«گفت‌وگو و اجماع علمی» از رهگذر مجلات تخصصی چقدر محقق می‌شود؟

تئوری‌های فله‌ای؛ اندیشه‌های ذره‌ای

اندیشه /
شناسه خبر: 466197

هدف ما در این گزارش بررسی این نکته است که اساسا فلسفه وجودی مجلات تخصصی چیست؟ اثرگذاری آنها در تولید اندیشه چقدر است؟ چقدر می‌توانند گره‌گشا و افق‌گشای مسائل مبتلا به جامعه ما باشند؟ اساسا چقدر خوانده می‌شوند و محل رجوع قرار می‌گیرند؟ در شرایطی که انتشار بسیاری از این مجلات متوقف شده، آیا خلاء‌شان در فضای فکری و آکادمی کشور احساس می‌شود؟

به دنبال سیاست‌های وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، در زمینه آئین‌نامه‌ ارتقاء اساتید و شرطِ داشتن چند مقاله برای دفاع از رساله دکتری، مجلات تخصصی در ایران، بازار گرمی را برای خود دست و پا کرده‌اند و در این میان مجلات علمی پژوهشی از جایگاه ممتازتری برخوردار شده‌اند.

مجلات تخصصی را می‌توان در سه دسته نشاند؛ نخست «مجلات علمی پژوهشی» که مقالات آن باید متکی بر یافته‌های تحقیقاتی باشد. این مقالات می‌بایست از اصالت و ابداع برخوردار باشند و مخاطبان آن، استادان دانشگاه، دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی و پژوهشگران مؤسسات تحقیقاتی هستند.

اما دسته دوم، «مقالات علمی- ترویجی» هستند که برای ارتقای سطح اطلاعات خواننده موضوعی علمی را ترویج می‌کنند که می‌توانند ترجمه یا تألیف باشند. مخاطب این نشریات، اغلب افراد دارای تحصیلات دانشگاهی و همچنین صنعتگران و مخترعان هستند. در این نوع مقالات، آزمایش یا جمع‌آوری داده خام صورت نمی‌گیرد. گفتنی است که مجلات «علمی پژوهشی» و «علمی ترویجی» با تعیین اعتبار از سوی معاونت پژوهشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری منتشر می‌شوند.

اما دسته سوم،  «مجلات علمی تخصصی» هستند که از سوی معاونت فرهنگی دانشگاه‌ها مجوز انتشار می‌گیرد و غالبا توسط خود دانشجویان در موضوعاتی تخصصی و خاص منتشر می‌شوند.

بر اساس آخرین آماری که پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی اعلام کرده است، چیزی حدود 1723 عنوان نشریه علمی داری مجوز داریم که در این میان، نشریات گروه علوم‌انسانی با 693 عنوان که شامل 614 نشریه علمی-پژوهشی و 79 نشریه علمی-ترویجی است، بیشترین سهم را به خود اختصاص داده است. در این بین سهم نشریات گروه تخصصی ادبیات و زبان‌ها در مقایسه با سایر گرایش‌ها با 86 عنوان بیش از سایرین بوده و پس از آن، نشریات علوم‌اجتماعی با 83 عنوان و مدیریت با 72 عنوان قرار گرفته‌اند.

 هدف ما در این گزارش بررسی این نکته است که اساسا فلسفه وجودی مجلات تخصصی چیست؟ اثرگذاری آنها در تولید اندیشه چقدر است؟ چقدر می‌توانند گره‌گشا و افق‌گشای مسائل مبتلا به جامعه ما باشند؟ اساسا چقدر خوانده می‌شوند و محل رجوع قرار می‌گیرند؟ در شرایطی که انتشار بسیاری از این مجلات متوقف شده، آیا خلاء‌شان در فضای فکری و آکادمی کشور احساس می‌شود؟

***

 

 *فلسفه وجودی مجلات تخصصی چیست؟

دکتر مجتبی منشی‌زاده، دانشیار زبانشناسی دانشگاه علامه‌طباطبایی که سردبیری نشریه «زبان‌شناسی» را نیز در کارنامه خود دارد، معتقد است که مجلات تخصصی به عنوان یک ارگان، وسیله و ابزاری برای بیان منویات هر رشته به کار می‌رود و هر حوزه‌ای، به مجرایی نیاز دارد تا بتواند یافته‌های جدید خود را به واسطه آن عرضه کند و به نقد و نظر بگذارد و این مجلات عرصه را برای چنین اقداماتی فراهم می‌کنند.

دکتر علیرضا قائمی‌نیا، رئیس پژوهشکده حکمت اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی که سردبیری «فصلنامه ذهن» را نیز بر عهده دارد، در پاسخ به این پرسش که اثرگذاری مجلات تخصصی را کجا باید دید؟ معتقد است « اثرگذاری مجلات تخصصی را باید از دو جهت دید؛ نخست از جهت طرح موضوعات و مباحث جدید و مبتلا به در هر حوزه تخصصی و دوم، شیوه پرداختن به این مسائل؛ اینکه محققان به چه شیوه‌ای به این مسائل می‌پردازند خود می‌تواند به عنوان الگویی تحقیقاتی عمل کند. اگر این قبیل مجلات به خوبی عمل کنند، می‌توانند به پیشرفت مراکز علمی کمک شایسته‌ای کنند.»

