در گف تو گوی «ایران » با آناهید آباد کارگردان فیلم «یه وا » مطرح شد

«گفت‌و‌گوی فرهنگ ها» در تصویر سینما

فرهنگی /
شناسه خبر: 462691

فیلم سینمایی «یه وا» ساخته آناهید آباد پنجره تازه‌ای از یک فیلم خوش ساخت و داستان متفاوت یک زن را پیش چشم مخاطب باز می‌کند.

  جدا از ویژگی‌های ذاتی «یه  وا»، آناهید آباد کارگردان این فیلم علاوه بر نمایش یک فیلم نفیس و معرفی فضا و فرهنگ متفاوت، آیین و روابط انسانی در بستر یک گفت‌و‌گوی فرهنگی از جنس دیگر را به نمایش می‌گذارد و بی‌شک تعداد قابل توجهی از بازیگر خوب ارمنی را به سینمای ایران معرفی کرد. بعد از گذشت سال‌ها از طرح نظریه فرهنگی گفت‌و‌گوی تمدن‌ها توسط سید محمد خاتمی رئیس جمهوری اسبق ایران حال می‌توان نمود این گفت‌و‌گو را به زبان سینما در فیلمی خوش ساخت به نظاره نشست. فیلم «یه وا» حاصل سال‌ها کسب تجربه، دستیاری سینماگران نامی سینمای ایران و در نهایت صبوری آناهید آباد است که به عنوان یک فیلمساز مسیحی در سینمای ایران خوش درخشید. آناهید آباد در گفت‌و‌گو با روزنامه ایران گفت که برای ساخت این فیلم مشقت 25 ساله کشیده تا بتواند به واسطه «یه وا» شخصیت اول فیلم خود از حق انتخاب و تلاش برای قضاوت نکردن یکدیگر صحبت کند.
سینمای ایران بعد از انقلاب واروژ کریم مسیحی را به عنوان برجسته‌ترین فیلمسازمطرحِ غیر مسلمان می‌شناسد که فیلم‌های درخشانی چون «پرده آخر»، «سلندر»، «تردید»، و... را کارگردانی کرده است و اکنون ساخته شدن فیلم «یه وا» توسط یک فیلمساز زن مسیحی فصل جدیدی از گفت‌و‌گوی تمدن‌ها را پس از سال‌ها در سینمای ایران باز می‌کند.
آناهید آباد: چطور؟
ساموئل هانتینگون نظریه پرداز امریکایی در سال 1993 نظریه «برخورد تمدن ها» را مطرح می‌کند و با بیان این نظریه مدعی می‌شود که تمدن‌های مختلف امکان نزدیک شدن و گفت‌و‌گو را ندارند و به همین دلیل است که دنیا باید میان تمدن‌های بزرگ تقسیم شود. پس از بیان این نظریه به فاصله کمتر از یک دهه سید محمد خاتمی رئیس جمهوری اسبق ایران، نظریه «گفت‌و‌گوی تمدن ها» را در مجمع عمومی سازمان ملل مطرح می‌کند و در نهایت سال 2001 به نام سال «گفت‌و‌گوی تمدن ها» نامگذاری می‌شود. در این نظریه راهبردهای «گریز از مسائل اختلاف برانگیز و تقابل تمدن ها» و«توجه به توسعه سیاسی و رشد نهادهای مدنی در سطوح ملی، منطقه‌ای و جهانی» مطرح می‌شود و حال این‌که فیلم «یه وا» توسط یک فیلمساز مسیحی و ایرانی ساخته شده که دریچه تازه‌ای از گفت‌و‌گوی بین دو تمدن ایرانی و ارمنی را باز می‌کند و از سوی دیگر به واسطه تولید مشترک توجه به توسعه سیاسی و روابط فرهنگی در سطوح ملی و منطقه‌ای را نیز موجب شده است. درست به همین دلایل است که می‌گویم فصل جدیدی از گفت‌و‌گوی تمدن‌ها در سینمای ایران باز شده است.
شما از پنجره بسیار استثنایی بحث را آغاز کردید. با گشودن این پنجره مشقت‌های 25 ساله‌ای که متحمل شدم پیش چشم من رژه رفت. فیلم «تاواریش» ساخته مهدی فخیم‌زاده اولین فیلمی بود که در کشور ارمنستان ساخته شد. در آن زمان به دلیل آشنایی با ارمنستان و فرهنگ این کشور کمک کردم تا این فیلم در ارمنستان ساخته شود. زمانی که راش‌های فیلم «تاواریش» را دیدم متوجه شدم که چه امکاناتی در عرصه فیلمسازی وجود دارد که سینمای ایران از آن غافل است. بعد از فیلم آقای فخیم‌زاده به فاصله کمتر از یک سال درگیر فیلم «خلع سلاح» شدم. در آن زمان دانشجو بودم وقتی رفتم سر فیلمبرداری «خلع سلاح» یک ایده یا فکری در ذهنم شکل گرفت و آن ایده توجه به این مطلب بود که سینمای ایران باید گسترده شود. چرا که در دوران دانشجویی طبعاً درباره سینمای چین، فرانسه، ایتالیا و سایر کشورها درس می‌خواندیم و این ایده را شدنی می‌دیدم.
