پای استاندار دوران احمدی‌نژاد به پرونده پسرش امیرحسین آزاد کشیده شد

مهرنیا: امروز دو سال از قتل همسرم می گذرد و من شاکی اصلی این پرونده هستم/ اظهارات همسر کرمی بیانگر زوایای رفتار آزاد و قریانی است/ هردو نفر شعبه های البرز را در شهرستان هایی مانند ایلام و همدان تاسیس که پدرش زمانی استاندار آنجا بوده، می کردند و با روابط پشت پرده فعالیت می کردند.

نماینده دادستان در پنجمین جلسه رسیدگی به پرونده متهمان تعاونی‌ البرز ایرانیان گفت: نمی دانیم تسهیلاتی که متهم ردیف اول مدعی است در میان مردم توزیع شده، به کجا رفته است و در واقع معتقدم با این تسهیلات پولشویی می کرده تا منشأ پول ها مفقود شود.  

پنجمین جلسه رسیدگی به اتهامات متهمین پرونده تعاونی‌های البرز ایرانیان و ولیعصر با حضور متهمین، وکلای تعیینی و نماینده دادستان به صورت علنی و به ریاست قاضی صلواتی برگزار شد.

به گزارش ایرنا، نماینده دادستان روز دوشنبه در پنجمین جلسه رسیدگی به پرونده متهمان تعاونی های‌ البرز ایرانیان، ولی عصر(عج)، فردوس و آرمان در شعبه چهارم دادگاه ویژه رسیدگی به جرایم اخلالگران و مفسدان اقتصادی به ریاست ابوالقاسم صلواتی با اشاره به اظهارات متهم ردیف اول در جلسه گذشته دادگاه، اظهار داشت: آقای امیرحسین آزاد طی چهار سال توانسته 50 میلیارد تومان درآمد داشته باشد و اگر توانایی داشت باید سپرده‌های مردم را افزایش می داد.

بیشتر بخوانید: جزئیات محاکمه «امیرحسین آزاد»، متهمی که پدرش استاندار سابق و پدرزنش استاندار فعلی است
در ادامه جلسه همسر حامد کریمی یکی از مدیران البرز ایرانیان که دو سال پیش کشته شد، با ارائه توضیحاتی درباره نحوه قتل همسرش مطالبی را بیان کرد.

بیشتر بخوانید:    پسر استاندار دوران احمدی‌نژاد مفسد اقتصادی درآمد

خانم مهرنیا گفت: از ابتدا برای تشکیل این تعاونی قرار بود جذب سپرده صورت گیرد و چون اولین تجربه کاری بود همسرم تلاش می‌کرد تا از اطرافیان سپرده بگیرد و بر همین اساس همه اقوام سپرده گذاری کردند.
وی افزود: هر بار که همسرم از آزاد مسائل تعاونی را پیگیری می کرد او می گفت که در حال گرفتن مجوز هستیم ولی در سال 95 آزاد به همراه پدر خود اعضای شورا را جمع کرد و بسیاری از سپرده‌گذاران به پشتوانه پدرش اقدام کردند.
مهرنیا ادامه داد: آزاد فقط می گفت ما به وجوه و سپرده نیاز داریم تا اینکه در بهمن ماه سال 95 عقد کردیم و در اسفند به کیش رفتیم ولی از تعاونی البرز تماس گرفتند که مردم در مقابل موسسه تجمع کرده اند.
وی افزود: همسرم حدود 40 دقیقه تلفنی صحبت کرد و آزاد به او وعده می داد که اوضاع درست می شود و جای نگرانی نیست ولی وقتی از کیش برگشتیم، دیدیم آزاد دستگیر شده است. البته با توجه به عملکرد حبیب نبی نیا رئیس شعبه های کرج تعاونی او نیز باید یکی از متهمان این پرونده می بود، ولی نمی دانم چرا نامی از وی برده نمی شود.
وی گفت: از آن به بعد هیچ سپرده ای از امیر جذب نکردیم ولی چون پشت‌سر آزاد صحبت کرده بود او را به شعبه های مختلف تبعید می‌ کردند.
مهرنیا افزود: قبل از تحویل سال 96 مردم در مقابل شعبه کرج تجمع کرده بودند و برگه ای به شعبه ها فکس شد و در آن پاراف یکی از معاونان بانک مرکزی مبنی بر تایید مجوز موسسه دیده می شد.
وی ادامه داد: با توجه به شرایط آن زمان به همسرم گفتم که در محل کار خود حاضر نشود ولی او را تهدید کردند که اگر سر کار خود حاضر نشود، حقوقی نخواهد گرفت.
مهرنیا با اشاره به پرونده قتل همسرش کفت: امروز دو سال از قتل همسرم می گذرد و من شاکی اصلی این پرونده هستم.
من و پدرم اولین کسانی بودیم که به بالای پیکر همسرم رسیدیم و دیدیم دستانش را از پشت بسته و به دهانش چسب زده بودند و ظاهرا او را بیرون از منزل به قتل رسانده و پیکرش را به داخل خانه منتقل کرده بودند.
وقتی به آزاد گفتم چطور زنده ای در حالی که دوستت زیر خاک است، او با پوزخندی گفت مگر او را من کشتم. سوال من این است که چه کسانی بانی قتل همسر من بودند.
نماینده دادستان گفت: اظهارات همسر کرمی بیانگر زوایای رفتار آزاد و قریانی است و این دو نفر شعبه های البرز را در شهرستان هایی مانند ایلام و همدان تاسیس می کردند که پدرش زمانی استاندار آنجا بوده و با روابط پشت پرده فعالیت می کردند.

