دم خروس یا قسم حضرت عباس؟

سیاسی /
شناسه خبر: 463703
  دم خروس یا قسم حضرت عباس؟

فی نفسه گرچه خودم به شخصه فکر نمی‏‌کنم که اگر از من دعوتی برای حضور در این میهمانی شود با توجه به مواضعی که دولت امریکا علیه ایران داشته حاضر بشوم ملاقاتی را انجام دهم اما اگر کسی به فرض چنین کاری را انجام دهد، نمی‎گویم که اتفاق مهمی افتاده است.

 
 
 
 
 این نکته اخلاقی ماجراست. نکته دیگر ماجرا این است که‌ ای کاش در این ملاقات‎هایی که صورت ‎می‌گیرد و مراوداتی که با دولت امریکا انجام می‎شود، ایرانیان سعی کنند که روی مسائلی همچون آزادی بیان، دموکراسی و حقوق بشر از یک سو و اینکه تحریم‌ها برخلاف آنچه دولت امریکا ادعا می‌کند که روی مردم عادی اثر ندارد هم انگشت بگذارند. خوب است که تأکید کنند تحریم‎ها برخلاف آنچه که امریکایی‌ها می‏‌گویند روی مردم عادی و غیرنظامیان بسیار تأثیر منفی می‌گذارد.
نکته سومی که باز هم باید بگوییم ای‎کاش ایرانیان آن را به مقام‌های امریکایی که با آنان ملاقات دارند انتقال دهند، این است که اگر شما فکر می‎کنید که در نتیجه فشارهای اقتصادی باعث می‌شود که نارضایتی گسترده تری از نظام جمهوری اسلامی ایران به وجود بیاید و شما شاهد ناآرامی‌ها و تظاهرات در کشور ما شوید سخت در اشتباهید. چراکه حتی اگر در نتیجه تظاهرات و ناآرامی‎ها علیه نظام جمهوری اسلامی، کشور به سمت بی‌ثباتی و هرج و مرج حرکت کند، این امر هیچ کمکی به برقراری حاکمیت قانون و گسترش آزادی‎های مدنی، دموکراسی و بهبود حقوق بشر در ایران نمی‎کند. مسئولان دولت امریکا سخت در اشتباه هستند اگر فکر می‏‌کنند که در اثر این فشارها ممکن است تغییر و تحولی در کشور رخ بدهد. به فرض که به وجود هم بیاید قطعاً تغییر و تحولات مثبتی نخواهد بود و جامعه از نظر توسعه سیاسی نه تنها رو به جلو نخواهد رفت بلکه دچار بی‎ثباتی و هرج و مرج می‌شود و در حقیقت نوعی عقبگرد به وجود خواهد آمد.
واقعیت این است که نمی‏‌دانم آن جلسات چگونه است و آیا پمپئو در آن دیدار از ایرانیان می‏‌پرسد که شما نظرتان چیست؟ ولی اساساً مطمئن نیستم که برای آقای پمپئو، آقای ترامپ و آقای جان بولتون و سایر کسانی که الان سیاست‌های امریکا را در مورد ایران تعیین می‌کنند، مسأله حقوق بشر و دموکراسی اهمیتی داشته باشد؛ نه بواسطه روابط صمیمانه و گرمی که میان واشنگتن و ریاض و نتانیاهو وجود دارد. 
جدای از این مسأله من هیچوقت نمی‌توانم بفهمم که اگر ترامپ و جان بولتون و پمپئو واقعاً به دموکراسی و حقوق بشر و آزادی بیان و این دست مفاهیم اعتقادی داشته باشند، مراودات خود را با سازمان مجاهدین خلق (گروهک تروریستی منافقین) چگونه می‌توانند توجیه کنند؟ سازمانی که نشان داده ظرف 40 سال گذشته پس از پیروزی انقلاب کوچکترین ارزش و اهمیتی برای دموکراسی و آزادی بیان و مطبوعات و انتخابات آزاد و حاکمیت قانون قائل نیست. ممکن است که جان بولتون بگوید ما به‌خاطر منافع ملی امریکا مجبور هستیم بن سلمان را تحمل کنیم. ولی سؤال من از بولتون و پمپئو این است که شما سازمان مجاهدین را چگونه تحمل می‌کنید. آیا آن هم برای منافع ملی امریکاست؟ و آیا مراوده شما با آن سازمان نشان دهنده این نیست که شما هیچ ارزش و اعتباری برای حقوق بشر قائل نیستید؟
ممکن است که بگویم منافع ملی امریکا ایجاب می‌کند که برای فروش اسلحه چشمش را به روی جنایت‌های بن سلمان ببندد اما وقتی به سازمان می‎رسم، واقعاً نمی‌توانم قبول کنم که امریکایی‌ها نمی‌دانند که برای سازمان مجاهدین پشیزی دموکراسی و حقوق بشر مطرح نیست. بنابراین وقتی روابط گرم و صمیمی جان بولتون با سازمان مجاهدین را می‌بینم، آن وقت نمی‌توانم دم خروس را ببینم و قسم حضرت عباس را باور کنم. نمی‎توانم هر قدر که امریکایی‌ها بگویند که دغدغه دموکراسی و حقوق بشر و آزادی بیان را در ایران داریم باور کنم که راست می‏‌گویند و این میهمانی اخیر را هم برای حل همین دغدغه برگزار کرده‌اند. آنها کاملاً دروغ می‏‌گویند. اگر وضعیت حقوق بشر برای امریکایی‎ها کوچکترین اهمیتی داشت به هیچ‎وجه نمی‌توانستند مراوده و تماسی با سازمان مجاهدین خلق داشته باشند.
 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.