جوا ن ها چقدر درگیر مو ج های فضای مجازی می شوند؟

شبکه های اجتماعی مشت نمونه خروار نیستند

گزارش /
شناسه خبر: 463956

دقیقاً مثل عنوان و لقبش است؛ موج. اوج می‌گیرد و یک دفعه همه‌گیر می‌شود و می‌بینی همه درباره‌اش حرف می‌زنند و می‌نویسند، دعوا می‌کنند و کل‌کل و بعد مثل همان موج پس می‌کشد و آرام می‌شود و انگار نه انگار. حکایت خبرها و داستان‌هایی است که هر روز یا چند روز یک بار در شبکه‌های اجتماعی گل می‌کند و همه درباره‌اش حرف می‌زنند.

 انگار زندگی در جامعه متوقف شده و فقط این موج تازه زنده است و همه چیز را مشخص می‌کند.اما خیلی از همین کاربرها گاهی می‌گویند که زندگی بیرون از فضای مجازی و در شهر و روستا راه خودش را می‌رود و آنچه آنها را درگیر کرده آن بیرون برای مردم آنقدرها هم مهم نیست. رفتم سراغ جوان‌ها تا ببینم چقدر این موج‌ها دغدغه آنهاست و چقدر فکرشان را درگیر می‌کند.
   تا جایی که زندگی‌مان را بهم نریزد
چهار موضوع و موج جدید را انتخاب کردم تا از کسانی که با آنها حرف می‌زنم بپرسم؛ ماجرای برنامه نود و عادل فردوسی‌پور، حرف‌های مهران مدیری علیه دولت در برنامه دورهمی، مرجان شیخ‌الاسلام و نقشش در اختلاس پتروشیمی و عکسی که از نماینده مردم میناب در مجلس منتشر شد درحالی که پایش را روی میز گذاشته و با گوشی تلفن همراهش مشغول بود.
می‌خواهم بپرسم و بدانم آن‌طور که یک دفعه شبکه‌های اجتماعی پر شد از این خبرها و همه کاربرها انگار فکر و ذکرشان همین موضوعات بود، آنها هم در دنیای واقعی درگیر شده‌اند یا نه همان‌طور که گفته می‌شود دنیای مجازی مشت نمونه خروار نیست و حسابش از حساب این دنیا جداست.
وارد یکی از مغازه‌هایی می‌شوم که بر خیابان انقلاب است، با ویترینی پر از عروسک و گلدان‌های کوچک و شمع و شمعدان. از همان چیزهایی که جوان‌ها زیاد دوستش دارند وسراغش می‌روند، برای تزئین اتاق و خانه یا هدیه دادن به دیگران.
داخل مغازه بوی عود همه جا را گرفته و حسابی با عروسک و گوی‌های شیشه‌ای پر برف و گلدان، شلوغ است؛ شلوغ‌تر از ویترین آفتاب گرفته.
امیرحسین جمالی با تلفن حرف می‌زند. منتظر می‌مانم تا تلفنش تمام شود. تا سوژه را می‌شنود درباره‌اش حرف می‌زند و در صندلی‌اش جابه‌جا می‌شود. متولد 70 است و به قول خودش 90 درصد اخبار را از تلگرام دنبال می‌کند. اینستاگرامش بیشتر به کارش مربوط می‌شود اما می‌گوید: «بالاخره شما چند پیج را که بالا و پایین می‌کنی بخواهی نخواهی اخبار را می‌بینی.»
می‌پرسم چقدر از این موج‌هایی را که با یک خبر، یک اظهارنظر یا یک عکس و فیلم ایجاد می‌شود دنبال می‌کند. می‌گوید: «من فقط می‌خوانم و مرور عادی می‌کنم و رد می‌شوم. فقط دبل لایک می‌کنیم که قلب بیفتد آن وسط.»
چهار موضوعی را که انتخاب کرده‌ام برایش نام می‌برم و با شنیدن هر کدام‌شان سرش را تکان می‌دهد. می‌گوید از همه آنها چیزی در شبکه‌های اجتماعی خوانده و دنبال کرده‌ اما مهم‌ترین و تاپ ترین‌شان برنامه نود و عادل فردوسی‌پور بوده است و بعد هم مرجان شیخ‌الاسلام و پتروشیمی گیت. البته می‌گوید: «از جزئیات باخبر نیستم ولی مهم‌ترین تیترها را می‌خوانم و تا حدودی از آنها اطلاع دارم. مثلاً از ماجرای برنامه نود این در ذهنم مانده که یک سلیقه شخصی