تنها آشنایی و تسلط شما به ارمنستان باعث شد این فکر به ذهن شما خطور کند؟
طبعاً تسلطم به فرهنگ ارمنی عامل مهمی برای عملی شدن این ایده بود ضمن این‌که کجا بهتر از ارمنستان می‌توانست شروع خوبی برای گسترده شدن سینمای ایران در کشورهای همسایه به خصوص ارمنستان باشد؟ ایران و ارمنستان شباهت و همجواری بسیاری با یکدیگر دارند.
در همان زمان برای عملی کردن ایده خود چه کردید؟
بلافاصله بعد از پایان فیلمبرداری فیلم «خلع سلاح» به مدیریت وقت سینما گفتم که استودیو «آرمن فیلم» که از بهترین و مجهزترین استودیوهای اتحاد جماهیر شوروی وقت بوده، برای فروش قیمت‌گذاری شده است و پیشنهاد دادم که ایران این استودیو را خریداری کند. چرا که همه امکانات فنی و تخصصی آن دوران را داشت و اگر این سرمایه‌گذاری صورت می‌گرفت و ایران می‌توانست یک استودیو تولید فیلم در خارج ازکشور داشته باشد و همین سرمایه‌گذاری در بلند مدت باعث گسترده شدن بازار سینما و تولیدات سینما می‌شد.
پاسخ چه بود؟
در آن زمان پیشنهاد من برای مدیریت سینمایی وقت خنده دار تلقی شد و این‌گونه به نظر می‌رسید که یک بچه دانشجو جَو زده شده یک فیلمی در ارمنستان کار کرده و حالا با یک ایده بزرگ‌تر برگشته است. خلاصه این‌که در آن زمان هیچ کس پای کار نیامد و از آن پس من هم شدم فقط آدمی که واسطه ساخته فیلم‌های ایرانی در ارمنستان بود. ضمن این‌که در کنار آرزوهای بزرگی که برای سینما داشتم می‌خواستم بعد از پایان تحصیلات دانشگاهی فیلم بسازم اما فرصت ساخته شدن فیلم برای من فراهم نمی‌شد تا این‌که به دلیل جریان‌هایی که در سینمای ایران اتفاق افتاد نه تنها نتوانستم فیلم بسازم بلکه در زمان مدیریت آقای شمقدری عملاً ممنوع الکار شدم.
با این اوصاف برای ساخته شدن «یه وا» پافشاری کردید؟
بله مصرانه پای ساخت «یه وا» ایستادم. اما واقعیت این است که یک بخش از جذابیت فیلم، قصه و فیلمنامه بود، بخش مهمی از سرمایه ساخت فیلم از ارمنستان تأمین شد، بنیاد سینمائی فارابی نیز مشارکت کرد، و با سرمایه‌گذاری آقای بهروز پاکنهاد و تهیه  کنندگی آقای تقی علیقلیزاده امکان محقق شدن یکی از تمایلات حرفه‌ای ام نیز مهیا شد و آن تولید مشترک بود. فکر می‌کنم با تولید مشترک می‌توانستیم وارد ارتباط فرهنگی، گفتمان فراملی، بازار گسترده‌تر و در نهایت گفت‌و‌گوی تمدن‌ها شویم.
مشارکت فارابی را چطور جلب کردید؟
بلافاصله بعد از دریافت پروانه ساخت سراغ فارابی رفتم و اگر درایت و آینده نگری شخص علیرضا تابش مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی نبود تولید مشترک اتفاق نمی‌افتاد.
خانم آباد با توجه به تسلط شما بر سینمای ایران و ارمنستان آیا تا کنون برای تداوم تولیدات مشترک بین ایران و ارمنستان و یا حتی کشورهای همسایه اقدام به برقراری مرکزی به شکل خصوصی در حوزه تولید مشترک کرده اید؟
تراژدی اتفاقاً همین موضوعی است که شما در قالب طرح پیشنهاد کردید.
