گفت‌و‌گو با فرزاد خوشدست کارگردانی که درباره سیل فیلم ساخت

«نگاه خیره» به سیل

فرهنگی /
شناسه خبر: 463685

فیلم‌هایی که در فضای سیل و زلزله ساخته می‌شود چه مخاطراتی دارد؟ خب در این فیلم ما به فضایی رفتیم که جان عوامل من به خطر افتاد؛ به یک کمپ عجیب و غریب رفتیم که هزار سگ در اطراف ما بود و مریضی‌های زیادی عوامل را به خطر می‌اندازد. عوامل و بازیگران فیلم همه مشکلات را با شیرینی کار و حرفی که در فیلم می‌زنند می‌پذیرند.

ما در برابر خطراتی که در ساختن فیلم با آن مواجه هستیم هیچ بیمه و حمایتی نداریم و در کار باید خودمان مراقب باشیم و از کسی نمی‌توانیم توقع کمک و حمایت داشته باشیم.

با گذشتن سه هفته از سیل هنوز خبرها و اتفاقات مربوط به این اتفاق مهار نشده و زندگی مردم هنوز درگیر سیل است. فرزاد خوشدست کارگردان و مستند ساز، این روزها فیلمی را با نام «نگاه خیره» که به مسائل بعد از سیل می‌پردازد به مرحله موسیقی رسانده و بزودی اکران می‌شود.

«زنی که نام ندارد» آخرین فیلم بلند مستند فرزاد خوشدست است که سابقه شاگردی عباس کیارستمی را در کارنامه هنری خود دارد. این فیلم هنوز در ایران نمایش داده نشده است و سال گذشته نویسنده روزنامه گاردین انگلیس مطلب مفصلی درباره این فیلم منتشر کرد.

فیلم داستانی «نگاه خیره» اوایل تابستان امسال موفق به کسب مجوز ساخت از شورای پروانه ساخت فیلم‌های ویدئویی شد. فیلمبرداری این فیلم در بیش از 17 لوکیشن واقع در شهر تهران و شهرستان‌های اطراف با صرف بودجه‌ای مستقل انجام شده است.

بازیگران این فیلم را توماج دانش بهزادی، تینو صالحی، امین میری، علیرضا ثانی فر، آدین عطار و مرضیه بدرقه تشکیل می‌دهند. حمیدرضا فلاحی و میثاق زارع به صورت افتخاری در این فیلم نقش آفرینی کرده‌اند. توماج دانش بهزادی در این فیلم در نقش یک مهاجر کرد ظاهر شده است.

در خلاصه این فیلم داستانی آمده است: «سیل که آمد کل روستا را برد... پدر زنم هم برد... وگرنه من و روژان هیچوقت حاضر نبودیم روستا رو ول کنیم بیاییم شهر». فرزاد خوشدست که این روزها درگیر نمایش مستند خط باریک قرمز در جشنواره جهانی فیلم فجر است درباره ساخت فیلم نگاه خیره که به سیل می‌پردازد در گفت‌و‌گو با «ایران عصر» مطالبی را بیان کرد.

فیلم نگاه خیره به مصایب بعد از سیل می‌پردازد شما با چه رویکردی این فیلم را ساختید؟
همیشه موضوعاتی که ما به ازای واقعی داشتند برایم جذاب بودند و تلاش می‌کنم به وسیله پارامترهای سینمای مستند و اتفاقات واقعی که در اطرافم می‌افتد در سینمای داستانی نزدیک شوم.

به نظر من بی‌خودی خیال کردن فقط برای رمان خوب است؛ در «نگاه خیره» تلاش کردم شخصیت فیلم را درگیر اتفاقاتی شبیه بلایای طبیعی کنم؛ خیلی دوست نداشتم چیزی سر راهش قرار دهم که به ارگان یا سازمان دولتی بر بخورد و سراغ موضوع سیل رفتم؛ چون من کارم هواشناسی نیست که آب و هوای کشور را از دوسال پیش پیش‌بینی کنم ولی کشور ما به‌خاطر موقعیت جغرافیایی هر چند سال یک بار سیل یا زلزله دارد و به‌خاطر همین سیل را انتخاب کردم.

