‌کوشند با متریالی کار کنند که می‌شناسند و به آن باور دارند. شخصیت‌های خاکستری و وضعیت‌های ناپایدار را دوست دارند و همواره گوشه چشمی به شرایط اجتماعی دارند. برای آنهایی که چنین فضاهایی را دوست دارند، تماشای تجربه‌های مشترک این دو برادر شیرین و دوست داشتنی است، اما آنها نیازمند یک اتفاق ویژه در کارشان هستند، چیزی شبیه «چند متر مکعب عشق» که تماشاگر امروز ندیده باشد و بابت کشفش، ذوق زده شود. در شکل فعلی، کارنامه برادران محمودی در تلویزیون، آبرومند و حرفه‌ای است و انتظار ما برای دیدن یک سریال ویژه از آنها دور و دست نیافتنی نیست.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.