باعث شده صدا و سیمایی که برای همه مردم است یک برنامه پربیننده را حذف کند. درباره مهران مدیری هم بعضی از دوستانم می‌گویند خیلی پول درآورده ولی من می‌گویم نوش جانش چون زحمت کشیده، چون مردم پشتش بوده‌اند بدون واهمه کارش را انجام داده. ماجرای مرجان شیخ‌الاسلام هم می‌شود گفت یک چیز عادی شده. عکس آن نماینده را هم تا دیدم فقط یک لحظه سیل زده‌ها به ذهنم آمد و اینکه چرا باید در این شرایط خیلی راحت نشسته باشد. من فقط در همین حد دنبال می‌کنم و از کنارش رد می‌شوم چون زیاد فکر کردن به این موضوعات مغز را خسته می‌کند.»
وقتی موجی در شبکه‌های اجتماعی شروع می‌شود، فضایی به وجود می‌آید که فکر می‌کنی همه جهان حتماً دارند برای این ماجرا غصه می‌خورند یا گریه می‌کنند، حرص می‌خورند یا عصبانی هستند و... اما وقتی گوشی را کنار می‌گذاری و بیرون می‌روی به نظرت می‌آید انگار خیلی هم از این خبرها نیست. از امیرحسین می‌پرسم چقدر این موج‌ها و مثلاً این چهار موج خبری روی زندگی‌اش تأثیر گذاشته و دغدغه‌اش شده است. با کمی بی‌تفاوتی می‌گوید: «بین اینها شاید برنامه نود فقط، من کلاً تلویزیون زیاد نگاه نمی‌کنم و شبکه سه را هم فقط برای نود می‌دیدم اما الان دیگر اصلاً تلویزیون را نگاه نمی‌کنم. اما در کل این خبرها روی زندگی من زیاد تأثیر نمی‌گذارد یعنی اجازه نمی‌دهم تأثیر بگذارد چون روی کارم اثر منفی دارد. این موج‌ها را فقط نگاه می‌کنم و دغدغه‌ام نمی‌شوند.»
دو نفر دیگری که با آنها حرف می‌زنم تقریباً شبیه امیرحسین فکر می‌کنند؛ یکی کمتر و یکی بیشتر. فائزه 22 ساله است و نزدیک ایستگاه مترو می‌بینمش. تند تند قدم برمی‌دارد تا برسد به ورودی مترو اما نمی‌گوید که حرف نمی‌زند. مثل بیشتر هم سن و سال‌هایش اخبار را نه از تلویزیون که از اینستاگرام و تلگرام می‌خواند و دنبال می‌کند و فقط همین: «فقط می‌شنوم و واکنش خاصی نشان نمی‌دهم.»
یعنی نمی‌خواهد مثل بعضی از کاربرها خودش هم درباره موج‌ها بنویسد و در این ماجرا و جریان‌سازی شریک باشد. البته از همه موضوعات مخصوصاً آن چهار موضوعی که می‌گویم چیزهایی می‌داند: «از همه‌شان باخبرم ولی دنبال‌شان را نگرفتم، بعضی‌هایش واقعاً ناراحت‌کننده هستند.»
اما این شنیدن و ناراحت شدن چقدر جدی می‌شود و چقدر زندگی‌اش را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟ می‌گوید: «آنهایی که به اقتصاد جامعه لطمه می‌زنند برایم مهم است مثلاً از این چهار موضوع، آن اختلاسی که شده به‌نظرم از همه مهمتر است. کاری هم نمی‌شود برایش کرد، بردند و تمام.»
وقتی رشته‌اش را می‌گوید متوجه می‌شوم چرا اخباری که اقتصاد جامعه را به خطر می‌اندازند برایش مهم است. حسابداری می‌خواند و در همین رشته هم کار می‌کند.
مجتبی هاشمی اما برعکس فائزه کارش مربوط به رشته‌اش نیست. فوق‌لیسانس مترجمی زبان انگلیسی دارد اما مجری ساختمان است. از بین خبرها بیشتر اخبار ورزشی را دنبال می‌کند ولی به نظرش بیشتر خبرها شایعه هستند و این شایعه بودن در همان موج‌ها هم دیده می‌شود. برای همین خیلی به موج‌ها دل نمی‌دهد: «خیلی توجه نمی‌کنم. دنبال می‌کنم اما خیلی پیگیر نیستم چون از صحت و سقمش اطمینان ندارم.»