پنجمین جلسه رسیدگی به اتهامات متهمان پرونده تعاونی‌های البرز ایرانیان و ولیعصر


به گزارش میزان، در ابتدای پنجمین جلسه دادگاه قاضی صلواتی با قرائت ماده ۳۵۲، ۳۵۴ و ۳۵۸ قانون آیین دادرسی کیفری از نماینده دادستان خواست در جایگاه حاضر شود.

آقامیری نماینده دادستان در خصوص دفاعیات متهم امیر حسین آزاد گفت: آقای آزاد در جلسه قبل عنوان کردند که اموالی از جمله ملک ۵۰ میلیاردی پاسداران و خودرو‌ها برای خودشان نیست و برای موسسه است، اما دراین جا این سوال مطرح است که چرا این اموال به نام خودتان انجام شده است.

وی ادامه داد: آقای آزاد چگونه توقع دارد برای موسسه‌ای که اهلیت تمتع ندارد مجوز صادر کند، آقای قریانی در اظهارات خود بیان کرده است که مهلت ساماندهی موسسات اواخر سال ۸۹ بوده است، اما نامه‌ای که آقای پور محمدی برای ادغام و ساماندهی صادر کرده است مربوط به تاریخ ۲۳، ۳، ۹۷ بوده است.

موسسه امیرحسین آزاد از ریشه با خلاف ثبت شده بود

آقای میری تصریح کرد: آقای آزاد علت عدم اعطای مجوز از سوی بانک مرکزی به دلیل این بود که موسسه شما از ریشه با خلاف ثبت شده بود، ضمن اینکه موسسه البرز ایرانیان هیچ گونه فعالیتی نداشته است و یک تعاونی روستایی و متروکه بوده است، اما شما تصویری به رسانه‌ها نشان دادید مبنی بر اینکه بانک مرکزی به شما مجوز داده است حال این سوال مطرح است که آیا بانک مرکزی مجوز برای ساماندهی داده بود یا برای جذب سپرده؟

نماینده دادستان با اشاره به دفاعیات متهم آزاد مبنی براینکه هزینه سفر‌های تفریحی و خرید خودرو‌های لوکس از پول‌های خودش بوده است، گفت: شما بیان داشتید که بیشتر از دومیلیارد اموال نداشته اید چطور ممکن است اموال شما ظرف این دوسال به ۵۰ میلیارد و ۱۰ برابر افزایش پیدا کند.

یک روزه 65 عدد تسهیلات داده اید که هیچ یک بازپرداخت نشده

آقا میری گفت: ما هنوز نمیدانیم تسهیلات کجا رفته است شما ظرف یک روز ۶۵ عدد تسهیلات داده اید که هیچ کدام بازپرداخت نشده است و معضلی که با آن مواجه هستیم این است که مشخص نیست این تسهیلات را به چه کسانی داده اید، شما با این تسهیلات اقدام به پولشویی کرده اید که منشا این پول‌ها مفقود شود.

نماینده دادستان تصریح کرد: شما بیان کردید که عده‌ای از جمله آقای پورمحمدی و دیگر افراد تخلفاتی کرده اند دراین جا باید بگویم که پرونده آن‌ها مفتوح و در دادسرا در حال رسیدگی است.

در ادامه جلسه دادگاه نماینده دادستان با کسب اجازه از محضر قاضی از خانم مهرنیا همسر حامد کرمی که در یکی از تجمعاتی که در شهر کرج برگزار شد به قتل رسید خواست برای ارائه توضیحات در جایگاه حاضر شود.

قاضی صلواتی پیش از قرار گرفتن خانم مهرنیا درجایگاه خطاب به اصحاب رسانه گفت که از چهره وی تصویر گرفته نشود.

نماینده دادستان ضمن عرض تسلیت خطاب به خانم مهرنیا پرسید آیا شما و همسرتان با آقای آزاد ارتباط داشتید دراین زمینه توضیح دهید؟

خانم مهرنیا پاسخ داد: من به مدت ۵ سال کارمند موسسه بودم و به صورت درصدی حقوق دریافت می‌کردم، در آن چندسالی که من وهمسرم کارمند مجموعه بودیم جلسات متعددی پشت سرهم برگزار می‌شد که اولویت این جلسات جذب سپرده بود.

