اواگرین از بازسازی «دامبو » و تبعات آن می گوید

این «برتون » دیوانه از من چه می خواهد؟!

فرهنگی /
شناسه خبر: 471015

«دامبو» که بازسازی یک کارتون محبوب سال‌های دور (1941) سینما ولی همراه با بازیگران زنده و به واقع ادامه‌ای بر پروژه سال‌های اخیر والت دیسنی در مورد تبدیل کردن انیمیشن‌های موفق‌اش به کارهایی با بازیگران زنده است، سومین مرتبه همکاری بین اواگرین بازیگر فرانسوی و تیم برتون کارگردان کمی تا قسمتی مالیخولیایی امریکایی را به تصویر کشیده و این پس از عرضه «سایه‌های تاریک» در سال 2012 و نمایش «خانه خانم پرگرین برای بچه‌های خاص» در سال 2016 است.

 اواگرین در نسخه جدید ایفاگر نقش اصلی و مرکزی کولت مارکانت است که تخصص‌اش در هنرهای نمایشی در آسمان و ارتفاعات است و در این زمینه با یک مدیر نمایش‌های هنری به نام وی. ا. وانده وره (با بازی مایکل کیتون) همکاری می‌کند. مدیری که می‌کوشد سیرک مشهور و پرطرفدار مکس مدیچی را خریداری و از این طریق فیل محبوب این سیرک را که دامبو نام دارد و از قدرت پرواز بهره‌مند است، تملک کند. کولت در این راه با خانواده فاری‌یر (به سرکردگی کاراکتر کالین فارل) که در سیرک کار می‌کنند و غم دامبور را می‌خورند و مایل‌اند او را به نزد مادرش برگردانند، آشنا می‌شود. تحت هر شرایطی رویکرد چندباره تیم برتون با آن عقاید ویژه‌اش و تمرکز او روی ضد قهرمانان طرد شده از اجتماع، به اواگرین برای فیلم‌هایش نه یک تمایل بی‌دلیل بلکه به سبب مهارت توأمان و تخصص همزمان او در امر حضور در فیلم‌های مستقل و کارهای پرهزینه هالیوودی است و این طبایع متفاوت وی را قادر می‌سازد هم یک زن غیر متعارف اما دلسوز در «دامبو»‌ ی جدید باشد و هم یکی از کاراکترهای ویژه «کازینو رویال»، یکی از آثار 24 گانه جیمز باند در سال 2006. اواگرین که در سریال تلویزیونی «پنی ترسناک» در ژانر هارور (وحشت) هم نمره قبولی گرفته است، در مصاحبه پیش رو از جذابیت‌های کار در یک سیرک، راه‌های غلبه‌اش بر ترس از ارتفاع و البته همکاری با فیلی که به واقع وجود خارجی نداشت و فقط در تصاویر فیلم رؤیت می‌شود سخن می‌گوید.

