زلزله شهری را ویران می‌کند، آوار غم و اندوه را بر سر تعداد زیادی از مردم فرو می‌ریزد، رودخانه از نامهربانی جماعتی بی‌تدبیر، یاغی می‌شود و سیل گل و لای را بر سر مردم فرو می‌ریزد. تصاویر غم و اندوه مردمی شریف و مظلوم در کسری از ثانیه، شبکه‌های اجتماعی را تسخیر می‌کند و مردمی که در اوج مشکلات اقتصادی و معیشتی حماسه‌ای ماندگار از همدلی و نوع دوستی خلق می‌کنند.

 
 
 
سال‌هاست که بعد از روی دادن حادثه‌ای طبیعی مانند سیل و زلزله، مردم مهربان و نوع دوست ایران در مقابل کمپ‌های هلال احمر و سایر نهادهای امدادی برای یاری رساندن به هموطنان خود مهیا می‌شوند. و در سویی دیگر مردم حادثه‌دیده‌ای که بعد از مدت‌ها از وقوع آن حادثه ، از نرسیدن کمک‌های مردم و نهادهای امدادی گلایه دارند. شاید به همین دلیل بود که در زلزله بم استاد محمدرضا شجریان برای جمع‌آوری کمک‌ها آستین‌ها را بالا زد و خود شخصاً پا به میدان گذاشت. البته پیشقدم شدن چهره‌های محبوب جامعه در این‌گونه مواقع، ریشه‌ای تاریخی دارد؛ مراسم گلریزان توسط عیاران و پهلوانان نامی برای کمک به مستمندان و مردم دردمند، بارها و بارها صفحات تاریخ پرفراز و نشیب ایران را به تسخیر خود درآورده است. هنوز هم پیشقدم شدن پهلوان تختی در زلزله بوئین‌زهرا ورد زبان مردم کوچه و بازار است. ولی می‌توان متصور شد که نارضایتی حادثه‌دیدگان در رویدادهای تلخ سال‌های اخیر و به‌طور مشخص زلزله کرمانشاه، عاملی شده که چهره‌های شاخص ورزشی و هنری، با معرفی حساب‌های شخصی اقدام به جمع‌آوری کمک‌های مردم کنند و این قول را به همه می دهند که خودشان شخصاً کمک‌های غیر نقدی را به دست مردم منطقه می‌رسانند و همچنین کمک‌های نقدی را صرف سازندگی شهر و روستاهای آسیب‌دیده می‌کنند. واضح است که ناهماهنگی و عدم نظارت و برنامه‌ریزی صحیح در رساندن کمک‌ها و شناسایی مردمی که به‌طور مشخص در آن حادثه آسیب دیده‌اند، دلیل بی‌اعتمادی مردم نسبت به نهادهای دولتی است که وظیفه این امر خطیر را به عهده دارند. به یاد داریم بعد از زلزله بم، چادرهای خارجی که توسط کشورهای مختلف جهان به مردم بم کمک شده بود، در بازار میدان گمرک تهران با قیمتی گزاف به فروش می‌رسید و کنسروهای غذایی خارجی در قفسه سوپر مارکت‌های لوکس مناطق بالای شهر جا خوش کرده بود. هنوز هم مردم به درستی مطلع نیستند که حجم کمک‌های داخلی و خارجی به چه میزان بوده و چگونگی هزینه شدن آنها روشن نیست. به همین دلیل است که ضرورت وارد شدن نهادهای نظارتی و حسابرسی‌های دولتی در مواقع بروز حادثه همزمان با سایر دستگاه های امدادی احساس می‌شود. در رویدادهایی که مردم بیش از دولت وارد عرصه کمک‌رسانی می‌شوند لازم و ضروری است که یک سیستم جامع حسابرسی خدمات عام‌المنفعه وجود داشته باشد تا این اطمینان را به مردم بدهند که کلیه وجوهی که کمک کرده‌اند با سازو‌کار مناسبی هزینه شده است. حسابرسی خدمات عام‌المنفعه حتی می‌تواند فراتر از کمک‌های مردمی در مواقع حادثه باشد و کمک‌ها به آستان مقدس امام‌زادگان و همچنین وجوهی که به صندوق صدقات کمیته امداد و مساجد واریز می‌شود را نیز پوشش دهد  . اگر سازو‌کار سیستم نظارتی و حسابرسی خدمات عام‌المنفعه طراحی شود دیگر نیازی به مسدود کردن حساب‌های بانکی چهره‌های ورزشی و هنری احساس نمی‌شود. مسئولیت اجتماعی نهادهای نظارتی ایجاب می‌نماید که ظهور و بروز فعالانه‌تر و هوشمندانه‌تری در حسابرسی خدمات عام‌المنفعه داشته باشند. یک وظیفه ذاتی سازمان مدیریت بحران کشور آن است که در هنگام بروز حوادث نظیر زلزله و سیل، نهادهای نظارتی را در بدو امر، درگیر موضوع نموده و مرتباً کم و کیف کارها مورد حسابرسی قرار گرفته و به مردم گزارش داده شود.
به نظر می‌رسد دیوان محاسبات می‌تواند طبق قانون در راستای مسئولیت اجتماعی خود، این مسئولیت خطیر را به عهده گیرد. واضح است که هر چقدر نهادهای نظارتی حضور کم‌رنگ‌تری در این قبیل موارد داشته باشند، امکان سوء‌استفاده و حیف و میل اموال و منابع نیز به مراتب بیشتر خواهد بود و از سویی اعتماد مردم روز به روز به نهاد‌های دولتی کمتر و کمتر خواهد شد. عملکرد یک سیستم نظارتی و حسابرسی خدمات عام‌المنفعه اساساً به شفافیت و پاسخگویی موارد فوق کمک شایانی کرده و باعث رضایتمندی عمومی و اعتماد مردم به سیستم حکمرانی کشور می‌شود و این در نهایت موجب مشارکت گسترده‌تر شهروندان در امور کشور می‌شود.