چرا؟
واقعیت این است که در ارمنستان یک دفتر تولید و پخش فیلم با هدف تولید مشترک و برنامه‌ریزی برای تولید تأسیس کرده ام. اما پس از گذشت یک سال و نیم از تأسیس این دفتر هنوز نتوانستم یک حمایت حداقلی برای ورود به مراحل اجرای کار دریافت کنم. البته من دست از کار نکشیدم و با کمترین امکانات به شکل شخصی در نهایت وارد اجرا و برنامه‌ریزی شده ام. فعالیت مستمر این دفتر می‌تواند موقعیت استراتژیک و خوبی برای تولیدات مشترک ایجاد کند. این دفتر مجوز فعالیت در اتحادیه اروپا با امکانات کاملاً بین‌المللی دارد. اما موضوع این است که بین چشم‌انداز و آرزوی من با دیدگاه و سیاستگذاری‌های مدیریت سینما فاصله بسیار وجود دارد و در این بین یکی از راه‌های برون  رفت ازبن‌بست سینما به‌طور قطع رسیدن به تولید مشترک است. در واقع در میان ریخت و پاش‌های 15 سال اخیر سینما، ورود به تولید مشترک حداقل کاری بود که می‌شد انجام داد.
تولید مشترک سودآور قطعاً می‌تواند مفید باشد. سؤال این است که آیا اکران فیلم «یه وا» در خارج از کشور به لحاظ اقتصادی موقعیت خوبی داشته است؟
بله. تجربه اکران فیلم «یه وا» به معنای بلیت  فروشی در خارج از کشور نسبتاً خوب بود. آن فیلم در روسیه، ارمنستان و چندین جمهوری مشترک المنافع اکران شده و قرار است در چند کشور دیگر نیز روی پرده رود. منظورم از اکران شدن حضور در جشنواره‌های مختلف نیست منظورم دقیقاً اکران در سینماها است. صادقانه دور از انصاف است که انتظار داشته باشیم که «یه وا» در این اکران‌ها درآمد قابل  توجه اقتصادی نیز داشته باشد، ولی موفق به ورود به این مسیر پیچیده بازار جهانی شده است.
کمتر خبری از اکران و یا حضور در جشنواره‌های بین‌المللی از «یه وا» مخابره می‌شود؟
(خنده) چی بگم… در شب افتتاحیه این فیلم صحبت‌های مهمی مطرح شد که هیچ یک از آنها رسانه‌ای نشد. یکی از نکات مهمی که رائد فرید‌زاده مدیر بخش بین‌الملل بنیاد سینمایی فارابی در شب افتتاحیه مطرح کرد این بود که در جشنواره برلین تمامی فیلم که حضور داشت همه آنها تولید مشترک بودند و این نکته یا بهتر بگویم گوشزد مهمی بود که فرید‌زاده مطرح کرد.
طرح این موضوع در واقع پیشنهاد جدیدی است که به سینما ارائه شده و شاید این پیشنهاد سال‌ها پیش باید به صورت یک دستورالعمل مطرح و اجرایی می‌شد در واقع هنوز به دکترین به شکل کلان در عرصه سینما دست پیدا نکرده‌ایم.
برای ورود به بحث دکترین در سینمای ایران در ابتدا باید نیاز به وجود آن احساس شود که متأسفانه در 10-15 سال اخیر معلوم نیست قطب نمای کشتی سینمای ایران ما را به کدام افق هدایت می‌کند. پیرو همین امر شاهد هستیم که در سال‌های اخیر برخی از فیلمسازان صاحب ایده و خوش ذوق سینمای ایران برای توجیه اقتصادی و امنیت اقتصادی سراغ ساخت فیلم‌هایی غیر سینمایی‌تر رفته‌اند. این در حالی است که کارنامه کاری این فیلمسازان سرشار از فیلم‌های خوبی است که در مدیوم سینما ساخته شده است. اما در کمال تأسف شاهد هستیم که امروزه بخش زیادی از فیلم‌های کمدی و اجتماعی ما دچار اضمحلال شده‌اند و کیفیت سبد مصرفی سینمایی و بصری جامعه ما به شدت افت کرده، و به همین دلایل درصد قابل توجهی از اقشار جامعه ما تماشاگران سینمای کشورمان نیستند.
فیلم «یه وا» حفظ حرمت در حق انتخاب و قضاوت نکردن انسان امروز را در رأس قرار داده بود.
بله، دقیقا. در جامعه امروز بشری به خصوص در کشورهایی همچون کشور ما انسان‌ها خواسته یا ناخواسته، مستقیم یا غیر مستقیم با قضاوت هایشان انسان را از حق انتخاب محروم می‌کنند و بیشتر مواقع جامعه با خشونت و قضاوت سرنوشت انسان‌ها را از مسیر طبیعی خارج و با خشونت ناملموس به سمت و سویی هدایت می‌کنند که با تمایلات و فردیت انسان مغایرت دارد.
