نگاهی به فیلم روان‌شناختی آزمایش

تجربه زندان استنفورد

فرهنگی /
شناسه خبر: 463336

در سال 1971 دکتر فیلیپ زیمباردو، استاد دانشگاه استنفورد، تصمیم به انجام آزمایشی می‌گیرد که به‌عنوان یکی از مهم‌ترین و خطرناک‌ترین آزمایش‌های روان‌شناسی در تاریخ ثبت شده است.

 زیمباردو استاد در زمینه روان‍شناسی و گروه همکارانش می‌خواستند دلیل بدرفتاری‌های موجود در زندان‌های امریکا را بررسی کنند. او یک آگهی برای جذب عده‌ای داوطلب منتشر می‌کند و از بین داوطلبان، 24 نفر را انتخاب می‌کند. افراد عادی و بدون سوء سابقه که به قید قرعه به دو دسته تقسیم می‌شوند: زندانی و زندان‌بان. بازی شروع می‌شود و فضای بازسازی شده زندان بسرعت عوض می‌شود. نقش در جسم و جان داوطلبان نفوذ می‌کند. شدت تأثیرپذیری افراد آنقدر بالاست که آزمایش بعد از 6 روز متوقف می‌شود. گرچه ممنوعیت تنبیه بدنی یکی از شروط اصلی تعیین شده برای آزمایش است اما فشار زیاد باعث توقف آزمایش می‌شود. می‌بینید واقعیتی که به آن اشاره شده آنقدر دراماتیک هست که بارها تبدیل به فیلم یا نمایش شود. در سال 1992 مستندی با حضور زیمباردو درباره روند این آزمایش ساخته شد. سال 2001 الیور هرش‌بیگل آلمانی فیلم Das Experiment را براساس کتاب جعبه سیاه می‌سازد. در سال 2010 پل شیورینگ امریکایی فیلم The Experiment را می‌سازد و 4 سال بعد هم فیلم مشابه دیگری با عنوان The Stanford Prison Experiment توسط کایل پاتریک آلوارز ساخته می‌شود. شاید معروف‌ترین نسخه سینمایی این آزمایش همان نسخه امریکایی سال 2010 باشد. کارگردان آن پل شیورینگ است، خالق سریال مهیج و جذاب فرار از زندان. آدریان برودی که برای فیلم پیانیست برنده اسکار شد، نقش یکی از زندانیان را بازی می‌کند و فارست ویتاکر بازیگر فیلم‌های اتاق امن (یا اتاق وحشت) و گوست داگ نقش یکی از زندان‌بانان. فیلم استاندارد است، روند پیشرفت آزمایش را بدون عجله به تصویر می‌کشد. احساسی که در پایان فیلم به بیننده دست می‌دهد احتمالاً تجربه‌ای مشترک خواهد بود، گرچه سؤال‌ها و چالش‌های فلسفی، اخلاقی، روان‌شناختی و فرهنگی زیادی را هم در ذهن مخاطب به یادگار باقی می‌گذارد. در پایان فیلم از خود می‌پرسیم آیا انسان ذاتاً خوی ناپاک دارد یا برعکس نهاد او از آغاز پاک بوده یا براساس نظری دیگر آیا انسان مانند لوح سفیدی است که جامعه و محیط پیرامون تجربه زیسته هر شخص به این لوح شخصیت می‌دهد. در فیلم شاهد نقش‌هایی اجتماعی هستیم که ما را تحت تأثیر قرار می‌دهند. اما باز برای مخاطب حکم و نظری قطعی از نتایج آزمایش صادر نمی‌شود. دکتر زیمباردو از پشت دوربین‌های مداربسته و مخاطب روی پرده سینما یا روی صفحه تلویزیون، به شکلی خداگونه شاهد رفتار انسان‌هایی هستند که مَثل خود ما به حساب می‌آیند. فیلم به ما نشان می‌دهد که چه میزان خشونت درون هر یک از ما نهفته است. به قول معروف بسیاری از ما فقط آب نمی‌بینیم وگرنه شناگرهای ماهری هستیم. فیلم اهمیت موقعیت قدرت را بررسی می‌کند، بنابراین علاقه‌مندان به بحث فلسفی نظریه قدرت میشل فوکو حتماً باید فیلم را ببینند. زیمباردو هویت فردی افراد را از آنها می‌گیرد و آنها در گروه خود هویت مستقل دیگری به دست می‌آورند، نقاب دیگری می‌زنند و این فردیت‌زدایی ذات پنهان برخی را آشکار می‌کند.

کلمات کلیدی

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.