چرا جوانان علاقه ای به مشاوره ندارند؟

من خودم مشاورم

گزارش /
شناسه خبر: 471008

آخرین باری که به یک مشاور مراجعه کرده‌اید، کی بوده؟ آیا شما هم معتقدید کسی که برای حل مشکلات روحی و روانی‌اش به مشاوره نیاز پیدا می‌کند، آدم ضعیفی است یا کاری لوس و فانتزی انجام می‌دهد؟ من پاسخ این پرسش‌ها را از جوانان زیادی جویا شدم و پی بردم هنوز خیلی‌ها با چنین موضوعی مشکل دارند.

از سوی دیگر برخی علاقه دارند در موارد متعددی مثل کنکور یا آسیب‌های احتمالی پس از آن، ازدواج، شکست عاطفی و یا گذران روزهای سخت طلاق و مواردی از این دست، به یک مشاور متخصص مراجعه کنند اما موانع زیادی پیش پای خود می‌بینند که مهمترین آنها هزینه مشاوره است.
«به نظر من مشاورها چیز زیادی نمی‌دانند و تنها بر اساس کتاب‌های محدودی که در دانشگاه مطالعه کرده‌اند و جملات زیبا و انگیزشی که ازبر کرده‌اند، سعی می‌کنند به بیمارشان روحیه دهند اما با چنین کلیشه‌هایی نمی‌شود به جنگ مشکلات روحی و روانی که این روزها گریبان خیلی از جوانان را گرفته رفت.» این نظر مرجان است. او از آن دسته جوان‌هایی است که علاقه‌ای به مشاور ندارد و معتقد است خیلی از این مشاوران روانشناسی در زندگی شخصی خودشان مشکل دارند. می‌شود گفت خود مرجان با همان کلیشه‌ای که در ذهن بسیاری هست، با موضوع روبه‌رو می‌شود؛ اینکه خیلی از روانشناسان به دلیل مشکلات روانی خودشان به این علم گرایش پیدا کرده‌اند.
گاهی اصلاً نگاه فرد فراتر از این چیزهاست به عنوان مثال مشاور را در سطح معلومات خود نمی‌بیند و یا از اساس اعتقادی به چنین علمی ندارد. مرجان می‌گوید: «آدم‌ها باهم متفاوت هستند و روحیه و خواسته‌هایشان هم متفاوت است اما علمی که یک مشاور آموخته و سعی می‌کند با آن نتیجه‌گیری کند ثابت است و معیارهای ثابتی هم دارد.»
یکی دیگر از مواردی که باعث می‌شود یک جوان علاقه‌ای به مشاوره نشان ندهد طولانی بودن پروسه وقت گرفتن یا طولانی بودن پروسه 
مشاوره است. لیلا دوست مرجان چنین نظری دارد. هردو روی نیمکتی در پارک مجیدیه نشسته‌اند و حسابی مشغول صحبت و گپ و گفت. لیلا می‌گوید:
«وقتی با یک مشکل روحی روانی مثل استرس و اضطراب یا فوبیا مواجه می‌شوی قاعدتاً نیاز فوری به یک مشاور پیدا می‌کنی اما با دفتر هر مشاوری که تماس بگیری زودتر از دوهفته آینده وقت نمی‌دهد. برای آنها اهمیتی ندارد که مشکل تو اورژانسی است و معمولاً بعد از دو هفته مشکلات دیگری به مشکل قبلی اضافه می‌شود. به این ترتیب با کوله‌باری از مشکل پیش مشاور می‌روی و علاوه بر آن وقتی در یک زمان محدود مشکل را با مشاور در میان می‌گذاری همان لحظه منتظر پاسخ هستی اما پاسخی دریافت نمی‌کنی و باید این جلسات همچنان ادامه پیدا کند.»
