عشق و قصه تضادها

فرهنگی /
شناسه خبر: 472270

بهرام بهرامیان بعد از تجربه گونه‌های مختلف سریال‌سازی که از قصه‌های اجتماعی تا مجموعه‌های مناسبتی را دربرمی گیرد این بار به سراغ یک ملودرام تاریخی رفته که مبتنی بر مخاطب شناسی ایرانی، ترکیب و ساختار دراماتیک مناسبی برای همراهی مخاطب با اثر است و در عمل نیز توانسته آنها را با فراز و فرود قصه درگیر کند.

 «از یاد‌ها رفته» را باید از منظر جامعه شناسی تاریخی مورد خوانش قرار داد که تجربه عاشقانه را در پارادوکس‌های هویتی صورت‌بندی می‌کند. به‌عبارت دیگر بازگشت دختر جوانی از فرنگ به ایران با بحران هویت اجتماعی و تاریخی بواسطه شناخت نداشتن او از آداب و رسوم و تاریخ تحولات اجتماعی معاصر گره خورده و در نهایت در یک تجربه پرفراز و نشیب عاطفی با بحران هویت فردی درهم تنیده می‌شود. آنچه در پس این تجربه عاطفی قابل تأمل است، تضادهای بین سنت و مدرنیته در آن برهه تاریخی یعنی اوایل دهه سی است که بویژه برای طبقه متوسط تجربه دوگانگی‌های دوران مدرن بود؛ دورانی که تنش‌های اجتماعی با کشمکش‌های فردی در نهایت بحران هویت را شکل می‌داد. «از یاد‌ها رفته» در یک خوانش کلی روایت همین بحران هویت است که در بستر قصه‌ای عاشقانه به تصویر کشیده می‌شود. مهربانو به‌عنوان شخصیت محوری این قصه در کانون این بحران قرار دارد. زنی مدرن و تحصیلکرده که از غرب آمده و در کشاکش با سنت‌های بومی با چالش‌های گوناگونی مواجه می‌شود و تلاش می‌کند از دل این تنش به آرامش برسد. کشف حجاب به‌عنوان مهم‌ترین چالش اعتقادی-اجتماعی آن دوره نمادی از این کشمکش است که در پس آن، زیست –جهان زنانه در آن دوران بازنمایی می‌شود. در دل این تضادهای تاریخی شاهد یک دو قطبی و رقابت عشقی نیز هستیم که بین مهرداد مستوفی(رضا یزدانی) و خسرو (حسین یاری) شکل می‌گیرد. این روایت موازی بین سویه دراماتیک و رئالیسم اجتماعی کمک می‌کند تا فضاسازی برای تبیین تاریخی قصه فراهم شود. البته در سریال به واقعه کشف حجاب و ماجرای مسجد گوهرشاد اشاره‌های کوچکی می‌شود و فیلمساز تلاش کرده تا وجوه دراماتیک قصه را زیر سایه سویه‌های سیاسی قرار ندهد. اتفاقاً این رویکرد به تأثیرگذاری و پردازش بهتر وضعیت تاریخی قصه کمک کرده و از تبدیل شدن آن به بیانیه تصویری جلوگیری کرده است. حفظ این فاصله‌گذاری و شیوه چیدمان اکت‌های تاریخی قصه در دل ساختار درام، تمهید هوشمندانه‌ای بود که بهرامیان به کار برد و قصه را به روایتی دافعه برانگیز بدل نکرد. مرکز ثقل این روایت بیش از هر چیز بر نسبت بین عشق و تضادها بنا شده و همین است که سریال را در یک تعلیق درونی و بیرونی به موازات هم پیش می‌برد و جذاب می‌کند. حتی می‌توان ردپای تفاوت‌های طبقاتی را در شکل‌گیری موقعیت رمانتیک قصه پیدا کرد؛ تضادی که از هماوردی بین یک خانواده بشدت پولدار و قجری و یک خانواده بشدت ضعیف و فقیر شکل می‌گیرد. «از یادها رفته» با وجود برخی ضعف‌هایی که در شخصیت‌پردازی یا بازی‌های برخی بازیگران جدیدش دارد اما در نهایت می‌تواند از اتمسفر خوب قصه به خوبی در روایت از یک سو و بازنمایی تاریخی موقعیت درام از سوی دیگر بهره ببرد و مخاطب را با خود همراه کند. حضور حسین یاری در این مجموعه که با جنس و حال و هوای کارهایی از این دست آشناست در کنار انتخاب درست بیتا فرهی در نقش شکوه السلطنه به استحکام بیشتر قصه و کشش بیشتر آن کمک کرده تا «از یادها رفته» در حافظه تاریخی مخاطب از یاد نرود.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.