همسر مرحوم حامد کرمی افزود: بدلیل اینکه ۹۰ درصد اعضای جوان بودند، برای اینکه خودی نشان بدهند اقدام به جذب سپرده می‌کردند و در جلسات نیز عنوان می‌شد که ازخانواده‌ها و اقوام نزدیکتان سپرده جذب کنید، اما آن‌ها هر بار برگه‌هایی به ما نشان می‌دادند و می‌گفتند که درحال گرفتن مجوز و مراحل نهایی آن هستیم.

وی افزود: در سال ۹۵ آقای امیر حسین آزاد به همراه پدرشان در جلسه‌ای شرکت کردند و پدرشان در آن جلسه صحبت کردند درآنجا عنوان شد برای گرفتن تاییدیه بانک مرکزی باید سپرده جذب کنیم، بنده آبان ماه ۹۵ به سرپرستی رفتم و حامد سرپرست شعبه‌ای شد که بنده قبلا سرپرستش بودم.

خانم مهرنیا اضافه کرد: بهمن ماه سال ۹۵، عقد کردیم، اسفندماه در کیش بودیم که یکی از بچه‌های شعبه با حامد تماس گرفت و گفت که خیلی شلوغ شده است و چکار باید کنند، حامد با دوست صمیمی خودش امیر تماس گرفت و بالغ بر ۴۰ دقیقه با وی صحبت کرد، امیر در جواب تمام صحبت‌ها می‌گفت: درست می‌شود نگران نباش، از کیش که برگشتیم متوجه شدیم امیر دستگیر شده است. حامد خیلی برای امیر ارزش قائل بود از آن به بعد هیچ سپرده‌ای از مردم جذب نکردیم.

گفتم توهینی که امیر حسین آزاد باید بشنود من می‌شنوم

وی گفت: سرپرستی شعبات استان البرز به مدیریت آقای حبیب نبی نیا بود که من تعجب می‌کنم که چرا اینجا نیستن، از دید من ایشان متهم هستند، بنده با وی جر و بحث کردم و گفتم توهینی که امیر حسین آزاد باید بشنود من می‌شنوم در آن زمان پلیس امنیت دیگر پاسخگوی ما نبود و می‌گفت: شما موسسه غیرمجاز هستید. حامد به پشتیبانی من در آمد و آقای نبی نیا به حامد گفت: تو رفیق آزاد هستی و حامد را به اصطلاح خود هر روز به یک شعبه تبعید می‌کردند، چون همسرم از آزاد دفاع منطقی می‌کرد و ایشان را در جلسات حضرت آزاد معرفی می‌کردند.

همسر مرحوم حامد کرمی افزود: روز قبل از سال تحویل مردم در سرپرستی جمع شده بودند، آزاد و دوستانش برگه‌ای برای تمام شعب فکس کردند که بالای آن توسط یکی از معاونان بانک مرکزی پاراف شده بود که قرار است مجوز صادر شود، مادوباره دیدیدم مردم تجمع می‌کنند و اسم موسسه همچنان جزو موسسات غیرمجاز است.

وی گفت: آقای قاضی امروز سالگرد فوت همسر من است، من امروز به عنوان وکیل تمام قد همسرم در اینجا هستم و تا جا دارد می‌ایستم، من شاکی اصلی این پرونده هستم، چون جلوی چشم خودم همسر بی گناهم را خاک کردند و ساعت یک بامداد جنازه همسرم را در آغوش گرفتم جنازه‌ی کسی که همان روز به همراهش رفته بودیم مبلمان عروسی بخریم.

همسر مرحوم حامد کرمی : امیرحسین آزاد با پوزخند می گوید مگر من همسرت را کشته ام

همسر مرحوم حامد کرمی گفت: تو رفیق ۱۵ روزه حامد هستی و من رفیق ۱۵ ساله اش هستم دراین جا به آقای آزاد می‌گویم من رفیق ۱۵ روزه در این دو سال جز زدم تو چگونه زنده‌ای و نمرده ای، آقای آزاد به من پوزخند می‌زند و می‌گوید مگر من او را کشته ایم.

قریانی: طبق قانون و شرع مشکلی که بر گردن من هست می‌پذیرم

متهم قریانی در ادامه دفاعیات خود گفت: طبق قانون و شرع مشکلی که بر گردن من هست می‌پذیرم و سعی در جبران آن دارم.

وی ادامه داد: در بازپرسی عنوان کردند که بنده در تاریخ ۲ آبان و ۹۱ نامه‌ای به اداره شعب ایران زدم در حالی که این نامه را مجعول می‌دانم و درخواست کارشناسی دارم. این نامه برای تخریب من زده شده است؛ چرا که در آن زمان نه شکایت مقام قضایی مطرح بود و نه بانک مرکزی شکایتی مطرح کرده بود، اداره نظارت بانک مرکزی در تاریخ ۲۴، مهر ۹۱، نامه‌ای به اداره حقوقی زده بود و شکایت در آن زمان مطرح شد.

قاضی صلواتی خطاب به متهم گفت: نامه را چه کسی صادر کرده است؟

متهم قریانی پاسخ داد: برداشت من این است که نامه بعد‌ها صادر شده است، بنده نامه را در بازپرسی مشاهده کردم و چنین نامه‌ای با این ادبیات و در آن تاریخ صادر نکردم.