لیلا بهترین مشاور زندگی هر جوان را کتاب می‌داند و معتقد است با خواندن کتاب بهتر می‌توان پاسخ گرفت: «توی فضای مجازی عضو چند گروه روانشناسی هستم و کلیپ‌های آموزشی را هم دنبال می‌کنم. من مطالعه کتاب «سه‌شنبه‌ها با موری» را به دوستانم توصیه می‌کنم که قهرمان اصلی آن یک جوان بیمار است و بیماری او بتدریج اعضای بدن را از کار می‌اندازد و باعث مرگ سلولی بافت‌ها و ماهیچه‌های بدنش می‌شود. موری مرگ را پذیرفته؛ او خواهد مرد اما در واپسین روزهای زندگی  می‌خواهد به کمال برسد. من از این کتاب آموخته‌ام باید در لحظه زندگی کرد و غصه گذشته و آینده را نخورد.»
یاسمن را هم در پارک مجیدیه می‌بینم. او هم مثل خیلی‌های دیگر علاقه‌ای به مشاوره ندارد. یاسمن 24 ساله است و چند بار به دلیل عصبی شدن و مشاجره با مادر و فشار کنکور پیش مشاور رفته است: «چند سال قبل خیلی با مادرم جر و بحث داشتم. 
دنیای او با من متفاوت است و نمی‌خواهد این موضوع را قبول کند. از طرف دیگر فشار کنکور باعث شده بود خیلی عصبی باشم و باهم دعوا کنیم. به توصیه اطرافیان همراه مادرم پیش مشاور رفتیم و او پشت در می‌نشست و من و مشاور در اتاق با هم صحبت می‌کردیم. 
آن وقت این احساس را داشتم که باید به مشاورم اعتماد کنم و به همین دلیل همه چیز را به او گفتم ولی بعدها متوجه شدم برخی از حرف‌های مرا به مادر منتقل کرده. البته امروز جوان‌های زیادی پیش مشاور می‌روند و برخی از آنها هم ممکن است تأثیر مثبتی بگیرند. با این همه هزینه بالای مشاوره باعث می‌شود خیلی‌ها قید آن را بزنند. من دو سال قبل برای هر جلسه مشاوره روانشناسی 200 هزار تومان می‌پرداختم و الان حتماً قیمت بالاتر رفته.»
مریم مشاوره گرفتن از افراد مورد اعتماد را مهم‌تر از رفتن پیش مشاور می‌داند و معتقد است مشاوران چندان به روز نیستند درحالیکه مشکلات نسل جوان امروزی با دهه‌های قبل خیلی متفاوت است:
«من تا به حال نزد مشاور نرفته‌ام و معمولاً اگر نیازی هم به مشاوره داشته باشم از اطرافیان و دوستانی که قابل اعتماد هستند و در این زمینه توانایی دارند استفاده می‌کنم. 
گاهی اوقات هم در اینستاگرام صفحه چند نفر از روانشناسانی را که درباره موضوعات خاص  به صورت زنده صحبت می‌کنند دنبال می‌کنم و معمولاً هم نتیجه مناسبی می‌گیرم. جوان‌هایی که پیش مشاور می‌روند انتظار دارند همان جلسه اول پاسخ و راهکار بگیرند و همه مسائل‌شان حل شود اما معمولاً مشاوران تا آخرین جلسه هم نمی‌گویند چه کاری باید انجام بدهی و به گونه‌ای راهنمایی می‌کنند که سرانجام خودت تصمیم بگیری که بهترین راه چیست.
گاهی ممکن است مشاور چند جلسه پشت سرهم فقط شنونده باشد. عجول بودن یکی از ویژگی‌های جوانان امروز است. بنابراین وقتی همان جلسه اول نتیجه نگیرند دنباله کار را رها می‌کنند و مشاور دیگری انتخاب می‌کنند. گاهی ممکن است پیش چند مشاور بروند. درحالی که به نظر من باید به یک مشاور اعتماد کرد و فرصت داد تا با شنیدن حرف‌ها و بررسی جوانب، راهکار مناسبی را ارائه کند.»
