نگاهی به نمایش «اثر پرتوهای گاما بر گل های همیشه بهار »

بر باد رفته...

فرهنگی /
شناسه خبر: 462699

نمایش «اثر پرتوهای گاما بر گل‌های همیشه بهار» به کارگردانی مهتاب نصیرپور، خبر از تولد یک کارگردان باهوش و خوش ذوق در تئاتر می‌دهد. بانوی بازیگری که در این سال‌ها، حضورش در تئاتر و سینما، هر چند پرشمار نبوده اما کیفیت بالایی داشته با این نمایش، وارد عرصه‌ای تازه شده است.

 بسیاری از نقش‌های خاطره‌انگیز او به یادمان مانده است و حالا با «اثر پرتوهای گاما...» او با نقشی ویژه و دشوار روی صحنه می‌درخشد. در نقش زنی نامتعادل، ویران شده و با رؤیاهای بزرگ. نمایشنامه «اثر پرتوهای گاما...» تلخ است، مضمون نمایش درباره آرزوهای برباد رفته است و بتی (نصیرپور) شخصیتی است که ما را تا مرز نفرت پیش می‌برد اما آنقدر درست بازی شده که در پرده آخر و در انتهای قصه، آنجا که ظاهراً بتی برای یک دوران تازه خود را آماده می‌کند، دلمان برای او و دخترها می‌سوزد. برای روت و تیلی. برای مامانی حتی و برای همه آنهایی که دوران کودکی‌شان در آشفتگی و ناامنی گذشته است.
«اثر پرتوهای گاما...» اگرچه متعلق به امریکای دهه 50 میلادی است اما نگاهی انسانی و مضمونی بسیار جهانشمول دارد. می‌توان رد پای همه مناسباتی را که در نمایشنامه مطرح می‌شود در جامعه امروز دید. مادران مجرد، زندگی‌های برباد رفته، ناامیدی و... مامانی (شهین مهین‌فر) از سوی دخترش رها شده و در خانه بتی اسیر است. او ناظر خاموش رویدادهاست، درست مثل تیلی (آریانا مجد) دو شخصیت مثبت که نمی‌توانند علیه شوربختی مقابله کنند. با وجودی که تیلی دختری مستعد و تواناست، احتمالاً سرنوشتی بهتر از بتی نخواهد داشت.
جدا از متن بسیار خوب و ترجمه دقیق و روان شهرام زرگر، آنچه «اثر پرتوهای گاما...» را به نمایشی دیدنی تبدیل کرده، کارگردانی یکدست آن است. ترکیب بازیگران حضوری فوق‌العاده دارند. سه دختر جوان، نقش‌های دشوارشان را با مهارت بازی کرده‌اند و مهتاب نصیرپور، تأثیرگذار است. خسرو احمدی، علی تاجمیر و شهین مهین‌فر با وجودی که نقش‌هایی بسیار کوتاه دارند، اما حضورشان در ذهن می‌ماند. در شرایطی که بسیاری از تئاترها، پرگو، کش‌دار و کسالت‌بار هستند، «اثر پرتوهای گاما...» بدون این که لودگی کند، تلخی را با طنزی ظریف در هم می‌آمیزد، لبخند بر لب تماشاگر می‌آورد، اما از هسته اصلی درام دور نمی‌شود و مضمون عمیق و انسانی‌اش را در قالبی درست و موجز روایت می‌کند و به عناصر دنیای نمایش وفادار است.
تماشای این اثر، دوباره یادمان می‌آورد که رنج، اندوه، جدایی و تنهایی بخش مهمی از زندگی در دنیای امروز است و شادی‌های اندک نمی‌تواند ما را از تلخی بازی‌های روزگار در امان بدارد. شادی زندگی همان قدر شکننده است که شادی بتی، وقتی با لباس آراسته و لبخندی ساختگی برای رفتن به میهمانی مدرسه آماده می‌شد و با حرف‌های روت (مبینا طبایی)، همه حس غرور و افتخاری که در دل داشت بر باد رفت.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.