وی در خصوص نامه به موسسه وقت فردوسی گفت: بنده با علی ابراهیم بای سلامی رابطه داشتم و ایشان به عنوان واسطه عمل می‌کرد، نامه را تحویل موسسه وقت فردوسی دادم و این موضوع را قبول دارم.

وی ادامه داد: آقای ابراهیم بای سلامی در سال ۹۳، در دادسرای ناحیه ۶ ونک شکایتی مطرح کردند و در پی آن مواجهه حضوری صورت گرفت و در آن جلسه آقای روح الله رحمانی زاده گفتند که بنده را اصلا ندیده اند، در آن جلسه پرسیدند پس چگونه صورتجلساتی که از سال ۹۱، وجود دارد که در آن قید شده است که بنده و شما در آن جلسه بوده ایم، ایشان گفتند که آقای ابراهیم بای سلامی از طرف بنده صورتجلسات را وکالتی امضاء می‌کرده است. این در حالی است که اگر ایشان به اقای سلامی وکالت داده بودند باید با قید وکالتی بودن امضاء زده می‌شد.

متهم قریانی گفت: آقای ابراهیم بای سلامی از دست اندرکاران و عوامل اصلی موسسه مالی و اعتباری و خدا رو شکر پرونده‌ای برای ایشان نیز مفتوح است.

متهم قریانی اضافه کرد: بنده در تاریخ ۱۵/۱۰/ ۹۲ از مدیریت خارج شدم و آقای محبیان تا سال ۹۳ حضور داشت، اما اینکه چرا رفت را متوجه نشدم. بنده ۱۱ میلیارد تحت عنوان تسویه حساب به آقای آزاد داده ام.

متهم قریانی گفت: آقای آزاد در سال ۹۵ به بنده گفتند که مشکل نقدینگی داریم، شما می‌توانید به ما کمک کنید که بنده آمدم یکسری از املاک را برای شرکت ولیعصر پس از کارشناسی خریداری کردم که امروز متوجه شدم که کارم اشتباه بود و آن‌ها با طناب من به چاه رفتند، حدود ۵۰ میلیارد تومان از تاریخ ۱/۱۰/۹۵ بابت خرید ۴ فقره ملک، پول نقد دادیم. قصدو نیتم این بود که مشکل تجمعات حل شود.

متهم قریانی اضافه کرد: تقاضا دارم آن ۵۰ میلیارد تومان کارشناسی شود تا مشخص گردد که چقدر از آن به حساب مردم رفته است، تا جایی که اطلاع دارم طبق اسناد هشت میلیارد تومان از آن پول به حساب رفته است و ۱۱ میلیارد برای خرید پالادیوم هزینه شده است. در اینجا این سوال مطرح است که با وجود تجمعات سپرده گذاران چه لزومی به این کار بوده است.

وی بیان کرد: بنده متاسفانه مدتی متواری بودم؛ اما تاریخ دقیق آن را به خاطر ندارم منظور از متواری بودن به این معنا است که نزد مرجع قضایی حاضر نشدم. اما اوایل سال ۹۵ هر مرجعی که بنده را احضار کرد حضور یافتم.

در ادامه نماینده دادستان خطاب به متهم قریانی پرسید، در مورد نحوه شراکت با آقای آزاد توضیح دهید؟

متهم گفت: در سال ۸۹، ایده این کار در شرکت لیزینگ مطرح شد و بنده در همان جا به اقای عاشوری گفتم که این کار امکان پذیر نیست مدتی بعد عاشوری با من تماس گرفت و گفت: هنوز هم روی حرفت هستی که بنده گفتم بله.

وی افزود: برای اولین بار آقای آزاد را در دفتر آقای عاشوری دیدم و ایشان اعلام کردند (من می‌توانم مجوز بگیرم. دوشنبه جلسه استانداران در وزارت کشور است و اقای بهمنی که در آن موقع رئیس کل بانک مرکزی بود در آنجا حضور دارد و مجوز را می‌گیرم)

نماینده دادستان پرسید: آیا در جلساتی که داشتید از اقوام آقای آزاد نیز در آنجا حضور پیدا می‌کردند؟

متهم پاسخ داد: فریدون همتی در آن جلسه حضور داشت و در جلسه‌ای که من حضور ذهن دارم چند بار پدر ایشان در آن حضور پیدا کردند؛ اما جلسه کاری به آن شکل که خانم مهرنیا گفت : نبود.

چگونگی قتل حامد کریمی از مدیران البرز ایرانیان

در بخشی دیگر، قاضی از مهرنیا خواست نحوه قتل همسرش را بیان کند.

وی گفت: به اعتراف یکی از مشتریان که کفاش بود به اتفاق شاگردش در روز نیمه شعبان سال۹۶ به درب منزل حامد مراجعه می‌کند و می گوید حامد ما را به خانه راه داد. در حالی که من می‌دانم این مسئله دروغ است، حامد اینقدر احمق نبود. آنها می‌گویند وارد خانه شدیم، دست و پای حامد را از پشت بستیم و دور دهانش چسب زدیم.