ایمان حسابی اهل مشاوره است اما نه برای برطرف کردن مشکلات روحی و روانی بلکه برای ساخت و ساز و گرفتن مشاوره‌های مالی: «من از مشاوران مالی مشاوره می‌گیرم. مثل اینکه کجا سرمایه‌گذاری کنم و چه زمانی ساخت و ساز مناسب است و چه موقعی وقت سرمایه‌گذاری در بورس است. اغلب هم نتیجه مثبتی گرفته‌ام اما علاقه‌ای به مشاوره روانشناسی ندارم. 
من هم مثل خیلی از جوان‌ها با مشکلات روحی و روانی مواجه می‌شوم اما معتقدم از آنجایی که مشاوران روانشناسی هیچ وقت در موقعیت دشوار و پیچیده بیمارشان قرار نگرفته‌اند، نمی‌توانند درست راهنمایی کنند و به گفتن کلیات و نصحیت بسنده می‌کنند.
جوان علاقه زیادی به شنیدن نصحیت ندارد. بهترین مشاور برای من ، جوان‌هایی همسن و سال خودم هستند چون که همه آنها شرایط مشابه من را تجربه کرده‌اند و بهتر می‌توانند راهنمایی کنند. من هر وقت به مشاوره نیاز پیدا کنم سراغ دوستانم می‌روم. از طرفی هم هرکسی که به روانشناس مراجعه می‌کند، انگ روانی بودن به او می‌زنند و من طاقت این انگ را ندارم.»
مرتضی دل خوشی از مشاوران کنکور ندارد اما از مشاور روانشناسی که برای غلبه بر استرس و اضطراب به او کمک کرده راضی است. او این روزها در ترم چهار رشته صنایع غذایی مشغول تحصیل است و می‌گوید مشاوری که بتواند اعتماد به نفس گمشده یک جوان را به او بازگرداند موفق‌ است: «خیلی از ما تصوری که از یک مشاور داریم همانند یک پزشک است که با تجویز دارو بیماری را درمان می‌کند درحالی که بیماری روح با جسم متفاوت است و مراحل و زمان درمان آن هم فرق می‌کند. بنابراین نباید عجول بود یا اگر مشاور چند جلسه پشت هم سکوت کرد و فقط شما حرف زدید، به این معنی نیست که کاری نمی‌کند.»
دلیل میثم برای نرفتن نزد مشاور مالی است. او می‌گوید دستمزد مشاوران بیشتر از پزشکان متخصص است و معمولاً کسانی به آنها مراجعه می‌کنند که دغدغه مالی ندارند. امروزه خیلی از مسائلی که باعث به وجود آمدن مشکلات روحی و روانی برای نسل جوان می‌شود ارتباط مستقیمی با مشکلات مالی دارد. حالا همان جوانی که شغل و درآمد مناسبی ندارد، اگر با مشکل روحی مواجه شود چطور پیش مشاور برود؟ بنابراین خیلی طبیعی است که تصمیم بگیرد با مشکلش کنار بیاید.
 اینکه خیلی از مراجعه کنندگان به مطب مشاوران زنان هستند به این دلیل است که همسران آنها پول مشاوره‌ها را می‌دهند و آنها هم یک گوش شنوا می‌خواهند که ساعت‌ها حرف دل‌شان را گوش کند.»
این روزها کلینیک‌های مشاوره مثل قارچ از هر کوچه و خیابانی سبز می‌شوند اما جوانان کمتر علاقه‌ یا امکانی برای مراجعه به آنها دارند. خیلی از جوانانی که من پای حرف‌هایشان نشستم، می‌گویند ای کاش مشاوران شرایط مالی آنها را هم در نظر بگیرند و بدانند که ریشه خیلی از ناهنجاری‌هایی که به آن گرفتار شده‌اند، مالی است. بعضی‌ها هم موضوع چندان برای‌شان جدی نیست و کل قضیه را به شوخی می‌گیرند: «من خودم مشاورم، مشکلی داری بگو‍!»

کلمات کلیدی

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.