  «یه وا» از جمله فیلم‌هایی است که حرف از موج تازه در توجه دادن به تمایلات انسان به فردگرایی می‌دهد که در این مسیر بی‌شک عنصرانتخاب‌های فردی و احترام به آنها نمود عینی پیدا کرده است.

اولین مصاحبه‌ای است که در آن بحث حق انتخاب و احترام به آن مطرح می‌شود. طرح موضوع حق انتخاب و گرفتن این حق فردی از شرایطی که انسان در آن زندگی می‌کند، از ابتدا جزئی از دغدغه در فیلمنامه «یه وا» بود. در همه جلسات دورخوانی فیلمنامه شخصیت‌ها را موشکافی می‌کردیم و در مباحثی که مطرح می‌کردم حق انتخاب برای «یه وا» از مهمترین نکاتی بود که بر آن تأکید داشتم. البته مسأله حق انتخاب تنها برای «یه وا» مطرح نبود بلکه کاراکترهای دیگر مانند «شاهن» هم از آن محروم بودند. اساساً یکی از حق و حقوق‌هایی که دریافت آن هم برای زن و هم برای مرد سخت است همواره حق انتخاب بوده است و این مورد یکی از مهمترین نکات بود که سعی کردم بدون شعار و با ظرافت در قاب سینما به تصویر بکشم.
 انسان در مسیر زندگی به شکل ناخودآگاه در شرایطی قرار می‌گیرد که دیگران بدون درنظر گرفتن شرایطی که بر فرد گذشته به خود اجازه می‌دهند یکدیگر را قضاوت بکنند و «یه وا» هم در همین شرایط قرار داشت با این تفاوت که در مسیر منتظر قضاوت‌ها نمی‌ایستاد و یا توجه نمی‌کرد به همین دلیل افراد درباره او کنجکاوی می‌کردند اما کمتر کسی بود که به خود اجازه می‌داد «یه وا» را قضاوت کند.
حق انتخاب بی‌شک فرآیند احترام به حریم خصوصی را هم موجب می‌شود. بنابراین اگر در «یه وا» حق انتخاب را مطرح می‌کنم قطعاً مسأله حریم خصوصی نیز برای من مطرح می‌شود. به اعتقاد من حریم خصوصی فقط حفظ اخلاقیات نیست بلکه روح، سلیقه، روان و نوع نگاه به هستی را نیز شامل می‌شود. این دنیا عین یک منشور است و امکان ندارد دو نفر از یک زاویه به دنیا نگاه کنند و در «یه وا» هم برای من مهم بود که هریک از کاراکترها از نگاه خود به منشور زندگی بنگرند. و یکی از سختی‌هایی که در فیلمنامه و شخصیت پردازی داشتم رسیدن به این نکته بود تا «یه وا» قصه در دام قضاوت نیفتد اما خطر نیز بالای سرش باشد. چون اگر در این دام می‌افتادم دیگر نمی‌توانستم مسائل مهم‌تر درباره زندگی «یه وا» که همان حفظ حریم خصوصی و صیانت از حق انتخاب بود را طرح کنم.
 البته احتمال قضات کردن احساس می‌شد.
درست گفتید می‌خواستم احتمال قضاوت وجود داشته باشد اما محرکه اصلی مسیر قصه نشود و یا این‌گونه بگویم که خود قضاوت مثل تشت آبی می‌ماند که وقتی از پشت بام پایین انداخته می‌شود صدای زیادی دارد و طنین آن حریم خصوصی و حق انتخاب را تحت‌الشعاع 
قرار می‌دهد.
 نگاه‌ها بیشتر از این‌که قضاوت داشته باشند کنجکاو   بود.
بله دقیقاً. مهم بود که سؤال ایجاد شود و این اتفاق رخ داد. وقتی مدیر مدرسه پیش کدخدا می‌آید درباره این‌که «یه وا» کی هست و از کجا آمده سؤال دارد و از سابقه و گذشته حرفه‌ای او می‌پرسد چون «یه وا» به بچه‌های مدرسه درس می‌دهد و نگران بچه‌های مدرسه است و با زندگی شخصی او کار ندارد و در نهایت پاسخ مدیر را نمی‌شنویم و می‌بینیم که به اداره پلیس رفت تا از مجرای قانونی پاسخ سؤالات خود را بگیرد. در واقع سعی کردم تا جایی که ممکن است در فیلم قضاوت را نبینیم. بله دغدغه من قضاوت نکردن بود.
حرف آخر....
امیدوارم فیلم با مخاطب ارتباط برقرار کند چون نظر مردم برای من مهم است.