مهرنیا خطاب به قاضی گفت: آقای قاضی خانه مرتب بود و هیچ اثری از درگیری وجود نداشت، من معتقدم حامد را بیرون از منزل کشته بودند و تنها جسد را به داخل منزل انتقال داده‌اند.

در ادامه جلسه دادگاه نماینده دادستان گفت: صحبت های شاهد بیانگر ماجراست و اینکه آقای آزاد می گفت که پدرم هیچ نقشی نداشته، در اینجا مشخص می شود. آقایان آزاد و قریانی موسسه فردوسی را در شهرستان های ایلام و همدان قرار می دادند که پدر او (آزاد) سابق استاندار بوده و همه اینها بیانگر روابط پشت پرده ای است که در این موسسه بوده است و سپرده ها اخذ شده و مردم آسیب دیده اند.

مهرنیا خطاب به قاضی گفت: آقای قاضی خانه مرتب بود و هیچ اثری از درگیری وجود نداشت، من معتقدم حامد را بیرون از منزل کشته بودند و تنها جسد را به داخل منزل انتقال داده‌اند.

در ادامه جلسه دادگاه نماینده دادستان گفت: صحبت های شاهد بیانگر ماجراست و اینکه آقای آزاد می گفت که پدرم هیچ نقشی نداشته، در اینجا مشخص می شود. آقایان آزاد و قریانی موسسه فردوسی را در شهرستان های ایلام و همدان قرار می دادند که پدر او (آزاد) سابق استاندار بوده و همه اینها بیانگر روابط پشت پرده ای است که در این موسسه بوده است و سپرده ها اخذ شده و مردم آسیب دیده اند.

در ادامه قریانی متهم ردیف دوم پرونده به اذن قاضی در جایگاه حاضر شد و ضمن معرفی خود گفت: متولد 54 هستم و سابقه کیفری ندارم و الان دانشجوی دکترا هستم.

قاضی صلواتی درباره سابقه کاری او پرسید که او گفت: در حوزه تعاون و امور بانکی در صندوق تعاونی کشور و بانک توسعه تعاون کار کرده‌ام.

قاضی دادگاه بعد از تفهیم اتهام خواست تا دفاعیات خود را بیان کند.

متهم (قریانی) گفت: در کیفرخواست صادره به دلیل حجم بالای پرونده به نظر می رسد زمان بازپرسی و تحقیقات محدود بود و علی رغم تلاش بازپرس فرصت رسیدگی به یکسری جزییات نشده است؛ مثل عملکرد محمدحسن محبیان که مشخص است اما هیچ اسمی از او در کیفرخواست نیامده است و من می خواهم این موضوع بررسی و روشن شود.

متهم ادامه داد: در خصوص زمان و نحوه شروع فعالیت من در شرکت البرز ایرانیان در کیفرخواست ذکر شده که باید بگویم شروع به اقدام  مربوطه در سال 1389 در شرکت لیزینگ مهر بود. ما چند تعاونی اعتباری را بررسی کردیم و در نهایت تعاونی اعتباری البرز ایرانیان مورد گزینه بود. من در بازپرسی فراموش کردم بگویم که ما حساب مشترک با سه امضا در سال 89 باز کردیم که در آن قرارداد اول منعقد می شود و چک ها و شماره چک ها مربوط به حساب جاری مشترک است. بعد از مدتی در تاریخ اردیبهشت 90 قراردادم منعقد شد و در تاریخ 91/4/7 قرارداد دوم توسط اقای آزاد انجام  شد که هنوز تعیین تکلیف نشده است.

وی افزود: در طول دوران حضور در البرز ایرانیان تمام تلاشم را کردم تا مجموعه در اصول درست حرکت کند. مثل مکاتباتی که با بانک مرکزی داشتم و همه وقایع را توضیح دادم، اما بدلیل اینکه قرارداد دوم  به اختیار آقای آزاد بود او باید موافقت می کرد. در سال 92 محمدحسن محبیان از سوی آزاد منصوب شد. در سال 91 درخواست عضویت قانونی ما در تعاونی البرز ایرانیان پذیرفته شد و امید داشتیم کار به صورت قانونی ادامه یابد اما انجام نشد و ظاهرا عضویت قانونی مجموعه بعد از چند ماه لغو شده بود که من از تاریخ ۹۳.۳.۳ از مجموعه خارج شدم که مرا متهم کردند که این واقعیت ندارد.

این متهم اضافه  کرد: 92/10/15 آقای آزاد حکم ریاست آقای محبیان را صادر کرد و صورت حساب 93/3/3 را امضا کردند. در مواردی مثل زمین پاسداران به دلیل اشتباهات صورت گرفته مبایعه نامه و صلح نامه به نام آقای آزاد است و ما به عنوان امین حضور داشتیم. اگر این مجموعه ناچار به ادامه بوده چرا در سال‌های 94 و 95 آن را در کرمان و کهگیلویه و بویراحمد توسعه دادند و من در تحقیقات و  بازجویی ها متوجه شدم آنجا قرارداد رهن و اجاره بسته شده بود.