‌ خانم گرین، یکی از جذابیت‌های اصلی حرفه شما آشنا شدن با فرهنگ‌ها و بینش‌های متفاوت و انجام کارهایی است که در زندگی معمولی از شما سر نمی‌زند. آیا این چنین نیست؟
قطعاً همین طور است و مثلاً آموختن راه‌های انجام کارهای محیرالعقول در ارتفاع و پرش‌های بلند هر کسی را به وجد می‌آورد. این فیلم‌ها و نقش‌ها کمک می‌کند چیزهایی را در وجودتان و در زندگی کشف کنید که پیشتر اطلاعی از آن نداشتید.
‌ راجع به ترس شما از ارتفاع حرف‌های زیادی می‌زنند.
این حرف‌ها صحت دارد. در فیلم «سایه‌های تاریک» نیز صحنه‌هایی را در ارتفاع داشتیم که از صحنه‌های دامبو آسان‌تر و دوری ما از سطح زمین کمتر بود و با این وجود کارها برای من بسیار سخت جلوه می‌کرد. در «خانه خانم پرگرین برای بچه‌های خاص» نیز یک پرش کوچک از روی سکویی را داشتیم و این نیز اسباب دردسر من شده بود. با این مقدمات می‌توانید بفهمید وقتی که در «دامبو» با یک سیرک دارای انواع برنامه‌های نمایشی روی هوا و یک فیل پرنده مواجه شدم، چقدر به ترس افتادم و از خودم پرسیدم این برتون دیوانه از من چه می‌خواهد؟!
‌ آیا سوابق این گونه احساسات و ترس‌ها نزد شما به دوران کودکی‌تان باز می‌گردد؟
من در کودکی حتی وقتی به سیرک و نمایش‌هایی از این دست می‌رفتم و کارهای ریسکی را می‌دیدم، نگران می‌شدم و با دیدن آدم‌ها و نمایشگرانی که در ارتفاع زیاد وضعیت نامتعادلی پیدا می‌کردند، اضطراب وجودم را می‌گرفت. البته باید تأکید کنم که پس از دیدن نمایش‌های هنری زیادی از این قبیل و سر زدن چند باره‌ام به سیرک مشهور سولیل،‌ اعتبار و احترام هر چه بیشتری را نسبت به این افراد نزد خود می‌یابم.
‌ آیا تمریناتی که در این راه انجام دادید تا با فضای دامبو هماهنگ تر شوید شما را قوی ترساخت و به درجات مورد نظر رساند؟
طبعاً قوی‌تر و برای آن کارها آماده‌تر شدم اما همچنان از آن قضایا احساس نفرت می‌کردم! تا زمانی که از آنها قدری فاصله دارید، کارها لذت بخش است اما وقتی یکی از آنها شوید،ریسک طلبی مفرط آن شما را دیوانه می‌کند. مثلاً‌ مرد شعبده بازی را ببینید که دشنه‌های بزرگ خود را از درون محفظه‌های دربردارنده انسان‌ها عبور می‌دهد یا دلقک‌هایی را که هر لحظه در مسیر یک چیز ناشناخته قرار دارند. من از آن نوع آدم‌هایی نیستم که بتوانم دائماً کنار آنها زندگی کنم.
‌ یک صحنه فیلم را نام ببرید که واقعاً شما را پریشان کرده باشد.
یک صحنه مربوط به هوا و پرش من بود و چیزی که روح و روان قدرتمندی را می‌طلبید که البته در وجود من نیست. پس از اتمام فیلمبرداری همه برایم هورا کشیدند اما آن تشویق‌ها به چه درد من می‌خورد؟! من آرامش و بیکاری روی زمین را به درخشش در آسمان‌ها ترجیح می‌دهم.
‌ در نماهای اولیه فیلم به نظر می‌رسد فقط یک عروسک در دست‌های کاراکتر مایکل کیتون هستید اما بعداً ابعاد وجودی و ارزش‌های درونی شما بیشتر آشکار می‌شود.
خب، کاراکتر من (کولت مارکانت) به واقع نیز از دوستان کاراکتر کیتون است و در ابتدا باور ندارد که دامبو این فیل شیرین، قدرت پرواز دارد. با این حال به محض این که کولت به چشم می‌بیند که دامبو می‌تواند پرواز کند، شرایط و دیدگاه‌هایش عوض می‌شود و وارد ماجرای حفظ دامبو و نجات او از دست بدخواهان می‌شود. این صریح‌ترین راه برای نشان دادن تکامل تدریجی اما سریع این انسان است. ما این فیل را به طور واقعی کنار خود نداریم و فقط تصاویر کامپیوتری او کنار ما Insert می‌شود اما همیشه وجود صوری وی را نیز حس می‌کردیم.
‌ آیا فیلم اوری ژینال «دامبو» را که البته کارتونی است، دیده بودید؟
بله، مدتها پیش بود اما صحنه‌ها را به خوبی به یاد می‌آوردم. جدا شدن فیل مادر از بچه‌اش (دامبو) واقعاً غم‌افزا بود و در عین حال زیبایی مضمونی داشت. من کلاً تمام انیمیشن‌های کلاسیک والت دیسنی را دوست دارم و این شامل «سفید برفی» و «بامبی» هم می‌شود.
‌ امروز چه چیزهایی در این نسخه جدید می‌بینید که هشدار دهنده و برای زمانه کنونی درس آموز باشد؟
این که در فیلم پیام‌هایی به صراحت هست که انسان‌ها را از محصور و اسیر کردن حیوانات باز می‌دارد، یک خصلت خوب و از محسنات «دامبو» است. در فیلم‌های داستانی و مستند متعددی دیده‌ایم که از مردم خواسته می‌شود از تعدی به حیوانات و محروم کردن‌شان از حق زندگی آزاد پرهیز کنند زیرا آنها هم روح و جان و حق حیات دارند. من نیز به نوبه خودم تقاضا می‌کنم مردم دنیا نه آزار دهنده حیوانات بلکه حامی آنها باشند.
*‌ منبع: Collider. Com

کلمات کلیدی

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.