عبدالکریمی

*مجلات تخصصی چقدر محل رجوع اهالی علم قرار می‌گیرد؟

در عمل چقدر مجلات تخصصی خوانده می‌شوند و محل ارجاع اهالی علم و آکادمیسین‌ها قرار می‌گیرند؟ این پرسش را با دکتر بیژن عبدالکریمی، استاد فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی مطرح کردیم. او معتقد است که مجلات تخصصی در ایران آنچنان که باید خوانده نشده و محل رجوع واقع نمی‌شوند. به زعم او، این مجلات در جامعه علمی کاملا فرمالیته هستند و به بخشی از «بازی‌های بوروکراتیک» تبدیل شده‌اند. چون در جوامع غربی، نظام‌های دموکراتیک، ژورنال‌های غربی دارند، ما نیز به تقلید از آنان، چنین مجلاتی را تحت عناوین علمی – پژوهشی و علمی – ترویجی و... منتشر کردیم. به همین خاطر، اغلب کسانی که مرجعیت فکری در جامعه ما دارند، کمتر به این نشریات مراجعه کرده و مقالات‌شان را در این ژورنال‌های به اصطلاح «علمی» منتشر می‌کنند؛ وی در این راستا، از افرادی همچون جلال‌آل احمد، علی شریعتی، احمد فردید، رضا داوری اردکانی، سید حسین نصر، جواد طباطبایی و داریوش شایگان نام برد که التفاتی به این نوع نشریات و انتشار مقاله در آنها نداشتند.

به باور عبدالکریمی، البته هستند کسانی از اهالی دانشگاه که به شدت دغدغه‌مند ارتقاء و ترفیع‌شان هستند، بنابراین بیشتر به این مجلات برای چاپ مقالات‌شان متوسل می‌شوند؛ بطوری که شاهد هستیم یک رئیس دانشگاه، در رزومه خود دارای بیش از 50 مقاله علمی است؛ از حوزه ورزش گرفته تا حکمت اسلامی! این موارد، کاملا مبین فرمال بودن این مجلات است.

عبدالکریمی همچنین تأکید کرد که کسی که فرهنگی است و زندگی فرهنگی و فکری دارد، «مجلات تخصصی» را جدی نمی‌گیرد و برعکس کسانی که بیشتر ساختاری تکنوکرات و بوروکرات دارند، به این فرمالیسم‌ها تن می‌دهند در حالی که اهل فرهنگ به هیچ فرمالیسمی حاضر نیست تن دهد.

وقتی از او پرسیدیم که در قبال نقدی که به مجلات تخصصی دارد، چه شیوه جایگزینی را معرفی می‌کند، گفت: «سپهر عمومی و کتاب‌ها، مکان ارائه یافته‌های علمی و عرصه‌ای  برای گفت‌وگو علمی هستند نه مجلات تخصصی. به باور او، تا زمانی که روح علمی در دانشگاه وجود نداشته باشد، نمی‌توان برای مجلات تخصصی، کارکردی قائل شد».

وی پیامد حاکمیت مجلات تخصصی در فضای علمی را بهم خوردن موازنه علمی دانست که طی آن کسانی که مرجعیت علمی و فرهنگی ندارند، پیوسته با چاپ مقاله، ترفیع و ارتقاء پیدا می‌کنند و کسانی که به واقع از اصحاب قلم و فرهنگ هستند، به حاشیه رانده می‌شوند.

 همین پرسش را که چقدر مجلات تخصصی خوانده می‌شود و مجل ارجاع اساتید و دانشجویان قرار می‌گیرد را از دکتر حسن محدثی، استاد جامعه‌شناسی دین، دانشگاه آزاد اسلامی هم داشتیم. او برخلاف عبدالکریمی عنوان کرد: «به شخصه بسیار از مجلات تخصصی بهره می‌گیرم. به اعتقاد من، عرصه‌ای برای ارائه علم و به تبع آن گفت‌وگو و شکل‌گیری اجتماع علمی است. از این رو، در باب هر موضوعی که کار می‌کنم، نه تنها به مقالات در مجلات تخصصی بلکه به آثار پایان‌نامه‌های دانشجویی هم ارجاع می‌دهم». به زعم او، مجلات تخصصی در جامعه کاملا کاربرد دارد و اگر بخواهیم معیارهای علمی را لحاظ کنیم، قطعا باید به این مجلات مراجعه کرده و از آنها در تحقیقات‌مان بهره بگیریم.