وی افزود: من قبول دارم به عنوان مدیر اجرایی در این مجموعه حضور داشتم، ولی زمان فسخ قرارداد من به هیچ عنوان حاضر نبودم و البته اخلاقا بعد از نوشتن قرارداد آقای آزاد قرار بود مرا به عنوان شریک بداند اما به هر دلیلی هیچ چیزی را به من تفویض نکرد. آیا وقتی چیزی دست من نیست من می توانستم در مجموعه موثر باشم. از عملکرد آقای محمدحسن محبیان اسناد زیادی دارم حتی مرحوم باقری درمنی از طریق ایشان آمد.

وی با بیان اینکه چک‌های قراردادم مربوط به حساب مشترک است گفت: انتساب خرید ملک قم به من از موارد دیگری است که به این شکل واقعیت ندارد و اسنادش موجود است. قرارداد مربوط به سال 93/3/20  است در حالی که من ۹۳.۳.۳  از مجموعه خارج شدم. قرار شد به عنوان امین مجموعه به نام من قرارداد نوشته شود و روزی که قرارداد نوشتیم مالک به من وکالت داد و به فاصله چند روز عین وکالت مالک را به شرکت که  از آن خارج شده بودم تفویض کردم. از روز اول ایجاد مجموعه، من در جریان صادر شدن اوراق سپرده نبودم و در این معامله ریالی ذی نفع نبودم و قرار بود این ملک برای مجموعه باشد، اما نتوانست در  سررسید اوراق را پرداخت کند و به سمت فسخ قرارداد رفتند.

وی افزود: درباره واریز مبلغ 8 میلیارد تومان که به من انتساب داده شده باید بگویم این مبلغ را قبول دارم. زمان خروج من از موسسه با آقای آزاد جلسه داشتیم و قرار شد یکسری اموال به نام من شود از جمله این 8 میلیارد تومان است. من از مهر 93 به بعد حضور نداشتم و خواهش می کنم بررسی شود دستور واریز این مبلغ را چه کسی صادر کرده من که از شرکت خارج شده بودم و یکی از موارد تسویه حساب آپارتمان پدر آقای آزاد است یعنی او اینقدر آگاه نیست و در جریان نبود؟ لذا من 8 میلیارد تومان را قبول دارم،  اما دستور واریز آن را ندادم؛ زیرا نبودم  این کار را کنم. آنها می خواهند این گونه جلوه بدهند که من پول را خارج کردم و از محضر دادگاه خواهش دارم به خاطر اعاده حیثیتم این حسابرسی دقیق انجام شود.

متهم قریانی در ادامه دفاعیات خود گفت: طبق قانون و شرع مشکلی که بر گردن من است را  می‌پذیرم و سعی در جبران آن دارم. اداره نظارت بانک مرکزی در تاریخ 91.7.4 نامه ای به اداره حقوقی زده بود و شکایت در آن زمان مطرح شد.

قاضی صلواتی خطاب به متهم گفت: نامه را چه کسی صادر کرده است؟

متهم قریانی پاسخ داد: برداشت من این است که نامه بعدها صادر شده است، بنده نامه را در بازپرسی مشاهده کردم و چنین نامه‌ای با این ادبیات و در آن تاریخ صادر نکردم.

متهم قریانی در خصوص نامه به مؤسسه وقت فردوسی گفت: بنده با علی ابراهیم‌بای‌سلامی رابطه داشتم و ایشان به عنوان واسطه عمل می‌کرد، نامه را من تحویل مؤسسه وقت فردوسی دادم و این موضوع را قبول دارم.

وی تصریح کرد:  آقای ابراهیم‌بای‌سلامی در سال 93 در دادسرای ناحیه 6 ونک شکایتی مطرح کردند و در پی آن مواجهه حضوری صورت گرفت و در آن جلسه آقای روح‌الله رحمانی‌زاده گفتند که بنده را اصلاً ندیده‌اند. در آن جلسه پرسیدم پس چگونه صورتجلساتی در سال 91 وجود دارد که در آن قید شده است که بنده و شما در آن جلسات بوده‌ایم؟ ایشان گفتند که آقای ابراهیم‌بای‌سلامی از طرف بنده صورتجلسات را وکالتی امضا می‌کرده است. این در حالیست که اگر ایشان به آقای سلامی وکالت داده بودند باید با قید وکالتی بودن امضاء زده می‌شد.

متهم قریانی گفت: آقای ابراهیم‌بای سلامی از دست اندرکاران و عوامل اصلی مؤسسه مالی و اعتباری است و خدا را شکر پرونده‌ای برای ایشان نیز مفتوح است.

وی اضافه کرد: آقای محبیان تا سال 93 حضور داشت، اما اینکه چرا رفت را متوجه نشدم. بنده 11 میلیارد به آقای آزاد تحت عنوان تسویه حساب داده‌ام.