وقتی موضوع سیل را انتخاب کردم اواخر فیلمبرداری مشابه این اتفاق در غرب کشور روی داد؛ البته نه به این شدتی که الان در کشور هست ولی به هر حال آدم‌های زیادی از بین رفتند. من قصدم اصلاً این نبود که نشان دهم سیل چطور اتفاق می‌افتد و ماجراهای طبیعی سیل اصلاً مهم نبود؛ فقط آن انسان مهم بود که اطرافیان و جهان اطرافش چه تصمیمی برای ادامه زندگی اش می‌گیرند و فرد مصیبت دیده حالا باید چه کار کند.

در «نگاه خیره» شما با کاراکتری مواجه می‌شوید که سیل نه تنها زندگی اش را از بین برده بلکه روستایی را که زادگاهش بوده  کلاً نابود کرده و او مجبور به مهاجرت شده و باید از صفر شروع کند.
یعنی شما در زمان سیل به محل نرفتید که با توجه به برخورد با آن اتفاق فیلم را بسازید؟
من در «نگاه خیره» واقعاً در آن فضا نبودم؛ اما به هرحال موضوع واقعی بود و شاهد هستید در حوادث سیل اخیر در کشور آدم‌های زیادی درگیر می‌شوند. تصور فردای آن روزی که سیل آمده و همه چیز را برده برای کسی که دور از آنجاست، غیر ممکن است. شوخی نیست؛ سیل تمام زندگی یک نفر را برده است و شخصیت داستان من دقیقاً از زمانی دچار بحران می‌شود که به قول خودش سیل روستایش، مدارک شناسایی و زمین کشاورزی را نابود کرده حالا باید از صفر شروع کند در این شرایط تازه متوجه می‌شوید یکسری اتفاق در حال افتادن است.

شما در آن شرایط نبودید؛ برای اینکه مخاطب را به آن فضا ببرید  تا بتواند مصایب شخصیت داستان را لمس کند از چه چیزی استفاده کردید؟
مستندهای زیادی را که در زمینه سیل ساخته شده بود نگاه کردم و تصاویر گزارشی از سیل را دیدم. پلان اول فیلم آرشیوی است که از طریق تروکاژ تغییراتی در آن ایجاد شد. در این پلان سیلی عظیم و وحشتناک یک روستا را می‌برد. دیدن این فیلم برای کسانی که در آن سیل بوده با توجه به صداگذاری که شده یادآوری کابوس آمدن دوباره سیل است.

در «نگاه خیره» کاراکتر فیلم و خانواده‌اش که دچار مصیبت شده موضوع فیلمساز می‌شود. اما موتور اصلی فیلمنامه سیل است؛ در سکانس اول و دوم سیل را می‌بینیم که یک زندگی را نابود کرده است. مسأله اصلی برای فیلمنامه نویس بعد از سیل، دیگر سیل نیست بلکه آدمی است که زندگی اش در سیل از بین رفته و فردای زندگی‌شان مهم است. فرقی ندارد سیل و بلایای طبیعی کجای دنیا اتفاق بیفتد؛ آن چیزی که مهم است آدم‌هایی هستند که زندگی‌شان زیر گل ولای سیل دفن شده است ما باید به آنها فکر کنیم و به زندگی‌ای که قرار است فردا از صفر شروع شود.

الان که کشور درگیر سیل است به مناطق سیل زده رفتید تا برای کارهای بعدی از آن ایده بگیرید؟
به این موضوع فکر کردم؛ ولی با توجه به اینکه الان درگیر مستند «خط باریک قرمز» در جشنواره جهانی فیلم فجر هستم نتوانستم بروم.الان چند دوست خوب مستند سازم در مناطق سیل زده هستند و قطعاً کارهای خوبی در این زمینه خواهند ساخت که می‌تواند به مستند سازهایی که موفق نشدند به آن مناطق بروند، کمک کند.