وقتی ماجرای نود و فردوسی‌پور، مهران مدیری و برنامه دورهمی، مرجان شیخ‌الاسلام و عکس نماینده میناب را دانه دانه نام می‌برم می‌گوید که بیشتر اخبار برنامه نود را دنبال کرده و بعد همان اختلاسی که حالش را بد کرده است. اما درباره عکس نماینده مجلس چیزی نشنیده است.
در این موج‌هایی که شکل می‌گیرد فقط تا حدودی می‌خواند و رد می‌شود و خودش چیزی نمی‌نویسد: «نمی‌نویسم چون سعی می‌کنم در کاری که درباره‌اش اطلاع دقیق ندارم وارد نشوم. بعد هم نیمی از خبرهایی که در این موج‌ها منتشر می‌شود شایعه
است.» او به این موج‌ها فکر می‌کند و به نظرش هر خبری که منتشر می‌شود از لحاظ روانی روی افراد مختلف تأثیر می‌گذارد مثل خبر اختلاس که به قول خودش هرکسی که می‌شنود فکر می‌کند این خسارت باید از خزانه کشور جبران شود و وقتی به این اخبار فکر می‌کند رویش تأثیر می‌گذارند.
   از درگیری با موج تا بی‌خبری
غیر از این چند نفر کسانی هم هستند که حسابی درگیر موضوعاتی می‌شوند که درشبکه‌های اجتماعی جان می‌گیرند و همه‌گیرمی‌شوند. درباره‌اش می‌نویسند، حرص می‌خورند، تلاش می‌کنند چیزی را عوض کنند یا بقیه را هم به ماجرا حساس کنند. بهار یکی از همین جوان‌هاست. 30 ساله است و مدیریت خوانده و حالا در یک شرکت کار می‌کند. در اینستاگرام و توئیترش حسابی فعال است و خبرها را از همان جا متوجه می‌شود: «قبلاً شاید پیش می‌آمد که اتفاقی می‌افتاد و من اصلاً باخبر نمی‌شدم اما الان این‌طور نیست. مثلاً این چهار موردی که گفتید همه را می‌دانم و درباره‌شان خوانده‌ام، مخصوصاً در توئیتر که فضا خیلی خبری است و سریع همه واکنش نشان می‌دهند. خودم هم همین‌طور هستم و هم در اینستاگرامم و هم در توئیترم درباره موضوعاتی که پیش می‌آید می‌نویسم.»
فقط نوشتن نیست؛ اخبار و موج‌ها گاهی حسابی درگیرش می‌کنند و زندگی‌اش را بهم می‌ریزند:«یادم می‌آید سر ماجرای گم شدن آن دختر بچه که در ماشین جا مانده و دزدیده شده بود آنقدر اعصابم داغان شده بود که یکی دو روز توی حال خودم نبودم. خیلی توئیت زدم درباره‌اش و در اینستاگرام هم نوشتم، به بعضی چیزها نمی‌شود بی‌تفاوت بود و فکر نکرد.»
البته خودش می‌گوید که همه مثل او نیستند: «چند بار شده که مثلاً از صبح در خانه بوده‌ام و مسأله‌ای پیش آمده و حسابی درگیرم کرده و مدام درباره‌اش نوشته و خوانده‌ام اما بعد که از خانه بیرون آمده‌ام دیده‌ام اصلاً انگار کسی خبر ندارد. زندگی خودشان را می‌کنند. حتی سر همین گرانی‌ها ما در توئیتر توی سر خودمان می‌زدیم اما بعد می‌دیدیم شب عید کم و بیش مردم خرید می‌کنند. یادم می‌آید همان موقع هم چند نفر نوشتند که ما و توئیتر، همه جامعه نیستیم.»
می‌روم داخل یک شیرینی فروشی کوچک. پشت یک میز گرد و روی دو صندلی دو جوان نشسته‌اند و هر کدام یک شیرینی بزرگ می‌خورند و باهم حرف می‌زنند.
تا موضوع گزارشم را می‌گویم یکی که به نظر می‌آید سن و سالش کمتر است می‌خندد و می‌گوید: «ما اصلاً گوشی لمسی نداریم.» وقتی تعجبم را می‌بینند آن یکی می‌گوید: «گوشی‌ات را نشان بده.» بعد یک گوشی ساده و کوچک از جیبش در می‌آورد. می‌پرسم: «پس خبرها را نمی‌خوانید؟» هر دو می‌خندند و یک نفرشان می‌گوید: «نه... برای چی؟ زندگی‌مان را می‌کنیم.»

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.