این متهم گفت: آقای آزاد در سال 95 به بنده گفتند که مشکل نقدینگی داریم، شما می‌توانید به ما کمک کنید؟ که بنده آمدم یکسری از املاک را برای شرکت ولیعصر پس از کارشناسی خریداری کردم که امروز متوجه شدم کارم اشتباه بود و آنها با طناب من به چاه رفتند. حدود 50 میلیارد تومان از تاریخ 95.10.1 بابت خرید 4 فقره ملک، پول نقد دادیم، قصد و نیتم این بود که مشکل تجمعات حل شود، تقاضا دارم آن 50 میلیارد تومان کارشناسی شود تا مشخص شود که چقدر از آن به حساب مردم رفته است، تا جایی که من اطلاع دارم، طبق اسناد 8 میلیارد تومان از آن پول به حساب رفته است و 11 میلیارد برای خرید پالادیوم هزینه شده است. در اینجا این سوال مطرح است که با وجود تجمعات سپرده‌گذاران چه لزومی به این کار بوده است.

وی اضافه کرد: بنده متأسفانه مدتی متواری بودم اما تاریخ دقیق آن را به خاطر ندارم اما منظور از متواری بودن نیز به این معنی است که نزد مرجع قضایی حاضر نشدم، اما اوایل سال 95 هر مرجعی که بنده را احضار کرد حضور یافتم.

متهم قریانی تصریح کرد: خود و خانواده‌ام یک مهر خروج از کشور روی پاسپورت و گذرنامه‌مان نداریم ، بهترین تفریح من کار است و از سال 90 تا 96 مشخص است که منزل من در کجاست و متراژ آن چقدر است، بعد از بازداشت خانواده‌ام به شهرستان نقل مکان کردند، به دلیل همین موضوعات با آقای آزاد اختلاف نظر داشتم، بنده بریز و بپاش را نمی‌پسندیدم. اهل معامله خودرو نبودم و فقط با آقای آزاد معامله ماشین داشتم.

نماینده دادستان پرسید آیا در جلساتی که داشتید از اقوام آنجا نیز در آنجا حضور پیدا می‌کردند؟

متهم پاسخ داد: فریدون همتی در آن جلسه حضور داشت و تا جایی که من حضور ذهن دارم چند بار پدر ایشان در آن حضور پیدا کردند اما جلسه کاری به آن شکل که خانم مهرنیا فرمودند نبود.

در ادامه نماینده دادستان خطاب به متهم قریانی پرسید: در مورد نحوه شراکت با آقای آزاد توضیح دهید.

متهم ردیف دوم، قریانی اظهار کرد: در سال 89 ایده این کار در شرکت لیزینگ مطرح شد و بنده در همان جا به آقای عاشوری گفتم که این کار امکان‌پذیر نیست، مدتی بعد عاشوری با من تماس گرفت و گفت هنوز هم روی حرفت هستی؟ که بنده گفتم بله. برای اولین بار آقای آزاد را در دفتر آقای عاشوری دیدم و ایشان اعلام کردند (من می‌توانم مجوز بگیرم، دوشنبه جلسه استانداران در وزارت کشور است و آقای بهمنی که در آن موقع رئیس کل بانک مرکزی بود در آنجا حضور دارد و مجوز را می‌گیرم).

به گزارش ایسنا، قریانی متهم ردیف دوم پرونده در ادامه دفاعیاتش در خصوص خارج کردن 8 میلیارد پول به صورت مخفیانه گفت: در این خصوص که نماینده دادستان گفتند من دستور واریز را امضا کرده‌ام، من این را قبول ندارم و این باید مشخص شود که دستور را چه کسی داده، چرا که این دستور به موجب توافقی اجرا شده و 8 میلیارد تومان پول به حساب من واریز شده است.

وی افزود: این تصمیم اشتباه و غلط من بود که به جای اینکه اوراق سپرده را ببریم آمدیم این 8 میلیارد تومان پول را به 8 قسمت و هرکدام را به حساب‌های یک میلیارد تومانی تقسیم کردیم. اگر من معتقد بودم کار من پولشویی است این پول را در همان شعبه تقسیم نمی‌کردم، اگر من می‌خواستم رد گم کنی کنم این کار را نمی‌کردم چرا که کار من شفاف و مشخص است. من در روز اول که بازداشت شدم گفتم این پول به حساب من آمده و این را قبول دارم. من فکر می‌کردم با تقسیم این 8 میلیارد راحت‌تر می‌توان این پول‌ها را خارج کرد.

قاضی گفت: در نهایت این حساب‌های یک میلیارد تومانی که در مجموع 8 میلیارد تومان می‌باشد را تجمیع کردید. چه هدفی داشتید اگر کار شما رد گم‌کنی نبوده؟

نماینده دادستان گفت: از شما سوال شده که پیرو صحبت‌های امیرحسین آزاد در خصوص 8 میلیارد تومان و واریز آن به حساب خانم الهه اسدی گفتید که قبول دارم و این پول را برای تجهیز شرکت خدماتی پرداخت می‌کنم. چه ضرورتی داشت برای هزینه کردن آرمان به حساب شخصی الهه اسدی این مقدار پول واریز شود؟

نماینده دادستان خطاب به متهم ردیف دوم قریانی اضافه کرد: در ادامه گفتید هیچ ضرورتی نداشتید، کار اشتباهی بوده که انجام دادم و مستندات را ظرف یک ماه ارائه می‌دهم و در تاریخ 93.12.28 مبلغ یک میلیارد وجه به 8 حساب یک میلیارد تومانی به نام الهه اسدی واریز شده است که در تاریخ دیگری به حساب تعاونی روستایی واریز گردید. احتمالاً خواستید اوراق یک میلیاردی خریداری کنید. این اظهارات شما در بازپرسی است که با اظهارات الان کاملاً ضد و نقیض است.