در فیلم نگاه خیره از چه ایده‌های هنری استفاده کردید؟
در مستندهایی که من می‌سازم تا وسط فیلم متوجه نمی‌شوید که فیلم مستند است یا داستانی؛ چون زندگی آن آدم مسأله می‌شود و مصیبت‌ها پشت سر هم اتفاق می‌افتد. من سراغ فضاهایی از زندگی فرد رفتم که خودش می‌خواهد برای آینده تصمیم بگیرد.

این کاراکتر دچار بحران می‌شود و از غرب کشور به تهران مهاجرت می‌کند تا بتواند امرار معاش کند؛ در حالی که شناختی از فضای زندگی در تهران ندارد مثل انسانی می‌ماند که به یک کره دیگر افتاده است. من در این فیلم پیش از آنکه سراغ هر موضوع زایدی بروم سراغ اتفاقاتی رفتم که برای این آدم می‌افتد تا بتوانیم درکش کرده و نزدیکش شویم. کاراکتر من در «نگاه خیره» یک کرد مهاجر است که تمام روستایش 5 سال پیش در سیل از بین رفته است.

یعنی شما با آدم‌هایی که در سیل روستای‌شان از بین رفت هیچ صحبتی نکردید؟
زمانی که من در اینترنت درباره آن روستا تحقیق می‌کردم به وبلاگی برخوردم. یک نفر از اهالی آن روستا به خارج از کشور مهاجرت کرده بود و بعد وبلاگی ساخته بود و هر سال در سالگرد سیل عکس‌هایی از روستا داشت می‌گذاشت و به زبان کردی حرف‌های عاشقانه برای آن روستا می‌نوشت. من از این طریق توانستم با آن فرد حرف بزنم و عکس‌هایی از روستا به دست بیاورم، عکس‌ها مربوط به زمانی می‌شد که روستا هنوز زیر سیل نرفته بود.

به نظر شما وظیفه فیلمسازها در زمان وقوع بلایای طبیعی مثل سیل و زلزله چیست؟
فیلمساز کارشناس محیط زیست، کارشناس آب و هوا نیست؛ مسأله‌اش انسانی است که در جامعه زندگی می‌کند و در سیل و زلزله مصیبت دیده است.
فیلمسازها دوست دارند به این مسائل فکر کنند؛ البته بجز کسانی که مسائل اقتصادی سینما برای‌شان اهمیت دارد. البته آنها هم حق دارند چون هیچ وقت کسی از آنها حمایت نکرده است و اگر فیلمسازی درباره سیل و زلزله و بلایای طبیعی ساخته از طرف کسی سفارش نگرفته و کمکی هم نداشته است.

اینکه فیلمسازهای ما در زمینه بلایای طبیعی کم کار هستند به‌خاطر مسائل اقتصادی است چون آنها هم باید امرار معاش کنند؛ چندین سال است از سینمایی که به مسائل اجتماعی می‌پردازد حمایت نمی‌شود. الان گیشه در اختیار کمدی‌های سخیف است و بخش خصوصی از آن حمایت می‌کند. بعد از دهه 60 و اوایل دهه 70 هیچ حمایتی از سینمای متفکر و مسئولیت پذیر نمی‌شود؛ مگر آنکه فردی خودش با بودجه شخصی‌اش کار کند و با گرفتن جایزه از دو تا فستیوال خارجی بتواند هزینه فیلم بعدی اش را تأمین کند.

در همین «نگاه خیره» کار به‌دلیل مسائل مالی متوقف شد و به این نتیجه رسیدیم که نمی‌توانیم کار را ادامه بدهیم که خوشبختانه معجزه‌ای رخ داد و کار به جریان افتاد. مراحل فنی فیلم اندازه بودجه کل فیلم هزینه دارد و کسی هم متوجه این قضیه نیست./ روزنامه الکترونیکی ایران 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.