 به نظر می‌رسد در خصوص کارکرد مجلات تخصصی در جامعه علمی، چندان اجماعی میان اهالی فکر وجود ندارد، برخی این مجلات را عامل فرمالیسم علمی و دانشگاهی و برخی عرصه‌ای برای ارائه یافته‌های علمی می‌دانند.

 

قائمی نیا

*چقدر گفت‌وگوی علمی از رهگذر مجلات تخصصی محقق می‌شود؟

اگر مجلات تخصصی تسهیل‌گر تبادل و هم‌افزای علمی است باید پرسید که چقدر از رهگذر آنها «گفت‌وگوی علمی» محقق می‌شود؟ و چقدر نگاه‌های میان رشته‌ای در این مجلات حاکم است؟ بسیاری از این مجلات به شکلی جزیره‌ای، صرفا به مباحث تخصصی بسنده کرده و نگاه میان رشته‌ای ندارند این در حالی است که علوم به ویژه علوم‌انسانی در تعامل باهم به پویایی رسیده و نمی‌توان در پرداخت به آنها به شیوه‌ای اتمیزه شده عمل کرد.

از دکتر مجتبی منشی‌زاده پرسیدیم که چقدر مجلات تخصصی می‌تواند عرصه‌ای برای طرح نقد و نظر‌های علمی باشد؟ پاسخ او به ما چنین بود که « نه در همه، اما در برخی از مجلات تخصصی، بخشی تحت عنوان «نقد و نظر» در پایان مجلات آورده می‌شود و چنانچه اساتید و دانشجویان هر حوزه، دیدگاه خاصی در خصوص مقاله‌های منتشر شده داشته باشند، می‌توانند نظرات خود را در این بخش طرح کنند. اما این گفت‌وگوی علمی صرفا درون رشته‌ای است و متأسفانه ما کمتر شاهد رویکردهای میان‌رشته‌ای در این مجلات هستیم. علم در دنیای امروز از یکسو تخصصی شده که خود باعث ارائه داده‌های دقیق و عمقی‌تر در هر حوزه می‌شود؛ اما از سوی دیگر با اتمیزه شدن علم، ارتباطش را با سایر رشته‌های علمی از دست داده است و نتیجه این می‌شود که ما با دانشمندانی مواجه هستیم که نمی‌توانند علم‌شان را در پیوند با هم در خدمت جامعه به کار گیرند».

 

---

*محدودیت‌ها و موانع مجلات تخصصی در انجام رسالت‌شان چیست؟

به نظر می‌رسد نمی‌توان در خصوص کارکرد و اثرگذار بودن مجلات تخصصی حکم قطعی داد، اما شاید با بررسی و شناخت موانع و آسیب‌هایی که بر سر راه مجلات تخصصی وجود دارد و مرتفع کردن آنها، بتوان کارآمدی هر چه بیشتر آنها را محقق کرد. از این رو، به سراغ اهالی این مجلات تخصصی رفتیم و از آنان در خصوص مشکلات‌شان پرسیدیم.

به زعم دکتر علیرضا قائمی‌نیا، سردبیر فصلنامه ذهن، مجلات تخصصی در مقام عمل با یک‌سری از محدودیت‌ها مواجه هستند، بسیاری از آنها که به اسم نشریه تخصصی منتشر می‌شوند رویکردهای سیاسی خاصی را چه در انتخاب و گزینش مقالات و چه در طرح مباحث اعمال می‌کنند. به باور او، یکی از مهمترین مشکلات جامعه ایران، سیاست‌زدگی است که در مجلات تخصصی هم رسوخ کرده است و طی آن متولیان این مجلات، چه در گزینش مقالات، انتخاب نویسنده‌ها و... دقیقا از یک نوع گرایش سیاسی خاص تبعیت می‌کنند. این در حالی است که فضای علمی باید از هر گونه جهت‌گیری سیاسی مستقل باشد، در غیر این صورت هیچ پیشرفتی حاصل نخواهد شد.

دکتر حسن محدثی، استاد جامعه‌شناسی، در عین حال که موضع مثبتی نسبت به مجلات تخصصی دارد، معتقد است که این مجلات از آسیب‌هایی جدی هم رنج می‌برند، از آن جمله شکل‌گیری باندهایی برای چاپ مقالات است که طی آن به جای توجه به محتوای مقاله به نویسنده توجه می‌شود و طی این فرآیند بسیاری از تحقیقات ارزشمند از دایره انتخاب برای انتشار باز می‌مانند، همچنین کالایی شدن برخی از این مجلات و دریافت پول برای انتشار مقالات نیز از دیگر آسیب‌هایی است که مجلات تخصصی از آن رنج می‌برند.

همانطور که از صحبت‌های پیشین برمی‌آید، مجلات تخصصی به عنوان بخشی از بدنه علمی جامعه با موانع و مشکلاتی که در جامعه علمی وجود دارد، اعم از سیاست‌زدگی، کالایی شدن، رانت و تقلب علمی و... نیز به نوعی دست به گریبان هستند.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.