متهم ردیف دوم گفت: سعی کردم هر آنچه که درک کردم را توضیح دهم اما در مورد جزئیات هیچ چیزی به یاد ندارم.

قریانی در خصوص ملک پدر آزاد گفت: آزاد قیمتی را گفت که بعد از توافقات رسمی متوجه شدم گران‌تر بوده است و گلایه کردم.

متهم ردیف دوم پرونده گفت: در سال 90 نامه بانک مرکزی عین نامه‌ای که دادند این بود که « مؤسسه فردوسی ساماندهی شود» این در حالی بود که تابلوهای فردوسی همچنان بود و جذب سپرده داشتند. - اینکه نماینده دادستان می‌گویند قرار نبود سپرده‌ای جذب شود، نه اینگونه نبوده است- در خصوص تسویه و انحلال این مصوبات در آن مقطع قرار بود سپرده‌ای جذب نشود و از آن تاریخ به بعد انجام نشد و این تعاونی‌ها هم مثل 8 تعاونی دیگر جذب سپرده می‌کردند.

نماینده دادستان در پاسخ به قریانی اظهار کرد: این 8 تعاونی قبل از اینکه جذب سپرده کنند، شما جذب سپرده می‌کردید.  کار حق جذب سپرده را نداشتید.

نماینده دادستان در واکنش به اظهارات قریانی گفت: در اظهارات خود گفته‌اید در سال 93 از مؤسسه جدا شدید و هیچ سمتی در این مؤسسه نداشتید در حالی که کسری اموال (8 میلیارد تومان) را به حساب شما واریز کردند و در حالی که شما هیچ فعالیت اقتصادی نداشتید و بدون آنکه هیچ فعالیت و سودآوری داشته باشید این مقدار پول به حساب شما واریز شده است. به نظر من شما با سود مردم سودآوری کردید.

قریانی در پاسخ به اظهارات نماینده دادستان گفت: دادستان فرمایشات‌شان درست است و پول‌ها برای مردم است؛ این مقطع و وضعیت حساب برای مجموعه به مشکل بد امروز نبوده و تراز و حسابرسی وجود داشته و این محاسبات را انجام داده و این یک توافق دو طرفه بوده است اما در آن شرایط مجموعه ارزش داشت و افرادی حاضر بودند کارهایی را انجام دهند و مجموعه را در دست بگیرند. در آن زمان فکر می‌کردم یا مجموعه به سرانجام نمی‌رسد و مقرر نمی‌شود و اگر هم به سرانجام برسد از بابت زحمات من بوده اما از ان طرف احتمال می‌دادم مجموعه دچار مشکل شود و اگر ضرری به مجموعه وارد شود حاضر هستم جبران کنم.

نماینده دادستان گفت: در حالیکه هیچگونه سهامی از سهام مجموعه البرز به نام قریانی نبوده و قریانی هیچگونه سمتی در این مجموعه نداشته برای چه باید برود دنبال مجوز؟ قریانی در خصوص سمت خود نامه جعلی داشته و این مشخص است که او بدون هیچ مجوزی و با ارائه مدارک و مجوز جعلی جهت اخذ سپرده به مؤسسه فردوسی ورود می‌کند.

آقامیری نماینده دادستان در ادامه اظهار کرد: اقدامی که برای ساماندهی به مؤسسه بوده، اقدامی برای مجوز نبوده است. شما که در بانک کار کردید، چرا؟! مجوز برای سپرده‌گذاری بوده یا برای ساماندهی؟ بودجه اخذ سپرده برای چه موضوعی بوده است؟ شما که نامه‌ها را دیدید.

وی ادامه داد: اقدامات شما اخلال در نظام اقتصادی است و  با توجه به اینکه ریاست شعبات دادگستری تهران نامه‌ای را در این خصوص برای مؤسسات فرستاده بودند، چرا همچنان اصرار به نگه داشتن مؤسسات داشتید؟ این نطفه فساد را در مؤسسه، شما ایجاد کردید. مشخص است که با سوء نیت و با علم به این موضوع این افراد وارد شدند. شما که نیتی برای دست زدن به آن پول‌ها را نداشتید، چرا آن را قبول کردید؟

در پایان این جلسه، قاضی صلواتی ختم جلسه را اعلام کرد و گفت: جلسه بعدی دادگاه رأس ساعت 13 در روز سه‌شنبه (فردا) برگزار می‌شود.

 

نظرات

نظرات | 0 نظر

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.